پایان نامه رایگان با موضوع دانشگاه کارآفرین، کارآفرینی، هیأت علمی، اعضای هیأت علمی

دانلود پایان نامه ارشد

کارآفرینی، 11 معیار در سه دسته آموزش، پژوهش و فعالیت های کارآفرینانه آورده شده است. در دسته آموزش، تعداد دانشجویان در برنامه های کارآفرینی؛ تعداد دوره ها، برنامه ها و فعالیت های کارآفرینی؛ تغییر ارزش ها و نگرش دانشجویان دانشگاه؛ انواع دوره ها و متدولوژی؛ و در دسته پژوهش تعداد شرکت های نوپای ایجاد شده، و استخدام و درآمد بوجود آمده؛ ارتباطات یا تأمین مالی از بخش خصوصی و دولت؛ تکنولوژی، نوآوری و انتقال دانش؛ و در دسته فعالیت های کارآفرینانه ساختار دانشگاه و حاکمیت دانشگاه؛ انتشار فعالیت های کارآفرینانه؛ طیف مشارکت جامعه دانشگاهی در تلاش ها در جهت تأمین مالی و تأمین مالی، جای می گیرند. محققان یافته های تحقیق خود در فاز اول را به صورت تجربی در مورد دانشگاه UAB اسپانیا به کار بردند و نتیجه ای که از آن به دست آمد، این بود که عوامل بازدارنده به مقدار بسیار کمی در دانشگاه وجود دارد و در مقابل، عوامل پیش برنده قویاً در آن صدق می کند و این دانشگاه به عنوان یک دانشگاه کارآفرین فعالیت می کند.
گاجون در سال 2011 تحقیقی تحت عنوان عوامل داخلی مؤثر بر دانشگاه کارآفرین در دانشگاه تکنولوژی مونتری مکزیک انجام داده است. در این تحقیق از دیدگاه منبع محور به عنوان چارچوب مفهومی استفاده می شود، که اثر منابع سخت (مالی و فیزیکی) و منابع نرم (انسانی و سازمانی) بر فعالیت دانشگاه را می سنجد و مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. جمع آوری اطلاعات از 25 کسب و کار به عنوان انکوباتور در دوره های زمانی 2008- 2009 و 2009- 2010 صورت گرفته است که به عنوان منبع اطلاعات استفاده می شوند. تجزیه و تحلیل به کار رفته در این تحقیق رگرسیون خطی می باشد که نشان می دهد میان هر یک از عوامل داخلی با فعالیت کارآفرینانه رابطه مثبت وجود دارد. البته در این تحقیق نشان داده می شود که منابع سخت نسبت به منابع نرم به مراتب خیلی بیشتر بر فعالیت کارآفرینانه دانشگاه ها تأثیر می گذارند. نتیجه این تحقیق نشان می دهد برای اینکه دانشگاه ها فعالیت کارآفرینانه خود را افزایش دهند، باید استراتژی های مؤثر را توسعه دهند و تأمین مالی کافی برای حمایت از کارآفرینان فراهم آورند، و به آنها امکان دسترسی به منابع فیزیکی مؤثر و مناسب قرار دهند، مخصوصاً از نظر تجهیزات، تا فعالیت هایشان را بخوبی انجام دهند. همچنین دانشگاه ها باید به تعداد کافی اعضای هیأت علمی را با کارآفرینان با تجربه به عنوان مالک تیم های کسب و کاری خود ترکیب کنند، و همانطور که شواهد تجربی نشان می دهد این نوع از توانمندی سازمانی بطور مؤثری بر تعداد کسب و کارهای جدید ایجاد شده اثر می گذارد.

