پایان نامه رایگان با موضوع شاهنامه فردوسی، مهابهاراتا، تاریخ ایران، فره ایزدی

دانلود پایان نامه ارشد

ریاضیات و نجوم و علوم طبیعی، حکایت و امور متفرقه گردآوری شده است. (حداد عادل، 89)
*داستان در شاهنامه فردوسی: شاهنامه حاوی حکمت ذوقی است؛ جهان‌داری و مملکت‌داری را باید از شاهنامه آموخت، نظریه‌پردازان سیاسی بهتر است شاهنامه را به عنوان حکمت خسروانی تحلیل کنند. یکی از موهبتهای الهی بر فرهنگ ما وجود شاعران بزرگی هستند که لقب«حکیم» یافتند که در دنیا چنین نیست. هنر، شعر، ادب و… در سرزمین وحی جز حکمت نمی تواند باشد. اینکه شعرای ما حکیم هستند، در دنیا بی نظیر است. فردوسی به این معنا حکیم است مانند ابن سینا در آغاز شفا خوانندگان را نه به حکمت مشایی که خود آن را به کمال رسانده بلکه به «حکمت شرقیه» ارجاع می دهد. حکمت شرقیه ابن سینا مبتنی بر داستانهای رمزی است؛ سلامان و ابسال، رسالة فی العشق و… از جمله آنهاست که داستانهایی که شاید از بین رفته باشد را بیان می کند که شباهت زیادی با داستانهای رمزی شاهنامه دارد.وی در معنی «رمز» گفت: شیخ اشراق میان دو حکمت فرق گذاشته است، ابن سینا و ارسطو درجه پایین حکمت (استدلال) را مطرح می کنند اما حکمت عالی« حکمت ذوقی» است که آن را «حکمت الهی» می نامند و این حکمت الهی همان «حکمت رمزی» است. سهروردی داستانهای رمزی فراوانی دارد که به مانند شاهنامه حاوی حکمت ذوقی الهی است. سهروردی می گوید باید رمز را فهمید و نباید آن را رد کرد. رمز باید تأویل شود. امروز متأسفانه مسئله رمز و ارتباط آن با تأویل گم شده است. آنچه قابل تأویل است سخن رمزی است. در مقابل فلسفه ارسطو، فلسفه افلاطون مبتنی بر رمز است.
از دیدگاه افلاطون مهمترین اختلاف فلسفه با علوم این است که فلسفه رمزی است. فلسفه هر چیزی در عالم را رمزی تلقی می کند. در علوم رمزی وجود ندارد بلکه کشف است اما اگر همین علوم را رمز کنید و آن را تأویل نمایید و به اصل الهی آن برسید «حکمت» می شود. رمز فوق تاریخ و زمان است و در تمام اعصار اعتبار دارد، تأکید کرد: «رمز» زبان خردجاویدان، زبان ادیان و کتب مقدس الهی و زبان شاهنامه است. حکما و عرفای ما به این معنا توجه داشتند و کسی که زبان حکمت دارد را «حکیم» می خواندند. تا انسان زبان حکمت نداند سخن حکیم را نمی فهمد. بسیاری از حکما و عرفا که شاهنامه را می خواندند به معنای رمزی آن توجه داشتند از جمله عطار نیشابوری که در آثار خود از جمله «الهی نامه» به تفسیر شاهنامه پرداخته است و مثلا کیخسرو را رمز روح، افراسیاب را رمز نفس، جام جم را رمز عالم روح و محل شهود حقایق، رستم را رمز انسان کامل، ترکستان را رمز عالم طبیعت، ایران را رمز شریعت و … توصیف کرده است.
