پایان نامه رایگان با موضوع زبان قرآن، آیات و روایات، قرآن کریم، زبان عربی

دانلود پایان نامه ارشد

‌سوم اهل بهشت شما باشيد. همه
تكبير گفتند. فرمود: اميدوارم دوسوم اهل بهشت شما باشيد، اهل بهشت 120 صف هستند. هشتاد صف آن از امت من است. سپس فرمود: هفتاد هزار از امت من بدون حساب به بهشت مى‏رود.
در بعضى از روايات است كه عمر گفت: يا رسول اللَّه، هفتاد هزار نفر؟ فرمود: بله و با هر يك از آن‌ها، هفتاد هزار. عكاشه بن محصن برخاست و گفت: يا رسول اللَّه، دعا كن كه مرا از ايشان قرار دهد. فرمود: خدايا او را از ايشان قرار ده. يكى از انصار هم همين خواهش را كرد و حضرت فرمود: عكاشه بر تو سبقت گرفت. ابن عباس گويد: اين مرد انصارى منافق بود و بدین‌جهت پيامبر درباره‌اش دعا نكرد. (مترجمان، 1360، ج16: 179-180)
شأن نزول آیه 11گويند: آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ …» درباره جماعتى نازل شد كه به مدینه رفتند تا خدمت پيامبر برسند. يكى از آن‌ها وقتى حالش خوب مى‏شد و اسبش مى‏زاييد و زنش پسر مى‏آورد و گوسفندش زياد مى‏شد، خشنود مى‏شد و اطمينان پيدا می‌کرد و هرگاه بيمار مى‏شد و زنش دختر مى‏زاييد، مى‏گفت: از اين دين خيرى نديدم. (مترجمان، 1360، ج16: 189)
شأن نزول آیه 19،گويند: «هذانِ خَصْمانِ» درباره شش نفر از مؤمنين و كفار نازل‌شده است كه در جنگ بدر با يكديگر مبارزه كردند: حمزه، عتبة بن ربيعه را كشت. على (ع) وليد بن عتبة را كشت و عبيدة بن حرث، شيبة بن ربيعه را كشت. راوى اين روايت ابوذر است. او سوگند ياد مى‏كرد كه آيه درباره آن‌ها نازل‌شده است. بخارى نيز در صحيح اين مطلب را روايت كرده است. برخى گويند: درباره اهل كتاب و اهل قرآن و بقولى درباره مؤمنين و کافران نازل‌شده است. اين دو قول با گفته ابوذر ازلحاظ حقيقت چندان تفاوتى ندارد، جز اينكه این‌ها روز بدر را ذكر نكرده‏اند. (مترجمان، 1360، ج ‏16: 196-197)
شأن نزول آیه 52: از ابن عباس و ديگران روایت‌شده است كه چون پيامبر خدا سوره «النجم» تلاوت كرد و به اين آيه رسيد: «أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى‏» شيطان در تلاوت رسول اكرم، اين جمله را القاء كرد: «تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترجى» (این‌ها نیکورویانی بلند مقام‌اند كه به شفاعتشان اميد است) با اين القاء شيطانى، مشركين شادى كردند و همین‌که رسول خدا به آيه سجده رسيد، هم مسلمين و هم مشركين سجده كردند. اين روايت، اگر صحيح باشد، محمول است بر اينكه رسول خدا مشغول قرائت قرآن بود، همین‌که به اينجا رسيد و اسامى خدايان ايشان را یادکرد (لات و عزى و منات) بعضى از مشركين- ازآنجاکه می‌دانستند عادت پيامبر، عیب‌جویی از خدايان است- پیش‌دستی كرده، گفتند، «تلك الغرانيق …» و اين جمله با تلاوت پيامبر خدا آميخته شد و سايرين تصور كردند كه اين هم از قرآن و مقدمه آشتى و سازش پيامبر با شرك است. بدین‌جهت است كه خداوند متعال در اين آيه با ذكر جمله «القى الشيطان …» القاء را به شيطان نسبت می‌دهد. زيرا اين القاء و اغواء و وسوسه او صورت گرفته است. اين تأويل را سيد مرتضى در كتاب تنزيه ذكر فرموده و «ناصر للحق» كه از پيشوايان مذهب زيدى است، به همین وجه اعتماد كرده و وجه نيكويى است. (مترجمان، 1360، ج‏17: 4)

