پایان نامه رایگان با موضوع روابط انسانی، الهی نامه، منطق الطیر، تربیت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

مختلف جا گرفته است. امثال الحکم دهخدا را نگاه کنید و ببینید چقدر از ضرب المثل‌‌ها ریشه در مثنوی دارد.بزرگان ما مثل امام خمینی (ره) در آثار خود از مثنوی استفاده می‌کردند. آقا نجفی قوچانی صاحب کتاب سیاحت شرق عباراتی درباره مثنوی و مولوی بیان نموده است .
*داستان در گلستان وبوستان سعدی:
سعدی معلم اخلاق است. فیلسوف نیست و این نکته را عرض کنم که ما ۱۴ قرن فرهنگ نیرومند اسلامی را داریم. از این فرهنگ غنی سه‌چهار تا کتاب بیشتر نداریم که همه از روی دست هم نوشته‌اند: از «تهذیب‌الاخلاق» مسکویه شروع کنید تا «اخلاق ناصری» خواجه نصیرالدین طوسی، «اخلاق جلالی» محقق دوانی تا بعد کتاب «معراج‌السعادة» نراقی. همة آنها یک حرف دارند. اصول این ۴ یا ۵ کتاب چیست؟ چهار خلق نیکو. در همة آنها «فضیلت» در چهار خُلق خلاصه می‌شود: «حکمت»، «عفت»، «شجاعت» و «عدالت». موضوع همه کتابها این چهار خلق و فروع آنهاست. حد وسط عفت چیست؟ نه اکراه از غرایض جنسی، نه شهوترانی. شجاعت چیست؟ نه جبن و ترس، نه تهور. عفت یک غریزه است؛ یا به شهوترانی می‌رسد یا به امساک.
«حکمت» چیست؟ آن قسمت بالای حکمت که به گربزه یا جربزه تعبیر کردند، هنوز مشخص نیست؛ ولی بلاهت مشخص است. حالا آن حد وسط چقدر کارساز است؟ اصلاً کارساز نیست. «عدالت» یک صفت نیست. عدالت در همة آنها هست. چیزی در من نیست که حد وسطش فضیلت حساب بشود، بلکه خود عدالت یعنی حد وسط و در ردیف شجاعت و حکمت و شهوت نیست.
کتاب «نیکوماخوس» ارسطو را که برای پسرش نوشته و نصیحتش کرده، با آن شش کتاب مقایسه کنید، می‌بینید که هیچ فرقی ندارد. کتاب «نیکوماخوس» اسلامی نیست و در آن آیه و روایت نیست؛ اما در تهذیب‌الاخلاق ابن مسکویه تا برسد به معراج السعاده، روایت و آیه و… نقل می‌کنند تا این چهار تا صفت را که از ارسطو گرفته‌اند، توضیح بدهند. این اخلاق ارسطویی است. در واقع و تکلیف ما روشن است. غزالی در ۱۰۰۰ سال پیش متوجه شد که این اخلاق ارسطویی است و اسلامی نیست. کتاب «احیاء‌العلوم» را نوشت در مقام ارسطوستیزی که این چهار خُلق را قبول نکنید.
اخلاق سعدی اخلاقی است که در خدمت اجتماع است. بوستان در ۱۰ باب تنظیم شده. احیاءالعلوم غزالی ابوابش خیلی بیشتر است، حدود ۱۰۰ باب است. البته اگر با ابواب ۸گانة گلستان که آنها هم اخلاقی است، جمع شود، ۱۸ باب اخلاق برای سعدی داریم؛ ولی فعلاً فقط در مورد بوستان صحبت می‌کنیم. باب اول عدالت، باب دوم احسان، سوم عشق، چهارم تواضع، پنجم رضا، ششم قناعت، هفتم عالم تربیت، هشتم شکر بر عافیت، نهم توبه و راه صواب، دهم مناجات.
