پایان نامه رایگان با موضوع سازنده گرایی، هویت حرفه ای، زیست جهان، پست مدرنیسم

دانلود پایان نامه ارشد

روابط آنها با اعضای خانواده،دوستان، دانش آموزان و همکاران،به بررسی تجربه ها،ارزش ها ،باورها و عمل تدریس معلمان با تاکید بر تاثیر آن ها در شکل گیری هویت بپردازد.
2-8-6. سازنده گرایی
دو اصل عمده سازنده گرایی از نظر گلاسر فیلد129(1987)عبارتند از:
1.دانش منفعلانه دریافت نمی شود بلکه بوسیله فاعل شناسا ساخته می شود.
2.عملکرد شناخت انطباقی است و به سازماندهی جهان تجربی می پردازد نه کشف واقعیت هستی شناسانه.
اولین اصل دربردارنده این است که من بواسطه جمع آوری تجربیات زیسته (در جریان عمل) به ساخت دانش درباره هویت معلمی خود پرداختم.سپس تجارب جمع آوری شده (اندوخته شده) را به ادراکات(دریافتها) و تجربه های جدید پیوند زدم تا دانش جدیدی را درباره هویت و عملم شکل دهم.
دلالت ضمنی اصل دوم این است که بواسطه شناخت حاصل شده و درجریان ساخت دانش در زیست جهان تدریس خود ،تغییر کردم.مواجهه با موقعیت ها و مسائل جدید برتجربه من می افزودند و گاه نیز تجربه هایم را به چالش می کشیدند.در جریان فرایند انطباق نیز ،به سازماندهی زیست جهان تدریس خود می پرداختم.سیمون130(1995)می گوید که سازنده گرایی نشات گرفته از دیدگاه فلسفی است که ما دانش خود از جهان را ،از تصورات و تجربه های خود می سازیم.بر اساس نظریه یادگیری ویگوتسکی ،من دانش را از تعاملات با دیگران و بازنمایی ها ،معانی و ساختهایی که بواسطه تعامل با دیگران آموخته بودم، ساختم.
ویگوتسکی131(1962 به نقل از سیف،1388)یادگیری از طریق تعامل با دیگران را سازنده گرایی اجتماعی می نامد.ارنست132(1991) سه ویژگی کلیدی سازنده گرایی اجتماعی را مشخص کرده است:
1.دانش فعالانه بر پایه تجربه ها و دانش پیشین ساخته می شود.مفاهیم و فرضیه های ساخته شده برای هدایت اعمال آینده به کار می روند.
2.تجربه و تعامل با جهان اجتماعی و فیزیکی نقشهای اساسی در رشد دانش دارند.
3.دانش بین الاذهانی ساخته می شود،بدین معنا که به طور اجتماعی بین اعضای یک جامعه که قادر به اشتراک معانی و دیدگاه های اجتماعی زیست جهان مشترک هستند،مورد بحث قرار می گیرد.
از نظر ویگوتسکی «هر چند که یادگیری در درون ذهن یادگیرنده صورت می پذیرد،اما حاصل تعامل اجتماعی است،و معنی از طریق ایجاد ارتباط،فعالیت،و تعامل با دیگران ساخته می شود.ویگوتسکی معتقد بود که مهارتهای شناختی و الگوهای فکری محصول فعالیتهای اجتماعی فردند،و تاریخچه فردی تعیین کننده اصلی چگونگی تفکر او هستند»(سیف،1388،ص،217). نظریه سازنده گرایی اجتماعی از اندیشه های برونر و جان دیویی نیز تاثیر پذیرفته است.سوان(2005،به نقل از سیف،1388)در این باره می گوید:
یک مضمون مهم در اندیشه های نظری برونر این است که یادگیری یک فرایند فعال است که در آن یادگیرندگان اندیشه ها یا مفاهیم تازه را بر اساس دانش جاری خود می سازند.او باور داشت که ساختهای شناختی فرد به آن تجارب معنی و سازمان می دهند و برای او امکان یادگیری را فراهم می آورند.برونر را یک سازنده گرای اجتماعی می شناسند،زیرا او در این فرایند برای زبان و اشخاص دیگر نقش اساسی قائل است.به همین منوال،دیویی را نیز یک سازنده گرای اجتماعی می دانند(هرچند که او به زمان پیش از نهضت سازنده گرایی مربوط است)،زیرا او تفکر را محصول تعامل فرد و محیط می دانست،برای یادگیری فعال ارزش قائل می شد،و در آموزش و یادگیری بر زبان و تعامل اجتماعی تاکید می ورزید(ص،217).
