پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، ناخودآگاه، علم النفس

دانلود پایان نامه ارشد

فهم عوام، امّا از جهتي خود بلاغتي دارد که شاعر بدان اشاره مي کند، از اين نوع که هنرمند اسطوره و افسانه را در هم مي آميزد و سپس آن را مي شکافد واز هم باز مي کند و به تأويل و تفسيرش مي‌پردازد. با توجّه به نمونه هاي اندکي که از معجزات حضرت علي (ع) در خاوران نامه آمده است، مي‌توان گفت در اين منظومه کرامات و معجزات حضرت علي به معناي واقعي و حقيقي آن مطرح نشده است، چيزي که هست به صورت نبرد آن حضرت با ديو واژدها و کارهاي خارق العاده اي که از آن حضرت سر مي زند.

7-4- علم و آگاهي علي (ع)
درباره علم ودانش علي تمامت مورخين عرب از سني و شيعه معتقدند که وي در عداد بزرگترين علماء جهان به حساب مي آيد و از پس پيغمبر درآن زمان هيچ کس را علم و دانايي علي نبود. در ميان احاديث فراواني که در فضيلت علم علي (ع) مطرح شده است به آوردن نمو نه هاي مختصر اکتفا مي کنيم.
1-اميرالمؤمنين علي (ع) خود بارها مي فرمايد: “سَلوني قَبلَ أن تفقِدوني” بپرسيد از من هر آنچه را که ميل داريد، قبل از آنکه مرا از دست بدهيد. ( قندوزي حنفي، بي تا: 160 )
و نيز “أعّلمني رسول الله الف باب ٍ مِن العَلمَ يََفتَحَ مِن کُلَ بابِ ألفُ باب” رسول خدا هزار باب از علم را به من آموخت و از هر باب بابي گشوده مي شد. ( ابن عساکر شافعي،1398ق:385 )
2- پيامبر اکرم(ص)بارها فرموده اند:”أعلَمَ آُمَتي مِن بعدي علي بن ابي طالب” (قندوزي حنفي، بي تا: 161)
3-“امام صادق به نقل از اميرالمؤمنين فرموده است: به خدا قسم که خداي تبارک و تعالي نه چيز به من عطا فرموده است که پيش از من جز به پيامبر ارزاني نداشته است، راه ها برروي من باز است و نژاد‌ها را مي دانم. حرکت ابرها به دست من است، آمار مر گ ها و گرفتاري ها و حکم هاي قطعي در نزد من است و با اجازه پروردگارم به با طن جهان دست يافتم و هر چه پيش از من بو ده است و آنچه پس از من خواهد آمد از ديد? من پنهان نيست.” ( مجلسي، 1362:ج55، 336 )
مسلماً علي را دانش و علم منحصر در يک رشته نبوده و گنجين? خاطر و معلومات وي به تمامت علوم متداوله آن زمان احاطه به کمال داشته است، چنانکه از علي راجع به ستارگان پرسيدند و در پاسخ موضوعي را که امروز علماي دين عصر، بدان واقف شده اند در آن تاريخ بيان داشت و به مردم فهمانيد که هريک از اين ستارگا ني که در فضاي نيلگون آسمان مي درخشند، چون کر? زمين داراي شهرها و ممالک مختلفي هستند و اشخاصي در آنها زندگي مي کنند. اميرالمؤمنين علي از اخبار آينده جهان گاه گاهي با مردم سخن مي گفت و غالب آن معلومات و آگاهي ها را منسوب به رسول خداي فرمود، ولي اين موضوعات هرگز با بعضي از کارها و عمليا تي که برخي از مورخين بدان حضرت نسبت مي دهند توافقي ندارد و اصولاً بايستي گفته شود مبناي مذهب اسلام با اين قبيل عمليات تباين کلي دارد، چنانکه رسول خدا نيز بارها در اين موضوعات سخن راند. اينک بذکر برخي از علم و آگاهي هاي حضرت علي که در منظوم? علي نامه ذکر شده و متفق عليه جميع مورخين است، مبادرت مي ورزيم.

