پایان نامه رایگان با موضوع دانشگاه کارآفرین، کارآفرینی، کسب و کار، فرهنگ کار

دانلود پایان نامه ارشد

(2004) و کربی (2005) بر عوامل رسمی متمرکز هستند. از دیگر نتایج بدست آمده این بود که برآیندی که دانشگاه کارآفرین می تواند داشته باشد با توجه به رسالت و مأموریت دانشگاه ها تغییر می کند. برخی عوامل اقتصادی در قالب کلان و خرد نیز می تواند تأثیر مثبت یا منفی در پروسه ایجاد دانشگاه کارآفرین داشته باشد. برخی از تعاریف کارآفرینی در جدول زیر آمده است:
جدول 2-13 تعاریف دانشگاه کارآفرین (Cano et al., 2006)
1983
اتزکویتز
دانشگاه کارآفرین، دانشگاهی است که به دنبال منابع جدید مالی مانند اختراعات و تحقیقات تحت قراردادهای مشارکت با شرکت های خصوصی می گردد.
1995
کریسمان و همکاران
دانشگاه کارآفرینی دانشگاهی است که درگیر خلق کسب و کار جدید بوسیله اساتید دانشگاه، تکنسین ها یا دانشجویان است.
1995
دیل
انتقال تکنولوژی از دانشگاه ها تلاش های رسمی برای سرمایه گذاری بر روی برآیند تحقیقات دانشگاهی برای بهره برداری تجاری بنگاه های خطرپذیر است.
1998
کلارک
دانشگاه کارآفرین بدنبال نوآوری هایی است که به سمت تجاری شدن پیش می رود، بدنبال راه هایی است که با نیروهای سازمانی ویژگی های دانشگاهی را برای خلق شرایط بهتری در آینده ایجاد نماید. دانشگاه کارآفرین بدنبال روی پا خود ایستادن با نقش آفرینی اعضای خود است.
2000
کلارک
دانشگاه کارآفرین دانشگاهی متمایز از دانشگاه های سنتی و نسخه ای از سازمان های اجتماعی مدرن است که میانجی میان دولت، بازار و آموزش است.
2004
شاتل
دانشگاه کارآفرین دانشگاهی است که باید دو وظیفه انجام دهد: اول اینکه باید کارآفرینان آینده را آموزش دهد یعنی افرادی که بتوانند کسب و کار جدیدی ایجاد کنند و نیز روحیه کارآفرینانه را در تمام دانشجویان در تمامی رشته ها توسعه دهند. دوم اینکه باید کارآفرینانه عمل کند، مراکز رشد کسب و کار را سازماندهی کند، پارکهای فناوری و مواردی نظیر آن را ایجاد کند، دانشجویان را در این مراکزدرگیر نماید و از طریق آنها به دانشجویان و دانش آموختگان ایجاد کسب و کار کمک نماید و نهایتاً این که بتواند از لحاظ مالی بطور نسبی استقلال پیدا کند.
2004
بلنکر
دانشگاه کارآفرین یک سیستم جدید و اجتماعی است. در این داتشگاه عناصر و واحدهای درونی تلاش می کنند تا پاسخگوی نیازهای واقعی بازار و محیط شان باشند و نه تنها به نوآوری بپردازند بلکه در عملکردشان تغییرات اساسی ایجاد کنند.
2005
یونسکو
دانشگاهی است که: به داشجویان آموزش کارآفرینانه بدهد تا آنها کارآفرین شوندف ساختار کارآفرینانه ایجاد کند، در سطح دانشگاه و جامعه فرهنگ کارآفرینی را رواج دهد و در بین دانشجویان و اعضای هیأت علمی نگرش های کارآفرینانه ایجاد کند و مهارت های کارآفرینانه را در آنها پرورش دهد.
2005
گیب
دانشگاه کارآفرین یک دانشگاه بهینه سازی شده است بنحوی که بدنبال حداکثر سازی تجمیع کارآفرینی با کل سیستم دانشگاهی است.

