پایان نامه رایگان با موضوع روابط اجتماعی، ابراز وجود، واژه های دخیل، امید به آینده

دانلود پایان نامه ارشد

ببینی
نظر بر کشتگان کربلا کن
103. بیجار سر شونی می بچه وشم
هر وقت تر ینم مو آهی کشم
خدایا مر هدی یک من اورشم ( اورشم : ابریشم )
هر چی تی مار بگوت پا پس نکشم
104 . انار داری دره او جوره لاته
اونه تی تی کله امی حیاطه
هر چی تارو زنم تارو نبوره
پدر سوخته وچه می دیله بوره
105. آسمون ستاره سیصد و بیست
کلاه صد تومانی بر سر کیست
بوشو یاره بگو مکدّری چیست
دل با من بنی دشمن سگ کیست
106. نیگار جون چادری شب رنگ داره
دو پاهان بر سر یک سنگ داره
نمی دانم بگویم یا نگویم
زره پوشیده میل جنگ داره
107 . چندی مو بخونم می صدا بیته
پیلا خونه لاکو می دیله بیته
پیلا خونه لاکوی می ننگ و ناموس
ایلاهی تو ببی می تازه عاروس
108. ماشینه شو دره بورون بورونه
می یاره شودره دیل ناگرونه
جوونون جم ببین لب روخونه
حرمت عزت کونین امشب بمونه
109. سه روزه بچه بودم مادرم مرد
مرا بر دایه دادن دایه ام مرد
نصیب من ببو شیر بزغاله
فلک یاری نکرد بزغاله ام مرد
110 . خودم گیلک که یارم اردبیله
درخت پوشت خونه زنجبیله
درخت زنجبیل یک دانه ی کج
عشق این یار مرا دیوانه اش کرد
111. ماری ماری چره تو مر بچه بی
غم و غوصه هما می دیل دچه بی
غم و غوصه هما مو خورده منّم
می جوون جونکه گل بورده منّم

