پایان نامه رایگان با موضوع شرکت های چندملیتی، نیروی کار، کشورهای در حال توسعه، گروههای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دیپلماتیک استفاده کنند.این مساله وقتی شدت می یابد که زمینه های عملیات این شرکت ها به شکل حساسی با منافع حیاتی دولت مادر پیوند داشته باشد.همچنین غالبا این ترس وجود دارد که شرکت های چندملیتی قدرتمند بتوانند بر سرمایه و مشاغل محلی کنترل یابند و در نتیجه نفوذ قابل ملاحضه ای بر تصمیمات سیاسی در تمام سطوح اعمال کنند. در موارد افراطی، آنها حتی مستقیما با پرداخت هایی ، مقامات دولتی را به بالاترین سطوح فساد می کشانند یا به طور غیر مستقیم با کمک هایی به احزاب سیاسی کشور میزبان، فرایند سیاسی ملت های میزبان را منحرف می کنند.
برای مثال، شرکت های چند ملیتی، آشکارا جایگاه مهمی در اقتصاد سیاسی کنیا دارند.از همین رو شعب این شرکت ها به طور نسبی فارغ از قیود بازار محلی و تضییقات دولتی کنیا در دوره قبل از استقلال عمل می کردند و نفوذ قابل ملاحضه ای بر رهبری سیاسی کشور داشتند123. در رابطه با اعمال حاکمیت شرکت های چندملیتی شاید جالب باشد مطرح کردن اینکه شرکتهای بزرگ چندملیتی دارای برنامه های هدف داری هستند که به نظر این برنامه ریزی ها در بیلدربرگ124 «دولت پنهان جهان» انجام میگیرد :
«بيلدربرگ» يك سازمان جهانی مرموز است كه محافل مختلف سياسی به ديده مشكوک به آن نگريسته و بسياری آن را «دولت پنهان جهان» می دانند.صهيونيست ها در راستای اهداف خود برای تسخير جهان و تشكيل يک «دولت واحد» تحت كنترل خود، پس از برنامه ريزی برای در دست گرفتن اهرم های سياسی، اقتصادی و تبليغاتی جهان، حال به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد اين اهرم ها را در يک نقطه جمع كرده و از يک منبع فكری و ايدئولوژيک تغذيه كنند. «بيلدربرگ» اين منبع ايدئولوژيک است كه تقريبا هر سال يكبار رهبران سياسی جهان، رئيسان شركت های بزرگ و محافل مالی عظيم كه بازوهای اقتصادی و بازرگانی دنيا را در انحصار دارند، و نيز صاحب نظران عرصه های سياسی، اجتماعی و تبليغاتی را در يک نقطه جمع كرده و پشت درهای بسته دستور كار سال آينده جهان را تعيين می كند.براساس مدارک موجود125، پيوند اروپا و آمريكا به وسيله ناتو، ايجاد بازار مشترک اروپا، روی كارآمدن كسانی چون كلينتون، بلر و بسياری كه هنوز نامشان در خفا مانده، استعفای مارگارت تاچر، وقوع جنگ خليج فارس، تحول نهضت اروپا، تخريب وجهه ژان ماری لوپن در فرانسه، تحريم آرژانتين در جريان جنگ «فالک لند»، همه و همه در جلسات بيلدربرگ تصميم گيری شده اند.
شركت كنندگان بيلدربرگ:
رتينگر كه بيلدربرگ را بنيان نهاد و تا آخر عمرش (1960) دبيركل آن بود، اساسنامه ای برای بيلدربرگ تهيه كرد.شركت كنندگان در جلسات بیلدربرگ عمدتا بانكداران بزرگ، متخصصان جنگی، سران رسانه های تأثيرگذار و پرمخاطب، وزيران كليدی ، سرمايه گذاران بين المللی (شرکت های چندملیتی) و رهبران سياسی اروپا و آمريكای شمالی هستند. براساس اسناد موجود از اعضای فعال بيلدربرگ می توان به سران رسانه هايی چون «لوفيگارو»، «اكونوميست»، «تايمز»، «هرالدتريبيون» و…، افرادی چون دونالد رامسفلد وزير جنگ سابق آمريكا، «ديويد راكفلر» ميلياردر و غول نفتی جهان، «هنری كيسينجر» از وزيران اسبق خارجه آمريكا، «پل ولفو ويتز» رئيس مستعفی بانک جهانی، ديک چنی معاون بوش، رئيسان شركت های بزرگ چندملیتی مانند نوكيا، كوكاكولا، مايكروسافت، پپسی و… اشاره كرد126.