2-6-2 پیشینه تحقیق در داخل کشور
حسن مرادی در سال 1383 با هدف ارائه الگوی مناسب ایجاد دانشگاه کارآفرین، پژوهشی بر روی دانشگاه های طرح کاراد انجام داده اند. جامعه ی آماری طرح شامل: رؤسا و اعضای مراکز کارآفرینی در دانشگاه های کشور، اعضای هیأت علمی دبیرخانه و شورای مرکزی طرح کاراد مستقر در سازمان سنجش آموزش کشور، بوده است. سه مؤلفه ی اصل برون سیستمی شامل: زیرساخت ها (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی)، مبانی نظری ( دانشگاه یادگیرنده، مدیریت خلاقیت، سازمان کارآفرین، مدیریت کیفیت جامع، تحلیل SWOT، دانشگاه پاسخگو و یادگیری از دیگران) و اهداف ( شناسایی و تقویت استعدادها و ظرفیت ها، شناسایی فرصت ها و استفاده بهینه از آن ها، فراهم کردن زمینه بروز و پرورش ایده ها و خلاقیت ها، ایجاد، تحکیم، تعمیم و توسعه ی فرهنگ کارآفرینی در دانشگاه و کسب جایگاه ویژه در ارائه ی خدمات علمی و تخصصی موردنیاز جامعه) و شش مؤلفه ی اصلی درون سیستمی شامل: زمینه ( چشم انداز، برنامه استراتژیک، ساختار و آماده سازی)، درون داد ( عوامل انسانی، منابع مالی، برنامه های عملیاتی و امکانات)، فرآیند (روش ها، رهبری، نظام اداری و محیط)، برون داد ( محصولات، رضایت و فرهنگ کارآفرینی)، ارزیابی و توسعه ( ارزیابی درونی، ارزیابی بیرونی، بازنگری و اصلاح) و پیامد ( مرجعیت، منزلت و الگوسازی) است، همچنین مهمترین الزامات اجرایی و مراحل اجرا و پیاده سازی این الگو شامل: اصلاح دیدگاه و نگرش مدیران ارشد آموزش عالی و دانشگاه ها، بهبود فرهنگ سازمانی حاکم بر دانشگاه ها و اعطای اختیارات و استقلال بیشتر به دانشگا ها، مورد توجه قرار گرفته است (حسن مرادی، 1383).
فاتح راد و تقی یاری (1384) در طی مقاله خود با نام « دانشگاه کارآفرین، نظام ملی نوآوری و توسعه مبتنی بر دانایی » به گذار دانشگاه ها از انقلاب ها و اثرگذاری دانشگاهی پرداخته و با بهره گیری از نظرات اندیشمندان بزرگی همچون اتزکویتز به مارپیچ سه عاملی دانشگاه – صنعت – دولت پرداخته و نظام ملی نوآوری را تبیین می کنند.
آنها چنین نتیجه گیری می نمایند که با توجه به شواهد، تحولی به سوی دانشگاه کارآفرین در جریان است. از نظر ایشان می توان دو رویکرد اصلی را تعیین کرد که نقش دانشگاه های کارآفرین را در جهان آینده تحت تأثیر قرار می دهد. نخست، تغییر حالت به وضعیتی که در آن اقتصاد وابستگی زیادی به تولید دانش دارد، و دوم این که، تلاش برای تولید دانش و نشان دادن اهمیت آن در جامعه (فاتح راد و تقی یاری، 1384).
