پایان نامه رایگان با موضوع روزنامه‌نگاری، افکار عمومی، جایگاه شغلی، اولویت‌بندی

دانلود پایان نامه ارشد

در چنین فضایی، دانشمند یا سیاستگذار می تواند با گرفتن منبع خبری روزنامه‌نگار، عرصه نقادی را برای وی تنگ کند و حتی با ترفندهای گوناگون از جمله انگ زدن او را دچار محرومیت بسازد .
(جاهای دیگه دنیا، روزنامه‌نگار این جلوه رو بیشتر داره که قراره به چالش بکشه اون مقام مسئول رو یا دانشمند رو مجبور به پاسخگویی می کنه، اما ما نداریم این ابزارو، خیلی راحت انگ می خوریم.) (محمدجواد، سردبیر)
2-3-2-4مشکلات مشترک در ساحت روزنامه‌نگاری
مسئله دیگر، فضای سیاست زده رسانه‌ای در کشور است، مدیران رسانه‌ای کشور به مسائل سیاسی بیش و پیش از هر چیز دیگری بها می‌دهند. پرداختن به باقی حوزه‌ها، مادامی در دستورکار اولویت‌بندی قرار می‌گیرد، که وجهه سیاسی داشته باشد و در غیر این صورت تا حد بزک بودن و پرداختن‌های فرمایشی تنزل پیدا می‌کنند.
(عمده‌ی سردبیرای ما رویکردشون به مسائل سیاسیه و به جز صفحات سیاسی به صفحات دیگه کمتر توجه می کنن، قدیما میگفتن، چیزی که تولید میکنیم پوشال لای آگهیه، الان که خیلی از روزنامه های ما آگهی ندارن، پوشال لای مطالب سیاسیه، وقتی کسی داره روزنامه در میاره و موضوع اصلیش سیاست و منازعات قدرت تو جامعه است و بعد تو اون تقسیم بندی میگه خب حالا یه صفحه هم میدیم به علم، روی اون موضع به صورت خاص توجه نمیکنه) (حسن، متخصص ارتباطات) ،
پرداختن‌های صرفا سیاسی به موضوعات، نه فقط مدیران رسانه‌ای کشور بلکه، روزنامه‌نگاران علم را نیز تا جایی دچار افراط می2کند، که روزنامه‌نگار علم معتقد است، روزنامه‌نگار نمی‌تواند بدون جهت‌گیری سیاسی به پوشش موضوعات بپردازد.
(بنظرم، خب بالاخره باید یه جهت‌گیری سیاسی داشته باشی، همه رسانه‌ها دارن، روزنامه‌هایی که ادعای بی طرفی میکنن، خب خونده نمی‌شن، کی میره فلان روزنامه رو بخونه که توش هیچی نیس) (محمد‌امین، روزنامه‌نگار علم)
نگاه‌های زاویه‌دار سیاسی، مادامی که فرد را در واقع‌بینی دچار مشکل نکند، مسئله‌ساز نیست، ولی مشکل از جایی شروع می‌شود که روزنامه‌نگار، به خاطر جهات‌گیری‌های سیاسی، بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی‌های اشتباه انجام می‌دهد، در موضع حمایت، از پوشش اشتباهات دست می‌کشد، و در موضع انتقاد، بزرگ‌نمایی‌های نابجا می‌کند.
(من میگم، روزنامه‌نگار موظف به بی طرفیه،همکارا و هم صنفای من با من موافق نیستن، خیلیاشون میگن رسانه باید جهتگیری و سو داشته باشه، اما وقتی شما اینجوری نگاه میکنید، اگه شما در موضع منتقد باشین سختگیرانه می کوبین، اما اگه خودتون در جامعه ی سیساست و رسانه باشید نمیذارید نقد اتفاق بیفته، بنابراین ما باید بی طرف باشیم، برای اینکه نسبت به پیشرفت واقع بینانه نگاه کنیم.) (سیاوش، روزنامه‌نگار علم)
در چنین فضای سیاسی‌ای، چندوچون پرداختن به حوزه علم، در رسانه، تا حد زیادی تابع سلیقه سردبیر و صاحب رسانه است؛ اولویت برای او سیاست تعریف می‌شود، و کمیت و کیفیت پرداختن به باقی حوزه‌ها به سلیقه او بر می‌گردد و موضوعات علمی، اگر با سپهر سیاسی گره نخورده باشد، بنا به نظر او برجسته می‌شود.
