پایان نامه رایگان با موضوع سلامت عمومی، حمایت اجتماعی، حمایت عاطفی، مددکاری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

بوده واین نشان می دهد دانشجویان متاهل از سلامت عمومی بالاتری در مقابل دانشجویان مجرد برخوردارند. طبق پژوهشی که واد کندلر 2005 در حوزه روانشناسی انجام داده است، افرادی که پیوندهای اجتماعی گسترده تری دارند مانند افراد متاهل بیش از افرادی که پیوندهای اجتماعی کمتری دارند عمر می کنند وکمتر از آنان گرفتار بیماری های ناشی از فشار روانی می شوند. همچنین سالوکنکس وماتی (1989) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که اختلالات روانی در افرادی که دارای ارتباطات زناشویی صمیمی هستند حداقل بوده است وبه خصوص در کسانی که اظهار نموده اند میزان هم حسی شان با همسرانشان بالا می باشد. ضمن اینکه با توجه به پژوهشی که توسط بخشی پور و همکاران 1381 انجام گرفته، تاهل به شکل معنی داری به سلامت روان بالا و حمایت اجتماعی همبسته است.
فرضیه: به نظر می رسد بین جنسیت دانشجویان ومیزان برخورداری از سلامت عمومی بین آنها تفاوت وجود دارد.
– با استناد به جدول شماره 24-4 می توان گفت که جنس دانشجویان(مذکر یا مونث بودن) بر میزان سلامت عمومی دانشجویان تاثیری نداشته وبین این دو متغیر رابطه ای وجود ندارد. با توجه به نتایج به دست آمده جنسیت تاثیری بر میزان سلامت عمومی دانشجویان نداشته اما نمی توان به طور قطعی عنوان کرد که جنسیت هیچ تاثیری بر سلامت عمومی ندارد و در جلب حمایت های اجتماعی مردان با زنان تفاوت ندارند. طبق پژوهشی که لارسون 1988 روی 151 دانشجوی دانشگاه بوستون ماساچوست انجام داد زنان به نحو معنی داری در ابعاد تغذیه، روابط بین فردی، مسئولیت پذیری و سلامت وسبک زندگی رفتار بهتری از مردان داشتند و در بعد مدیریت استرس نمره بهتری از مردان داشتند. همچنین طبق پژوهش فاهر وهمکارانش 2005 زنان بیشتر از مردان به حمایت اجتماعی نیاز دارند و بیشتر نیز حمایت اجتماعی دریافت می کنند، این پژوهش نشان می دهد که زنان نسبت به مردان، دوستان نزدیک بیشتری دارند ودر شبکه های اجتماعی گسترده تری زندگی می کنند که این امر نشان از نیاز به حمایت اجتماعی بالاتر زنان نسبت به مردان دارد. ضمن اینکه تحقیق مختار ویسی وهمکاران1379، نشان داد که مردان در مقایسه با زنان سرسختی بیشتری نشان می دهند بنابراین زنان بیشتر نیاز به حمایت اجتماعی دارند.
فرضیه: به نظر می رسد بین وضعیت سکونت دانشجویان ومیزان برخورداری از سلامت عمومی تفاوت وجود دارد.
– با استناد به جدول شماره 25-4 مشخص گردید که بین وضعیت سکونت و سلامت عمومی رابطه وجود دارد. به طوری که طبق نتایج این پژوهش میانگین سلامت عمومی دانشجویان ساکن خوابگاه 25.60و درمقابل این میانگین برای دانشجویان ساکن منزل 27.39 است. بنابراین میانگین سلامت عمومی دانشجویان دانشجویان ساکن منزل به میزان 1.79 نمره بیشتر از میانگین دانشجویان ساکن خوابگاه بوده و این نشان می دهد دانشجویان ساکن منزل از سلامت عمومی بالاتری در مقابل دانشجویان مجرد برخوردارند.طبق گفته ی اشنایدر دوری از خانواده می تواند روی سلامت دانشجویان تاثیر منفی بگذارد . یکی از مهمترین مشکلی که دانشجویان ساکن خوابگاه دارند محرومیت آنها از حمایت های خانواده به واسطه ی دوری از آنها است.بر همین اساس طبق پژوهش بخشی پور وهمکاران که روی دانشجویان ورودی 81-82 دانشجویان دانشگاه تهران در سال 1381 انجام دادند، نشان داده که هرچه دانشجو به محل سکونت نزدیک تر باشد، رضایت بالاتری از زندگی، احساس حمایت اجتماعی بیشتر وسلامت روانی مناسبتری در اومشاهده می گردد. یافته های این پژوهش بر طرح بومی گرایی تاکید دارد.
