پایان نامه رایگان با موضوع روزنامه‌نگاری، روانشناسی، علم و فناوری، تجربه زیسته

دانلود پایان نامه ارشد

اینه که درسته خیلی از فارغ التحصیلای علوم پایه اومدن روزنامه‌نگار علم شدن، ولی خیلی از اینا، این ها عموما دوره روزنامه‌نگاری ندیدن، بنابراین توانایی پرسشگری رو ندارن، شاخصه های ژورنالیزم رو ندارن، ابزارها رو نمی دونن) (سیاوش، روزنامه‌نگار علم)
ضعف عمده آموختن تجربی، در تعدد “آزمون و خطا” و تکرار و تکثر آن است، که این امر به نوبه خود موجب اختلال در سپهر روزنامه‌نگاری علم و بی اعتمادی دانشمند و مخاطب به این حوزه می شود، ولی روزنامه‌نگاری تجربی در عرصه رسانه ای کشور تا جایی مقبول است که بیش از تحصیل در روزنامه‌نگاری تجویز می‌شود و حتی تا جایی پیش می‌رود که تحصیل در روزنامه‌نگاری مذموم تلقی می‌گردد.
(جالبه که شما توی تحریریه ها که میرین، تو سالای پیش که اصن عادی بود، الان یه کمی کمتر شده، روزنامه‌نگارا عموما تحصیل کردن تو حوزه روزنامه‌نگاری رو بد می دونن، یعنی اصن ارزش که نمی دونن که هیچ! بد می دونن) (محمد جواد، سردبیر)

3-3-2-4مشکلات خاص روزنامه‌نگاری علم
علاوه بر چالش‌های زمینه‌ای در این حیطه، بدیهی است که بخشی از موانع توسعه روزنامه‌نگاری علم، مربوط به عملکردهای خود روزنامه‌نگاران علم است.
حضور مترجمان در سرویس‌های علم و فناوری، به عنوان تولیدکنندگان اصلی محتوای بخش علم در بسیاری از رسانه‌ها، یکی از مشکلات متداول این حوزه است، که به دلیل عدم آشنایی با مفاهیم و روش‌های علم، در موارد متعددی منجر به بروز اشتباهات محتوایی می‌شود. محمدجواد (سردبیر) معتقد است که تعدد خبرنگاران غیر علمی، در رسانه‌ها، که در بخش علم، تولید محتوا می‌کنند باعث شده است که سرویس علم، در رسانه‌ها، یا سرویس ترجمه باشد و یا محتوای پروپاگاندا تولید کند .
(تعداد رسانه‌هایی که فراز ترویجی علم دارن کمه، تعداد روزنامه‌نگارای علمی که به درستی این اطلاعات رو منتقل بکنن کمه، نتیجتا ما اکثر سرویسای علمی که روزنامه‌نگار علمی ندارن رو بریم نگاه کنیم، میبینیم که یا بخش پروپاگانداس یا بخش ترجمه.)
شاید یکی از مهم‌ترین نمودهای اهمال کاری روزنامه‌نگاران علم در ایران، توجه بیش از حد آنها به ترجمه است، که حتی درمیان چهره‌های صاحب نام این حوزه هم دیده می‌شود به گونه‌ای که بعضی از دبیران سرویس علم،تنها معیار انتخاب روزنامه‌نگار علم را توانایی ترجمه می‌دانند.
مسئله دیگر، تقدس دانشمند و تلقی جایگاه فرهیختگی از وی در فرهنگ جامعه ما است، که به ذهن روزنامه‌نگار نیز به عنوان عضوی از اجتماع بسط پیدا می‌کند.
