پایان نامه رایگان با موضوع رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

در خصوص معناي کلمه ولي در قرآن بحث در دو جهت ديگر است:يکي اين که آيا خصوص کلمه “ولي” به معناي دوست استعمال شده يا خير؟ديگر اين که معناي ولي در خصوص آيه “اِِنما وليکم الله”که ولايت اميراامؤمنين (ع) را اثبات مي کند به چند معني استعمال شده است؟ بعضي معتقدند در قرآن هر جا که اين کلمه به کار رفته وابتداء توهم مي رود که به معناي دوست است پس از دقت معلوم مي شود که به اين معني نيست مثلاً معناي “الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي نور”: خدا سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاريکي ها به سوي روشنايي بيرون مي آورد. (بقره:257 ) اين نيست که خدا دوست اهل ايمان است،بلکه اين است که خداوند با عنايت خاص خود متصرف در شؤون اهل ايمان است و اهل ايمان در حفظ و صيانت خاص پروردگارند و همچنين معناي”انّ اولياء، الله لا خوف عليهم و لاهم يحزنون: آگاه با ش که اولياء خدا را نه بيمي است و نه اندوهگين مي شوند” (يونس:62 )
“اين نيست که بر دوستان خدا ترسي نيست در اين جا کلمه (ولي ) از قبيل فعيل به معناي مفعول است پس معني چنين مي شود، کساني که خداوند ولي امر آنها و متصرف در شؤون آنهاست،مورد ترس ونگراني نمي باشند و همچنين معناي آيه “المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض” (توبه:71 ) اين نيست که مؤمنين دوستان يکديگرند بلکه اين است که مؤمنين نسبت به يکديگر متعهد ودر شؤون يکديگر متصرف و در سرنوشت يکديگر مؤثرند و به همين جهت بعد مي فرمايد: “يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر” (توبه:71) از اين جا جواب سؤال دوم هم روشن شد در آيه مورد نظر، مقصود اين نيست که خدا و پيامبر وعلي دوستان شمايند، بلکه اين است که اختيار دار و ذي حق در تصرف در شؤون شما هستند. وبه فرض اين که استعمال کلمه ولي به معناي دوست صحيح باشد،در اين جا مناسبت ندارد که به صورت حصر گفته شود که منحصراَ ولي شما خدا وپيامبر و علي است. ازاين جا معلوم مي شود که توجيه برخي مفسرين اهل سنّت = تسنن که گفته اند مفاد اين آيه چيزمهمي نيست،بلکه صرفاً اين است که علي دوست شماست يا علي بايد محبوب و مورد علاقه شما باشد، اگر فعيل به معناي مفعول باشد؛ غلط است طبق اين بيان، آيه شريفه “انماوليکم الله” که ولاء اثباتي خاص است، صرفاً ولاءمحبت نيست.
ولايت، أمر بسيار مهمَي است؛ و حقيقت دين و دنياي انسان به آن بستگي دارد، زيرا از شؤون ولايت، حکومت بر مسلمانان، و بلکه برهم? افراد بشر است. و اين يگانه راهي است که تمام سعادت ها و شقاوت ها، خير و شر، نفع و ضرر، بهشت و دوزخ، و بالاخره نجات مردم به آن راه بسته است. هر ملَتي به هر کمالي رسيده است، در اثر ولايت ولي آن قوم بوده، و هر ملَتي هم که رو به بد بختي و ضلالت رفته، در اثر ولايت ولي آن قوم بوده است، که آنها را به سوي آراء و أهواء شخصَيه کشيده، و از منهاج و صراط مستقيم منع کرده است.” (بهجت،1396: 163)
در اخبار از موضوع ولايت،بحث بسيار زيادي شده است؛ بلکه اصولاً بايد گفت: تشکيل دهنده ي مکتب تشيَع است؛ و اصل مکتب تشيَع به همين اساس پايه گذاري شده، و آيات قرآن و اخبار در اين مسأله بسيار زياد است.
ولايت در لغت يک معني بيشتر ندارد؛ مابقي همگي موارد و مصاديق آن است.