از آنجا که تسهیل یادگیری دانش آموزانم برایم مهم است ،سازنده گرایی به من کمک می کند تا بر اعمال خود تامل کنم و خود را به عنوان معلم بسازم. ازاین نظریه در پژوهش درباب یادگیری دانش آموزان استفاده بسیاری شده است.اما در باب سازنده گرایی و یادگیری معلمان پژوهشهای معدودی انجام شده است(سیمون،1995).شولمن133 (1987)پیشنهاد می کند که با وجود فراوانی تعداد پژوهشها درباره سازنده گرایی و یادگیری دانش آموزان ،لازم است پژوهشهای بیشتری درباره سازنده گرایی و یادگیری معلمان انجام شود.این رساله نیز نمونه ای از پژوهش درباره سازنده گرایی و یادگیری معلمان است.
2-8-7 . دیدگاه اجتماعی یادگیری در عمل ونگر(1998)
اهمیت شکل گیری هویت در تعلیم و تربیت از سوی ونگر(1998) در نظریه اجتماعی یادگیری134 وی مورد تاکیدقرار گرفته است. ونگر تلقی یادگیری به مثابه فرایندی مجزا و فردی که در نتیجه تدریس صورت می گیرد را مورد انتقاد قرار می دهد.از نظر او چالش این است که یادگیری را در زمینه تجربه زیسته خود از مشارکت در جهان جای دهیم(ص،3).ونگر 4پیش فرض را درباره یادگیری مطرح می کند که عبارتند از:
1.انسان ها موجوداتی اجتماعی اند؛
2.دانش یعنی برخورداری از مهارت و صلاحیت انجام کارهای ارزشمند؛
3.دانستن به معنی مشارکت و پیگیری چنین کارهایی است – یا مشارکت فعالانه در جهان( دانستن در مشارکت در عمل یا فعالیت است نه در آگاهی فردی شرکت کنندگان )و
4.معنا – توانایی ما در تجربه جهان و مشارکت معنادار در آن است- یادگیری در نهایت باید به تولید معنا منجر شود.
مفروضه اساسی نظریه یادگیری ونگر این است که اعمال و کنش های اجتماعی برای یادگیری انسان ها و شکل گیری هویت ضروری هستند.یادگیری فرایند مشارکت اجتماعی است. مشارکت از نظر ونگریعنی شرکت فعالانه در اجتماع که ساخت هویت ها نیز در ارتباط با اجتماع صورت می پذیرد.مشارکت در شکل دهی به عمل،چه کسی بودن و نحوه تفسیر عمل ما موثر است.
مدل 4جزئی نظریه یادگیری اجتماعی ونگر چنین است:

شکل1.2دیدگاه اجتماعی یادگیری در عمل

یادگیری به معنای تعلق—اجتماع135
یادگیری به مثابه انجام دادن- عمل136
یادگیری به منزله شدن- هویت137
یادگیری به مثابه تجربه- معنا138(ص،5).
اجتماع:راه گفتگو درباره موقعیت های اجتماعی است که در آن اعمال ما ارزش پیگیری داشته و در صورت مشارکت در عمل ،واجد صلاحیت شناخته خواهیم شد.
عمل:راه گفتگو درباره منابع تاریخی مشترک،چارچوب ها و دیدگاه هایی است که می تواند تعامل متقابل در اجتماع کاری را حفظ کند.