عالی ترین حکمت رمزی در قالب شعر بیان می شود، افزود: بهترین فلسفه این است که به زبان شعر بیان شود. شاهنامه کتاب فتوت و پهلوانی و بزرگ‌منشی است. انسان وقتی به راه جوانمردی برود از وجود جزئی به وجود کلی و از صفات جزئی به صفات کلی راه می یابد. آئین پهلوانی که در شاهنامه دیده می شود، عالی‌ترین نمونه فتوت است. اشعار فردوسی پر از حکمت و رمز است. وی مقدمه هر کتابی را بهترین معرف خواند و افزود: کتابهای بزرگ در تاریخ معمولا مقدمه اش بسیار مهم است. مثلا مقدمه و خلاصه قرآن فاتحة الکتاب است و خلاصه این سوره بسم ا… الرحمن الرحیم و خلاصه بسم ا…، «ب» آن است و خلاصه «ب» نقطه آن است. یا اگر اول حکمت الاشراق را متوجه شویم تمام راز خود را در ابتدایش گفته است. در شاهنامه هم همینطور است؛ کلید فهم شاهنامه صد بیت اول آن است. آغاز شاهنامه در وصف خرد بهترین نمونه خرد را «عدل» می داند. خرد چشم جهان است. جان انسان به خردش است. بر اساس ابیات شاهنامه« خرد» سه نگهبان دارد؛ چشم، گوش و زبان که به نظر من می‌توان بر مبنای این دو بیت شاهنامه کتابی در انسان‌شناسی نگاشت:
تو را از دو گیتی برآورده اند / به چندین میانجی بپروده اند/نخستین فطرت، پسین شمار  /تویی ،خویشتن را به بازی مدار (اعوانی ،1391)
شعرهای حماسی بسیاری در جهان داشتیم مانند مهابهاراتا در هند و ایلیاد هومر که البته شعر الهی نبود و افلاطون معتقد بود در مدینه فاضله افلاطون راهی ندارد. شاهنامه از بسیاری جهات شبیه مهابهاراتا است و یکی از موهبت‌های ما این است که شاعران ما لقب حکیم گرفته‌اند ابن سینا را حکیم می‌گویند چون حکمت بحثی را به اوج خود رسانده است. ابن سینا در آغاز کتاب شفا به خوانندگان توصیه می‌کند «حکمت مشرقیه»‌اش را که پر از داستان رمزی است، مطالعه کنند.وی فلسفه را مبتنی بر اصل موضوعه کرده است و با تمام دستاوردی که در حکمت داشته با این حال خواندن حکمت مشرقیه را بر شفا ترجیح می‌داده است.
رمز باید تاویل شود.کلام ساده را نمی‌توان تاویل کرد، البته این موضوع را افلاطون نیز بیان می‌کند و از دیدگاه افلاطون، فلسفه رمزی است و مهم‌ترین اختلاف میان فلسفه با دیگر علوم از دیدگاه افلاطون همین رمزگونه بودن آن است. فلسفه هر چیزی را در عالم رمزی تلقی می‌کند، گفت:به هر روی رمز، تاریخی نیست و نباید آن‌را به ظاهر تفسیر کرد؛ چراکه ورای تاریخ و زمان است.رمز زبان حکمت‌های عمیق و کتاب ادیان است تا انسان زبان حکمت را نداند نمی‌تواند، سخن بسیاری از عرفا و حکما و شاعران بزرگ را بفهمد. رمز، زبان حکمت‌های عتیق، زبان کتاب‌های مقدس الهی، زبان ادیان مختلف و زبان «شاهنامه» فردوسی است. بسیاری از حکما و عرفا به معنای رمزی «شاهنامه» توجه داشته‌اند. از سوی دیگر شخصیت‌های «شاهنامه» و مراتب وجود خود انسان و مکان‌های جغرافیایی آن رمزی هستند؛ برای مثال افراسیاب، نفس اماره است. بنابراین تمامی داستان‌های «شاهنامه» رمزی هستند. «شاهنامه» به عنوان کتاب فتوت، جوانمردی و بزرگ‌ منشی یاد کرد و توضیح داد: آیین پهلوانی در پهلوانان «شاهنامه» دیده می‌شود و عالی‌ترین نمونه فتوت و جوانمردی است. قهرمان «شاهنامه» ننگ و زبونی را هرگز نمی‌پذیرد. از سوی دیگر انسان در راه فتوت و جوانمردی از وجود جزئی به وجود کلی می‌رسد. این اثر سرشار از اشعاری با مضمون یزدان‌پرستی است. جهانداری و مملکت‌داری را باید از «شاهنامه» آموخت؛ چراکه در این اثر حکمت خسروانی به خوبی بیان شده است و نظریه‌پردازان سیاسی بیاد این اثر را از دیدگاه حکمت خسروانی بخوانند و تحلیل کنند.