ایمانی در سال 1384 با هدف ارائه ی مدلی برای طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه های آموزشی کارآفرینی در دانشگاه ها بر روی دانشگاه های پژوهش طرح کاراد انجام داده اند. نمونه های مورد مطالعه 102 نفر مدیر و 167 نفر اعضای هیأت علمی باشند. در این پژوهش ابتدا پنج دسته مؤلفه ی اولیه با هیجده مؤلفه ی فرعی برای طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه های کارآفرینی، شناسایی شده است که پس از تجزیه و تحلیل، به چهار دسته از عوامل و بیست عامل فرعی تغییر یافته است. عوامل دسته اول، فلسفه و اهداف با پنج متغیر است؛ عوامل دسته دوم، مربوط به مبانی نظری شامل هشت دسته از نظریه ها: مدل تعیین مؤلفه های اصلی برنامه ی کارآفرینی، الگوی شناسایی مراحل توسعه ی برنامه ی کارآفرینی، نظریه مدیریت کارآفرینی، الگوی مهندسی مجدد در طراحی برنامه ی کارآفرینی، نظریه سازمان یادگیرنده، نظریه جهت گیری کارآفرینی، نظریه جرأت آفرینی و مدل تلفیقی (نظریه و عمل) است. عوامل دسته سوم شامل: سه دسته فرعی مؤلفه های طراحی برنامه ی کارآفرینی، مراحل اجرای برنامه و ارزیابی برنامه. که هر یک دارای مؤلفه های فرعی دیگری است، می باشد. عوامل دسته چهارم شامل چهار دسته از مؤلفه ها شامل: عوامل قانونی، فنی، اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که داشجویان، مدیران و اعضای هیأت علمی دارای نیازهای تقریباً مشابهی در زمینه کارآفرینی هستند و قبل از پرورش دانشجویان و آموزش آنان در زمینه کارآفرینی، باید به نیازهای دو گروه دیگر توجه شود (ایمانی، 1384).
نیازی و کارکنان نصرآبادی (1387) در مقاله ای تحت عنوان « دانشگاه کارآفرین » به تقویت ساختارهای دانایی محور و تولید ثروت از دانش پرداخته و پس از مروری بر کارآفرینی، تربیت و آموزش کارآفرینان به مقوله و جایگاه دانشگاه کارآفرین اشاره می کنند. ایشان راهکارهای ذیل را ارائه می دهند: استفاده از مدرسان مجرب و توانا برای ارائه دروس کارآفرینی؛ ایجاد تیم های کار گروهی و نیز آنالیز کار سایر تیم ها؛ مقالات و مطالعات موردی؛ دعوت از مهمانان کارآفرین به کلاس و مشارکت دانشجویان؛ پروژه عملی و طراحی فرایندهای یک طرح تجاری و یا امکان سنجی؛ استفاده از فیلم های آموزشی و اسلاید؛ و برگزاری کارگاه های آموزشی.
امیرنژاد و محسن نصب (1387) در مقاله خود تحت عنوان « دانشگاه کارآفرین، اشتغال زنان و کارآفرینی» به مقوله زنان و دانشگاه کارآفرین پرداخته و مسائل جنسیتی را مورد مداقه بیشتر قرار می دهد. آنها به منظور توسعه فعالیت های دانشگاه کارآفرین از نقطه نظر زنان، پیشنهاداتی را ارائه می دهند، که عبارتند از: آگاهی دادن به زنان جوان بویژه دانش آموختگان دانشگاهی درباره کارآفرینی؛ اثرپذیری مثبت از رخدادهای ناگوار در زندگی برای دستیابی به استقلال و کاهش رنج های روحی؛ اثرپذیری از اعضا موفق خانواده به عنوان الگو و بهره گیری از دانسته های آن ها؛ همخوان شدن دوره های آموزشی با نیازهای حرفه ای زنان؛ برگزاری همایش ها و کنفرانس هایی به منظور آماده سازی زنان برای پرداختن به کارهای مستقل؛ گزینش نوع فعالیت بر پایه نیاز؛ ویژگی ها و توانایی های جنسیتی زنان؛ اصلاح برخورد منفی برخی سازمان ها در خصوص فعالیت با زنان؛ برپایی جشنواره های زنان کارآفرینی؛ ایجاد تسهیلات مالی برای تأمین مالی زنان کارآفرین، واصلاح قوانین و مقررات در راستای بهبود محیط کسب و کار.