2ـ 13 همخوانی سوره حج با سوره‌های قبل و بعد «انبیاء و مؤمنون»
یکی از عوامل اعجاز بودن قرآن کریم هماهنگی، انسجام و یکپارچگی غیرمشابه موجود در آیات آن است چنانچه هیچ عضوی از مجموعه قرآنی از دیگری جدا نیست و با پایان یافتن قرائت یک سوره این هماهنگی در سوره قبل یا بعدش از بین نمی‌رود بلکه انتهای هر سوره چهره‌ای مشابه از پایان سوره ماقبل خود است. در این قسمت چنانچه عنوان شد، به هماهنگی و همخوانی موجود در سوره حج با دو سوره قبل و بعد خود ـانبیاء و مؤمنون ـ پرداخته می‌شود. با قرائت آیات پایانی سوره انبیاء درمیابیم که سخن باری‌تعالی پیرامون حادثه رستاخیز و برپایی قیامت است مانند آیه 97 که می‌فرماید (واقترب الوعد الحق…) و آیه 104: (یوم نطوی السماء کطیّ السجل للکتب…). و ابتدای سوره حج نیز بدین ترتیب در مورد برپایی قیامت و براهین عقلیه حتمیت رستاخیز سخن می‌گوید.(الخطیب، لاتا، ج3 : 971)
سوره انبياء با دعوت به توحید و اينكه پيامبر رحمت للعالمين است، تمام می‌شود. و سوره حج نیز با دعوت مردم به اجتناب از شرك و مخالفت دين، آغاز می‌شود.(مترجمان، 1360، 16: 176) بسیار واضح است که بین ابتدای این سوره با سوره مبارکه انبیاء و پایان این دو سوره با همدیگر ارتباط و هماهنگی بسیار زیادی وجود دارد؛ چنان چه می‌توان با پایان یافتن قرائت سوره انبیاء بدون فاصله انداختن حتی با بسمله به قرائت سوره مبارکه حج پرداخت. گویا این سوره جزئی از سوره ما قبل خود ـ انبیاءـ است، و بر همان منوال
آورده شده است. (الخطیب، بی تا، ج‏9: 971) اما تلائم و همخوانی این سوره با سوره مابعد خود (مؤمنون) به این صورت است که آغاز این سوره مساوی با پایان سوره حج است. سوره حج با خطاب کلی در مورد مؤمنین، و کسانی که خداوند آن‌ها را انتخاب و اختیار کرده است به پایان می‌رسد و درحالی‌که این خطاب دربردارنده دعوت به برپاداشتن نماز و دادن زکات و تو سل و اعتصام به خدا و.. است، سوره مبارکه مؤمنون نیز با این آیه آغاز می‌شود: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ …» و تا آخر آیات در مورد استقبال این مؤمنان که از سوی خداوند دعوت‌شده‌اند و آن‌ها نیز به این دعوت لبّیک گفته‌اند ادامه می‌یابد. ازجمله صفات این مؤمنین این است که در نمازشان خشوع دارند، سخن لغو را نمی‌پذیرند و سکوت را بر حرف لغو ترجیح می‌دهند، سپس این سوره مبارکه می‌فرماید که این مؤمنین به زکات عمل می‌کنند«لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ» و نفس خود را از ارتکاب به گناه کنترل می‌کنند«لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ». درواقع آغاز این سوره ادامه سوره ماقبل خود است و در موضوعات مطروحه افاضه بیان می‌کند. (همان: 1111-1112)