اهمیت مقدمه کتاب‌های بزرگ و کلید گشایش رمزهای این آثار در مقدمه آن‌ها نهفته است. در «شاهنامه» نیز 100 بیت نخست آن بسیار کلیدی و مهم است. حدود 20 بیت نخست تمامی مسایل توحیدی را بیان می‌کند و در ادامه سخن از خرد و خردگرایی ایرانی یا مبانی انسان‌شناسی است.خرد فردوسی در واقع زنده کردن تاریخ تحقق یافته است، اهل فلسفه در میان سه شاهکار ادبی تاریخ بشر، شاهنامه فردوسی را برترین می داند.فردوسی، عارف، فیلسوف، حکیم، شاعر، حماسه سرا و خردمند بود. او با اینکه فیلسوف مصطلح نیست اما به مانند فیلسوف و حکیم سخن می گوید.خرد علم و آگاهی تحقق یافته در تاریخ است. خرد عقل تعین یافته در تاریخ است و فردوسی به این معنی «خردمند» است و چون خردمند است به تاریخ ایران توجه دارد.
تاریخ ایران از شکوفاترین ابعاد تاریخ بشر است، افزود: شاهنامه فردوسی یک اثر حماسی است که در تاریخ نظیر ندارد. هومر و سوفولکوس، ایلیاد و اودیسه و شاهنامه سه شاهکار ادبی تاریخ بشر است که اهل فلسفه شاهنامه فردوسی را از همه برتر می دانند.
تراژدی، سرنوشت بی پایان بشر است. انتخاب بین دو خوب و یا دو شر برای برگزیدن شری که کمتر است را تراژدی می گویند که همه انسانها به نحوی در زندگی با این وضعیت روبه رو می‌شوند. هیچ حماسه‌ای بدون تراژدی نیست و شاهنامه پر از تراژدی است و اصلا خود زندگی فردوسی تراژدی است.اتهام شعوبیگری که به فردوسی زده می شود، مردود : فردوسی اگر درباره شاه سخن می گوید بحث عدالت را مطرح می کند و اگر شاهی عادل نباشد از نظر او بی ارزش است و آن را چو گرگی در مرغزار می‌خواند.
 وی تأکید کرد: برای فردوسی «فره ایزدی» یعنی خرد اهمیت دارد. در داستانهای ایرانی این مطلب وجود دارد که زنی یک روز صبح هنگام دوشیدن شیر گاوش متوجه می شود که شیر گاوش کم شده و بر سر می کوبد و وقتی به او می گویند که چیزی نشده مقداری شیرش کم شده شاید علف کم خورده می گوید نه اندیشه پادشاه منحرف شده است. وقتی فردوسی بحث شاه را مطرح می کند به این معنی است. فردوسی شیعه خالص بود، تأکید کرد: هیچ کتاب حماسی و شعر در عالم به اندازه شاهنامه از توحید و خدا سخن نگفته است.