“بعضي خيال کرده اند که ولايت معناي مختلفي دارد؛ مثلاً گفته اند: يکي از معاني آن نصرت است؛ انما وليکم الله و رسوله يعني ناصر شما خداست و رسول خدا؛ يا اينکه گفته اند: به معناي محبَ است؛ يا به معني آزاد کننده، يا آزاد شده است؛ يا أقوامي که با انسان نزديکي دارند (نزديکي نسبي، يا زماني، يا مکاني، و يا دو نفري که با همديگر شرکت مي کنند و هر کدام را ولي ديگري مي گويند و خلاصه در کتب لغت معاني مختلفي ذکر کرده اند به طوريکه در “تاج العروس” بيست و يک معني براي ولايت بيان مي کند، و شواهدش را ذکر مي نمايد. آيا واقعاً همين طوراست؟ واين معاني، معاني مختلفي است براي ولايت؟ ولايت يک معني بيشتر ندارد و در تمام اين مصاديق و معاني و موارد همان معني که واضح لغت در نظر گرفته است، همان مورد نظر بوده است منتهي به عنوان خصوصيّت مورد، مصاديق مختلفي پيدا کرده است، وآنچه که محطّ نظر استعمال است همان معني وضع أولي است، که اين معني اشتراک معنوي مي باشد. و بنابر اين ولايت يک معني بيشتر ندارد؛ و در تمام اين مصاديقي که بزرگان از اهل لغت ذکر کردهاند، همان معني أوّلش موردنظر و عنايت است؛ و به عنوان خروج از معني لغوي و وضعي، يا به عنوان تعدّد وضع، يا به عنوان اشتراک و کثرت استعمال؛ هيچ کدام از اين ها نيست.” (بهجت، 1396ق:164 )

2-2-1- ولايت تشريعي
“از جمله آياتي که بر ولايت تشريعي مولاي متقيان امير مؤمنان علي (ع) دلالت دارد. اين آي? شريفه است: (انما وليکم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوةو يؤتون الزکوة و هم را کعون.) (سور? مائده:55) يعني اينست و جز اين نيست ولي شما (مؤمنين) خدا است و پيامبر او، و کساني که ايمان آورده اند که آنها کساني هستند که نماز برپاي دارند، و زکوة مي دهند در حال نماز ورکوع.” عامه و خاصه (سني و شيعه ) اتفاق دارند که اين آي? شريفه دربار? اميرالمؤمنين علي(ع) نازل شده واز جمله( الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزکوة و هم راکعون ) با آنکه لفظاً جمع است ولي در اين مورد به خصوص نمي توان جمع اراده کرد. چه آنکه خاتم بخشي که آي? شريفه در مورد آن نازل شد، يک مرتبه و از يک شخص بوده نه از اشخاص متعدد تا بتواند از آن جمع اراده کرد، و ناچار بايد يک فرد اراده نمود وآن فرد هم به موجب روايات متواتر از عامه و خاصه وجود مقدس اميرالمؤمنين علي(ع) است. واين آيه شريفه در مورد ولايت تکويني و تشريعي است، و استدلال به سياق آيه شريفه فرموده اند، به اين شرح، که ولايت در اين آيه، اول به خدا، نسبت داده شد، بعد به رسول خدا، وبعد به اميرالمؤمنين(ع) و از لفظ اوليکم هر آنچه در مورد خدا اراده شده، بايد در مورد رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) همان اراده شود؛ و چون ولايت الله اعم است از ولايت تکويني و تشريعي، ناچار مراد از ولايت رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) هم ولايت اعم از تکويني و تشريعي خواهد بود.” (بهجت،1396ق: 166 )

2-3- خلافت علي (ع)
علي ابن ابي طا لب ( 13رجب سال سي ام عام الفيل،21 رمضان سا ل 40 هـ.ق ) امام اوّل تمامي شاخه‌هاي مذهب شيعه که آن ها از وي با عنوان امام علي ياد مي کنند و خليف? چهارم از خلفاي راشدين اهل سنّت، پسر عمو و داماد محمد پيامبر اسلام است. وي همسر فاطمه و پدر حسن، حسين و زينب است. محمد پس از مهاجرت از مکّه به مدينه و ايجاد عقد اخوت بين مسلمانان، او را به عنوان برادر خويش انتخاب نمود.
مسئله حق وي در خلافت پس از محمد،منجر به شکاف اصلي ميان مسلمانان و تقسيم آنان به دو گروه شيعه و سني شد. محمد در بازگشت از حجةالوداع، عبارت، “هر که من ولي او هستم، اين علي ولي اوست” رابه زبان آورد؛ امّا مقصود اين عبارت مورد اختلاف شيعه و سني قرار گرفت. شيعيان بر اين اساس معتقد به نصب امامت و خلافت در خصوص علي شدند و اهل سنّت آن را به معناي دوستي و محبت علي تفسير مي کنند.