معنا:راه گفتگو درباره توانایی(متغیر)ما در تجربه زندگی وجهان به گونه ای معنادار است.
هویت:راه گفتگو درباره این است که چگونه یادگیری موجب تغییر در چه کسی بودن ما می شود و تاریخچه های شخصی از “شدن” را در زمینه اجتماعات کاری ما بوجود می آورد.
نظریه یادگیری اجتماعی ونگر در نقطه تلاقی دو محور اصلی سنت ها واقع شده است. در محور عمودی نظریه های ساخت اجتماعی و تجربه موقعیتی و در محور افقی نظریه های عمل و هویت قرار دارد(ص،12). قرار گرفتن نظریه اجتماعی یادگیری در نقطه تلاقی این نظریه ها دربردارنده این معنای ضمنی است که یادگیری بواسطه مشارکت ما در اعمال و تعاملات صورت می گیرد که در فرهنگ و تاریخ نهادینه شده اند.یادگیری همچنین موتور تکامل اعمال و موتور رشد و تحول هویت هاست(ص،13).
از نظر ونگر،هویت یک شخص تنها شیوه اظهارنظر یا تفکر او درباره خودش یا شیوه اظهارنظر و تفکر دیگران درباره او نیست بلکه هویت یک شخص روز به روز زیست می شود139.
برای بسیاری از ما مفهوم یادگیری بیدرنگ تصاویر کلاس درس،جلسات آموزشی،معلمان،کتاب های درسی،تکالیف و تمرین ها را در ذهن تداعی می کند،اما از نظر ونگر(1998)یادگیری جزء لازم زندگی روزانه ماست.ونگر چنین بحث می کند که همه ما به چندین اجتماع کاری در هر مکان یا در هر زمانی تعلق داریم.برای مثال اعضای خانواده کار،روال های روزمره،عادات و رسوم و فعالیت هایشان را با همدیگر انجام می دهند.آنها این امور را با وجود مشکلات همچنان ادامه می دهند.کارگران زندگی خود را با همکاران نزدیک و مشتری هایشان هماهنگ می کنند تا کارشان انجام شود.در زمینه تعلیم و تربیت،معلمان کار خود را بواسطه اجتماعات تربیت معلم از قبیل اجتماعات کارآموزی،اجتماعات مدرسه،اجتماعات سازمان های حرفه ای و همچنین اجتماعات بیرون از کلاس درس انجام می دهند.
کیفیت تعامل را می توان بسته به میزان افراد مشارکت کننده برای شکل دادن یک اجتماع شناخت(دیویی،1938).اینکه یک معلم چگونه شغلش را تجربه می کند،چگونه موفقیت خویش را تفسیر می کند،چگونه آنچه را تدریس می کند،درک می کند،آنچه می داند،آنچه نمی داند و آنچه در صدد دانستن آن برنمی آید- همه این ها نه انتخاب های ساده فردی هستند و نه نتیجه تعلق به طبقه اجتماعی “معلمان”،بلکه در جریان انجام کار و تعامل با دیگران مورد بحث قرار می گیرند.ونگر (1998)درباره “هویت در عمل” به تفصیل به تشریح دقیق این نکته می پردازد که مشارکت منبعی از هویت است.هویت بواسطه روابط مشارکتی شکل می گیرد.انجام “عمل”مستلزم شکل گیری اجتماعی است که اعضای آن می توانند با یکدیگر تعامل داشته و همدیگر را به عنوان “مشارکت کننده”بپذیرند.
نظریه ونگر چارچوب مبنایی برای این پژوهش است.زیرا فراهم آورنده زبانی است که شکل گیری هویت و تحول را به عنوان ابعاد حیاتی یادگیری معلم نشان می دهد.
از نظر ونگر ،شکل گیری هویت در اثر شرکت در اجتماعات کاری متفاوت صورت می گیرد. یادگیری واحد اصلی تجزیه و تحلیل”اجتماعات کاری”140است که مردم در زمینه های مختلف شکل می دهند.