فردوسی تاریخ را زنده کرد، افزود: خرد فردوسی، زنده کردن تاریخ تحقق یافته است. فروید تمام نظریه های روان‌شناسی اش و حتی اصطلاحاتش را از تاریخ تراژدیهای یونان گرفته است؛ ای کاش ما می‌توانستیم از تراژدیهای شاهنامه تاریخ خود را کشف کنیم. عدل، فره ایزدی و نور خدا همیشه در ایران مطرح بوده است و عدالت بدون خرد امکان ندارد و در ایران بحث عدالت همیشه مطرح بوده است و شاه بدون عدل، اصلا بی ارزش بوده است.(دینانی ،1392تان در شاهنامه فردوسی :

جامعترین مفهوم فیلسوف در شاهنامه است. داستان بوذرجمهر مهمترین مصداق حکیم و حکمت در شاهنامه
با تعریفی که از حکمت ارائه کردیم، مهمترین و اصلیترین مصداق حکیم در شاهنامه فردوسی بوذرجمهر است. البته با استناد به برابری مفهوم حکمت و فلسفه می بایست بوذرجمهر را نیز فیلسوف به حساب آوریم اما فردوسی هیچ گاه صفت فیلسوف به این خردمند حکیم نمی دهد و حتی در مواردی او را از فیلسوفان برتر می شمارد. صفاتی که فردوسی به بوذرجمهر می دهد همچون خردمند، پژوهندهِ زند و اوستا، سخن گوی دانا و به ویژه پاسخ های نغز و عمیقی که بوذرجمهر در مجالس مباحثه و مناظره به موبدان و حکیمان می دهد، نشانگر آن است که بوذرجمهر را در جان و دل فردوسی مکانتی عظیم و مرتبتی رفیع است.
حکیم ابولقاسم فردوسی، داستان بوذرجمهر را ذیل داستان پادشاهی کسری نوشین روان می آورد. این داستان از آن جا شروع می شود که انوشیروان (یا به تعبیر شاهنامه نوشین روان) رستن درختی خسروانی را در کنار تخت خود به خواب می بیند ،شاه خوابگزاران و موبدان را به دربار می خواند تا تعبیر و تأویل خوابش را بدو بازگویند در میان آنان کسی نیست که قادر به فاش گویی سر این خواب باشد. پس انوشیروان مهتران را به سراسر کشور اعزام می دارد تا هر که را قادر به تعبیر این خواب است ده هزار درهم بخشند و او را به قصر آورند. یکی از این بزرگان «آزاد سرو» است که در مرو فرود می آید. در این شهر موبدی می بیند که کودکان را زند و اوستا می آموزد و در میان این کودکان یکی نیز بوذرجمهر نام دارد. آزاد سرو از موبد تعبیر خواب را جویا می شود. موبد پاسخی ندارد لیک بوذرجمهر خطاب به استاد می گوید:

باستاد گفت این شکار من است گزاریدن خواب کار من است ( بیت 998 :همان)

استاد گرچه از این گستاخی چهره ای درهم کشیده دارد اما بوذرجمهر را اذن سخن می دهد. لکن بوذرجمهر تعبیر خواب را جز در حضور پادشاه روا نمی داند. به هنگام ره سپردن آزادسرو و بوذرجمهر نوجوان به پایتخت، این دو در زیر درختی اتراق می کنند. پس از لختی بوذرجمهر چادری به روی سر خود کشیده و به خواب می رود. آزاد سرو که بیدار است به شگفتی منظره ای غریب را به دو چشم خویش نظاره می کند. ماری بزرگ از درخت پائین می آید و سر تا پای کودک خوابیده را بو می کند سپس از درخت بالا رفته و چون کودک بیدار می شود ناپدید می گردد. آزاد سرو که با شگفتی کامل ناظر این واقعه غریب است یقین می کند که این کودک در آینده بزرگی بی نظیر خواهد شد:
فرستاده اندر شگفتی بماند فراوان برو نام یزدان بخواند
بدل گفت کین کودک هوشمند بجایی رسد در بزرگی بلند (ابیات 1015-1014: همان)
آزادسرو در خلوت پادشاه، این قصه شگفت را بدو باز می گوید. شاه کودک را فرا می خواند و راز خواب خود از او می پرسد. بوذرجمهر چنین پاسخ می دهد که در حرمسرای تو مردی حضور دارد که خود را همچون زنان آراسته و در شبستان با کنیزانت زندگی می کند. انوشیروان متحیر دستور بازرسی می دهد و پس از اندکی نتیجه روشن می گردد. پسری جوان در میان هفتاد کنیزک حضور دارد. شاه علت را جویا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع روابط انسانی، الهی نامه، منطق الطیر، تربیت اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع آموزش فلسفه، تحلیل محتوا، گروه کنترل، صاحب نظران