پایان نامه رایگان با موضوع صاحب نظران، وجود خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

پديده‌ي فئوداليسم از قرن هفتم ميلادي بود كه تا اواخر قرن سيزدهم يا اوايل قرن چهاردهم دوام يافت. با وجود اين، پديده‌ي فئوداليسم در معناي كليتر در برخي كشورها تا قرن 19 ميلادي به حيات خود ادامه داد. 302 تضعيف و فروپاشي قدرت حكومت مركزي در كنار پديدة سقوط روم باعث شد، امنيت مردم به خطر افتد؛ از اين رو، آن ها كه امكانات دفاعي‌، ثروت و موقعيت اجتماعي بالاتري داشتند. براي حفظ امنيت خود مناطقي را در اختيار گرفتتند و نقش ارباب را براي خود قائل شدند. اين فعاليت يا اين رفتار خاص با معنايي از واژه‌ي فئودال (تيولدار) و فئوداليسم( نظام ملوك الطوايفي) كاملاً سازش داشت؛ زيرا اوضاع و احوالي حاكم شده بود كه ديگر حكومت مركزي اقتدار نداشت و هر ارباب و هر خاني براي خود صاحب حكومتي بود. افراد ضعيف و بدون امكانات نظامي وبه‌ويژه طبقات پايين جامعه (مثل دهقانان و كارگران) كم كم نقش رعيت را يافتند و بدين ترتيب نظام ارباب و رعيت در اروپا شكل گرفت‌. به قول آدام اسميت303 هر شخصي كه قدرت داشت، بخش‌هايي ازيك سرزمين را غصب ميكرد و خود در آن نقش يك شاه كوچك داشت مالك و ارباب نسبت به دهقانان در زمان صلح، قاضي و قانونگ‌ذار بود و در زمان جنگ رهبر آنان محسوب ميشد. مالك هر وقت صلاح ميديد با ديگران صلح يا جنگ را آغاز ميكرد. آدام اسميت اضافه ميكند كه مالكان بزرگ معمولاً به فكر جنگ ، لشكركشي و تجاوز به خاك ديگران بودند واصولاً به فكر آباداني وپيشرفت قلمرو خود نبودند. وي ميگويد: از سوي ديگررعايا و دهقانان اكثراً برده بودند و توانايي آباد كردن سرزمين خود را نداشتند؛ از اين رو، فئوداليسم در مجموع، توليد و پيشرفت اقتصادي را مورد تهديد و نابودي قرار داد. سطح زندگي بردهها و رعيت‌ها به خاطر دريافت حداقل سهم محصول بسيارپايين بود. آنها در اين نظام به نوعي اخلاق اجتماعي باور پيدا كرده بودند و آن اين كه حق آنها است كه برده باقي بمانند. جالب توجه است كه آموزههاي كليسا در آن اوضاع و احوال نيز براي پذيرش اين نوع زندگي توجيهاتي داشت و در راستاي فتح كردن رعايا و تسليم آنها به وضع موجود پيش ميرفت. 304
ادعاي كلي اين بود كه تفكر حاكم برفئوداليسم در قرون وسطا جنبه نظام وار و سازماندهي‌شده داشته است. اخلاق فئودالي سلسله‌اي از ارزشها را به رسميت ميشناخت كه عقايد مذهبي در رأس آن قرار داشت، به‌ويژه محوريت دين و مذهب حالت افراطي به خود گرفته بود؛ به گونهاي كه، همه‌ي امور زندگي بايد رنگي از دين ميداشت. در عين حال، اين تفكر ديني از وضع موجود، يعني نابرابريهاي درآمدي و ثروتي در ميان جامعه را توجيه مي‌كرد. حتي درمواردي عقيده بر اين بود كه فقر امر مقدس است و تلاش براي ثروتمند شدن گناه و‌ خيانت است. از يك سو ثروت هديهاي خدايي محسوب ميشد و از سويي ديگر جمع كردن پول و انجام فعاليتهاي بازرگاني مورد انزجار بود. علت برخورد ياد شده به ارتباط كار و سود مربوط بود؛ به اين صورت كه معمولاً در فعاليت بازرگاني كالا جابه‌جا ميشد و كاري صورت نمي‌گرفت، اما سود به دست ميآمد. همچنين بازرگانان از راه قرض دادن پول، مبالغي بهره به دست مي‌آوردند؛ يعني بدون تحمل زحمت و انجام كار، درآمدي كسب ميكردند. نويسندگان، صاحب نظران و نظريه پردازاني را كه اين ديدگاه و مشابه آن را از طزيق دين و اخلاق در امور اقتصادي مطرح مي‌كردند. صاحبان انديشه “مدرسي ” يا اسكولاستيك مينامند. مشهور است كه اين انديشه از اواخر قرن هفتم ميلادي تا اواخر قرن 15 در قرون وسطي حاكم بوده است. صاحب نظران مذكور اغلب از تحصيل كردههاي مدارس علميه‌ي وابسته به كليسا بودند. از اين رو كاربرد نام “مدرسي” يا “مدرسهاي” يا تعابير مشابه آن معنادار به نظر ميرسد.