4-7-1- علم و آگاهي علي (ع) در منظوم? علي نامه
“روزي علي (ع) در مسجد سخن مي راند و کلام “سَلوني قَبلَ أن تَفقِدوني” راتکرار کرد، در آن ميان شخصي به پاي شد و عرض کرد: ( به من بگو مرا در سر و در صورت چند عدد موي است؟ طاقست يا جفت؟ حضرت علي فرمود: پيغمبر به من خبر داد که به انداز? هر موي که در سر داري تورا ملکي است که همواره لعنتت کند و بر هر دان? موي صورت توشيطاني است که تورا اغوا مي نمايد و در خانه توطفلي است که قاتل اولاد رسول خدا خواهد شد.” ( ابن ابي الحديد، 1404: ج7،357 )
“اين شخص را نام انس و در خانه طفلي داشت که موسوم به سنان بود و او بود که پس از چندي در کربلا حسين بن علي را شهيد ساخت، آن هنگام سنان طفل بود و زيادتر از هشت سال نداشت.”
سلوني که گفتم زبعد رسول
از اين جمله برخاست يکي حسود
قوي کردي دعوي در ين انجمن
علي گفت اين سهل باشد بگوم
علي گفت محاسنش را بر کنيد
بکندند در حال آن موي روي

نمودم بخلقان فروع اصول
زبغض علي بود همچون جهود
بگو چند مويست براندام من
مراد ترا اندرين جاه بجوم
برين انجمن يکسره بشمريد
بماند آن لعين جمع زرد روي
( ربيع، 1388: 60پ)
“اميرالمؤمنين از شهادت فرزند خود حسين بن علي در کربلا قبلاً سخن راند. از حکومت معاويه مردم را آگاه فرمود و هم چنين از آخرالزمان مردم را آگاه کرد و از انواع عجايب و غرايب محيرالعقولي که در آخر الزمان در جهان پديد خواهد شد،به تفصيل بر مردمان شرح داد که از هر گوش? اي بانک ناله و ندبه مردم بلند شد و آواز گريه از اطراف شنيده مي گرديد و مردمان به کمال علم و فضل اميرالمؤمنين علي ثناها گفتند. آنگاه علي فرمود: اين منذر گيتي، جايگاه حوادث است و از پس اين زمان آن مقدار حوادث عجيب و غريب در آن اتفاق افتد که اگر شمه اي از آنچه در اين شهر تنها به وقوع خواهد پيوست، گفته شود عقول شما از شدت تحيّر منجمد گردد.” ( خديور محسني، 1366: ج3،271 )
در توصيفي که گوينده از خطب? امام عليبنابيطالب در بصره پس از پيروزي بر ناکثين دارد، چنين مي‌گويد:
غرائب سخن گفت پس مرتضي
از اوّل بگفت الامان الامان
نشان قيامت هويدا شود
ز کين کيمياها بياميختند
ايا اهل بصره هم اکنون بود
بخيزند از اين جايگه سگ زيان
بجنبيد ز آل نبي سرکشان
شود ترک بر بربري سخت چير
ببغداد سنگ آيد از آسمان
بباريد براهل همدان عذاب
شما را بود ويل واي آن زمان
کشد بيش سيصد هزار از شما
جهانرا کند خُرم از عدل وداد

بران منبر از گفت? مصطفي
ايا مردم از حال آخر الزمان
علم هاي بدعت مسّما شود
سر فتنه ها را برانگيختند
که بصره چو جيحون پر خون بود
شود عالم از تيغشان پرزيان
کند تيغشان بر عدو سرفشان
شود کار رومي ز بالا به زير
در ارمن بود صاعقه بي گمان
چو مسخي شوند آن شيوخ و شباب
چو چيره شود حيدري در جهان
خداوند شمشير اندر وغا
دهد تخم بي داد کانرا بباد
( ربيع، 1388:59ر- 59 پ )
“شيخ مفيد قدس الله روح الشريف در “ارشاد” مي فرمايد: آنچه از اين قبيل از اخبار به غيب از اميرالمؤمنين (ع)تحقق پذيرفته است به حدّي است که کسي را توان انکار آن نيست مگر با حماقت و جهالت و بهتان و عناد. آيا نمي نگري به آنچه از اخبار کثير? متظاهره و آثار منتشر? مستفيضه که کافّه علماء از اميرالمؤمنين (ع) نقل کرده اند که قبل از قتال او با فرقه هاي سه گانه، بعد از بيعتش فرمود: “اُمِرتُ بِقَتالِ الناکِثينَ والقاسِطينَ والمارِقين” من مأمويت دارم که به کساني که نقص بيعت مي کنند و با کساني که طريق عدوان و ستم را پيشه دارند و با کساني که از دين خارج مي شوند کارزار کنم.” (هلالي، 1371:95 )
مقصود اصحاب جمل و اصحاب معاويه و خوارج نهروان هستند، که در جنگ جمل و صفّين و نهروان، با ايشان کارزار کرد و جريان واقعه به عينها همان طور شد که خبر داده بود.
وچون طلحه و زبير بعد از بيعت با آن حضرت از او اجازه ي خروج از مدينه و رفتن براي عمره را کردند و به آنها فرمود: “وَاللهِ ماتُريدُأن العُمرَةَ وَإنَّما تُريدانِ البَصَرَة” سوگند به خدا شما قصد عمره را نداريد و فقط قصد حرکت به سوي شهر بصره را داريد.! و همان طور هم شد. و آن حضرت به ابن عبّاس که اخبار اجاز? آنها را به اميرالمؤمنين (ع) مي داد، فرمود:
“من به آن دو نفر اذن سفر دادم با آنکه مي دانم آنچه را که از مکر و خدعه در دل پنهان دارند و ليکن من براي غلبه بر آنها اعتماد واتکاء به خدا مي دانم و او را پشت و پشتيبان خود قرار مي دهم و البته خداوند تعالي بزودي کيد آنها را به خودشان بر مي گرداند و مرا برآن دو نفر پيروزي و ظفر مي بخشد. و همين طور هم شد. ” ( ابن شهر آشوب، 1379:ج2،420 )
ابن شهر آشوب بعد از روايت اوّل که فرمود: “إِنَما تريدانَ البصره”، گويد: در روايتي وارد شده است که آن حضرت فرمود: “اين دونفر در تحت بيعت و امامت من در آمدند با چهر? فسق و جنايت، و خارج شدند از بيعت و امامت من با چهر? مکر و خيانت، ومن ديگر آنها را نمي بينم مگر با لشگري که جمع کرده و به من حمله مي آورند ! و سزاوارترين و شايسته ترين امر دربار? آنها اين است که کشته شوند” ( ابن شهر آشوب، 1379:ج2،421 ) و نيز آگاهي آن حضرت بر کشته شدن طلحه و زبير و فتح شهر بصره “ابن عباس نقل کرده است که: آن حضرت در روز جنگ جمل فرمودند:البته ما بر اين دسته غلبه خواهيم کرد و البته اين دو مرد، طلحه و زبير را خواهيم کشت.و البته از جانب کوفه به سوي شما هشت هزار و سي و اندي مرد خواهد آمد و همان طور شد که فرموده بود.” (ابن شهر آشوب، 1379:ج2، 426 )
و اينک گفتار سراينده:
بياران چنين گفت بس مرتضي
چو فردا بود ديد? هر کسي
بسا سر که فردا بريده شود
بسا زن که بي شوي خواهد شدن
نه طلحه رهد زين بلا نه زبير

