پایان نامه رایگان با موضوع شرکت های چندملیتی، افکار عمومی، برون گرایی، جهانی سازی

دانلود پایان نامه ارشد

جذب شدن در بخش چندملیتی هاست. بنابراین وابستگی شغلی، مصرف کالاها و خدمات و دسترسی به بعضی رسانه ها، به منزله مشوقی برای رها کردن میراثهای فرهنگی و پذیرفتن الگوهای اجتماعی- فرهنگی وارداتی عمل می کند. در نتیجه برون گرایی138 و فرهنگ زدایی حتی اگر در واقعیت موجود ، منطقا از نظر اجتماعی توسط سیستم چند ملیتی تحمیل شده باشد، شکل فرآیند های اختیاری و داوطلبانه را به خود می گیرد.
این موضع گیری های نسبتا کلی را باید با بررسی ژرف مکانیسم های ملموس نفوذ شرکت های چندملیتی از بالا (رسانه های ارتباطی) و از پایین (الگوهای مصرف) در نظام های ارزشی کشور های جهان سوم تکمیل کرد139.
2-2- کنترل شرکت های چندملیتی بر رسانه های ارتباطی و وابستگی کشورهای در حال توسعه
رسانه های همگانی شامل، تلوزیون، رادیو، سینما، خبرگزاری ها، نشریات، اینترنت و … می شود و در عصر حاضر اکثر این رسانه ها در اختیار شرکت های چندملیتی میباشد(با بستر سازی به زبان انگلیسی) .حوزه عمل شرکت های چندملیتی در این بخش ، کلیه وسایل فنی اعم از کالاهای تجهیزاتی، حرفه ای و خانگی را در بر می گیرد.این شرکت ها در زمینه محتوای برنامه ها (برنامه های رادیو، تلوزیون،فیلم و …) نیز فعالیت دارند.ابزار آموزشی و بعضی خدمات آموزشی را نیز باید براین فهرست افزود .در فرآیند تمرکز و چندملیتی شدن صنایع،شرکت های چندملیتی به کمک تکنولوژی پیشرفته ماشین آلات سنگین و ایجاد نظام های فنی مدیریت و نیز طراحی برنامه ها حوزه عمل خود را گسترش داده اند.بنابراین شرکت های چندملیتی در هر دو رشته سخت افزار و نرم افزار یعنی تهیه و پخش اطلاعات و پیامها دخالت دارند.
رسانه های ارتباط جمعی انتقال دهنده پیام ها و نمادهایی هستند که فرآیند جامعه پذیری افراد و انتقال بین فرهنگی140 را بوجود می آورد . بنابراین نظام های ارزشی و هنجاری و نظام های بازنمایی141 کشور های در حال توسعه مستقیما تحت تاثیر نظارتی است که شرکت های چندملیتی در این بخش اعمال میکنند.به گفته پروفسور کی کونن142 رئیس جمهور سابق فنلاند ((امپریالیسم ارتباطات پدیده ایست که در تصویر های افراد از جهان و از خویش و از آنچه که می خواهند باشند تغییر ایجاد می کند)).بنابراین به وجدان ملت ها رسوخ می کند و در فرآیند تخریب اجتماعی – فرهنگی، که قبلا به آن اشاره شد ، نقش فعالی دارد. وابستگی کشور های جهان سوم به رسانه های عمده اطلاع رسانی ، در عین حال آنها را در وضعیتی که دارای عواقب و اثرات سیاسی است ، قرار می دهد . لذا به نظر می رسد که شکافی ژرف بین فعالیت های شرکت های چندملیتی و هویت فرهنگی کشور های در حال توسعه وجود دارد،شکافی که به خصوص در مورد فرآورده های فکری و اشاعه آنها بیشتر آشکار می گردد143.
واقعیت آن است که وابستگی تلوزیونی یا سینمایی منبعث از محدودیت های اقتصادی است.خرید مجموعه های داستانی تلوزیونی از شرکت های چند ملیتی به مراتب راحت تر و از آن گذشته با صرفه تر از تولید برنامه های داخلی است که ارزشها و حساسیت های بومی را بیان می کند. بنابراین صدور برنامه های تلوزیونی یا فیلم های سینمایی به کشور های در حال توسعه را می توان به عنوان عامل((برون گرایی فرهنگی))144 آنان تلقی کرد چون رخنه یا نشر روزانه هنجارهایی اکثرا متعلق به آمریکای شمالی را به دنبال دارد.لذا وابستگی فرهنگی کاملا با وابستگی اقتصادی ارتباط دارد .در واقع پیوند تنگاتنگی بین این دو فرآیند وجود دارد .چون وابستگی فرهنگی اذهان را در جهت موافق شیوه های تولید و مصرف ثروت القا شده از سوی شرکت های چند ملیتی به جهان سوم سوق می دهد.