سعدی در هر یک از این ابواب به گونه‌ای صحبت کرده است؛ اما از حُسن و قبح ذاتی صحبت نکرده است. اخلاق از خوبی‌ها و بدی‌هاست؛ بایدها و نبایدهاست. حالا این عقلی است؟ تجربی است؟ این بحث بسیار مهمی است که خوبها از تجربه به دست می‌آید. آیا براساس خوب باید تجربه کنم یا از تجربه، خوب را به دست بیاورم؟ این بحثهای کمرشکنی است که من وارد آنها نمی‌شوم. هنوز هم حد نهایی پیدا نکرده، ولی آنچه مشخص است، این است که سعدی اخلاقش تقریباً تجربی است. چیزی که غرب امروز هم خیلی می‌پسندد. شاید سر محبوبیت سعدی در جهان نیز همین باشد. خیلی تجربه‌گراست. برای اینکه در دانشگاه اشعری درس خوانده است. براساس تجربه خیلی زیبا بیان کرده و همه کس می‌پسندند.
*داستان در گلستان وبوستان سعدی
با مطالعه در گلستان سعدی می توان فهمید که این کتاب گنجینه ی گرانبهایی از مسائل تربیتی و اجتماعی می باشد که رابطه انسان با خدا ، انسان با انسان و انسان با اجتماع به گونه ی مفصلی در قالب حکایت هایی زیبا به تصویر کشیده شده است .
خداوند در گلستان بخشاینده ی گناهان و پذیرنده ی توبه ی بزهکاران است ، روزی دهنده ی جنبندگان و پناه درماندگان . پرده از روی عمل بدکاران بر نمی دارد در دنیا همه کس چه مؤمن و چه کافر مشمول رحمت اویند . انسان باید شکرگزار نعمت های الهی باشد ولی توان شکرگزاری یکی از هزاران نعمت هایش را ندارد . افراد آدمی باید همیشه با همدیگر روابط انسانی و دوستانه داشته باشند زیرا « بنی آدم اعضای یکدیگرند » و باید همیشه در صدد کمک به هم نوع برآیند .
انسان ها باید از خطا و اشتباه یکدیگر چشم بپوشند و همیشه در صدد دوستی و صلح با هم باشند ، به طور کلی زندگی انسانی به گونه ای زیبا در گلستان به تصویر کشیده شده است
بدون تردید فقط نویسنده ای بزرگ می تواند این گونه مطالب را بسیار زیبا در کتابش بگنجاند . او روابط انسانی را بسیار زیبا به تصویر کشیده است از جمله رابطه انسان با خداوند به گونه ای است که آثارش صحیفه ی معرفت الله و نمودار آیات و صنع الهی می باشد . در روابط انسانی و اجتماعی نیز بسیار قوی است . او روابط انسانی را در قالب حکایت هایی شیرین و گویا بیان کرده است . بدون شک این خود اوست که قهرمان حکایت هایش می باشد . کسی که در مرحله انسانی به بالاترین درجه رسیده از غم دیگران رنجور می شود و تمام تلاشش بر این است که گرهی از کار هم نوع خود باز کند .
مشیت خدای مهربان و قدرت کامله او از میان توده های ابر تیره و تاریک انقلاب و توحش قرن هفتم هجری برابر قرن سیزدهم مسیحی در آسمان تاریخ اسلام کوکبی درخشان بلکه خورشیدی تابان و فروزان ، و در مقابل حیواناتی درنده و خون آشام به صورت آدمیزادگان، انسانی کامل در صحنه پهناور کشورهای اسلامی پدیدار ساخت که این مهر تابناک تا نامی از انسانیت و ادب و اخلاق باقی است می درخشد و این انسان کامل تا اسمی از کمال آدمیت موجود است ، زنده است .
.(محلاتي .1346: 3 )
گلستان را باید فرآورده آزمون ها  و نمودار مطالعه سعدی در افکار و احوال و اخلاق و آداب مردمی شمرد که وی در سفر سی ساله با آن سر و کار داشته و از راز درونشان آگاه گشته و از هر یک اندرزی شنیده و نکته ای آموخته و به گنجینه خاطره سپرده است .