غلامحسین صدیفیان (1387) طی مقاله ای به لزوم بهره گیری از مزایای دانشگاه کارآفرین اشاره داشته و وضعیت موجود آموزش عالی کشور را به چالش می کشد. او هدف اصلی دانشگاه امروزی را رفع نیازهای اساسی جامعه می داند. به زعم ایشان، اولین گام برای رسیدن به این مهم، پرورش و زمینه سازی روحیه خلاقیت و ابتکار در میان آحاد جامعه دانشگاهی بویژه استادان و دانشجویان می باشد. وی خاطر نشان می نماید که تنها با تجدید نظر در مسیر طی شده و ترسیم خطی مشی دقیق آینده می توان به رسالت اصلی دانشگاه عینیت بخشید و در پرتو این نگاه بسیاری از مسائل و مشکلات علمی، فنی و اجتماعی حل شدنی خواهد بود. از نظر ایشان، دانشگاه کارآفرین دانشگاهی است که علم را توسعه و به عمل می آورد و موتور محرکه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه می گردد و همچنین از دانشگاه کارآفرین انتظار می رود که علم را به ثروت تبدیل نماید.
فکور (1387) در مقاله خود تحت عنوان «دانشگاه کارآفرین: مفهوم، زمینه های پیدایش و نحوه دستیابی» با کنکاش در زمینه های پیدایش دانشگاه کارآفرین، مفهوم آن و نیز عوامل مؤثر در تبدیل دانشگاه ها به دانشگاه کارآفرین در صدد است تا درک و شناخت بیشتری را از این پدیده به دست دهد.
این مقاله نشان می دهدکه تحولات اجتماعی، اقتصادی، محیطی و نیز تحولات درونی دانشگاه ها در دهه های اخیر در پیدایش دانشگاه کارآفرین مؤثر بوده اند و دانشگاه کارآفرین به مفهوم داشتن کنش کارآفرینانه در راهبردها، ساختارها و عملکردهای دانشگاه است که عملاً منجر به ایجاد ظرفیت های داخلی در آن برای انتقال فناوری و تأثیرگذاری در توسعه اقتصاد محلی و ملی و از طرف دیگر باعث افزایش درآمدهای دانشگاه می گردد. همچنین مقاله نشان می دهد که در مسیر تبدیل دانشگاه ها به دانشگاه کارآفرین لازم است آن ها ابعاد ساختاری، مدیریتی و فرهنگی خود را متحول ساخته و با گسترش زیرساخت های موردنیاز زمینه را برای ایفای کارکردهای جدیدتر فراهم سازند (فکور، 1387)
احمدپور داریانی و همکاران در سال 1387 در تحقیقی تحت عنوان « ارائه الگوی مفهومی جهت تبدیل دانشگاههای کشور به دانشگاه کارآفرین»، پس از مطالعه ادبیات و پیشینه تحقیق، مؤلفه ها و ویژگی دانشگاه کارآفرین را استخراج کرده اند. نوع تحقیق، توصیفی است که بصورت پیمایشی انجام می گیرد. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی صاحبنظران و متخصصین کارآفرینی کشور در مراکز و موسسات آموزش عالی می باشد. نمونه های مورد پژوهش تعداد 34 عضو هیأت علمی است. ابزارجمع آوری داده ها پرسشنامه و مصاحبه است. برای محاسبه اعتبار درونی از نرم افزار آماری SPSS استفاده شده است .
الگوی مفهومی منتج در این پژوهش جهت ایجاد دانشگاه کارآفرین شامل9 مؤلفه : رهبری کارآفرین ، ساختار کارآفرینانه ، فرهنگ کارآفرینانه ، یادگیری سازمانی مستمر ، کارکنان خلاق و نوآور ، تامین منابع مالی کارآفرینانه ، بازاریابی کارآفرینانه ، آموزش کارآفرینی و تجاری سازی ایده های نو است . هرکدام از این مؤلفه ها شامل چند ویژگی است که در مجموع 100 ویژگی را تشکیل می دهد ( احمدپور داریانی و همکاران، 1387).
معصوم زاده و انصاری در سال 1388، طی مقاله ای، عوامل مؤثر در شکل گیری دانشگاه کارآفرین را بررسی کرده اند. این مقاله قصد دارد عوامل کلیدی مؤثر در شکل گیری دانشگاه کارآفرین را معرفی کند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع دانشگاه کارآفرین، توسعه دانشگاه، کسب و کار، توسعه دانش Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع دانشگاه کارآفرین، کارآفرینی، ایجاد و توسعه، فرهنگ کار