راماپراساد و لاپاز175 در سال 2007 تحقیقی با عنوان «تغییر به سوی دانشگاه کارآفرین: متعادل سازی مجوعه عوامل پیش برنده و بازدارنده» انجام داده اند. در این تحقیق مرور ادبیات مربوط به عوامل پیش برنده و بازدارنده آمده است. تسهیل کننده ها و موانع می توانند به عنوان عوامل یا نیروهایی که نزدیک یا برخلاف یک هدف اقدام می کنند در نظر گرفته شوند، که این هم در مورد موضوع مورد مطالعه تولید یک دگرگونی و تنوع در یک دانشگاه از نوع سنتی به نوع کارآفرینانه آن است. ادبیات تحقیق موجود در مطالعه دانشگاه های کارآفرینانه معمولاً این دودستگی عوامل شناسایی شده را ارائه می دهد که کارآفرینی گرایی را در یک دانشگاه قادر می سازد، پرورش می دهد، یا افزایش دهد و یا اینکه مانع می شود، آن را مشکل می سازد، و یا از آن جلوگیری می کند. از عواملی که به طور عادی تسهیل کننده ها و موانع را برای تغییرشکل، با اثرات مرتبه اول و دوم خودشان امکان پذیر می سازد، می توان موارد زیر را ذکر کرد: عوامل پیش برنده: ایجاد شرکت های انشعابی، تیم های پژوهشی چند مهارتی، حمایت مالی برای کاربردهای تجاری، مدیریت مناسب شرکت های انشعابی، کانال ها و تسهیل کننده های مناسب، کارکردهای تخصصی، پرورش فرهنگ کارآفرینانه در همه سطوح، کیفیت بالای پژوهش و دانشگاه، چارچوب اصولی (قانونی) خارجی، توسعه فعال بیوتکنولوژی، تکنولوژی های کامپیوتر، علوم مواد و مهندسی؛ و عوامل بازدارنده: کاهش حمایت مالی، چارچوب اصولی خارجی، تفاوت ها در اهداف کوتاه مدت و بلندمدت، اثر نامطلوب ، بی میلی به تغییر، شرایط خارجی، تمرکز پژوهش پایه ای (Ramaprasad & La Paz, 2007). از این مقاله نتیجه می شود که تغییر زمانی می تواند سودمند باشد تنها اگر دانشگاه ها آن را کنترل کند و بطور سیستماتیکی عواملی که بر آن اثر می گذارند را مدیریت کند. پیش برنده ها، در حالی که تغییر را ارتقاء می بخشند، ممکن است اثرات مرتبه دوم غیرکارکردی داشته باشند و موانع ممکن است اثرات مرتبه دوم کارکردی را در پی داشته باشد. محققان پیشنهاد می دهند که در راستای گذار از دانشگاه های سنتی به دانشگاه های کارآفرین، باید اثرات کارکردی را به حداکثر مقدار خود برسانند و اثرات غیرکارکردی هر دو عوامل پیش برنده و بازدارنده را به حداقل برسانند.
اوشي و همکاران (O’Shea et al. 2007) در مقاله ديگري به تبيين آناتومي MIT به عنوان يک دانشگاه کارآفرين پرداخته و عوامل موفقيت اين دانشگاه را مطرح مي نمايند. آنها پس از مرور ادبيات عواملي را استخراج کرده اند که موفقيت MIT را مديون آنها مي دانند. اين عوامل عبارتند از: تأمين وجوه اعطايي به MIT در راستاي تحقيقات علوم و مهندسي، جريان وجوه صنعتي براي تحقيقات، کيفيت کارکنان دانشگاهي، ويژگي هاي سازماني همچون فعاليت ها و سياست هاي TLO، مأموريت دانشگاه، فرهنگ توسعه يافته در ميان اعضا هيئت علمي MIT، پيشينه و سنت MIT، زمينه جغرافيايي خارجي که MIT در آن مشغول به فعاليت مي باشد.