نبوغ سعدی در نویسندگی و گویندگی از گلستان نیک نمایان است و اگر استاد جز همین یک اثر را به یادگار نمی گذاشت بر اثبات بزرگی وی دلیل توانست بود .سعدی در گلستان آموزگاری خردمند است که جویندگان فضیلت را گاه با نقل افسانه و داستان به شیوه مقامه نویسان و گاه با حجت و برهان و استناد به تاریخ، به شناخت نیک و بد توان می بخشد . از گفتن حق بیم ندارد ، بر نقایصی که در اجتماع می بیند پرده نمی پوشد . « عشوه ده و رشوت ستان نیست » کلام بکرش هم فلسفی است هم عرفانی ،هم معیار دین درست و هم به آیین اخلاق پسندیده . وی فرزانه ای روانشناس است که « داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت » آمیخته تا نازک طبعان و نازنینان جهان هم از گفتارش ملول نشوند . (سعدي.5و4 )
بر خلاف آنچه گفته اند که « گلستان یک اندیشه مرکزی و اساسی ندارد که فصول کتاب برای تأیید آن نوشته شده باشد. » ولی این کتاب عزیز محوری مشخص و معین دارد . اگر رویداد های گلستان خشک و فشرده تعقیب می شد و یا قرار بود حکایت ها پیرامون محوری مشخص دور بزند ، آن گاه شبیه به یک ریل قطار می شد که صاف و بدون هیچ تنوعی راه به مقصد می برد . انسان از خواندن آن ملول می شد و نمی توانست تأثیری مطبوع داشته باشد. اصولا محور اصلی حکایت های سعدی در گلستان « تربیت اجتماعی » افراد برای رسیدن به یک جامعه آرمانی و مسالمت آمبز است به گونه ای که حق دین ادا شود .
آنچه ما امروز به نام علوم اجتماعی می شناسیم از جمله علومی است که از غرب به ما رسیده است . اما به حق چنین نیست چون آثار فلاسفه ، شعرا و نویسندگان ما خود شاهد بر این مدعی است و از بهترین نمونه های آن گلستان است . گلستان یک ساختار اجتماعی مناسب را دنبال می کند .
چو کاری بی فضول من بر آید            مرا در وی سخن گفتن نشاید
  و گر بینم که نابینا و چاه است            اگر خاموش بنشینم گناه است  (سعدی /49 ) 
در گلستان نحوه برخورد فرد در مقابل اجتماع ، فرد در مقابل خداوند ، خلق در ارتباط با دین و فرد با فرد به انحای مختلف بیان می شود . مواد خامی که سعدی آن ها را به گونه ای حکایت یا در قالب نظم در آورده حاصل جهان بینی اوست .
یکی از ویژگی های بیان حکایت ها و مطالب گوناگون در گلستان ، توجه به شرایط سیاسی ،اجتماعی و آداب و سنتی است که در آن عهد متداول بوده است . سعدی در کار حکایت ها  از عهده بسیاری از حالات عاطفی و روانی افرادی که از زبان آن ها سخن گفته آگاهی کامل دارد . وقتی از زبان یکی از مشایخ صحبت می کند در کمال محبت و با ایجاز کامل ،مطلب را بیان می دارد . ( آذر . 1375: 20-19 )
*داستان منطق الطیر والهی نامه عطار نیشابوری : مثنوی منطق الطیر، حدود 4600 بیت دارد مهم ترین و برجسته ترین مثنوی عطار و یکی از مشهورترین مثنویهای تمثیلی فارسی است. این کتاب را می توان “حماسه ای عرفانی” نامید، عبارت است از داستان گروهی از مرغان که برای جستن و یافتن سیمرغ – که پادشاه آنهاست- به راهنمایی هدهد به راه می افتند و در راه از هفت مرحله سهمگین می گذرند. در هر مرحله گروهی از مرغان از راه باز می مانند و به بهانه هایی یا پس می کشند تا این که، پس از عبور از این مراحل هفتگانه که بی شباهت به هفت خان در داستان “رستم” نیست، سرانجام از این گروه انبوه مرغان که در جستجوی “سیمرغ” بودند تنها “سی مرغ” باقی می مانند و چون به خود می نگرند در می یابند که آنچه بیرون از خود می جسته اند- سیمرغ- اینک در وجود خود آنهاست.