هر یک از اجتماعات کاری دانش ،مهارتها،ابزار و گفتمان های مشخص و متمایز خود را دارند و بسته به این ویژگی های خاص فرصتهای متفاوتی را برای یادگیری و شکل گیری هویت حرفه ای فراهم می کنند.درتربیت معلم و در فرایند تغییروضعیت از دانشجو معلمی به حرفه ای شدن،دانشجویان باید از یک اجتماع کاری به اجتماع دیگری وارد شوند؛یعنی از دانشگاه یا موسسه آموزشی به محل کار.این تغییر وضعیت بدلیل تفاوتهای اجتماعی-فرهنگی بین دو اجتماع کاری ( به فاصله بین این دو اجتماع “نقطه مرزی” یا “لب مرز” می گویند)،معمولا به دشواری صورت می گیرد(اکرمن و باکر141،2011).شرکت در یک اجتماع کاری خاص و عبور از مرز بین این دو اجتماع کاری فرصتهایی را برای یادگیری و شکل گیری هویت فراهم می کند(ونگر،1998).
من نیز در این رساله به منظور تبیین مرحله گذار از دانشجوی دبیری بودن(اجتماع کاری دردانشگاه) به مرحله معلم شدن(اجتماع کاری در مدرسه) از مفهوم اجتماعات کاری که مفروضه اصلی نظریه ونگر(1998)است،استفاده می کنم.

2-8-8 . نظریه باختین142
از نظر اوون143(2011) نظریه های انتزاعی مدرنیسم و پست مدرنیسم برای فهم انسان به مثابه “فرایند شدن” بی ثمرند.مدرنیته بواسطه گرایشهای تمامیت خواهانه(کل گرایانه اش) و پست مدرنیسم بواسطه گرایش به تجزیه ،هر نوع جستجوی معنا را پیچیده یا بی ثمر ساخته است.او معتقد است:
«هم مدرنیسم و هم پست مدرنیسم بواسطه کاهش روایت به سرگرمی صرف ،به صحتِ روایت درشکل گیری هویت صدمه زده اند.با اتخاذ رویکردی باختینی بدنبال بی اعتبار ساختن یا تخریب این دو نبوده ام،اما پیشنهاد می کنم که می توان با به رسمیت شناختن گفتگوی ذاتی درجهان به مثابه بخشی از فرایند گسترده تر تعاملی،بین الاذهانی وخلاقِ فرایندِ شدن مخربترین ابعاد هر کدام از آنها را خنثی نمود.به جای قبول اینکه تنها یک حقیقت مطلق وجود دارد یا پذیرش اینکه هیچ حقیقتی وجود ندارد،گفتگوی باختینی اجازه می دهد حقیقت درظل افق همیشه تابنده فهم و درک ،موقتی (مشروط) و قابل تغییر باشد»(اوون،2011،ص،153).

در این رساله از مفاهیم رابطه “خود با دیگری”،”دگر زبان144” ،”ایدئولوژیک شدن 145″، “تالیف خود146” و”چندصدایی147″میخائیل باختین(1981) در فهم چگونگی شکل گیری هویت حرفه ای معلمان استفاده کرده ام. بیجارد و همکاران (2004) پس از انجام مطالعه جامع درباره هویت حرفه ای معلمان پیشنهاد می کنند که در پژوهشهای بعدی نظریه باختین می تواند پایه نظری خوبی برای پژوهش در باب هویت حرفه ای معلمان باشد. در ذیل پس از توضیح این مفاهیم ،به دلالتهای آن در شکل گیری هویت حرفه ای معلم خواهم پرداخت.
از نظر باختین انسانها را تنها در رابطه با دیگران می توان شناخت.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع نابرابری ها، تولید دانش، روان شناسی، زندگی خوب Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع ایدئولوژی، مردم نگاری، تربیت معلم، بحران باز