پایان نامه رایگان با موضوع روش شناسی، الهام بخشی، پدیده های طبیعی، روش شناسی علم

دانلود پایان نامه ارشد

است، همواره دستیابی به شناخت دنیای طبیعی و قوانین حاکم بر آن بوده است.
به طور کلی می توان گفت در تکوین فرایند توسعه علم مدرن موضوعات مطرح شده پیرامون پدیده های طبیعی و شناخت قوانین حاکم بر آنها برای کنترل بیشتر انسان بر طبیعت بوده است بدون اینکه غایت و یا مالک بزرگی جز انسان برای آن در نظر گرفته شود.
2.2.1.2 نظریاتی پیرامون روش به کار گرفته شده در علم مدرن
برای کشف روابط بین پدیده ها روش های مختلفی وجود دارد، آگاهی حاصل از هریک از این روش ها نسبت به موضوع مورد نظر، دانش یا معرفت است اما اگر روش علمی در کشف این روابط به کار گرفته شده باشد، معرفت به موضوع، علم نامیده می شود. دیدگاه های مختلفی پیرامون روش به کار گرفته شده در علم مدرن مطرح است که برخی از آنها به اختصار ذکر شده اند.
2.2.1.2.1 دیدگاه پوزیتیویستی استقراگرایانه
در این دیدگاه روش به کار گرفته شده در علم مدرن برای بررسی پدیده ها، روش اثبات گرایانه یعنی در نظر گرفتن پدیده ها به صورت ابژه و بررسی آنها به روش مشاهده، ارائه فرضیه، به کارگیری نظریات و آزمون آنها و در نهایت رد یا اثبات ادعای اعلام شده درباره پدیده هاست. در نگاه پوزیتیویستی، معرفت علمی معرفتی است اثبات شده و نظریه های علمی به شیوه ای دقیق از یافته های تجربی که با مشاهده و آزمایش به دست آمده اند اخذ می شوند. روش علم استقراء است که آن عبارت است از طبقه بندی داده ها و به رشته کشیدن نظم ها و مشاهداتی که مستقیما” از عالم خارج ادراک می شود. برای استقراگرایان منبع صدق گزاره ها منطق نیست بلکه مشاهده است. در این روش شخص عالم منفعل و تماشاگر طبیعت است. دانشمند نباید مستقل از تجربه ی حسی نظریه پردازی کند اعمال نظر شخصی محققین و یا هرگونه تعصب و احساسات نسبت به موضوع، پژوهش را فاقد اعتبار علمی می نماید. این استقراء گرایان بر این باور هستند که هم فرضیه پردازی در عرصه علم بر پایه شواهد تجربی انجام میگیرد و هم شواهد تجربی می توانند صدق یا دست کم صدق تقریبی فرضیه های علمی را اثبات کنند(چالمرز:1387).
2.2.1.2.2 دیدگاه پوزیتیوست های منطقی
همانگونه که مطرح شد، روش علمی نزد پوزیتیویست ها روش فرضیه ای- قیاسی است. پوزیتیویست های منطقی اما چالش های ایراد شده به مسئله ی استقرا را می پذیرند و اذعان می کنند که درستی جملات کلّی را نمی توان به صورت قطعی تحقیق کرد. آن ها مسئله ی تأیید استقرایی احکام کلّی را جایگزین مسئله ی کاربرد استقرا در مقام کشف کردند. در دیدگاه ایشان، احکام کلّی علمی اثبات ناپذیرند، اما وظیفه ی فیلسوف علم تدوین منطقی برای تأیید احکام کلّی است. ایشان معتقد بودند که نمی توان روشی را که با آن دانشمندان به نظریات و احکام استقرایی می رسند معین کرد. تنها چیزی که می توان در مورد احکام کلّی و استقرایی گفت میزان پذیرفتنی بودن و معقولیت آنهاست. هیچ قاعده ای وجود ندارد که بر طبق آن بتوان ماشین اکتشاف ساخت. روش علمی تحلیل رابطه میان نظریه و داده های تجربی است. این تحلیل در قالب منطقی صورت می گیرد که به آن منطق استقرایی می گویند. پوزیتیویست ها بررسی منطق تأیید را با نظریه ی احتمال پیوند زدند. مشاهدات تجربی، بسته به مثبت یا منفی بودن، احتمال درستی نظریه را تغییر می دهند، اما حتی در بهترین حالت نیز هرگز آن را قطعی نمی کنند(کارناپ:1385). کارناپ در کتاب مشهور خود، ساختار منطقی جهان، تمام تلاش خود را معطوف به صورت بندی منطقی کرد که روابط تأیید را منعکس کند. البته برنامه ی پوزیتیویست های منطقی برای ارائه ی چنین روشی عملاً به شکست انجامید. پوپر و کوهن مهمترین منتقدان روش شناسی پوزیتیویستی بودند که در ادامه به بررسی انتقادها و روش شناسی های جایگزین ایشان می پردازیم(خرمشاهی:1378).