(اینکه چی بشه تیتر یک، طبق سلیقه سردبیره خوب، مثلا سردبیر از بچگی آرزوش ماشین پرنده بوده، حالا یه مطلب راجع بهش می نویسیم اون میره تیتر یک، کاملا سلیقه ایه) (فرانک، روزنامه‌نگار علم)
در این شرایط، موفقیت روزنامه‌نگاران علم، جزیره‌ای و منفرد است، هرجا سردبیر علاقه‌مند به موضوعات علمی وجود داشته باشد، روزنامه‌نگار علم، فرصت بهتر و بیشتری می‌یابد، و هرجا سردبیر، به این موضوعات بی‌تفاوت باشد، روزنامه‌نگار علم، جایگاه شغلی متزلزل و دون مایه‌ای می یابد.
( خب، این موضع تابع سلیقه افراده، یعنی یه جریان نیست، اگه یه جایی قوت میگره، یه فرد قدرتمندی اونجا هس، یا یه کسی که به این موضوع علاقه داره، شما یه جریان نمی بینی، جزیره ای عمل میشه تو این حوزه) (مهدی، روزنامه‌نگار علم)
سردبیر بی‌علاقه به علم، که بخش دانش را، با کارکرد زینتی به رسانه‌اش افزوده است، موقعیت شغلی روزنامه‌نگار علم را، نسبت به سایر حوزه‌های روزنامه‌نگاری بی‌ثبات‌تر می‌کند. دراین فضا، بخش علم، اولین بخش و روزنامه‌نگار علم، اولین روزنامه‌نگاری است که به هردلیلی آماده حذف شدن است.
(خب، تو رسانه، اولین جایی که مستعد حذف شدن یا کمرنگ شدنه بخش علمیه ، میگن چه فایده ای داره، به چه دردی میخوره)( علی، روزنامه‌نگار علم)
چنین وابستگی به سردبیر، روزنامه‌نگار را مجبور می‌کند که به جای مردم، سردبیر و مدیر رسانه‌ای‌اش را هدف بگیرد، و به جای پرداختن به دغدغه‌های مردمی، و نماینده افکار عمومی بودن، موضوعات مورد پسند بالادستی‌اش را منعکس کند، روزنامه‌نگاری که به جای روزنامه‌نگار بودن، کارمند رسانه است.
(روزنامه‌نگارعلم الآن نماینده افکار عمومی نیست، یه کارمنده! کارمند روزنامه فلان، کارمند خبرگزاری بهمان …. روزنامه‌نگار نمی نویسه برای مردم، می نویسه برای سردبیر، می نویسه برای اینکه فلان مدیر بخونه) (زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
جایگاه شغلی متزلزل، روزنامه‌نگار علم را وا می‌دارد، که سایر حوزه‌های روزنامه‌نگاری را نیز بیازماید، تا در صورت حذف شدن بخش علم، حداقل شغل‌اش را به عنوان روزنامه‌نگار، حفظ کند. کار کردن در حوزه‌های دیگر، امکان پرداختن تخصصصی‌تر به حوزه علم را از وی سلب می‌کند و سر رشته اخبار حوزه علم را می‌گسلد. به عبارت دیگر، روزنامه‌نگار دیگر، روی خط خبرهای علم نیست. در پوشش اخبار، پیشینه‌ای در ذهن ندارد، تازگی خبر را به خصوص در مناقشه‌های علمی درک نمی‌کند. چرا که پرداختن به مناقشات، داشتن پیشینه‌ای از موضع و مطالعه بیشتری می‌طلبد.
(یکی از مشکلات اینه که خبرنگارا، عمدتا پیشینه خبرو دنبال نکردن، موضوع رو خیلی خوب نمی فهمن، نمی تونه تحلیل کنه، فقط شنونده اس، فقط خبرو همونجوری انعکاس می ده)(کاظم، دبیر سرویس علم)
جابجایی بین حوزه‌ها، گاهی دستور رسانه است، مقام بالادستی از روزنامه‌نگار می‌خواهد که سرویس‌اش را جابجا کند.