پس از مرگ محمد و در ماجراي انتخاب جانشين او، جمعي از انصار در سقيف? بني ساعده گرد هم آمدند و بعد از مشورت با يکديگر سرانجام تصميم بر خلافت ابوبکر گرفتند. علي بن ابي طالب در ابتدا از بيعت با ابوبکر سر باز زد، ولي سرانجام پس از شش ماه با ابو بکر بيعت کرد. علي در دوران خلافت سه خليف? اول در جنگ ها شرکت نمي کرد. و جز در انتخاب خليف? سوم فعاليت سياسي نداشت. البته هرگاه خلفاي سه گانه مي خواستند، در امور ديني،قضايي و سياسي به آنها مشورت مي داد. پس از کشته شدن عثمان، اورا به عنوان چهارمين خليف? مسلمانان برگزيده شد و دوران خلافت وي با جنگ‌هاي داخلي ميان مسلمانان و شورش ايرانيان هم زمان بود. او سرانجام در مسجد کوفه به ضرب شمشير يکي از خوارج به نام ابن ملجم مرادي کشته شد.

2-3-1- فعاليت هاي امام در دوران خلافت
علي پس از برگزيده شدن به خلافت از کشندگان عثمان و هم چنين از فرقه هايي که براي او جايگاه فوق بشري قائل بودند دوري جست. هنگامي که علي به خلافت رسيد، مرزهاي اسلامي از غرب تا مصر واز شرق تا ارتفاعات شرقي ايران پيش رفته بود. امّا اوضاع حجاز در اين ايّام، نا آرام بود. از اقدامات مهم علي پس از رسيدن به خلافت، عزل کردن والياني بود که قبلاً عثمان آنها رامنصوب کرده بود. او آنها را عزل کرد و به جاي آن ها کساني را که از نظر وي قابل اعتماد بودند، گماشت. علي پس از رسيدن به خلافت تمامي اموال و زمين ها و بخشش هايي که عثمان و خلفاي ماقبل در زمان خلافتشان به بعضي از اشراف داده بودند، پس گرفت. وي مخالف تمرکزخليفه برروي در آمدهاي استاني بود، او غنايم و بيت‌المال را از انحصار اشراف درآورد و به طور مساوي بين تمامي مسلمانان تقسيم کرد.اوهمچنين در توزيع بيت المال از تعصبات قومي و قبيله اي خودداري مي کرد؛ به طوري که حاضر نشد به برادرش عقيل بن ابي طالب بيشتر از سهمش از بيت المال بدهد. در حکومت وي، تمامي مسلمانان،چه آنهايي که سابقه اي طولاني در اسلام داشته بودند و چه آنهايي که به تازگي مسلمان شده بودند، از نقطه نظر توزيع بيت المال، يکسان نگريسته مي شدند. “ايرا لاپيدوس معتقد است علي که بر مبناي از خود گذشتگي اش در خدمت به محمد و اسلام ادعاي خلافت کرده بود، خود را به خطر انداخته بود. علي همچنين بر خلاف عمر، پيشنهاد داد که تمام در آمد هاي ديواني توزيع گردد و چيزي از آن اندوخته نگردد. پس از خلافت، بسياري از قبيله قريش از او روي گرداندند، چون او از حقوق عشيره بني هاشم که عشيره پيامبر بود دفاع مي نمود. او همچنين متهم به اين شد که از مجازات کشته گان عثمان خودداري و سمت هاي اداري را از طرفداران عثمان پاک سازي مي کند. يکي از مهم ترين مخالفان علي، معاويه بود. معاويه فرماندار شام و از خويشان عثمان بود که بدين سبب، خونخواهي کشندگان عثمان را حق خود مي‌دانست.”(هاشمي، 1380:ج2، 110)
يکي از مشکلات اخلاقي جامعه که امام را سخت به خود مشغول داشته بود، دنياگرايي، رفاه طلبي و فزون خواهي اعراب فاتح بود.اين امر چنان آنان را از خود بي خود کرده بود که مي توان گفت، جنگ جمل محصول آن بود که امام حاضر نشد سهم طلحه و زبير را از بيت المال بيش از ديگران بدهد. در چنين شرايطي امام، مصمم شد تا در طي خطبه هاي خود، دراين باره به تفضيل سخن گفته و مردم را از دنيا گرايي پرهيز دهد. به همين قياس، او طي نامه هايي به عمال خويش آنان را از نشستن سر سفره هاي رنگين که در دوره عثمان بسيار طبيعي شده بود نهي مي کرد. اگر کلمات امام درباره مذمّت دنيا يک جا فراهم آيد کتابي مفصل خواهد شد.
نهجالبلاغه مملو از اين قبيل کلمات بوده و اين حجم گسترده نشان مي دهد که امام در اين باره اصرار خاصي داشته است. ارائه الگوي نمونه انسان با تقوي را در خطبه معروف به خطبه همام مي بينيم. در برخي از خطبه هاي امام به صراحت مردم مخاطب خود را به دليل دنيا طلبي سرزنش مي کند: ياد مرگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع عدل و انصاف Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع رسول خدا (ص)، نهج البلاغه