2.2.1.2.3 دیدگاه ابطال گرایی
ابطال گرایان که شاخص ترین چهره بین ایشان کارل پوپر است با انتشار کتاب منطق اکتشافات علمی، نظریههای علمی را حدس های نظری و موقتی قلمداد میکنند که برای حل مسائلی که نظریه های قبلی با آن روبرو شدهاند یا تبیین پدیدههای مشاهدتی جدید، به صورت آزادانه و خلاقانه ارائه میشوند. پس در مرحله کشف، هیچ نیازی به استقراء و تعمیم مشاهدات نیست. در مرحله داوری نظریههای علمی، ابطال گرایان بر این نکته منطقی تکیه میکنند که هزاران گزاره مشاهدتی صادق نمی توانند یک نظریه علمی را اثبات یا حتی تایید کنند، اما تنها یک گزاره مشاهدتی نقیض یک نظریه علمی میتواند آن نظریه را ابطال کند. بر این اساس پس از آنکه برای حل مسئله ای، فرضیهای ارائه شد، آن فرضیه را باید به دقت و بدون هیچ گونه ملاحظه ای به وسیله آزمون های تجربی مورد بررسی قرار داد. فرضیه هایی که از عهده آزمون های مشاهدتی برنیایند حذف می شوند تا فرضیه های جدید جایگزین آنها شوند. اما در مورد فرضیه هایی که با موفقیت از بوته آزمون خارج می شوند، تنها مطلبی که می توان گفت آن است که این فرضیه ها در حال حاضر بهترین فرضیه های موجود هستند که باید در انتظار آزمون های جدید باشند. (چالمرز:1387).
2.2.1.2.4 دیدگاه لاکاتوش
لاکاتوش، که بیش از همه ی فلاسفه ی هم عصر خود اصرار بر تاریخی کردن واحد ارزیابی شونده در علم داشت، روش شناسی برنامه ی پژوهشی خود را که در آن، واحدِ ارزیابی شونده، یک برنامه ی پژوهشی یا سلسله ای از نظریه های مربوط به هم می باشد، بنا می نهد. او روش شناسی خود را شکلی از ابطال گرایی روش شناختیِ پیچیده می خواند که می تواند ایده ی پیشرفت علمی را نجات دهد. هر برنامه ی پژوهشی با هسته ی سخت آن مشخص می شود. هسته ی سخت، شکل فرضیه های تئوریک بسیار کلی را به خود می گیرد که مقوم بنیانی است که با تکیه بر آن، برنامه ی پژوهشی باید تحول و توسعه یابد. این فرضیه ها بنابر تصمیم های روش شناختیِ حامیان برنامه ی پژوهشی، ابطال ناپذیرند. در هر برنامه فرضیه های کمکی ای وجود دارد که کمربندِ حفاظتی در اطراف هسته ی سخت تشکیل می دهند و ابطال همواره به سمت این فرضیه ها هدایت می شود. هر دانشمندی که هسته ی سخت را تعدیل نماید، از آن برنامه ی پژوهشی خارج شده است. موفق بودن یا ناموفق بودن تغییرات درون کمربند در شناسایی پدیده های جدید، پیش رونده یا رو به زوال بودن برنامه را مشخص می کنند.
