پایان نامه رایگان با موضوع صاحب نظران، ابراز وجود

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگي و ساختاري پشتيباني ميشود، روش كار ما را تحتتأثير قرار ميدهد. نفع شخصي ميتواند به صورت قانوني دنبال شود، اما فقط در شرايطي كه علامت مشخصهاش پيگيري نفع ديگران است. اين دو پيگيري، مكمل يكديگر هستند به منظور اين كه تعقيب مصلحت عمومي را ممكن سازيم، مسيحيان بايد در صدد تغيير طرز برخورد با كارگران و نيز تشكيلاتي كه آنها در آن كار ميكنند، باشند469″
تبعيض در كار از جمله آثار گناه انسان است. “تبعيض در كار به تعدي كردن به مردم، به ويژه به زنان و گروههاي حاشيهاي ادامه ميدهد. به خاطر نژاد و جنسيت، مردم غالباً به سوي دامنه محدودي از مشاغل كه اغلب با مزد كم و داراي منزلت اجتماعي كمي هستند و مجال پيشرفت و مزاياي جنبي كمي ارائه ميدهند؛ رانده ميشوند. زنان و مردان و مردم همه نژادها در حضور خدا برابر هستند و بنابراين بايد به شأن و عدالت يكسان در زندگي اقتصادي و اجتماعي، شناخته و تلقي شوند”. 470
ظلم و استثمار در كار مانند انحراف، از اهداف اوليه كار به شمار ميرود كه در نتيجه گناه در جوامع انساني بوجود آمده است. بيانيه‌ي آكسفورد به نتايج اين چنين اشاره ميكند: “براي اكثر مردم، كار امري طاقت فرساست. بسياري از كارگران زير فشار كار آسيب زيادي ميبينند در برخي مواقع مردم براي دستمزد كم، ساعتهاي طولاني كار ميكنند. شرايط كاري بسيار بد است. مقررات ايمني و بهداشتي زير پا گذاشته ميشود. در كتاب مقدس ظلم و استثمار را محكوم كرده است. آزادسازي بني اسرائيل توسط خدا از ظلمي كه به آنها ميشد متضمن مثالي است از اين كه چگونه قوم خدا بايد با كارگرانشان رفتار كنند471” .

3-3-1-2) حق و تكليف نسبت به كار
با توجه به هدف محوري خداوند براي نوع بشر، انسان‌ها همه جا حق و تکليف و نسبت به كار كردن حق و تعهد دارند. همه‌ي كارگران حق دارند كار مولد، دستمزدهاي آبرومندانه و عادلانه و شرايط ايمن كاري داشته‌باشند. آنها همچنين مي‌توانند از حق بنيادين خود براي تشكيل اتحاديههاي كارگي و شركت در آنهخا استفاده کنند. آنها حقي براي ابتكار عمل اقتصادي و مالكيت خصوصي دارند472. اينها حقوقي هستند كه تعاليم اجتماعي كاتوليك براي كارگران برميشمارد حق كار كردن در اينجا بايد بخشي از آزادي فردي براي مشاركت در برآورده کردن نيازهاي جامعه تلقي شود.
كاركردن حقي براي آزادي است؛ از اين رو، كار در مفهوم گسترده‌اش روشي از ابراز وجود است. 473 اما اين حقوق محدوديتهايي نيز دارند. هيچ كس اجازه ندارد ثروت بيش از حد انباشته كند، در حالي كه ديگران از ضروريات اساسي زندگي بيبهره هستند. 474 همچنين هر انساني، وظيفه مشاركت در اجتماع دارد در مورد اين معني از كار است كه پولس ميگويد:” اگر شخصي كار نكرد رهايش كنيد غذا نخورد475.” اين گفته در مورد هر فردي بيهيچ شرطي صادق است. بي‌علاقه‌گي به كار، نشانهاي از محروميت از فيض پروردگار است؛ زيرا مشيت الهي كار را به عنوان هدف زندگي تلقي ميكند. توماس اكويني تفسير ديگري از اين گفته‌ي پولس ارائه داد. كار براي او فقط دليل طبيعي و ضروري براي بقاي فرد و اجتماع بود. هر جا اين هدف تحقق يابد، اين فرمان بيمعني ميشود. همچنين اين حكم درباره فردي كه بتواند بدون كار كردن و به اتكاء دارايي خود، گذران زندگي كند صادق نيست.