(یکی از اتفاقای توی ایران اینه که آدما مرتب جابجا میشن، سردبیر اجتماعی میره توی علمی، اون یکی میره اونور، اون یکی میره اون ور، خب سردبیرا میخوان، میگن فلانی از الان به بعد تو برو تو فلان سرویس) (محمد امین، روزنامه‌نگار علم)
اما اتفاق بدتر، مربوط به سنت غیر‌اخلاقی روزنامه‌نگاری در کشور است، نگاه به روزنامه‌نگاری در ایران، در بسیاری از موارد، نگاهی ابزاری و به عنوان پله‌ای برای صعود است، خودِ روزنامه‌نگاری هدف نیست، افراد برای رسیدن به منافع مادی بیشتر به این سمت می‌آیند. برای کسب شهرت و حضور در عرصه سیاسی، برای کسب رابطه و یا حتی برای یافتن شغل‌های دیگر .
( تو هیچ کجای دنیا، روزنامه‌نگاری پله برای صعود نیست، روزنامه‌نگاری خودش هدفه، تو روزنامه‌نگار میشی، هرچی مشهورتر میشی درآمدت میره بالاتر، بنابراین خودت به عنوان روزنامه‌نگار تبدیل میشی به یه آدم قدرتمند. توایران این وجود نداره، آدما میرن روزنامه‌نگار میشن که بعد برن سیاستمدار بشن، روزنامه‌نگار میشه که تو سرویس اقتصادی پل بزنه بره شرکت تبلیغاتی راه بندازه، برای خودش کسب و کار راه بندازه) (زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
این سنت غلط، بیش از هرجایی در سرویس های علم، عرض اندام می‌کند، چرا که سرویس علم، چنین منفعت‌های حاشیه‌ای ندارد و از این جهت کار کردن، در این سرویس سخت‌تر از سایربخشها است، افراد منافع خود را در سرویس‌های دیگر می‌بینند و از این سرویس کوچ می‌کنند .
«در کل وقتی ظرف می بینه، اگه من خبرنگار سیاسی بشم، ببینید، خبرنگار سیاسی شدن تو ایران یه سری مزیتایی داره، شما تو سفرهایی، تو برنامه هایی، ارتباطایی پیدا می کنید که مردم عادی اصن امکان نداره که داشته باشن، وقتی یه خبرنگار اقتصادی میشین خواه و ناخواه کلی مزیت ها داره، هر چقدرم من مخالفش باشم یاز این اتفاق می افته، روزنامه‌نگار ورزشی کلی برنامه های بین المللی هس که دعوت میشی، المپیکه ، نمیدونم فدراسیونای مختلف پولشو میدن.. ولی روزنامه‌نگار علمی چی؟ تقریبا هیچی، تازه با یه عالمه در بسته هم روبرو میشی» (محمد جواد، سردبیر)
بدیهی است که روزنامه‌نگار شدن با چنین هدفی، پرداختن به رسالت‌های روزنامه‌نگارانه را تحت شعاع قرار می‌دهد. البته سررشته دیگر قضیه را باید در مشکلات اقتصادی روزنامه‌نگار پی‌گرفت، موارد متعددی نیز وجود دارد که افراد با اهداف متعالی وارد عرصه روزنامه‌نگاری می‌شوند ولی به تدریج به دلیل مشکلات معیشتی، از رسالت‌های خود عدول می‌کنند و بیش از هرچیز در این فضا در پی برطرف کردن نیازهای مالی‌شان می‌گردند. پایبندی به اصول، در شرایط دشوار اقتصادی، در کنار تنش‌ها و گرفت‌و‌گیرهای سیاسی، روزنامه‌نگار را تحت فشار بیشتری قرار می‌دهد تا جاییکه، بعضی روزنامه‌نگاران، حفظ رسالت‌هایشان را، شنا کردن در خلاف جهت رود توصیف می‌کنند.
