پایان نامه رایگان با موضوع عدم تمرکز

دانلود پایان نامه ارشد

ه فرعي 1-2 مي باشد پس ميتوان گفت آشفتگي بازار تأثير مثبت بر مشتريگرايي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) مشابه ميباشد.
فرضيه فرعي2-2: اين فرضيه بيان مي دارد که شدت رقابت بر مشتريگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير شدت رقابت و مشتريگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 2-2 مي باشد پس ميتوان گفت شدت رقابت تأثير مثبت بر مشتريگرايي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) مشابه ميباشد.
فرضيه فرعي 2-3: اين فرضيه بيان ميدارد که عدم تمرکز بر مشتريگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير شدت رقابت و مشتريگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 2-3 مي باشد پس ميتوان گفت عدم تمرکزتأثير مثبت بر مشتريگرايي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) مشابه ميباشد.
فرضيه اصلي 3: اين فرضيه بيان ميدارد که رقيبگرايي بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير رقيبگرايي و قابليتهاي بازاريابي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي 3 ميباشد پس ميتوان گفت رقيبگرايي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) و همچنين شين و آيکن (2012)مشابه ميباشد.
فرضيه فرعي 1-3: اين فرضيه بيان ميدارد که آشفتگي بازار بر رقيبگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير آشفتگي بازار و رقيبگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي1-3 مي باشد پس ميتوان گفت مشتريگرايي تأثير مثبت بر رقيبگرايي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) مشابه است.
فرضيه فرعي 2-3: اين فرضيه بيان ميدارد که شدت رقابت بر رقيبگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير شدت رقابت و رقيبگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 2-3 مي باشد، پس ميتوان گفت آشفتگي بازارتأثير مثبت بر رقيبگرايي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) مشابه ميباشد.
فرضيه فرعي 3-3: اين فرضيه بيان ميدارد که عدم تمرکز تأثير مثبت بر رقيبگرايي دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير عدم تمرکز و رقيبگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 3-3 مي باشد پس ميتوان گفت مشتريگرايي تأثير مثبت بر رقيبگرايي دارد. نتيجه بدست آمده از آزمون اين فرضيه با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) مشابه است.
فرضيه اصلي 4: اين فرضيه بيان ميدارد که گرايش به داخل/هزينه بر قابليتهاي بازاريابي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير گرايش به داخل/هزينه و قابليتهاي بازاريابي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي 4 ميباشد پس ميتوان گفت گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. تأثير اين دو متغير تنها در مطالعه تئودوسيو و همکاران(2012) مورد بررسي قرار گرفته است اما آنها در مطالعه خود رابطه بين اين دو متغير را رد کردهاند و نتيجه بدست آمده از اين پژوهش با مطالعه مشابه ديگر همخواني ندارد.
فرضيه فرعي 1-4: اين فرضيه بيان ميدارد که آشفتگي بازار بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير آشفتگي بازار و گرايش به داخل/ هزينه همبستگي معناداري وجود ندارد و اين فرضيه رد ميشود در نتيجه آشفتگي بازار يعني تغييرات در ترکيب مشتريان و ترجيحات آنان تأثيري بر تمايل مديران بانک ها براي افزايش کارآيي عمليات بانکي و کاهش هزينهها نداشته است.
فرضيه فرعي 2-4: اين فرضيه بيان ميدارد که شدت رقابت بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير شدت رقابت و گرايش به داخل/هزينه همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 2-4 مي باشد پس ميتوان گفت شدت رقابت تأثير مثبت بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد. و نتيجه بدست آمده مشابه با تئودوسيو و همکاران(2012) ميباشد.
فرضيه فرعي3-4: اين فرضيه بيان ميدارد که عدم تمرکز بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير عدم تمرکز و گرايش به داخل/هزينه همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 3-4 ميباشد پس ميتوان گفت عدم تمرکز بر گرايش به داخل/هزينه تأثير مثبت دارد. و نتيجه بدست آمده مشابه با تئودوسيو و همکاران(2012) ميباشد.
فرضيه اصلي 5 بيان ميدارد که نوآوريگرايي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که بين دو متغير نوآوريگرايي و قابليتهاي بازاريابي در سطح 5 درصد همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي5 ميباشد پس ميتوان گفت نوآوريگرايي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتيجه بدست آمده با نتيجه تئودوسيو و همکاران(2012) همراستا ميباشد. آنها نيز در پژوهش خود نتيجه مشابهي را کسب نمودهاند.