ريشههاي تكوين اخلاقي- فلسفي تفكر مدرسي به زماني برميگردد كه انديشههاي روحانيان يهودي و مسيحي در كنار نظام امپراطوري روم زمينهاي پيدا كرد تا بر افكار جامعه تسلط يابد. شايد بتوان آغاز اين تحول را قرن دوم ميلادي و پايان شكل گيري اوليه آن را قرن پنجم ميلادي دانست. معروف شدن اين تفكر، از اواخر قرن هفتم آغاز شد و اوج آن در قرون 12و13 بود و اواخر قرن 15 سيطره‌ي كلي آن ساقط شد، اگر چه آثاري از آن هنوز وجود دارد. در هر صورت به طوركلي انديشه‌ي مدرسي تركيبي از تفكر ديني روحانيون يهود و مسيحي به همراه افكار فلسفي رومي – يوناني به اضافه ابعادي از انديشه فيلسوفاني مانند ارسطو است. بروز انديشه‌ي مدرسي به نظر عدهاي از نويسندگان، اولين آزمون حضور دين در صحنههاي اجتماعي شمرده ميشود. در عين حال بايد توجه داشت كه اين انديشه تنها يك قرائت از دين است و انطباق آن بر همه قرائتها منطقي نيست. در قرن 12 ميلادي چارچوب ها و خصوصيات فلسفي انديشه‌ي مدرسي تقريباً به صورت كامل تثبيت ميشود؛ به گونهاي كه برخي، اساساً آغاز حاكميت اين انديشه را اوايل همين قرن ميدانند. در آن عصر مجموعه تحولاتي رخ داده كه با رشد تفكر مدرسي هماهنگ است؛ زيرا در قرن 12 ميلادي انديشه‌ي ارسطو به خوبي شناخته شد، و آموزههاي ارسطويي به عنوان عاليترين مرجع فكري مدرسيها مورد توجه قرار گرفت. 305
ويژگي مهم ديگر مكتب مدرسي، توجه خاص به استدلال قياسي و احتجاج نظري است. به بيان ديگر، مشرب عمومي مكتب مدرسي، موشكافي و جدل منطقي بود؛ در نتيجه در برخي موارد به امور واقعي بيتوجهي زيادي صورت ميگرفت. انديشمندان برجستهاي مانند روسلين و آيلاز نمونههايي از فيلسوفان مدرسي هستند. 306
در قرن 13 ميلادي ضمن آن كه انديشه‌ي قرون وسطايي به اوج خود رسيد. كارهاي مهمي هم انجام شد و افراد بزرگي مثل آكويني در آن تحولات، هدايتگر فكري بودند. رهبر كليسا در اين زمان، شخص ارزشمندي چون فرانسيس قديس (1226-1182) بود كه شادي ديگران براي وي شاديآور و لذت بخش بوده است؛ به همين علت بود كه به فقرا و مريض‌هاي به‌خصوصي، چون افراد جذامي توجه ويژه ميكرد. خود دست از زندگي مرفهانه برداشت و تا آخر عمر فقيرانه زندگي كرد. مشهور است كه توماس آكويني (1274-1225) بزرگ‌ترين فيلسوف مدرسي است. در تمام مدارس، حكمت وي سرآمد بود. وي آن قدر از ارسطو تجليل كرده بود كه بعدها كاتوليكها مثل يك پيامبر به ارسطو اهميت ميدادند. 307 هدف اصلي آكويني دفاع از حقانيت دين مسيح بود. وي ميگويد: براي دفاع از عقايد حضرت مسيح در مقابل آنان كه مرجعيت كتب مقدس را قبول ندارند. بايد از عقل كمك گرفت، اما عقل تا درجاتي از موضوع را درك ميكند. مثلاً عقل وجود خداوند و بقاي روح را ثابت ميكند، ولي روز قيامت را نميتواند اثبات كند.