به طور کلی مساله مهم در انتقال اطلاعات گوناگون توسط برنامه های سمعی و بصری فراملیتی و یا تبلیغات آن است که دریافت کنندگان این نوع اطلاعات ،یعنی افراد ،غالبا قادر نیستند بین شخصیت ها یا شرایط ارائه شده با زندگی خود پیوند و ارتباطی برقرار سازند،بنابراین از تصاویر انتقال یافته به خصوص تصاویر مربوط به جهان غرب درک ناقصی کسب می کنند. از این دیدگاه تلوزیون وسیله قدرتمندی برای فرار از واقعیت های روزمره است.خاصه متوسل به همانند سازی با قهرمانان فیلم ها که اکثرا معرف الگوهای مصرف و عادات مرفه ترین قشر های اجتماعی اند می شوند. نکته اصلی در اینجا آن است که رسانه های جمعی که کاملا تحت کنترل شرکت های چند ملیتی قرار دارند،برخلاف نامشان ابزار مبادله متقابل نیستند،بلکه ابزار ترویج یک سویه فرهنگ،الگوها،تصاویر و در یک کلام قالب های اجتماعی اند. بنابراین در تخریب فرهنگی145 ملت های جهان سوم و به عبارت دقیق تر در ایجاد فرآیند((حافظه زدایی))(محرومیت از حافظه)146 مشارکت دارد. شرکت های چندملیتی ارتباطات و اطلاع رسانی،انتقال دهنده دانشها و حافظه های نو موجب تخریب اجتماعی – فرهنگی تمام عیاری است،که اساسا شکل انحراف از قالب های اجتماعی رایج و برون گرایی را به خود می گیرد. تجربه کشورها تصویر کاملی از قدرت شرکت های چندملیتی در انهدام علقه ها و پیوند های سنتی جوامع از طریق تلوزیون است . وسایل جدید ارتباطات گرایش روز افزونی دارند به بی اعتبار ساختن روشهای سنتی.رسانه های جمعی با تقویت فرآیند تخریب الگوهای سنتی ایستاری و رفتاری و کسب حمایت توده ها در جهت اهداف صنعتی شدن وابسته و یا توسعه وابسته ،در گسترش مستمر شرکت های چند ملیتی وظیفه کلیدی بر عهده دارند147.
برخی از نظریه پردازان ارتباطات معتقدند که امروز جهان در دست کسی است که رسانه ها را دراختیار دارد. نقش عمده رسانه ها در شکل دهی به افکار عمومی باعث شده که اهمیت رسانه ها تا این حد مورد توجه شرکت های چندملیتی قرار گیرد تا با سرمایه گذاری های بسیار گزاف ،این ابزار را در اختیار بگیرند و با تمسک به این ابزار بتوانند فرهنگ و الگوهای مصرف را به نفع خود تغییردهند148.
در نظر مدیران شرکت های چندملیتی، در اختیار داشتن وسایل ارتباط جمعی و فن آوری های جدید ارتباطی، مساوی با در اختیار داشتن استیلای فرهنگی است. به باور برخی همچون ادگار موران (استعمار در دو شکل مستقیم و غیر مستقیم )یا استعمار نو ظهور یافته است و پس از تبدیل استعمار مستقیم به استعمار غیر مستقیم ، وادی فرهنگ به عنوان ابزار این استعمار به خدمت گرفته شده و از این پس هر فردی که بر روی زمین متولد می شود ، فکر و اندیشه او تخدیر می گردد و از این رو استعمار،دائمی و همیشگی شده و به محدوده های صرفا جغرافیایی نیز ختم نمی گردد و ضرب و زورنظامی نیز در آن جایی ندارد . مهم ترین ابزار این تخدیر فرهنگی نیز ، رسانه است پس به مدیران شرکت ها توصیه می شود که باید سعی کنند رسانه را در اختیار گیرند و از سوی دیگر افکار عمومی را به هر نحوی که ممکن است متوجه شبکه ها،سایتها و… خود کنند تا از این طریق افکار سیاسی و مدیریتی خود را در قالب مُد، پرستیژ اجتماعی ، تمدن و درنهایت فرهنگی مدرن به افکار عمومی القا کنند.
تسلط شرکت های آمریکایی بر رسانه ها و جهانی سازی فرهنگ آمریکایی ، در درجه نخست ازتوان مالی عظیم این شرکت و سلطه این کشور بر صنایع فرهنگ ساز سرچشمه می گیرد. در جهان کنونی بزرگ ترین و قدرتمندترین شرکت هایی که در تولید و توزیع فرهنگ فعالیت می کنند ، درمالکیت آمریکایی هاست . گرچه برخی کشورهای پیشرفته صنعتی نیز در این حوزه فعال هستند، اما سلطه آمریکا بر سیستم های ماهواره ای ، ساخت فن آوری اطلاعاتی ، بنگاه های خبری، تبلیغات ،تولید برنامه های تلویزیونی و صنعت فیلم سازی به صورت جدی تهدید نمی شود مع ذلک شرکت مادر با در دست گرفتن این ابزار بستر را برای شعبه های خود در تمام جهان فراهم میکند تا شعبات بتوانند به راحتی به مقصود خود برسند149.