منظور عطار از مرغان، سالکان راه و از “سی مرغ” مردان خدا جویی است که پس از عبور از مراحل هفت گانه سلوک – یعنی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا- سرانجام حقیقت را در وجود خویش کشف می کنند.
منظور عطار از مرغان، سالکان راه و از “سی مرغ” مردان خدا جویی است که پس از عبور از مراحل هفت گانه سلوک – یعنی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا- سرانجام حقیقت را در وجود خویش کشف می کنند.
منظومه الهی نامه در واقع مجموعه ای است از قصه های گوناگون کوتاه و مبتنی بر گفت و شنود پدری با پسران جوان خود که بیهوده در جستجوی چیزهایی برآمده اند که حقیقت آن با آنچه عامه مردم از آن می فهمند تفاوت دارد. هنر شخصيت پردازي عطار در الهي نامه و استفاده از شخصيت ديوانگان (شوريدگان) بارزترين شگرد شخصيت پردازي عطار است. شوريدگان به ظاهر ناقص عقل به راحتي جواز صريح گويي را مي يابند.
شخصيت سلطان محمود و چگونگي حضور او در الهي نامه بررسي مي شود و از ابليس و مجنون، حرفهاي تازه اي مي شنويم و…
* داستان در کشکول شیخ بهایی :ادبيات فارسي بستر اصلي شکل گيري متون تاريخ ايران بوده است و تلاش براي شناسايي داده هاي تاريخي از لابه لاي متون ادبي يکي از روش هاي دستيابي به گوشه هايي از تاريخ ايران است که شايد در متون تاريخي کمتر اثري از آنها مي توان يافت.
کشکول شيخ بهايي يکي از همين متون ادبي بوده که داده هاي تاريخي قابل توجهي دارد و با توجه به عدم دسترسي به برخي منابع شيخ در تدوين کشکول، محتويات آن داراي اهميت مي باشد.
همچنين از بين مباحث مختلفي که شيخ در اين اثر آورده است مي توان به مضامين اخلاقي بسياري پي برد.کشکول در پنج دفتر تدوين شده و شامل پندهاي اخلاقي،اجتماعي و… مي باشد که به وسيله حکايت،تفسير،قرآن ،اشعار و… از نويسندگان معروف و بعضاً ناشناس ذکر شده است.
در هر حال اين کتاب نامدارترين اثر شيخ بهايي بوده که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهايي محسوب مي شود. کشکول شیخ بهایی مشاهده یک فرهنگ در یک دوره تاریخی در کتاب است. یک کتاب کلیات است، اما چهره معنوی شیخ بهایی را از کشکول وی می توان ترسیم کرد. کشکول، دیدن یک مرد در آینه یک کتاب است و نه تنها مشاهده چهره یک مؤلف در کتاب وی، بلکه مشاهده یک فرهنگ در یک عصر، در یک کتاب است. کشکول موضوع واحدی ندارد کشکول شیخ بهایی عَلَم است. طیف رنگین معارف اسلامی و فرهنگ اسلامی در این کتاب مشاهده می شود، هم چون دین و اعتقادات که در بردارنده نکات بسیار مهم از تمامی کتاب های اسلامی ما است، حکمت، اخلاق، تاریخ، شعر و ادب، عرفان،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع زندگی روزمره، دیوان شمس، هزار و یک شب، قصه های قرآن Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع شاهنامه فردوسی، مهابهاراتا، تاریخ ایران، فره ایزدی