فرضيه فرعي1-5: اين فرضيه بيان ميدارد که آشفتگي بازار بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير آشفتگي بازار و نوآوريگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 1-5 مي باشد پس ميتوان گفت آشفتگي بازارتأثير مثبت بر نوآوريگرايي دارد. و نتيجه بدست آمده مشابه با تئودوسيو و همکاران(2012) مي باشد.
فرضيه فرعي 2-5: اين فرضيه بيان ميدارد که شدت رقابت بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير شدت رقابت و نوآوريگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 2-5 ميباشد پس ميتوان گفت شدت رقابت تأثير مثبت بر نوآوريگرايي دارد. و نتيجه بدست آمده مشابه با تئودوسيو و همکاران(2012) ميباشد.
فرضيه فرعي 3-5: اين فرضيه بيان ميدارد که عدم تمرکز بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير عدم تمرکز و نوآوريگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 3-5 ميباشد پس ميتوان گفت عدم تمرکز تأثير مثبت بر گرايي دارد. و نتيجه بدست آمده مشابه با تئودوسيو و همکاران(2012) ميباشد.
فرضيه فرعي 4-5: اين فرضيه بيان دارد که مشتريگرايي بر نوآوريگرايي تأثير مثبت دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که در سطح 5 درصد بين دو متغير مشتريگرايي و نوآوريگرايي همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد و اين به معناي پذيرش فرضيه فرعي 4-5 مي باشد پس ميتوان گفت مشتريگرايي تأثير مثبت بر نوآوريگرايي دارد. نتيجه بدست آمده با مطالعه تاجديني و ترومان(2012) مشابه ميباشد.
فرضيه اصلي 6 بيان ميدارد که سرمايه انساني تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که بين دو متغير سرمايه انساني و قابليتهاي بازاريابي در سطح 5 درصد همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي6 مي باشد پس ميتوان گفت سرمايه انساني تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. تأثير سرمايه انساني به عنوان يکي از اجزاي سرمايه فکري بر متغيرهاي ديگري نظير نوآوري محصول و… مورد بررسي قرار گرفته است اما ارتباط اين متغير با قابليتهاي بازاريابي تنها در مطالعه گريفيث و همکاران(2010) بوده است که نتيجه بدست آمده با مطالعه آنها مشابه است.
فرضيه اصلي 7 بيان ميدارد که سرمايه رابطهاي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که بين دو متغير سرمايه رابطهاي و قابليتهاي بازاريابي در سطح 5 درصد همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي7 مي باشد پس ميتوان گفت سرمايه رابطهاي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. ارتباط اين متغير با قابليتهاي بازاريابي تنها در مطالعه گريفيث و همکاران(2010) مورد بررسي قرار گرفته است که نتيجه بدست آمده با مطالعه آنها مشابه است.
فرضيه اصلي 8 بيان ميدارد که سرمايه سازماني تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که بين دو متغير سرمايه سازماني و قابليتهاي بازاريابي در سطح 5 درصد همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي8 مي باشد پس ميتوان گفت سرمايه سازماني تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. ارتباط اين متغير با قابليتهاي بازاريابي تنها در مطالعه گريفيث و همکاران(2010) مورد بررسي قرار گرفته است که نتيجه بدست آمده با مطالعه آنها مشابه است.
فرضيه اصلي 9 بيان ميدارد که سرمايه اطلاعاتي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. نتايج آزمون اين فرضيه نشان ميدهد که بين دو متغير سرمايه اطلاعاتي و قابليتهاي بازاريابي در سطح 5 درصد همبستگي وجود دارد و اين همبستگي معنادار ميباشد اين به معناي پذيرش فرضيه اصلي9 ميباشد پس ميتوان گفت سرمايه اطلاعاتي تأثير مثبت بر قابليتهاي بازاريابي دارد. ارتباط اين متغير با قابليتهاي بازاريابي تنها در مطالعه گريفيث و همکاران(2010) مورد بررسي قرار گرفته است که نتيجه بدست آمده با مطالعه آنها مشابه است.
5-3 پيشنهادهاي تحقيق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع --، ضرايب، رگرسيوني Next Entries ...............................................................................................................................................................، ايدز، ساير