با انتقال از قرون وسطي به رنسانس و پيدايش پروتستانيسم و جنبش اصلاح كليسا؛ اين فرمان به نحو ديگري تفسير شد. ثروت، هيچ كس را از قبول بيچون و چراي حكم خدا مستثنا نميكند، حتي ثروتمند بي نياز هم گرچه براي ارضاي خواستههاي خود نيازي به كار كردن ندارد، نبايد بيكار بماند. اين فرمان خداست كه ثروتمندان هم مانند فقرا بايد حكم خدا را اطاعت كنند؛ زيرا در پيشگاه خداوند براي هر فرد تكليفي مقرر شده است كه بايد آن‌را بپذيرد و در اجراي آن بكوشد.476 اين مفهوم از كار است كه ماكس وبر تحت عنوان “روح سرمايهداري جديد” تلقي کرده است.

4-1-2) فقر و عدالت از ديدگاه صاحبنظران مسيحي
بحث فقر و عدالت ويژگي مهم ادبيات اقتصاد مسيحي است. از همين رو درباره‌ي اهميت عدالت در بيانيه آكسفورد آمده است كه : “عدالت اساس ديدگاه مسيحيت در خصوص زندگي اقتصادي است. عدالت ريشه در ذات الهي دارد زيرا خداوند عادل است و عدالت را دوست ميدارد”. 477

1-4-1-2) عدالت از منظر صاحب نظران مسيحي
مسائل مرتبط با عدالت در مركز تعاليم انجيل قرار دارد. در كتاب مقدس ( عهد عتيق و عهد جديد ) تلاش پيگيري در ابعادي گسترده به چشم ميخورد كه هدف آن غلبه بر بيعدالتي در تاريخ بشري و روابط اجتماعي مربوط به آن است. يك متكلم معروف كاتوليك گفته است: “…. همه‌ي اصول عقايد مسيحي دعوتي انكارناپذير به همبستگي انساني، به‌ويژه به اهتمام مشترك براي عدالت اجتماعي در راستاي منافع ضعيفان و ستم‌ديدگان است.” 478 چنين نيست كه عدالت فقط يك اصل اجتماعي باشد. در حقيقت عدالت به گونه و كيفيتي فهميده ميشود كه خداوند خود درباره‌ي انسان پيش ميگيرد؛ در نتيجه عدالت خود خدا نقطه عزيمتي براي هرگونه انديشه ورزي درباره‌ي عدالت در جامعه بشري است. همچنين عشق و عدالت خدايي در تضاد با يكديگر نيستند، بلكه يكديگر را تكميل ميكنند. آفرينش، همبستگي و قانون به منزله بنيان زندگي مشترك انساني، عطيههاي رحمت و عدالت خداوندياند.479 سه جنبه براي مفهوم عدالت از نظر كتاب مقدس اهميت مركزي دارد:
اول. آفرينش انسان و مأموريت يافتن وي براي اجراي عدالت در حكومت (عدالت در روابط همگاني) 480
از سفر پيدايش (كتاب اول عهد قديم) سه حقيقت اساسي درباره انسان به دست ميآيد: 1-انسان تصوير خداست و شبيه او آفريده شده است؛2- فرمانروايي بر زمين به او سپرده شده است و 3-انسان به مثابه‌ي موجودي اجتماعي آفريده شده است.
اکنون در زير به توضيح اين موارد اسشاره مي‌کنيم:
اولاً : انسان آفريدهاي است كه ميتواند به خدا پاسخگو باشد. با او در ارتباط و پيوند باشد و ميتواند فرمان‌هاي خدا را برآورده كند. اين ارتباط انسان با خدا مبناي شأن و منزلت منحصر به فرد انساني است. اين قابليت برقراري ارتباط، در جاي خود مسبوق بر آن است كه انسان برخوردار از عقل و اراده‌ي آزاد است. عقل و اراده‌ي آزاد، پايهاي است براي آن كه انسان يك موجود اخلاقي باشد؛ يعني اين كه داراي اين توانايي است كه به اتخاذ تصميم صحيح يا ناصحيح بپردازد و لذا تاريخ خود را از نظر فردي و جمعي شكل دهد.