فرضیه: به نظر می رسدبین دانشجویان دانشکده های مختلف از حیث میزان برخورداری از میزان سلامت عمومی آنها تفاوت وجود دارد؟
– با استناد به جدول شماره 26-4 می توان گفت که دانشکده محل تحصیل روی میزان سلامت عمومی دانشجویان تاثیری نداشته و بین این دو متغیر رابطه ای وجود ندارد. شاید بتوان علت این نتیجه را در این دانست که همه دانشکده ها مربوط به دانشگاه علامه طباطبایی هستند واز نظر نوع و میزان فراهم آوردن حمایت های اجتماعی برای دانشجویان به یک شکل می باشند. بنابراین این متغیر تاثیری در میزان سلامت عمومی دانشجویان نداشته است.
3-5- پیشنهادات
قسمت پیشنهادات را به دو بخش تقسیم نمودیم، در بخش اول پیشنهادات کاربردی و مفیدی در راستای نتایج بدست آمده از این پژوهش مطرح نمودیم. در بخش دوم در راستای نقش مددکاران اجتماعی و به طورکلی حرفه ی مددکاری اجتماعی در ارتقای سلامت عمومی دانشجویان نیز مواردی را مطرح نمودیم که امیدواریم مفید واقع گردد.
با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش مشخص گردید که حمایت اجتماعی تاثیر مستقیم وموثری بر میزان سلامت عمومی دانشجویان دارد. در واقع حمایت اجتماعی در ابعاد گوناگون آن شامل حمایت عاطفی، اطلاعاتی وابزاری عامل موثری در ارتقای عامل موثری در ارتقای سلامت عمومی، احساس خوب بودن و ارتقای کیفیت زندگی دانشجویان است. بنابراین لازم است که مداخلاتی در این خصوص جهت بهبود وضعیت انجام گیرد. به طور کلی اقداماتی باید در جهت افزایش سطح حمایت اجتماعی در ابعاد گوناگون آن انجام گیرد، به نوعی تقویت کننده ومکمل همدیگر خواهند بود وبه صورت مستقیم یا غیرمستقیم منجر به ارتقای سطح سلامت عمومی خواهند شد.
در زمینه حمایت اطلاعاتی، اقداماتی از قبیل آموزش مهارت های زندگی به دانشجویان وخانواده های آنان از سوی نهادهای متولی (دانشگاه، رسانه ودیگر نهادهای مرتبط) به صورت ملموس انجام گیرد؛ به طوری که این امر باعث افزایش سطح آگاهی دانشجویان وخانواده هایشان از مثمرثمر بودن این اقدامات گردد و نیز در جهت افزایش اعتماد بیشتر آنان به دانشگاه وبالتبع جامعه وهمچنین در جهت تقویت احساس ارزشمندی آنان از جایگاه خود گردد تا اینکه از این طریق سطح حمایت عاطفی نیز ارتقا یابد. بدین صورت افراد می توانند سطح توانایی تصمیم گیری، حل مساله، برقراری رابطه موثر، توانایی خودآگاهی، همدلی ومقابله با هیجانات واسترس را در خود تقویت نمایند؛ به طوری که دانشجویان به روابطی سالم دست می یابند وبه بیان ابراز مثبت احساسات ونیز افزایش سطح تحمل در میان ایشان منجر می شود.