2ـ 14 محتوای سوره
در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (ص) مى‏خوانيم: «هر كس سوره حج را بخواند خداوند پاداش حج و عمره را به او مى‏دهد به تعداد تمام كسانى كه درگذشته و آينده حج و عمره به‌جا آورده يا خواهند آورد»! بدون شك اين ثواب و فضيلت عظيم تنها براى تلاوت لفظى نيست، تلاوتى است انديشه‏ساز، و انديشه‏اى است عمل پرور. (بابای، 1382، ج 3: 198)
اخبار بسيارى در فضيلت اين سوره وجود دارد: عده‌ای از علماء و مفسران معتقدند قرائت این سوره موجب توفيق تشرّف به حج مى‏شود و اگر کسی آن را بنويسد و در كتيبه دشمنان بگذارد تمام هلاك مى‏شوند، و اگر در موضع سلطان جائر گذارد ملكش زایل مى‏شود. (طیب، 1378، ج9: 261). وجود این فضائل ارزشمند خود حاکی از زبان و ادبیات غنیِ این سوره است و شاید بتوان بخش عظیمی ازاین فضائل را
به این محتوای پرمغز نسبت داد. چنانچه در ادامه به بررسی محتوای سوره‌ی مذکور به‌صورت مختصر و کلی ـ به دلیل ذکر جزئی و کامل آن در فصل آخرـ پرداخته می‌شود:
«این سوره به‌صورت کلی دربردارنده موضوعات زیر است: نخست آیاتی در مورد روز محشر و برخی از صحنه‌های آن سپس جهت کلام خود را به‌سوی مشرکین و موضع‌گیری‌هایشان در برابر مسجدالحرام تغییر می‌دهد و بعدازاین موضوعات، در مورد حج و مناسک آن سخن می‌گوید بعد از توضیح کامل آداب زیارت‌خانه خدا، طواف، قربانی کردن و … به‌دروغ گویان و عاقبت هم‌کیشانشان برای عبرت‌پذیری آن‌ها اشاره می‌کند و در انتها، این سوره با آیاتی در مورد جهان هستی و کائنات به همراه ضرب‌المثلی از جانب خداوند به پایان می‌رسد». (حجازی، 1413هـ، ج2: 563)
.

فصل سوم

سبک‌شناسی زبانی (آوایی، نحوی و صرفی)