ثانياً : خداوند انسان را شايسته‌ي حكومت بر آفرينش خود دانسته است، او بايد آزادي و عقلانيتي را كه در سرشت خود دارد به كار گيرد تا در جهان با عدالت حكومت كند؛ يعني به رفاه همه‌ي مخلوقات توجه كند.
ثالثاً : خلقت انسان به عنوان موجود اجتماعي بوده است؛ از همين رو، مسئوليتي كه او در برابر خداوند متقبل شده است، مسئوليت مشترك و توأم است.
دوم. عدالت خدايي به مثابه همبستگي با محرومان و ستمديدگان و اهميت آن براي عدالت انساني. 481
از آنجا كه انسان آزادي دارد، ميتواند كار بد نيز انجام دهد؛ يعني حق هم‌نوعان خود را پايمال كند. تاريخ بشري نشانگر سوءاستفاده از قدرت و سركوب است. اين كه خداوند عادل است به اين معناست كه او در تاريخ در كنار بيقدرتان و ضعفا قرار دارد. عدالت در كلام مسيحي به طور عمده، اتخاذ موضع و عمل به سود آنهايي است كه ناتوانتر از آنند كه براي خود احقاق حق كنند. به همين دليل عدالت در كتاب مقدس در پيوند نزديك با رحمت آمده است. نمونه‌ي مهم براي اين عدالت، آزادي قوم اسرائيل از بردگي و سركوبي است كه در مصر گرفتار آن بود و در نتيجه رهايي از وضعيتي كه ذکر شده است هستيِ آن قوم را در خطر ظلمهاي گوناگون قرار داده بود.
عدالت اجتماعي در درجه‌ي اول و عمدتاً متوجه حقوق و انتظارات كساني است كه به دلايلي خود قادر به تأمين آن نيستند. كتاب قانون تورات با قواعد متمايز كيفري و اجتماعي خود براي آن است كه از بيتوجهي به قانون و فقرزدگي قشرهاي كم توان مردم جلوگيري كند. قوانين اجتماعي از منظر تورات بايد حداقل نيازهاي مادي بيوهها، يتيمها‌ و غريبهها را تأمين كند. يعني نيازمندي‌هاي مادي گروههاي محرومي كه بيش از همه در شرف تهديد بودند. ممنوعيت بهره نيز در خدمت اين اصل بوده است. همچنين نهادهاي شنبه – سال كه در آن بخشودگي بردگان از پرداخت بدهكاري در سال هفتم توصيه ميشد و يوبل – سال (جشن سالگرد) كه فرمان معافيت از بدهي در هر پنجاه سال در نظر گرفته شده است. در راستاي اصل مذکور بوده است. هدف كلي از تمامي اين اقدامات اين است كه از تمركز ثروت جلوگيري شود.
در هر اجتماعي تمايل فزاينده به توزيع ناعادلانه‌ي ثروت وجود دارد و براي اصلاح آن نياز به قوانين اجتماعي است تا نتواند در دراز مدت به صورت‌هاي خشن بيعدالتي و تنشهاي اجتماعي ناشي از آن بينجامد.
سوم. عدالت در انجيل: احياي نيت اصلي شريعت موسي توسط عيسي مسيح482
همدردي خداوند با بينوايان كه در تورات آمده است، هسته‌ي اصلي رسالت مسيح را تشكيل ميدهد. مسيح مُبلغ عشق ويژه‌ي خداوند به بينوايان است. در يسايا 61 آمده است: “روح خداوندي بر من استوار است؛ زيرا خداوند من را مسح كرده است و به من رسالت داده است بينوايان را بشارت دهم كه به بند افتادگان اعلام رهايي و به نابينايان مژده به نور ديده ميدهم. آمدهام پايمال شدگان را آزاد كنم و خوش مالي خداوندي را بشارت دهم.” بنابراين نشان ميدهد كه او عادل نويد دهنده است.