(مردم ما هنوز به ساینتیست، به چشم عالِم قرن های پیش نگاه میکنن، تو ذهنشون این آدم یه جایگاه برج عاج نشینی داره، به نحوی مقدس انگاری دارن درباره اش، که این توی ذهن روزنامه‌نگارمون هم هست) (پوریا، روزنامه‌نگار علم)
نگاه همراه با تقدیس به دانشمند، از طرف روزنامه‌نگار، باعث می‌شود که او خود را در موضعی فرودست تصور کند. این تصور فرودستی، نه تنها فضای نقادی را برای روزنامه‌نگار سخت و ثقیل می‌کند، بلکه باعث می‌شود که او، سخنان دانشمند را بدون کم و کاست نقل کند. در واقع، در این شرایط ساده‌سازی مفاهیم علم از طرف روزنامه‌نگار صورت نمی‌گیرد، و محتوا، از زبان دانشمند به مردم منتقل می‌شود، و در برقراری ارتباط با مخاطب عقیم می‌ماند.
این تصور موضع فرودستی، البته علت‌های زمینه‌ای نیز دارد، روزنامه‌نگاری که امنیت شغلی و رفاه برآمده از تامین مالی ندارد، در مواجهه با دانشمندی که در جایگاه شغلی امن، با درآمد خوب و منزلت اجتماعی بالا قرار می‌گیرد، به صورت ناخودآگاه، می‌تواند در موضع فرودست بنشیند.
(تو ایران، خبرنگارا، همش تو موضع فرو دست احساس میکنن خودشونو، یه بخشی اش بخاطر همون عوامل محیطیه، مثلا روزنامه‌نگار، از نظر مالی تحته فشاره، چون شغل ثابتی نداره، بعد میاد با یه آدمی صحبت میکنه، فوق تخصص جراحی فلان، که درآمد خیلی خوب داره، زندگی روبراه داره، ارتباطات بین المللی خیلی قوی داره، خیلی طبیعیه که روزنامه‌نگار با اون شرایط متزلزل احساس ضعف کنه دربرابر یه همچین آدمی.)(زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
ضعف دیگر ارتباط روزنامه‌نگار و دانشمند، در نزدیکی این دو به هم است، دانشمندان، روزنامه‌نگارانی را که صحبت‌های آنها را به خوبی فهم می‌کنند، بیشتر می‌پسندند، لذا روزنامه‌نگاری که از سطوح بالاتری از دانش برخوردار باشد، مقبولیت بیشتری نزد دانشمند دارد؛ وظیفه روزنامه‌نگار، از اینجا آغاز می‌ود، او قرار است مطالب پیچیده علمی را برای مخاطب عام ساده کند، اما روزنامه‌نگاران، در بسیاری از موارد، هنگام مواجهه با دانشمند، برای کسب مقبولیت نزد وی، به صورت تعمدی و یا نادانسته به جای هم سطحی با مخاطب، خودشان را با دانشمند هم‌سطح می‌کنند، و توجه به مخاطب را از فرآیند تولید محتوا حذف می‌کنند.
(توی افرادی که از علوم پایه می آن، یه خصلت اینه که نگاه برابر با دانشمند دارن، در صورتیکه شما باید نگاه برایر با مخاطب قرار بدی) (سیاوش، روزنامه‌نگار علم)
نزدیک بودن روزنامه‌نگار و دانشمند، می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد، زرین (پژوهشگر ارتباطات علم) معتقد است، در برخی موارد روزنامه‌نگار به صورت تعمدی، به دانشمند نزدیک می‌شود تا در قداست، منزلت اجتماعی و جایگاه‌اش در جامعه شریک شود. در این شرایط، مخاطب هم از طرف دانشمند و هم از طرف روزنامه‌نگار، مغفول واقع می‌شود، چرا که منافع هیچ کدام از این گروه‌ها، در پیوند با مخاطب تعریف نمی‌شود.
(دانشمند میخواد دیده بشه، چه ضرورتی داره که خودش رو با جامعه درگیر کنه، اونا که قدرتی ندارن، اونا که سیاست علم و فناوری رو تعیین نمی کنن، میاد با همون اولویت های نظام سیاسی خودش رو هماهنگ میکنه، روزنامه‌نگار، میخواد منافعش رو بدست بیاره، به زندگیش ادامه بده، مشهور بشه، میره سراغ اولویت های نظام سیاسی، خوب در حقیقت این دوتا آدم به خاطر منافع خودشون، این بخشش به نظرم خیلی غیراخلاقیه، منافع حرفه ای شون، منافع شخصی شون، خیلی وقتا اصن نیازی نمی بینن که با جامعه در ارتباط باشن، برعکس انرژی ای که باید اونور بذارن، میذارن اینور، میشن روابط عمومی سازمان فلان، شرکت فلان) (زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
شاید یکی از دلایل چنین نگرشی این است که روزنامه‌نگار، در ایران هنوز نتوانسته است، جایگاهی بیابد که درصورت موفقیت‌های شغلی، و کسب اقبال عمومی، مرتبه بالاتری از نظر جایگاه و منفعت‌های شغلی داشته باشد، و لذا در فرآیند تولید محتوا به سمت منبع توزیع منفعت، کشیده می‌شود.