1-8- مشکلات موازنه پرداخت
فعالیت شرکت های چندملیتی می تواند برای یک کشور میزبان مشکل جدی موازنه پرداخت ایجاد کند یا اگر ابتدائا مشکلی وجود داشته باشد می تواند بوسیله شرکت مادر که تنظیم کننده نسبت منافعی است که باید توسط شعب فرعی در کشور های میزبان به شرکت مادر در کشور مادر پرداخت شود،تشدید نماید.
همچنین این دیدگاه وجود دارد که شعب فرعی خارجی که دچار بدهکاری هستند سرمایه کشور میزبان را ازبین ببرند؛ اثر خالص عملیات آنها وجوه قابل دسترسی برای سرمایه گذاری در کشور مربوطه را کم می کند و لذا بر موازنه ملی پرداخت ها اثر تحمیلی دارد127.

1-9- توسعه صنایع غیر ضروری
هرچند شرکت های چندملیتی از فعالیت در صنایع غیر ضروری و محصولات ساده ای مانند قهوه، برنج، تنباکو، نوشیدنی های ساده و جوهر بر حذر داشته شده اند، ولی هنوز به طور گسترده ای در این قبیل صنایع و تولیدات فعالیت می نمایند. چند ملیتی ها متهم به سرمایه گذاری های سنگین در صنایعی مانند تولید نوشیدنی ها ،سیگار و تنباکو هستند که منافع بسیاری به همراه دارد. به عنوان مثال این سرمایه گذاری علیرغم آن صورت می گیرد که صنایع مذبور در اولویت های توسعه قرار ندارند.عمدتا اهداف ملی و کلان کشورهای در حال توسعه که در جهت ساخت و راه اندازی صنایع سنگین و مادر طرح ریزی شده است کمتر برای شرکت های چندملیتی جذابیت دارد زیرا در مقایسه با تولیدات مصرفی از نوع صنایع ذکر شده در بالا ،سودآوری چندانی ندارند128.

1-10- تاثیر منفی بر بازار نیروی کار
راجع به وضعیت نیروی کار در شرکت های چند ملیتی ،این استدلال وجود دارد که شرکت های چندملیتی جدید بهترین کارگران را از شرکت های محلی موجود جذب می کنند؛ به طوری که ،در بعضی موارد کمبود نیروی کار ماهر، شرکت های محلی را وادار کرده است تا فعالیت خود را تعطیل کنند یا به جای دیگری منتقل شوند.
اگر شرکت چندملیتی در منطقه باقی بماند و قطعات را در محل خریداری نماید تحریک تجارت های کوچک و خرد در منطقه می تواند مشکل فرار نیروی کار را تشدید کند129. این امر آشکار گردیده که جنبش کارگری به تدریج واقف شده اند که شرکت های چند ملیتی بر اشتغال و استانداردهای موجود کارگران و نیز توانایی اتحادیه تجاری برای مقاومت در برابر آنها تاثیر می گذارند.در حالی که از طرف دیگر مصرف کنندگان نیز در مخالفت با کیفیت ضعیف و قیمت بالای کالاهای تولیدی توسط تعدادی از شرکت های چند ملیتی شروع به اعتراض کرده اند.