وحدت عشق خداوندي و عشق به نزديكان و هم‌دردي با ضعيفان را بايد صفت بارز رسالت مسيح دانست. مسيح قوانين زمان و جامعه‌ي خود را به اين دليل كه موجب عواقب غيرانساني شده و ناقض قصد اوليه خود بودند و به جاي جلوگيري از بيعدالتي به آن دامن ميزدند، زير سؤال ميبُرد و از آن انتقاد ميكرد. مسيح در انتقاد از قانون، به فرمان عشق استناد ميكند كه فوق قانونهاي منفرد قراردارد و آخرين منبع هرگونه تنظيمات قانوني و اجتماعي است. اين قانون عشق كه مقدم بر هرگونه تنظيم يا بندگيهاي حقوقي منفرد و مجوزي براي آنهاست، بر توجه بي شائبه‌ي خداوند به همه‌ي انسانها به مثابه‌ي آفريدههاي خود مبتني است. 483

2-4-1-2) تعريف عدالت از منظر صاحب نظران مسيحي
در بيانيه‌ي آكسفورد تعريف عدالت از منظر كتاب مقدس چنين بيان شده است: عدالت از نظر كتاب مقدس به معناي ارائه منصفانه‌ي حقوق هر شخص به نحوي سازگار با معيارهاي شريعت اخلاقي خداوند است. در قطعاتي از كتاب مقدس از توزيع منافع زندگي اجتماعي در زمينه تضاد اجتماعي و بيعدالتي اجتماعي بحث ميكند. عدالت به‌ويژه به گروههايي مانند فقرا ، بيوه زنان، يتيمان، اتباع خارجي، دستمزد بگيران و بردگان اشاره مي‌کند. پيوند مشترك ميان اين گروهها به خاطر نيازهاي اوليه‌ي اقتصادي و اجتماعي، ضعيف است. عدالتي كه ذكر آن گذشت به معناي بازگرداندن اين گروهها به شرايطي است كه خدا براي آنها در نظر داشته است. شريعت خداوند اين عدالت را تبيين و مقتضياتش را خاطر نشان ميكند. به علاوه، هدف خداوند براي مردم، زندگي كردن نه جدا از ديگران، بلكه در جامعه است. فقرا كساني توصيف ميشوند كه از ساير اعضاي جامعه ضعيفتر هستند ؛ مسئوليت جامعه چنان تعيين شده است كه” از آنها دستگيري نمايد”؛ به طوري كه بتوانند به مشاركتشان در جامعه ادامه دهند (لاويان 36-35. 25). يكي از تنگناهاي فقرا، زياني است كه از طرف جامعه به آنها وارد مي‌شود (ايوب 9-1074، مزمور 36-33 و 9-4: 107). در حقيقت نيازهاي اوليه‌ي متعدد فقرا مانع ايمني و عضويت آنها در مشاركت اجتماعي است.
يكي از ويژگيهاي اصلي عدالت از نظر كتاب مقدس، تأمين نيازهاي اساسي است كه در مغايرت با معيارهاي كتاب مقدس دريغ شده است. علاوه بر اين كه كتاب مقدس در مورد اين، چگونه تشخيص دهيم كدام نيازها اساسي هستند، معيارهايي ارائه ميدهد: آنها( نيازهاي اساسي) نيازهايي هستند كه نه فقط براي زندگي فردي، بلكه براي زندگي در جامعه ضروري هستند. 484
دونالد‌هي، عدالت را عمل تصحيح اوضاع نامنظم يا نامناسب ميداند. او سپس توضيح ميدهد كه “دغدغه‌ي مسيحيت براي عدالت در قلمرو اقتصادي، تشخيص و شناسايي مستمر قلمروهاي نامنظم يا بيتناسب در اقتصاد (

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع صاحب نظران، کتاب مقدس Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع علم اقتصاد، اقتصاد بازار، صاحب نظران، حقوق انسان