عدم گزارشگری مناقشات علم در بطن جامعه نیز، به دلیل همین بی‌توجهی به عموم، در فرآیند تولید محتوا است. روزنامه‌نگار علم، برای تولید محتوا، فقط به سراغ نهادهای تولید کننده علم، می‌رود و سهمی برای جامعه قائل نمی‌شود.
( یکی از مشکلات همینجاس که روزنامه‌نگار علم، فک میکنه که دنبال مناقشات علم، فقط باید توی پژوهشگاه ها بگرده، در حالیکه مناقشات علمی توی جامعه، الان به صورت جدی در جریانه، هرچند نمود نداره، اما اگر روزنامه‌نگار بره توی جامعه، همه مناقشات رو میتونه کشف کنه)(زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
بی‌توجهی به مخاطب از طرف روزنامه‌نگار، دلایل دیگری هم دارد، از جمله عدم وجود ابزاری برای سنجش درک مخاطبان از علم. در شرایطی‌که، در بسیاری از کشورهای دنیا، پیمایش‌های منظم و سیتماتیکی برای سنجش درک عامه از علم و نگرش وی نسبت به توسعه علمی و مفاهیم علمی، انجام می‌شود. این پیمایش‌ها کمک می‌کند که درک حداقلی از نگرش جامعه نسبت به علم و فناوری، توسعه علمی و احساس نیازها و نقاط جذاب علم برای عموم داشته بشیم. روزنامه‌نگار علم ایرانی، از این ابزار بی‌بهره است و مخاطب را با تجربه زیسته خود، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد و می‌شناسد.
دپارتمان‌های روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاری علم در دنیا، حجم قابل توجهی از داده‌ها را در اختیار تولیدکنندگان محتوای رسانه‌ای علمی، قرار می‌دهند تا به وسیله آنها، مخاطب را بهتر بشناسند و خودشان را با نیازهای او تطبیق بدهند. همچنین، سیستم‌های آرشیوی از پرونده‌های مورد بررسی در رسانه‌ها، داده‌های گسترده‌ای به روزنامه‌نگار می‌دهد، که برای بررسی پیشینه و بک‌گراند موضوع از آنها استفاده کنند. روزنامه‌نگار ایرانی، از این ابزارها بی‌بهره است. برای سنجش مخاطب خود، از تجربه زیسته‌اش استفاده می‌کند و یا مدل‌های موفق خارجی را الگو قرار می‌دهد. همین امر می‌تواند ایجاد کننده شکاف دیگری در برقراری ارتباط با مخاطب باشد، وقتی روزنامه‌نگار علم، موضوعات انتخاب شده‌اش را از میان موضوعات برجسته شده در رسانه‌های خارجی، می‌یابد، به گونه‌ای از موضوعات جامعه خودش چشم می‌پوشد و محتوایی را برای عموم انتخاب می‌کند، که انتخاب شده توسط رسانه‌ای دیگر، در جامعه‌ای دیگر است.
(اگر مثلا توی ساینتفیک آمریکن، فلان موضوع اولویت داره، منم راجع بهش حرف میزنم) (کاوه، روزنامه‌نگار علم)
حسین (روزنامه‌نگار علم)، شرایط رسانه‌ای کشور را، شرایط گلخانه‌ای می‌داند، که رسانه‌ها در آن، در شرایط طبیعی و فضای سالم و رقابتی قرار ندارند.