(من بخاطر مشکلات اقتصادی مجبورم که توی فلان جا ، تبلیغاتی بنویسم، البته تمام اصول رو رعایت میکنم وپاش وای میستم ولی پیش میاد که شما رو میندازن یه کنج، شما رو میندازن یه گوشه، شما فقط برای عمل کردن به رسالت هاتون می تونین حداقل ها رو نگه دارین.. من کسی هستم که دارم خلاف جریان آب شنا میکنم) (محمد امین، روزنامه‌نگار علم)
علی (روزنامه‌نگار علم)، درباره مشکلات اقتصادی روزنامه‌نگار می‌گوید، که علیرغم سابقه ده ساله‌اش در این حوزه در یک خبرگزاری، هنوز هم، به صورت سالانه با او قرارداد می‌نویسند.
جذب نشدن استعدادهای جدید به سمت این حوزه، را نیز می توان به عدم امنیت شغلی روزنامه‌نگار، از یک سو، و مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی‌اش از سوی دیگر، در سطح گسترده‌ای پیوند داد.
نگاه صرفا کمی، به محتوای رسانه‌ای و نادیده گرفتن کیفیت آن، موجب بروز سطحی‌نگری و تنزل کیفی کارهای تولید شده در این حوزه می‌شود.
(یه وقتایی تند تند، تند تند یه چیزایی رو فقط خوندن و انتشارش دادن که سقف تعداد آپلودای روزانه رو انجام بدن، چون میخوان با کمیت زیاد خبر منتشر کنن) (کاظم، دبیر سرویس علم)
کمّی نگری در سیستم دستمزد و پاداش، نیز از آفات دیگر این حوزه است که روزنامه‌نگار را برای تولیدات با کیفیت بی انگیزه می‌کند.
(یه روزنامه‌نگار علمی بابت کیفیت کارش پول نمیگیره، بایت حجم کلماتش پول میگیره، تَهِ تَهِ کیفیت اش که می تونه تاثیر بذاره، اینه که این با معاون وزیر صحبت کرده، یا با مدیر کل صحبت کرده، این تاثیر میذاره توحقوقش، کجای دنیا همچین نظام مالی ای داریم؟ ) (محمد امین، روزنامه‌نگار)
مشکل دیگر، متوجه بُعد آموزش روزنامه‌نگاری در ایران است. تعداد افرادی که در این حوزه، از طریق نهاد‌های رسمی آموزش می‌بینند در کل کشور بسیار محدود است.
(تعداد روزنامه‌نگارایی که تو کشور نگاه پرسشگرانه داشته باشن و مصاحبه چالشی بکنن خیلی کمه، روزنامه‌نگار باید تربیت شده باشه، برای اینکار باید جسارت داشته باشه، تعداد روزنامه‌نگارایی که تو هر سال داره تربیت میشه، هر سال صد نفر هم نیس، پخش بشن تو رسانه ها، به هر رسانه یه نفرم نمی رسه، پنجاه نفر دارن از جاهای دیگه میان، دارن تجربی میان بالا) (محمد جواد، سردبیر)
عدم وجود فضاهای آموزش رسمی برای روزنامه‌نگاری علم در ایران، خود مشکل مهمی است که اکثریت مصاحبه شوندگان، آن را متذکر می‌شوند.
(یکی از روزنامه‌نگارا به من میگفت که 2 سال طول کشید که من یه چیزی رو بفهمم تو حوزه روزنامه‌نگاری، آدمیه که هم براش مهمه، هم میخواد تو این حوزه کار کنه، محل اصلی درآمدش هم تو این حوزه است و میدونه که کارش می لنگه، ولی از هیچ جا، چیزی پیدا نمیکنه، مثلا از توی کتابای کلاسیک روزنامه‌نگاری ما چیزی برای این آدم در نمیاد) (زرین، پژوهشگر ارتباطات علم)
کم بودن فضای آموزشی از یکسو، و ضعف‌های کاربردی آن از سوی دیگر، باعث شده است که جمعیت زیادی از فعالان این عرصه، از مجاری تجربی، این حرفه را بیاموزند و به صورت سیستماتیک، منظم و جامع، مهارت‌های مورد نیاز در این حوزه را کسب نکنند.
(یکی از مشکلات مهم ما

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع روابط عمومی، مصرف کننده، ایدئولوژی، دانش عمومی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع روزنامه‌نگاری، روانشناسی، علم و فناوری، تجربه زیسته