شرکت های آمریکایی با در اختیار داشتن منابع عظیم مالی، گوی سبقت را از رقبای خود می ربایند و پیش تازی خود را در این عرصه حفظ می کنند. افزون بر این ، دولت آمریکا نیز می کوشد با هرگونه اقدام و تحولی که سلطه فرهنگی این کشور را تهدید کند به مقابله برخیزد. سیاستمداران وبرنامه ریزان آمریکایی می کوشند تا با توسل به شگردها و ابزار های مختلف،از اقدام و تلاش های گوناگون به منظور فراهم کردن بستری مناسب برای تجارت آزاد اطلاعات و تولیدات فرهنگی جلوگیری کنند150.
در مواردی دولت آمریکا در جهت حمایت از شرکتها با هر گونه سانسور و کنترلی که درکشورهای مختلف به منظور حفظ فرهنگ ملی در برابر نفوذ و رواج فرهنگ آمریکایی اعمال میشود ، مبارزه و مقابله می کند . تلاش های انحصارشکنانه کشورهای دیگر نیز معمولا با مخالفت وسنگ اندازی آمریکایی‌ها روبرو می شود. همچنین هر گونه اقدام تجاری در راستای ایجاد چارچوبی برای ارتباطات جهانی و اهداف غیر تجاری توسط دولت آمریکا و دیگر نهادها وشرکت های ذینفع آمریکایی خنثی می شود . از این رو شرکت های آمریکایی توانسته اند گوی سبقت را از رقیبان خود ربوده و با امکانات گسترده اطلاعاتی و ارتباطی ، نقش مهمی در فرایند جهانی سازی فرهنگی ایفا نموده و همگونی فرهنگی را در راستای فرهنگ خود هدایت نماید، اگرچه نشانه هایی از خاص گرایی فرهنگی و تحول فرهنگی نیز در سطح جهانی به چشم می خورد که سلطه بلامنازع فرهنگ غرب و آمریکا را به چالش می کشاند اما واقع بینانه اگر بنگریم در خواهیم یافت تقریبا فرهنگ های تمامی کشورها تحت تاثیر فعالیتهای این شرکتها قرار گرفته و نمودش به طور مثال در بحث مصرف غذاها،نوع پوشاکی که دارای مارک های خاصی هستند و حتی نوع معماری ساختمان ها که با تفکر فراماسونری طراحی و اجرا میشود و…خواهیم دید151.

2-3- ایجاد الگوهای مصرف و فرهنگ پذیری
شرکت های چند ملیتی در عصر جهانی شدن توانسته اند مصرف ورای نیاز را به کشورها دیکته کنند وانسان ها بیشتر از آنچه که نیازهست را مصرف می کنند ،این شركتها با معرفی عادات مصرفی غربی در كشورهای درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهانی برونگرايی فرهنگی دخالت موثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشی‌است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود می‌آورند، آنها را هدايت ميكنند، سنت هايشان را تلفيق واحياء ميسازند و رسوم خود را با رسوم انتقال یافته از سوی ديگر فرهنگها در هم می آميزند152.
مصرف و مصرف گرایی بسیار مهم در تشكيل ذهنيت ها و ارزش های منبعث از فعاليت های شركت های چندملیتی است، زيرا نماد مصرف يا كد اشيای مصرف شده ترجمان وضع فرهنگی يا هويت فرهنگی اند. افراد با دسترسی يافتن به كالاهای خاص برطبق موازين و مقياس های جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهی مي يابند اشيا با ايفای يک كاركرد اجتماعی تمايزی و تبعيضی، در واقع معرف افراد،يا به معنای صحيح تر تمايز بين افراد ميشود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيک و تفاوت اجتماعی است، كه افراد را طبقه بندی كرده و سلسله مراتب اجتماعی را به دنبال دارد. اين بعد نمادی در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهای متفاوت، مشاهده، و به يک طبقه اجتماعی خاص نيز محدود نمی شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلی نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمی است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهانی سحرآميز را تصور كند. آرزها به سوی نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده ميشوند. علت اينكه تبليغ كنندگان در تلاش برای يافتن تصويری هستند كه مصرف كنندگان از خود، و از من آرمانی همواره داشته باشند صرفا همان الگوی رفتاری است كه در يک متن اجتماعی تحقق مييابد.جدل ميان خود و تصوير شخصی يعنی بين انگيزه ها و ارزش ها در مصرف در كشورهای در حال توسعه، غالبا در ناكامی از مصرف بسنده تجلی مي يابد، چه در واقع آنچه فرد ميكوشد در مصرف بيابد راهی برای غلبه بر احساس نابسندگی و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقای اجتماعی است153.
الگوهای مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگی جامعه كاملا پيوستگی داشته باشد، البته بايد به الگوهای مصرف متفاوتی كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعی فرهنگی و دامنه قشربندی اجتماعی اقتصادی كم و بيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت. در كشورهای جهان سوم ،منطبق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع شرکت های چندملیتی، حقوق بشر، حقوق بین الملل، نرخ مالیات Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع الگوی مصرف، توسعه اقتصادی، مناطق روستایی، نظام اقتصادی