4-2 . مقدمه ای بر ترانه های عامیانه
شعر عامیانه و ترانه های بومی از زندگی مردم حکایت می کند . ترانه های بومی بیانگر و توصیف کننده و تصویرگر زندگی واقعی مردم است . غالب اشعار از صناعات شعری و فنون ادبی خالی است . گویندگان این اشعار از تکلّف و تصنّع و تزیین و آرایه بندی خود را برکنار نگه می داشته اند ، اصولاً از این فنون آگاهی نداشته اند – شاید نیازی به شگردهای شاعری در لابلای ابیات و مصرع ها احساس نمی کرده اند . روستائیان در عالم واقع زندگی می کنند . رؤیاها و اهداف هم واقعی و دست یافتنی است . در عالم خیال سیر نمی کنند . خود را گول نمی زنند . به همین جهت نیازی به تصاویر خیالی و وهمی در کلام خود احساس نمی کرده و نمی کنند . به ابزار پندارخیز محتاج نبوده اند تا از این راه بتوانند شعر خود را به مسائل زیبایی شناسانه زینت دهند. این اشعار از دل برآمده بودند و برمی آمدند و بر دل می نشینند و می نشستند . این اشعار و ترانه های عامیانه خود نوعی تاریخ نانوشته ی مردم به شمار می رفت و می رود . سبک معیشت مردم در این اشعار بازتاب یافته و می یابد . زندگی ساده ، شفّاف ، زلال و روان و طبیعی چون طبیعت بکر کوهستان در ترانه های محلّی جلوه می فروشد . ترانه های عامیانه ، ترانه های گالشی اند . ترانه های کوهپایه ای اند . سبز و روشن ؛ منعکس کننده زندگی مردم فعّال و پرتحرّک و پر کار ؛ همان گونه که زندگی می کنند ، می اندیشند ؛ و همان گونه بیان می کنند . زبان گفتاری شان همان است که هستند . دارای رؤیاهای دست یافتنی اند . آرزوهایشان به اندازه است . قناعت و خرسندی در آن به چشم می آید . رؤیاهای کوه نشینان ، رؤیای مقبول و معمول است . روستایی و کوه نشین ، همواره در کار تولید بوده ، از آغاز زندگی – آنگاه که پا به زندگی جدید می گذارد و تشکیل خانواده می دهد– دست به تولید می زند . مستقل و کارا . دست به کارهای هنری می زند ، و آن هنر را هنر روستایی نامیده اند . هنر خلّاقانه که هنر باستانی و دیرینه دیار ماست . این هنر خلاّقانه و دستی اش در اشعار عامیانه اش متبلور است . به هنگام کار ترانه می خواند و کار بر او سبک می شود . خستگی ، تشنگی ، گشنگی و سنگینی ناشی از کار توانفرسا با خواندن ترانه ای از روی دوش خویش برمی دارد . با ترانه قوّت می گیرد و کار خویش را پیش می برد . تنوّع و غنای زبان ، ادب و هنر و فرهنگ او در سایه ی محیطی که در آن زندگی می کند ، بیشتر نمود پیدا می کند .
ریتم ، آهنگ ، لحن ، آوا و ایما ، هارمونی شعر عامیانه با لحظات روستاییان علاقه مند و شیفته تنظیم می شود . به گاه حرکت در سربالایی ، محکم اند . در سمت و سوی سراشیبی تنالیته ی آن تند و شدّت دارد . در محیط سطحی و زمین های هموار ، آرام و تند می شود . در زمین های باتلاقی و گل آلود ، ریتم شعر تغییر پیدا می کند . نفس سرایندگان ترانه های عامیانه را می شود از شدّت و ضعف آن شنید و با آنان هماهنگ و همگام شد و به آن شکل داد .اکثر اشعار عامیانه منطقه در مایه ی دشتی و یا به قول روستاییان طبری ( = تبیری خوانی ) یا امیری خوانی و با مضامین عشق و شور و درد و هجران خوانده می شود . سرایندگان این اشعار اکثراً عوام بوده اند و ذوق هنری شان باعث سرایش شعرشان می شده است . وزن شعری ترانه های عامیانه گاه با سکته هایی همراه است که این سکته ها برای ما که به صورت نفنّن با آن روبه رو می شویم ، باعث به هم ریختگی نظم کلام می شده و می شود . موسیقی کناری این اشعار در هم و گاه بی قاعده است . گاه دو بیتی ها و ترانه های عامیانه دو بیت و به صورت مثنوی – دوبیتی و یا دو تایی سروده شده اند . گاه قطعه اند ، یعنی مصرع های زوج دارای موسیقی کناری اند . واژه ها ، الفاظ و ترکیبات بسیار خودمانی ، آشنا و بدور از هر گونه ساخت زبانی و آوایی پیشرفته است . کلام ، دم دستی اند . یعنی از همان کلماتی بهره می گیرند که با آن ها زندگی می کنند و ابزار کارشان محسوب می شوند . واژه های دخیل در این ترانه ها جرأت راه یافتن پیدا نمی کنند . سرایندگان گویا اجازه ی ابراز وجود به واژه های دخیل در اشعارشان نمی داده اند .
سبک زندگی ، شیوه ی درآمد ، نوع کار و پیشه در بررسی اولیه ی اشعار عامیانه قابل دریافت است . نوع فعّالیّت های کاری و اقتصادی و سختی معیشت زندگی ، حالات و روحیّات شخصی و خانوادگی ، روابط اجتماعی ، دگرگونی های زمانه و رویدادها و حوادث و اتفاقات تاریخی ، افسانه ها و باورداشت های روستایی ، نوع نگاه و تغییرات ارتباطی مردم ، تغییر و تحوّل محیط ، ارزش ها و ضد ارزش ها در این اشعار بازنمود دارد .
ترانه های عامیانه هویّت بومی – محلّی ماست . به همین جهت آن چه گفته شد ، در زندگی مردم اتاقور به سهولت قابل دید است . اشعار بازتاب دهنده ی حالات و روحیّات مردم این دیار است . شادی و سرزندگی ، امید به آینده ، استواری و پابرجایی ، شکیبایی در برابر شداید در اشعار عامیانه ی منطقه موج می زند . این هنر گالش هاست .
ترانه های گالشی منطقه ی اتاقور از لحاظ لحن و مضمون در شکل و حال هایی مشاهده می شود که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

4-3 . ترانه های روایی
ترانه های گالشی ، ترانه هایی هستند که توجه پژوهشگران موسیقی و آشنایان و آگاهان این فن را به خود مشغول کرده ، در دستگاه دشتی آن را تنظیم می کنند ، می نوازند ، می خوانند . آهنگ های موسیقی گیلان اصولاً در همین دستگاه موسیقی خوانده و نواخته می شود .
ترانه های رویایی ، روایتگر زبان محلی و قومی است . ترانه هایی از دست « عروس دامات سنگ سیاه ببون » سروده اصغر امیرزاده ی واجاری ( امیر گیلانی ) از این دست است . او به گفته ی استاد نوزاد در مقدمه ی این منظومه زیبا : « پهلوانی ، جوانمردی ، سختکوشی و مناعت روحی او را به درست ترین توصیف و حتّی تحریک آمیز به خواننده القا نمودید و مشتاقش کرده اید و در یک آن آرزو کند چون او و به جای او باشد ، این نمودار قدرت کلامی شماست . عشق آن دو به سادگی ی همه ی عشق های ایرانی به یک نگاه و تمهید تماس و نزدیکی شان را نیز به سحر و جادو و دعای دعانویس به خواننده انتقال دادید که نشانه ی امانت در تعریف و بیان افسانه ی مردمی است . » ( امیرزاده ، 1375 : مقدمه / هشت )
شاعر بومی راوی داستان های ناگفته و ناشنفته است . راوی دردهایی است که مورخان به سادگی از کنار آن گذشته اند . شاعران رسمی به عشق ساده گالش ها توج نکرده و آن را به تصویر نکشیده اند . از این رو ترانه های گالشی شنوندگان ، طرفداران و علاقه مندان خاص خود را دارد ؛ چون شاعران درباری و خواص از آنان سخن به میان نیاورده اند ، خوانندگان و شنوندگان خاص نداشته و عوام – خصوصاً گالش ها – بدان رویکرد نشان داده اند و از شنیدن آن لذت برده اند . به هیجان آمده اند و لحظات خود را با آن خوش کرده اند .