بعضی منابع پیشنهاد کرده اند که شرکت های چندملیتی برای آموزش نیروی کار در کشورهای کمتر توسعه یافته سرمایه گذاری قابل ملاحضه ای بنمایند130. ولی به نظر نمی رسد که آموزش مذکور در زمره فعالیت های عمده یا ممتاز شرکت های چند ملیتی باشد و چنانچه خود کارگران بار مالی آن را از طریق دستمزدهای کارگران تازه کار تامین نمایند مازاد منافعی برای کشور میزبان به وجود نمی آید131.
2- نفوذ شرکتهای چندملیتی درارزشهای فرهنگی، ارتباطات ومصرف درکشورها
2-1- شوک فرهنگی
علت اینکه احتمال می دهند یک فرآیند توسعه اقتصادی با ریشه دواندن در قلمرو اجتماعی- فرهنگی لزوما با پروژه جامعه مفروض یگانه خواهد شد این است که اهمیت نقش و قدرت واحد های سیستم اقتصادی به حدی است که قادرند خارج از محدوده اقتصادی نیز موثر باشند .بنابراین ، شرکت های چندملیتی را نمی توان سازمانهایی دانست که فعالیتشان فقط تولید کالا و خدمات به منظور ارضای نیازهای از پیش تعیین شده باشد. شرکت های چندملیتی واحد هایی فعالند که فضای اقتصادی و اجتماعی را شکل می دهند. ظاهرا نظام های ارزشی که تعیین کننده شکل و جهت سیاست مستقل توسعه و متکی بر هویت فرهنگی باشند با عقلانیت رفتاری و استراتژیک شرکت های چندملیتی سازگاری ندارند.در نتیجه،پیش فرض برخورد دو نظام ارزشی و لزوم تحلیل پیامد برخوردهای فرهنگی در سطح کشورهای در حال توسعه مطرح می شود132.
چون شرکت های چندملیتی یکی از عوامل اصلی شکل گیری نظام اقتصادی جهان به شمار می روند، از چنان نفوذی برخوردارند که خطر وابستگی فرهنگی کشورهای در حال توسعه نیز وجود دارد. ورای اثرات گوناگون شرکت های چندملیتی، در اینجا مسئله ماهیت کلی برخورد اینگونه موسسات با ارزش های فرهنگی بررسی خواهد شد و به زبان دیگر هدف سناریو روشن کردن این نکته است که نظامهای اجتماعی- فرهنگی کشورهای در حال توسعه برخورد فرهنگی را چگونه تحمل خواهند کرد؟ آیا می توان فرض کرد که پدیده نفوذ شرکت های چند ملیتی دلیل و ترجمان همگونی کامل فضای اجتماعی- فرهنگی ویا برعکس پدیده مذکور ناهمگونی های فرهنگی را تشدید کرده و هویت ملی کشور های مورد هجوم شرکت های چند ملیتی را زیر سوال خواهد برد؟
هرچند شرکت های چند ملیتی مایلند فضای اجتماعی- فرهنگی کشورهای جهان سوم را بر اساس الگوی کشورهای مبدا یک پارچه کنند ولی این فرآیند به مدرنیزه کردن محیط کشور میزبان نیز کمک می کند. گروهها و افرادی در ساختارهای آشکار و پنهان وبه صورت مستقیم وغیر مستقیم جذب شرکت چندملیتی شده و در نتیجه شیوه جدید زندگی در جامعه را طبق الگوهای وارداتی می پذیرند،در حالی که افراد و گروههای دیگر جامعه نمی توانند خود را با چنین تحولی سازگار کنند133.
بنابراین اگر انگاره مذبور را بپذیریم، وابستگان برخی از گروههای اجتماعی کشورهای در حال توسعه در شرایطی قرار می گیرند که با جذب شدن در سیستم اجتماعی – ذهنی منطبق با عقلانیت و اخلاق شرکت های چندملیتی از دیگر گروههای اجتماعی فاصله خواهند گرفت. در نهایت، بعضی گروه های اجتماعی کشور های توسعه یافته و توسعه نیافته به فرهنگی مشترک ، یعنی شیوه زندگی و رفتار مشابهی خواهند رسید. بازتاب این وضعیت در زمینه های تقاضا ، دل نگرانی ها، کتابها، فیلم ها، هنجارهای زیباشناسی و بویژه الگوهای مصرف بروز خواهد کرد. به رغم موانع زبانی و جغرافیایی، برقراری تماس این گروه ها یا طبقات در میان خودشان ساده تر از افراد حاشیه ای همان کشور است134.