که مارا خبر داذ از اين مصطفي
به بيند درين جنگ عبرت بسي
بسا پرده کيذر دريده شود
بسا سر که چون گوي خواهد شدن
بود مؤمنانرا سرانجام خير
(ربيع، 1388: 32پ )
واژه ها در آفريننده ي خويش مي رويند. پيوند شاعر با اثرش همچون پيوند مادر است با فرزند.”از ديد روان شناسي، آفرينش هنري يعني زاده شدن، زيرا اثر آفريده شده از ژرفاي نا خودآگاه که در حقيقت در قلمرو مادر است سر بر مي آورد.” ( صاحب الزماني، 1351: ج 1،118 ) آن گاه که ذوق و قريح? آفرينندگي غالب مي شود ناخودآگاه در ساخت و پرداخت خود آگاه هنرمند اثر مي گذارد و در اين حالت اثري که زاده مي شود بيانگر شخصيّت شاعري و سرنوشت هنري اوست. اين گونه است که شخصيّت شاعري ربيع او را به جايي رهنمون مي کند که بيشترين توان خويش را به سخن گفتن از حضرت علي مي گذارد و به راستي که خوب توانسته است،حقّ مطلب را ادا کند. “در شعر ربيع که گاه ضمير شخصي نا هشيار رخ مي نمايد و من او آشکار مي شود. اصولاً شعر هاي غنايي، بيشتر حالات ذهني و عاطفي شاعر را نشان مي دهد.” ( صاحب الزماني، 1351: ج1،117 )
امّا شعر هاي اعترا ف گونه که ضمير ربيع را عريان مي کند، کمتر در ديوان وي به چشم مي خورد، زيرا اين شاعر در يک نظام سنّتي ساروج شده به توصيف فضايل حضرت علي (ع) مي پردازد. پس کمتر فرصت نشان دادن ضمير خود را مي يابد ويا مجبور است از بروز من خويش طفره رود. شباهت بيشتر حواث علي نامه از جمله علم وآگاهي علي در اين منظومه با اتّفاقات مکتوب، ونمونه‌هايي که در اين زمينه دگر گرديد، نماينده اطّلاع کامل ربيع از قصّه هاي منظوم ومنثور گذشته است و اين در حالي است که در منظومه ( تازيان نامه پارسي، خلاصه پنج هزار بيتي از خاوران نامه ) در مورد علم و آگاهي حضرت علي(ع) مباحثي اختصاص داده نشده است.

4-8- صبر و حلم علي (ع)
صبر و حلم از صفات فاضله نفساني است و از نظر علم النفس معرّف علو همت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع رسول اکرم (ص)، رسول خدا (ص)، نهج البلاغه