3ـ1 مقدمهای بر زبان قرآن (عربی)
زبان عبارت است از مجموعه عاداتی که آن را از جامعه کلامی یاد می‌گیریم و به‌وسیله آن با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار می‌کنیم و میان افراد یک جامعه درک متقابلی ایجاد می‌کند. زبان به‌تنهایی می‌تواند یک واقعیت اجتماعی باشد زیرا یک اصل عمومی است که بر افراد جامعه و متکلمین خود تحمیل می‌شود. (الراجحی، 1986: 26-28) در مورد زبان قرآن(زبان عربی) باید به بی‌بدیل بودن آن در میان سایر زبان‌ها اشاره کرد چنان چه دراین‌باره دانشمندان زیادی آرای خود را در این مدعی اذعان داشته‌اند. عده‌ای معتقدند که، لهجه قبيله قريش(زبان قرآن) در ميان لهجه‌های ديگر قبايل، امتياز و ويژگي خاصي داشته است. ازاین‌رو، برخي از دانشمندان، كه درصدد يافتن فصیح‌ترین لهجه عرب بوده‌اند، لهجه قرشی را افصح شمرده‌اند. ابن فارس لغت‌شناس قرن چهارم گويد: آگاهان به سخن عرب و ناقلان اشعار عربي و دانايان به لغات و ايّام و جایگاه‌های عرب وفاق عمومي دارند كه فصیح‌ترین لهجه و برگزیده‌ترین گويش مربوط به قريش است. (نقیبزاده، 1392: 4 ؛ و الصاحبی، بی تا: 52) علت چنين امري موقعيت خاص و شرايط قبيله قريش بوده است كه زبان اين تيره را امتيازي ويژه بخشيده است. حضور عرب‌ها در ايّام حج و ارتباط معنوي و اقتصادي قريش با آنان. (همان؛ ر. ک، المزهر فی علم اللغة، ج1: 221) و مسافرت‌های تجاري قبيله مزبور به نقاط گوناگون موجب دريافت لغات گوناگون قبايل و گزينش فصیح‌ترین آن‌ها گرديد. (همان، ر. ک، مباحثى در فقه اللغه، صص: 89-93) همچنین در مورد پتانسیل زبان قرآن که عربی است آیات و روایات بسیار زیادی وجود دارد که نشان‌دهنده حقانیت این مطلب است که هیچ زبانی در بیان اندیشه‌ها و آیین و سنن یارای رقابت با آن را ندارد. ازجمله این آیات و روایات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: (كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِقَوْم يَعْلَمُونَ) (فصلت: 3) و نيز زخرف: 103 و ابراهيم: 4. روشن است كه مقصود از «عربي بودن قرآن»، زبان حاكم بر الفاظ و تعابير و ساختار آيات آن است و شرط اوليه و اساسي براي فهم آن زبان، آشنايي با ادبيات موجود در آن است.
این موضوع که زبان قرآن از انسجام و پویایی مختص به خودش برخوردار است و بر دل‌وجان شنونده و قاری تأثیرگذار است در واقعه یک حقیقت محض است که علاوه بر آنچه در بالا بدان اشارتی شد در تایید این مطلب باید اذهان داشت که علت منع قرائت قرآن در زمان خلفای بعد پیامبر اکرم (ص) نیز به همین نقش زبانی کلام وحی برمی‌گردد زیرا روح تشنه هر فردی با شنیدن متن قرآن در وهله نخست از زیبایی‌های کلامی آن سیراب می‌گردد، سپس با استنباطی ساده از این متن به اعماق آن می‌رسد، و در مقابل سخن پروردگار سر به تعظیم فرومی‌برد. استنباطی که می‌تواند شامل رؤیت عدل و حکمت الهی و عظمت و قدرت خالق باری‌تعالی باشد.
ابن اسحاق تأثیر زبانی قرآن بر مردم این‌گونه بیان می‌کند: (رسول خدا سخن گفت، و او قرآن را تلاوت كرد (تلا القرآن) و مردم را به خدا دعوت كرد و براى آن‌ها قرآن خواند و درنتیجه آنان به او پيوستند.) او در کوتاه‌ترین عبارات مواجهه احتمالى محمد(ص) را با سفيران خزرج در اولين پيمان عقبه گزارش می‌دهد. اين گزارش در مورد تأثيرى كه قرائت اين متن بر خزرج داشته سکوت را برگزیده است و همین‌طور در مورد اين مطلب نيز خاموش است كه آيا قرائت اين متن در تغيير مذهب آن‌ها نقشى حياتى داشته است يا نه. تجربه مشابهى از عثمان بن مظعون [در تاريخ] ثبت‌شده است؛ بدين قرار كه پيامبر آيه 90 از سوره نحل را براى او تلاوت كرد: (خدا به عدل و احسان فرمان می‌دهد. (پس از تلاوت اين آيه عثمان می‌گوید: «همان‌جا ايمان در قلبم ريشه دواند و عشق به محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در من آغاز شد». (کرمانی، 1393: 2) این‌گونه تغيير مذهب‌ها كه با شنيدن صداى قرآن صورت می‌گرفت، براى پيروان اديان ديگر نيز ذکرشده است. براى مثال، گفته می‌شود حدود بيست تن از مسيحيان، كه به مكه آمده بودند تا اخبارى از پيامبر جديد با خود ببرند، پس از اولين مواجهه با پيامبر به اسلام گرويدند. در سنّت آمده است كه وقتى آنان قرآن را شنيدند، اشك از چشمانشان جاری‌شده، دعوت خدا را پذيرفتند، به او اعتقاد آوردند و حقانيت او را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع علم معانی، آثار ادبی، ناخودآگاه، تتابع اضافات Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع موسیقی شعر، الهام بخشی، علم معانی