4-4. ترانه های کار
ترانه های کار ، به ترانه هایی اطلاق می شود که در مزارع و یا باغات چای خوانده می شوند و معمولاً زنان از این ترانه ها به هنگام کشت و کار و بویژه نشاکاری و وجین و دوباره در شالیزارها استفاده می کنند . این ترانه ها به موجب آهنگین بودن ، در نوع کشت زنان هم تأثیر می گذارد . چون به رفع خستگی ناشی از کار طاقت فرسا و گاهی زیر آفتاب داغ و قدم زدن در زمین های باتلاقی ، خم شدن طولانی به هنگام کار ، کاهش خستگی های ناشی از نشا ، روحیه دادن به دیگر نشاگران و … جهت انجام کار مطلوب ، مفید می باشد . مضامین این ترانه ها معمولاً آیینی ، و اصولاً توسل به ائمّه ی اطهار و مدد گرفتن از علی مرتضی ( ع ) است . اگر چه توصیف های عاشقانه ، به تصویر کشیدن زیبایی های طبیعت ، برکت خواستن از صاحب برکت را نباید نادیده گرفت .

4-4-1. با مضامین چایکاری
از جمله ترانه ها و دوبیتی های کار را می توان در ترانه های چای مشاهده کرد . به گفته ی میر شکرایی : « ترانه ها در مرحله ی تولید ، هنگام برگ چینی خوانده می شوند . و زبانزدها در زمینه ی مصرف و نیز در مورد وسایل مربوط به آن پدید آمده اند و روایی دارند.» ( میرشکرایی ، 1378: 143 ) وی می افزاید : « کشت چای در کنار شالیزارهای گیلان رواج یافت و ترانه هایی که هنگام برداشت دسته جمعی چای و به صورت همگروه خوانده می شوند ، از فرهنگ شالی کاری به چای انتقال یافته است . به طور کلّی ترانه خوانی هنگام کار بیشتر در کارهایی که صورت دسته جمعی دارند ، معمول است . به همین لحاظ چای تنها در مرحله ی کار جمعی برگ چینی ، رسم ترانه خوانی هم آوا را از لحاظ فرهنگ شالی کاری گرفته است . » ( همان ) در این ترانه ها « پاره ای از دلبستگی های عاطفی ، روابط اجتماعی و جلوه هایی از مناسبات حاکم بر روابط تولید در آن ها نمایان است . » ( همان : 144 ) نمونه ای از این ترانه های کار که نشان از کارکرد چای چین ها در زمین های اربابی است ، در زیر می آید، در این ترانه آمده است که کارگرها به عنوان رعیت بناچار و برای امرار معاش و یا از سر اجبار می باید در زمین های اربابی و زیر نظر مباشر – نماینده ی ارباب – کار می کردند و بدون اجازه ی او حق انجام کار دیگر و یا ترک کار نداشته اند ، و یا حتّی اجازه نداشته اند در هنگام کار به دیدن خانواده – خصوصاً برادر – خود بروند :
1. چقد چایی چینم زمبیل پورابه ( زمبیل : زنبیل )
بنیم آفتاو دیمه ، تا کمرا به ( دیمه : گوشه )
موباشر جان ! بشیم ناهار دیرابه ( مباشر : نماینده ارباب ، مباشر)
می براره ندیم ، می دیل پورابه
در ترانه ی دومی که می آید ، نشان از ازدواج اجباری دختر با کسی است که خانواده اش اجازه ی ابراز وجود در برابر فرمانش را نداشتند و روی هر دختری که دست می گذاشتند ، خانواده او را به عقد او در می آوردند . رسم بر این بوده است که در روستاها دختر را به نام کسی از همان دوران کودکی و یا حتی به هنگام تولد ، انگشتری می بردند و دختر را « نشان می کردند » و این دختر از همان زمان ، به نام آن پسر بوده و در نوجوانی به ازدواج آن دو می انجامیده است . حال آنکه در ترانه ای که می آید ، دختر را بدون اطلاع نامزد ، به عقد کسی درآورده اند و هنگام « گل چایی » با خود می برده و دختر به کنایه از داماد می خواهد که تو آنقدر بی تفاوت در چایخانه ها بنشین و بنوش و خوش بگذران که مرا بی اطلاع تو می برند :
2 . بوشو یاره بگو ، کوی شو دری تو
مره برده درن ، خاک بر سر تو
مره بورده درن ، با گول چایی
بوشو گوشه بنشین بخور تو چایی
در ترانه ی سوم ، از فصل بهار و فصل چای چینی دختران سخن به میان امده است . غنچه های چای که مشهور به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع ویژگی های سبکی، بی خانمانی، ژاندارمری Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع دوران کودکی، فرهنگ عامه، درون مایه