( شرایط رسانه هامون گلخونه ایه، یعنی جریان آزاد اطلاعات نداریم، رسانه ها به نهادهای حکومتی، دولتی، عمومی تعلق دارن و برای خودشون نوشابه باز می کنن)
نگاه فرمایشی به علوم انسانی، از جمله ضعف‌های دیگر روزنامه‌نگار علم در ایران است که به نوبه خود می‌تواند به بی‌توجهی به مخاطب منجر شود. روزنامه‌نگاری در ذات خود، با جامعه در پیوندی عمیق است، روزنامه‌نگاری که به جامعه شناسی، روانشناسی و روانشناسی‌اجتماعی نگاه فرمایشی دارد، در فرآیند روزنامه‌نگاری، به جای اصالت دادن به مخاطب، به محتوایی که تولید می‌کند اصالت می‌دهد.
(تو هر حوزه‌ای شما رونامه نگاری می‌کنی باید بری سراغ دیتاهایی از جامعه، این برای کسایی که علوم پایه درس می‌خونن یه چیز چیپ و بی معنیه .. نتیجه نهاییش تو کارشون مشخص میشه، تو وقتی که جدی نمیگیری جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی رو، توی کار اصلیت هم اصالت رو میدی به اون چیزی که مینویسی، نه اون کسی که میخونه) (زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
عدم برقراری رابطه، میان روزنامه‌نگار علم و جامعه، یکی از اصلی‌ترین چالش‌های این حوزه است. روزنامه‌نگاری که، مخاطبش را به خوبی نمی‌شناسد، دست به تولید محتوا می‌زند، و منتظر است مخاطب، خودش را با او تطبیق دهد.
مشکل دیگر، باریک بودن مرز رسالت‌های روزنامه‌نگاری و تلاش برای قرار گرفتن در چارچوب روزنامه‌نگاری توسعه است، در شرایطی که کشور دچار تحریم و فشارهای سیاسی قرار می‌گیرد، روزنامه‌نگار علم، تلاش می‌کند ، اخباری را منتشر کند که به شرایط بحرانی دامن نزند و یا به آرامش جامعه بینجامد، اما گاهی مرزهای این دو را به خوبی از یکدیگر تمیز نمی‌دهد و به اشتباه، دست به سانسور، یا بزرگ‌نمایی می‌زند.
(مثلا شده ما رفتیم پیش دانشمند ایرانی، خودش داره میگه دارویی که ساختم کیفیت نمونه خارجیش رو نداره، اما خوب وقتی ما تحریم هستیم، همینم از هیچی بهتره دیگه، خوب ما تو این شرایط باید چیکار کنیم؟ بیایم بگیم آقا اینا داروهاشون ال هست و بل هس، آیا کمکی میکنه به جامعه گفتن اینا؟ ) (علی، روزنامه‌نگار علم)
4-2-4 چشم انداز پیش روی روزنامه‌نگاری علم
علیرغم مشکلات و مسائل ذکر شده در این پژوهش، اکثر مصاحبه‌شوندگان از اتفاق‌های مثبت متاخر در عرصه روزنامه‌نگاری علم در کشور سخن می‌گویند.
محمد جواد (سردبیر) معتقد است که تغییرات فکری جدیدی در این عرصه در حال وقوع است، روزنامه‌نگاران علم توانسته‌اند تدریجا خودشان را بقبولانند و سردبیران نیز، اهمیت این حوزه را درک کرده‌اند و به تدریج به آن بها می‌دهند. تقاضا برای روزنامه‌نگاران علم درحال افزایش است و آنها درحال قدرتمند شدن در جامعه علمی هستند.
(روزنامه‌نگارای علمی الان خودشون رو قبولوندن و باعث شدن بعضی روزنامه ها، الان بخش علمی دارن، دغدغه اش رو فهمیدن سردبیرای نخبه، دیگه بخش علمی بزک نیستش فقط، ممکنه تیتر یک بشه ..الان یجوری شده که ما دیگه،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع روزنامه‌نگاری، افکار عمومی، جایگاه شغلی، اولویت‌بندی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع روزنامه‌نگاری، آزمون و خطا، موانع توسعه، مشارکت مردم