از نظر علماي قرون وسطي ارزشيابي عملكرد اقتصادي مهم بود و نه تحليل آن؛ بنابراين، مباحث اقتصادي، بيشتر جنبههاي اخلاقي مسايل اقتصادي را در برميگرفت. در ميان دانشمندان الهيات و فلاسفه‌ي قرون وسطي برحسب نوشتههاي اقتصادي، در درجه‌ي اول توماس آكويني قديس (1274-1225) قرار دارد. درعقايد آكويني، اصل اخلاق و عدالت، بر تمامي مسايل حاكم است. وي در زمينه‌ي مالكيت، ثروت، بهره، قيمت، سود و مزد مباحثي در كتاب خود با عنوان “سيستم خداشناسي” ارائه كرده است. در تمامي اين مباحث مسئله اساسي مورد توجه آكويني، انطباق عدالت با اين مسايل اقتصادي بوده است. 308 آكويني تأكيد ميكرد كه مالكيت خصوصي را فقط به اين دليل ميتوان توجيه کرد كه شرط لازم براي خيرات است به نظر او ثروتمند هميشه بايد براي “بخشش و سهيم كردن ديگران آماده باشد” وي مانند پدران مقدس گذشته باور داشت كه “ثروتمند اگر صدقه ندهد، دزد است.” ثروتمند، ثروت و قدرت را براي خدا و براي تمامي جامعه در اختيار دارد. او ثروتش را در راه خدا و براي نفع همگاني نوع بشر به‌کار مياندازد اگر اين ثروت در راه درست به‌کار برده نشود، ديگر داشتن آن را به لحاظ ديني و اخلاقي نميتوان توجيه كرد. در اين صورت ثروتمند يك دزد معمولي به حساب ميآيد. 309
آكويني واقف بود كه براي تعيين قيمت، هيچ فرمول ثابت رياضي وجود ندارد و قيمتها ممكن است به سمت ميانگين نظر خريدار و فروشنده حركت كند. با سپردن نتيجه‌ي كار به بازار، برابري منفعت براي هر دو طرف امكانپذير است، اما اگر معاملهاي منتج شود به اين كه يك طرف توسط طرف ديگر استثمار شود، ناعادلانه خواهد بود، حتي اگر غيرعمد باشد. 310 در مورد اين كه آيا قيمت عادلانه مفهومي ذهني است311 يا عيني،312 ديدگاه مدرسي از نظر اول حمايت ميكند. همچنين اين بحث وجود دارد كه آيا روشهاي دستوري قيمت عادلانه را بايد تعيين کنند يا ازطريق فرايند بازاري تعيين شود.