برنامه ی پژوهشی لاکاتوش ساختاری است دارای قواعد روش شناختی. این قواعد برای پژوهش های آتی به نحو مثبت و منفی الهام بخشی هایی را فراهم می کنند. الهام بخشی منفی شامل این شرط است که مفروضات اساسی برنامه ی پژوهشی نباید طرد و یا جرح و تعدیل شود. این مفروضات اساسی را یک کمربند محافظ، مشتمل بر فرضیه های معین، شرایط اولیه و غیره، از ابطال مصون نگاه می دارد. الهام بخشی مثبت شامل رهنمودهایی تقریبی است که حکایت از چگونگی امکان تحول و توسعه ی برنامه ی پژوهشی دارد.
نکته ی مهم این است که آنچه سبب تغییر در کمربند حفاظتی می شود، بیش تر، الهام بخشیِ مثبت است تا اعوجاج های پیش آمده. الهام بخشیِ مثبت برنامه شامل مجموعه ی پیشنهادهای صریح یا ضمنی برای چگونگی تغییر و پیشرفت عناصر ابطال پذیر برنامه ی پژوهشی است؛ یعنی چگونگی اصلاح و پیشرفت کمربند حفاظتی. حال همان گونه که در مورد ابطال گرایی روش شناختی پیچیده صادق بود، اگر یک برنامه ی پژوهشی، با تغییر در فرض های کمکی اش موجب تشکیل نظریه ای گردد که پیش بینی های جدید به ارمغان می آورد، این برنامه به لحاظ نظری پیش رو است و می توان از انتقال مسأله ای پیش رو سخن گفت. اگر برخی از این پیش بینی ها، تقویت یا به عبارتی تأیید شوند این برنامه به لحاظ تجربی نیز پیش رو خواهد بود؛ اما اگر تغییرات و تفاوت هایی که نظریه ی جدید نسبت به نظریه ی قبلی در سلسله ی نظریه ها دارد، به نحوی باشد که از لحاظ الهام بخشی ترغیب کننده نباشند و صرفا مانع از ابطال هسته ی سخت گردند و به هیچ پیش بینی جدیدی منجر نگردند، این تغییرات تبصره ای بوده و انتقالِ مسأله ای رو به زوال را تدارک خواهند دید(ناجی:1389).
حال اگر رشد نظری یک برنامه ی پژوهشی از رشد تجربی اش پیشی بگیرد، یعنی پیش بینی هایی در مورد پدیده های بدیع ارائه دهد که برخی از آنها درست از آب درآیند، آن برنامه پیش رو خواهد بود و اگر رشد نظری برنامه ای از رشد تجربی آن عقب افتد، یعنی تا زمانی که فقط تبیین هایی به صورت توجیه بعد از وقوع در مورد اکتشافات شانسی یا پدیده هایی که به وسیله ی برنامه های رقیب پیش بینی یا کشف می شود ارائه دهد،این برنامه، برنامه ای راکد یا رو به زوال خواهد بود. در چارچوب فلسفه ی لاکاتوش، روش شناسی علمی به دو مرحله ی جدید مربوط می شود. روش شناسی درون برنامه ی پژوهشی و روش شناسی بین برنامه های پژوهشی. روش شناسی درون برنامه ی پژوهشی، مربوط به فعالیت هایی است که در یک برنامه ی پژوهشی انجام می شود و طبق آن هرگونه تغییر و اصلاح کمربند محافظ برنامه ی پژوهشی باید مستقلاً آزمون پذیر باشد. دانشمندان کمربند محافظ را به هر نحوی که مایل باشند توسعه می بخشند؛ به شرط این که اقدامات آنها امکان آزمون های تازه و در نتیجه امکان اکتشاف جدید را فراهم سازد.