وي در مطالعه بعدي خود (O’Shea et al.2008) به بررسي بيشتر اين موضوع پرداخته و آناتومي دانشگاه کارآفرين را بيشتر تبيين مي نمايد. اين تحقيق نيز از رويکرد منبع محور پيروي کرده و دانشگاه MIT را به عنوان موضوع مورد بررسي خود انتخاب مي کند. ايشان از داده هاي ثانويه و مصاحبه ها بهره برده و به اين نتيجه رسيدند که چهار ويژگي در حمايت از شرکت هاي انشعابي حائز اهميت مي باشند؛ اين موارد عبارتند از: افراد، سازمان، فرهنگ، و محيط.
فيلپات و همکارانش (Philpott et al., 2010) در مقاله اي تحت عنوان «دانشگاه کارآفرين: بررسي تنش هاي آکادميک اساسي»176، به بررسي هر چه بيشتر فرايند هاي کارآفرينانه در دانشگاه ها پرداخته و تعدادي از موانع تحقق کارآفريني را شناسايي مي نمايند. انواع فعاليت هاي کارآفرينانه دانشگاه ها، به ترتيب دوري از پارادايم سنتي و نزديکي به پارادايم کارآفرينانه، عبارتند از:
ارائه افراد آموزش ديده بسيار واجد شرايط177، انتشار نتايج دانشگاهي178، دريافت وجوه اعطايي179، مشاوره، دوره هاي آموزشي صنعت، تحقيقات قراردادي، اعطاي پتنت و ليسانس، تشکيل بنگاه انشعابي، ايجاد پارک فناوري.
از نظر ايشان (Philpott et al, 2010) بکارگيري مأموريت سوم دانشگاهي بدون چالش و ريسک نيست. اغلب ريسک هاي مورد اشاره شامل فقدان آموزش و تحقيقات پايه، الزامات بيشتر در زمينه رازداري، تضاد منافع، تشديد تضاد داخلي و حتي برخي زيان هاي مالي محتمل (Slaughter and Leslie,1999) مي گردد.
گوررو و اوربانو (2010) در مقاله خود، پس از اشاره به وجود مدل هايي نظري در ادبيات (Clark 1998; Sporn 2001; Etzkowitz 2004; Kirby 2005; O’Sheaetal. 2005, 2008; Rothaermel et al. 2007) در ارتباط با پديده دانشگاه هاي کارآفرين، با بکارگيري اقتصاد نهادي180 و ديدگاه منبع محور181، يکپارچگي عوامل نظري را نشان مي دهند که به درک ارتباط عوامل محيطي (رسمي و غير رسمي)، و عوامل داخلي (منابع و قابليت ها) دخيل در فرايند گذار کمک مي نمايند. شايان ذکر است که عوامل محيطي با توجه به اقتصاد نهادي به دو دسته رسمي و غير رسمي و عوامل داخلي با استفاده از رويکرد منبع مدار به دو دسته قابليت ها و منابع تقسيم شده اند.
براساس مدل پیشنهادی محققان، چهار عنصر تعيين کننده در دانشگاه کارآفرين مي بايست مورد توجه قرار گيرند: عوامل محيطي، عوامل داخلي، قابليت ها و منابع. اين عوامل و عناصر منجر به پيامد هاي دانشگاه کارآفرين مي گردند.