تشکیل گروههای حمایتی وانجمن ها در میان دانشجویان در دانشگاهها و خوابگاهها به شناخت بیشتر این افراد از احساسات ونگرانی های همدیگر وابراز احساس همدردی با هم و در جهت افزایش منابع حمایت عاطفی و اطلاعاتی این افراد کمک نموده و منجر به افزایش سطح آگاهی دانشجویان شده و اضطراب و دیگر مشکلات جسمی و روانی را نزد آنان کاهش داده و موجب ارتقای سطح سلامت آنان شده و درنتیجه روابط سالمتری با دیگران برقرار کرده که موجب ارتقای سطح کیفیت زندگی می شود.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که خانواده از نظر منبع حمایت در اولویت اول قرار دارد؛ لذا با توجه به این امر هنگامی که این منبع حمایتی دچار مشکل شود تک تک اعضای خانواده در معرض برخی از فشارهای روانی و اجتماعی قابل ملاحظه ای قرار می گیرند بنابراین ضروریست حمایت اطلاعاتی به گونه ای باشد که خانواده های دانشجویان درک روشنی از فضای حاکم بر زندگی خود داشته باشند وبا افزایش سطح آگاهی خود بتوانند فضای گفتگوی صمیمانه و دوستانه را در خانواده ایجاد نمایند واز مهارتهای لازم در این زمینه برخوردار باشند تا با حفظ احترام نسبت به احساسات همدیگر، در موقع بحران وفشارهای روانی، جو مناسبی را در جهت توجه به نگرانیهای دیگر اعضای خانواده به وجود آورند و این امر تنها با افزایش سطح حمایت اطلاعاتی وبه دنبال آن حمایت عاطفی امکان پذیر است.
اقداماتی همچون تشکیل گروه ها در اردوهای مختلف جهت برقراری ارتباط خانواده های دانشجویان با همدیگر و همچنین با دانشگاه در کنار مداخلات حرفه ای مددکاران اجتماعی، مشاوران و روانشناسان، تشکیل کلاسهای آموزشی مختلف در این زمینه و افزایش دسترسی دانشجویان به مراکز مشاوره و مددکاری اجتماعی در این زمینه مفید بوده ومنجر به افزایش سطح سلامت عمومی آنان خواهدشد.
بعد دیگر حمایت اجتماعی که ملموس تر می باشد حمایت ابزاری است که اقدامات اینچنین را دربر می گیرد: تسهیل در دسترسی دانشجویان به منابع مالی بانک ها وموسسات اعتباری، ترمیم وضعیت معیشتی ایشان، ارایه کمک های مالی در قالب وام های کم بهره به دانشجویان وهمچنین ارایه هدایا وتشویق ها و آلترناتیوهای گوناگون وبه طورکلی اقداماتی که منجر به کاهش نیاز دانشجویان در هنگام مواجهه با مشکلات مالی می شود. اگر این کمکهای مادی در کنار اشتغال زایی منجر به خودکفایی دانشجویان گردد، می توان به نوعی شاهد افزایش حمایت ابزاری باشیم. این امر تاحدودی می تواند احساس مشارکت اجتماعی در آنان را تقویت وبالتبع سلامت آنان را افزایش دهد. در این خصوص کمک به دانشجویان در اشتغال و خودکفایی وداشتن درآمد پایدار نیز مفید خواهد بود جو حاکم بر فضای زندگی خانوادگی و خوابگاهی دانشجویان را بهبود بخشیده وسطح حمایت عاطفی و عملکرد تحصیلی را نیز ارتقا خواهد داد. اشتغال وخودکفایی دانشجویان امر مهمی است که مسئولین نباید از آن غفلت کرده و آنرا در راس برنامه های خویش قرار دهند.