روش شناسی بین برنامه های پژوهشی، به مقایسه ی برنامه های پژوهشی رقیب می پردازد. لاکاتوش معتقد به کثرت گرایی در برنامه های پژوهشی است. او می گوید: تاریخ علم، تاریخ برنامه های پژوهشی رقیب است و باید چنین باشد. از سوی دیگر تاریخ علم نشان دهنده ی حذف و طرد برنامه های پژوهشی (مثلاً فیزیک ارسطویی) است. سؤال این است که یک برنامه ی پژوهشی چرا و چگونه حذف می شود؟ لاکاتوش پاسخ می دهد که حذف یک برنامه ی پژوهشی، به وسیله ی برنامه ی پژوهشی رقیب است که موفقیت های آن را تبیین نموده و به خاطر توان الهام بخشیِ بالاتر جانشین آن می شود. منظور از توان الهام بخشی، توانایی در پیش بینی تئوریک پدیده های بدیع است(همان).
اما در این جا مشکلی وجود دارد. هر برنامه ی پژوهشی ممکن است یک پدیده را به گونه ی خاصی تفسیر کند؛ درنتیجه پدیده ی جدید ممکن است تفسیر جدیدی از همان پدیده ی قبلی باشد که آن هم پس از سپری شدن مدت زمانی و با غلبه و جانشینی برنامه ی جدید معرفی می شود. پس قابلیت نسبی برنامه های پژوهشی را باید با میزان پیش رو یا رو به زوال بودن آنها ارزیابی کرد؛ بنابراین آزمون های قاطع و تعیین کننده ای لازم است تا از بین دو برنامه ی پژوهشی یکی را انتخاب کنیم. اما لاکاتوش معتقد است که چنین آزمون هایی وقتی میان دو برنامه قابل اجرا هستند که حوزه ی مسائل دو برنامه همپوشانی داشته باشد. حتی تحت چنین شرایطی و با شکست یکی از برنامه ها نبرد پایان نگرفته و برای هر برنامه ی پژوهشی، تعدادی از این شکست ها مجاز است. تحت هر شرایطی برنامه ی شکست خورده ممکن است با تغییرات محتواافزایی در کمربند محافظتی، حتی بدون موفقیت تجربی در برابر طرد و رفض، مقاومت نماید. لاکاتوش خاطرنشان می سازد که در تاریخ علم، قاطع بودن آزمون ها پس از گذشت چندین دهه روشن می گردد؛ به عبارت دیگر، آزمون های قاطع به صورت وقوف بعد از وقوع تشخیص داده می شوند
لاکاتوش پس از بحث های مفصل و آوردن مثال های تاریخی فراوان نتیجه می گیرد که چیزی به عنوان آزمون قاطع یا حداقل به آن معنا که بتواند به طور آنی یک برنامه ی پژوهشی را سرنگون سازد، وجود ندارد. در واقع پس از شکست و جای گزینیِ برنامه ی پژوهشی، می توان با وقوف بعد از وقوع درازمدت یک آزمون را قاطع نامید؛ آن هم به شرطی که مشخص شود این برنامه (ی جایگزین) نمونه های تقویت شده ی چشم گیری (برای خود) و نیز شکستی برای برنامه ی مغلوب فراهم کرده است .لاکاتوش اکثر روش شناسی های متقدم از خود (اثبات گرایی، احتمال گرایی، ابطال گرایی و…) را متهم به برداشت آرمان گرایانه از معقولیت می کند. به نظر وی روش شناسی های مذکور سعی کرده اند راهی ارائه دهند که بتوان به طور آنی، با آزمون های قاطع، بین دو نظریه ی رقیب قضاوت کرد. وی این برداشت از معقولیت را معقولیت آنی می خواند. لاکاتوش می نویسد: امیدوارم نشان داده باشم که همه ی این نظریه های معقولیت آنی ویادگیری آنی شکست خورده اند. لاکاتوش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع پدیده های طبیعی، یونان باستان، علوم طبیعی، زیست شناسی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع نظام اجتماعی، جامعه شناسی، رشد اقتصادی، مبانی معرفتی