داده هاي تحقيق ايشان از طريق ارسال پرسشنامه ايميلي به دانشگاهيان ثبت نام کرده در دانشگاه هاي منتخب جمع آوري شده است. داده ها در بازه زماني سال دانشگاهي 2007-2008 جمع آوري شده است. ابزار بکار رفته در تحقيق آنها در اين مطالعه، نسخه بازبيني شده پرسشنامه دانشگاه کارآفرين (EUQ182) مي باشد که توسط گوررو (Guerrero, 2008) ارائه شده است. اين ابزار به عوامل محيطي و داخلي پرداخته و از طيف ليکرت بهره مي برد. سازه هاي اصلي دانشگاه کارآفرين در سه دسته خلاصه می شود، که از قرار ذیل می باشد: مأموریت دانشگاه کارآفرین (توليد جويندگان کار، انتشار مقالات با مضامين عملي ، انتقال دانش (پتنت ها، ليسانس ها، شرکت هاي انشعابي)، مشارکت در توسعه منطقه اي و اجتماعي، ارتقاء يک فرهنگ کارآفرينانه، توليد کارآفرينان، انتشار مقالات علمي)، عوامل محیطی (عوامل رسمی: مقررات حداقلي براي خلق بنگاه هاي مخاطره آميز جديد، حمايت از انتقال فناوري، حمايت از شرکت هاي نوپا، حمايت هاي غير اقتصادي، پارک فناوري، دوره هاي کارآفريني براي دانشجويان و دوره هاي کارآفريني براي دانشگاهيان؛ عوامل غیررسمی: متدولوژي هاي آموزش کارآفرينانه، نگرش موافق دانشجو به کارآفريني، نگرش موافق کارکنان به کارآفريني، سيستم هاي پاداش مناسب، مدل هاي نقش کارآفريني) و عوامل داخلی (منابع: منابع انسانی، منابع مالی، منابع فیزیکی و منابع تجاری؛ قابلیت ها: پیشینه دانشگاه، جایگاه دانشگاه، شرکای دانشگاه و محلیت دانشگاه).
اوربانو و همکاران183 (2011) در پژوهش خود از رویکرد اقتصاد نهادی به عنوان چارچوب نظری خود استفاده کرده اند. ایشان برای پیشبرد مطالعه نظری مرتبط با دانشگاه کارآفرین، تحقیق خود را در دو فاز انجام داده اند. در فاز اول ابتدا نظر پاسخگویان در رابطه با اینکه بهترین تعریف از کارآفرینی کدام می باشد، پرسیده شده و بعد، عوامل پیش برنده و بازدارنده برای اینکه دانشگاه ها کارآفرین تر شوند، توسط آنان رتبه بندی شده است. در پایان فاز اول از پرسش شوندگان خواسته شده است تا معیارهایی برای ارزیابی موفقیت دانشگاه کارآفرین معرفی نمایند. فاز دوم، مطالعه موردی دانشگاه اتونوموس بارسلونا (UAB) اسپانیا و بررسی عوامل شناسایی شده در فاز اول در دانشگاه مذکور می باشد، و اینکه آیا این دانشگاه در رسیدن به دانشگاه کارآفرین موفق بوده است، را شامل می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد نگرش مطلوب کارکنان نسبت به کارآفرینی به عنوان مهمترین عامل پیش برنده شناخته شده است. عوامل پیش برنده دیگر به ترتیب عبارتند از: ارتباطات با صنعت، ساختار سازمانی منعطف، دوره های کارآفرینی برای دانشجویان، حمایت برای انتقال فناوری، اقدامات حمایتی برای شرکت های نوپا، نگرش مطلوب دانشجویان نسبت به کارآفرینی، مدل های نقش کارآفرینی، سیستم پاداش مناسب، انکوباتورها، قوانین شفاف در مورد مالکیت دارائی فکری، حداقل مقررات برای ایجاد سرمایه گذاری جدید، تأمین مالی اولیه، پارک های علم و فناوری و دوره های کارآفرینی برای کارمندان.
در رابطه با عوامل بازدارنده، مهمترین عامل، ساختار سازمانی و حاکمیت دانشگاه می باشد. عوامل بازدارنده دیگر به ترتیب اولویت عبارتند از: نداشتن عملکرد اولیه دانشگاه ها، ارتباطات ناکافی با صنعت، تداخل اهداف پژوهشی، کمبود تجربه، ارزش های فرهنگی ناکافی، راه های سنتی آموزش، سیستم پاداش نامناسب، تداخل با اهداف آموزشی، کمبود تأمین مالی، کمبود منابع فیزیکی و عامل آخر تأمین مالی دولتی یا وابستگی به دولت می باشد. در رابطه با معیارهای اندازه گیری دانشگاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع دانشگاه کارآفرین، توسعه دانشگاه، کسب و کار، توسعه دانش Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع دانشگاه کارآفرین، کارآفرینی، ایجاد و توسعه، فرهنگ کار