منظور این است که ساختار های اجتماعی و ذهنی کشور در حال توسعه تحت نفوذ فرآیند چندملیتی قرار گرفته و ساختار نظام تولید آن از شرکت های چند ملیتی تبعیت خواهد کرد. در این صورت فرآیند مذکور نه فقط وابستگی اجتماعی – فرهنگی را به دنبال خواهد داشت بلکه برخورد فرهنگی به ظهور قشربندی های جدید اجتماعی نیز منجر خواهد شد. چنین وضعیتی گویای دوگانگی در امور فرهنگی و وابستگی های اقتصادی ملت های جهان سوم است.
فرآیند مذکور در بیشتر موارد موجب دوگانگی اجتماعی – فرهنگی افرادی که زیر نفوذ عقلانیت شرکت های چندملیتی قرارگرفته اند نیز می گردد: از یک سو دنیای سنتی و از سوی دیگر ((دنیای مدرنیزه)) که شرکت های چندملیتی پیشگام آنند.یک چنین وابستگی دوگانه ای ،افراد را بین دو نظام مختلف معرف ها و هنجارهای اجتماعی سرگردان می کند.مثلا در بعضی کشورهای آفریقایی شخص در یک مرحله با نوعی نظام ارتباطی که در آن گروه نقش مسلطی دارد از همبستگی برادرانه بهره مند شده و در مرحله دیگری با نظام ارتباطی معلول نفوذ عوامل فراملیتی و همبستگی ناچیز انسانها ، همزیستی می کند. این حالت یکی دیگر از عوامل جدایی انسانها و زاییده برخورد بین فرهنگهاست.یکی از اندیشه های بنیادین نوگرایی غرب این است که خاستگاه وحدت جامعه گروه نیست بلکه فرد یا به زبان دیگر انسان به آزادی رسیده است. ولی نکته مهمی در اندیشه مذکور فراموش شده و آن این است که فرد به استقلال یا آزادی نمی رسد مگر در چهارچوب روابطی که با دیگران برقرار می کند. بنابراین نه فقط در گروه بلکه در جامعه است که میدان فعالیت و روابط فردی تعیین می شود135.
در پایان نباید فراموش کرد که صفت ویژه دولتهای ملی دنیای توسعه نیافته ، ناهمگونی فرهنگی بسیار زیاد آن است . در یک جامعه توسعه یافته ، انواع و اقسام خرده فرهنگ ها، اعتقادات جمعی گوناگون و الگوهای متفاوت زندگی،همزیستی دارند،ولی در جوامع سنتی این همزیستی به هیچ وجه وجود نداشته است . ژان زیگلر136 تا آنجا پیش میرود که در مورد گروههایی که با آفریدن تصویر های نمادی یک سویه مطیع نیازها و هنجارهای بیگانه می شوند اصطلاح (( بدوی و ابتدائی ))137 را به کار می برد.
قدرت و توان ساختاری کردن شرکت های چند ملیتی از آنجا ناشی می شود که هرگاه کشور های در حال توسعه با خطر قحطی و فقر مواجه شوند، هرگونه پیشرفت شخصی و گذران اوقات فراغت افراد به احتمال زیاد تنها با همیاری و در فعالیت هایی امکان پذیر خواهد بود که در تسلط یا کنترل شرکت های مذکور است. برای گریز از بیکاری جز یک راه برای انبوه مردم گرسنه وجود ندارد و آن هم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع شرکت های چندملیتی، حقوق بشر، حقوق بین الملل، نرخ مالیات Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع الگوی مصرف، توسعه اقتصادی، مناطق روستایی، نظام اقتصادی