پیشنهادات زیر به صورت تیتر وار وبا توجه به نتایج پژوهش عنوان می شود:
-آموزش مهارتهای زندگی به دانشجویان وگنجانده شدن این مباحث در دروس دانشگاه
-رسیدگی به مشکلات رفتاری وخانوادگی دانشجویان با به کارگیری متخصصان زبده وبا تناسب معین
-گسترش مراکز مشاوره ومددکاری اجتماعی در دانشگاهها و همچنین اطلاع رسانی در مورد فعالیت های این مراکز
-اختصاص بودجه مستقل جهت رسیدگی به مشکلات مادی دانشجویان، از جمله قرار دادن وام های ضروری بیشتر، وام ازدواج دانشجویی و…
– باتوجه به اینکه دانشجویان متاهل از سلامت عمومی بالاتری برخوردار بوده اند دانشگاه باید در زمینه ازدواج دانشجویان فعالیت های بیشتری را انجام دهد. از جمله ایجاد کارگاههای آموزشی قبل ازدواج، اعطای تسهیلات به دانشجویان متاهل، انجام مشاوره ای قبل ازدواج و..
-با توجه به اینکه دانشجویان ساکن تهران از سلامت عمومی بالاتری برخوردار بوده اند، پژوهشگر بر طرح بومی سازی دانشجویان جهت افزایش سلامت عمومی ایشان تاکید دارد.
4-5- موضوعات پیشنهادی برای پژوهش های آتی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه میزان حمایت اجتماعی با سلامت عمومی در دانشجویان پرداخته است.
متغیر مستقل این پژوهش حمایت اجتماعی بوده است. لازم است که تحقیقات مشابهی در میان دانشجویان انجام شده و علاوه بر متغیر حمایت اجتماعی، متغیرهای دیگری را نیز مورد بررسی قراردهد تا مشخص شود که چه متغیرهایی بر افزایش یا کاهش میزان سلامت عمومی تاثیرگذارند، با کنترل نقش آنها میزان تاثیرگذاری حمایت اجتماعی بر سلامت عمومی در قیاس با متغیرهای دیگر بررسی گردد. همچنین انجام پژوهش های مشابه در سایر اقشار وگروههای اجتماعی ( غیر از دانشجویان) وبه صورت مقایسه ای می تواند به شناخت بهتر مساله کمک کند. با توجه به پژوهش حاضر ونتایج به دست آمده، پیشنهادات زیر برای انجام پژوهش ها ی آتی در حوزه سلامت عمومی وحمایت اجتماعی ارایه می گردد.
رابطه میان میزان حمایت اجتماعی ادراک شده با میزان سلامت عمومی از نظر متغیرهایی چون وضعیت تحصیلی، وضعیت تاهل، پایگاه اجتماعی واقتصادی به صورت مقایسه ای موردسنجش قرارگیرد.
رابطه منابع دریافت حمایت اجتماعی دانشجویان (خانواده، دوستان و اقوام) با میزان سلامت عمومی در آنها بررسی گردد.
رابطه هریک از ابعاد حمایت اجتماعی ونحوه دریافت آن با میزان سلامت عمومی در دانشجویان.
بررسی رابطه بین آموزش مهارتهای زندگی وارتقا سلامت عمومی دانشجویان
بررسی نقش مددکاران اجتماعی در افزایش سلامت عمومی دانشجویان
5-5- نقش مددکار اجتماعی در ارتقای سلامت عمومی دانشجویان:
به طور کلی تامین و ارتقای سلامت و همچنین کاهش وتحدیدعواملی که به نحوی باعث کاهش سطح سلامت می شوند نیازمند مداخلات حرفه ای است که این مداخلات متاثر از دانشی میان رشته ایست و در این بین نقش حرفه مددکاری اجتماعی به مثابه برآیندی از علوم مختلف از جمله

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، سلامت عمومی، حمایت عاطفی، توزیع فراوانی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مددکاری اجتماعی، جامعه شناسی، حمایت اجتماعی، بهداشت روان