توماس با اتكا به كتاب “اخلاق نيكوماخوس” ارسطو،313 دو نوع عدالت را تشخيص ميدهد: يكي عدالت توزيعي314 و ديگري عدالت تبديلي (عدالت مبادلهاي) 315 و برابر كننده316؛ عدالت توزيعي مربوط به شيوه توزيع محصول بين افراد يك خانواده، يك ايل يا يك كشور است و عدالت مبادلهاي مربوط به مبادله كالاها و خدمات است. در مورد عدالت توزيعي، درآمد هر شخص بايد معادل مبلغي باشد كه طبق عرف و عادت به او تعلق ميگيرد و متناسب با موقعيت اجتماعي او باشد. در مبادله، قيمتها بايد طوري تعيين شود كه ارزش كالاها را به‌طور عادلانه جبران کند، 317 در نتيجه قيمت عادلانه در معاملهاي كه مسيحيان وارد آن ميشوند با در نظر گرفتن شرايط انساني در محاسبات، ممكن است بيش از قيمت مادي باشد. 318 به نظر توماس آكويني، قيمت كالاي مادي بايد ارزش مصرفي آن را منعكس كند:
“به علاوه كيفيت کالايي كه به مالكيت مصرفي انسان درميآيد و به‌وسيله قيمتي كه براي آن پرداخت كرده سنجيده ميشود… بنابراين اگر قيمت از كيفيت ارزش كالا تجاوز كند يا برعكس كيفيت كالا از قيمت تجاوز نمايد، برابري عدالت وجود ندارد و در نتيجه فروختن يك كالا به بهاي بيشتر از ارزش آن با خريدن آن به بهاي كمتر … غيرعادلانه و نامشروع است.” 319
آكويني فلسفه‌ي ارسطو را با دين مسيح سازگار کرد. به هر حال تلاش آكويناس در ايجاد ترکيبي از دين مسيح و عقلانيت و انديشه‌ي فلاسفه‌ي يونان به‌ويژه ارسطو و سرانجام دستيابي به تحليل فكري منسجم در حوزه‌ي عقل و دين قابل توجه است. در عين حال، برخي عقيده دارند كه هدف اصلي و عشق اصلي آكويني جا انداختن انديشه‌ي مسيحيت بود و عقل را صرفاً به عنوان ابزاري براي ايجاد جذبه در آن استفاده ميكرده است؛ به بيان ديگر، منتقدان آكويني معتقدند وي كار فيلسوفانه و تحليلي زيادي نكرده است، بلكه كار كلامي و دفاع از دين مسيح را بيشتر دنبال كرده است و از اين رو، هم از حكماي يونان از اين نظر عقبتر است و هم همتر‌از فلاسفه‌ي عصر جديد (پس از رنسانس) نيست. 320 در هر صورت سيطره‌ي انديشه آكويني در قرون وسطا بسيار فراگير و گويي مرجع اعظم زمان خود بود، البته برخي از فلاسفه مثل راجر بيكن و ويليام اوكامي نيز كه در آن عصر ميزيستند تمايلي به پيروي و قبول مرجعيت عام آكويني نداشتند.
راجر بيكن (1294-1214) از فلاسفهاي بودكه در امور پژوهشي ارزش قابل توجهي براي تجربه قائل بود و منطق را ابزار بيهودهاي ميدانست. به شيمي و رياضي به شدت علاقه‌مند بود. او عقيده داشت كه ناداني چهار علت دارد: يكي اطاعت از رهبري و مرجع ضعيف است؛ دوم، تأثيرپذيري از عادت؛ سوم، وجود عقايد مردمان جاهل و چهارم، پنهان كردن ناداني از راه تظاهر به خردمندي است. با وجودي كه ادعاي مسيحي بودن داشت، به جادوگري هم كه از نظر مسيحيت ممنوع بود علاقه داشت و با آن كار مي‌كرد.
علاوه بر بيكن ، تئوراي قديس 321(1274-1221) . مانيوي اكواسپارتايي322 (1302-1235)، اسكوتوس323 (1308-1270) ، ويليام اوكامي324 (1350-1290) نيز از فلاسفه‌ي مدرسي قرون وسطا به شمار مي‌روند. از ميان اينها اسكوتوس پس از آكويني نقش مرجعيت داشت. ويليام اوكامي نيز اعتبار زيادي در ميان مدرسيان دارد. بيان معروفي دارد كه به “تيغ اوكامي” مشهور شده است، آن اين است كه مي‌گويد: “كاري كه با كمتر ميشود كرد بيهوده است با بيشتر انجام شود”؛ مثلاً اگر در طراحي يك الگوي علمي ميتوان با كمك فرض خاصي به نتيجه رسيد، ديگر دليلي بر كاربرد فرض‌هايي غير از آن نيست. پيامي صرفهجويي گرايانه از اين موضوع قابل استنباط است. پويايي فكر وي به گونهاي است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع فلسفه ارسطو، رفتار انسان Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع عرضه و تقاضا، مصرف كننده، صاحب نظران، تامس مور