پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه

دانلود پایان نامه ارشد

پيامبر اکرم به او فرمود: اگر مردم شرق و غرب در برابر علي بايستند بر هم? آنها غلبه مي کند.” ( ابن ابي الحديد، 1404: ج 7،316 )
وخود فرمود: “سوگند به خدا اگر تمامي عرب رو در روي من قرار گيرند، فرار نمي کنم.”(نهج‌البلاغه، 1387:خ24 ) ودر بزرگ ورودي خيبر را که ده ها نفر آن را باز و بسته مي کردند، با دست يد الهي خود از جاي کند و بر روي خندقي قرار داد که سربازان اسلام ازآن عبور کنند و خود فرمود: “سوگند به خدا اگر دشمنان را در حالي ملاقات کنم که تمام روي زمين را پر کرده باشند، باکي ندارم و وحشتي نخواهم کرد.” ( مجلسي، 1362: ج 55، 149)

4-4-5- نمونه هايي از شجاعت بي نظيرعلي (ع) درمنظوم? علي نامه امير المؤمنين (ع) در جنگ جمل حدود شصت سال از عمر شريفش گذشته بود و آن همه مشکلات و سختي ها ومحروميّت هاي زندگي را پشت سر گذارده و محاسن شريف خود را در راه پيشرفت اسلام ودفاع از اين آيين شريف و احکام مقدس قرآن کريم سپيد کرده بود.
ولي در معرک? جنگ همانند دوران جواني و ميدان هاي بدر، احد، خيبر، چنين يکّه تاز ميدان جنگ بود که اگر جلوگيري صاحب منصبان لشگر همچون مالک اشتر، عمار بن ياسر، عدي بن حاتم و ديگران نبود که آن حضرت را از رفتن به ميدان باز مي داشتند و خود عهده دار حمله هاي پياپي مي شدند، خود آن بزرگوار در تمام حمله ها شرکت مي جست و نوبت به ديگران نمي داد.
واز شجاعان لشگربصره که در آن روز به دست اميرالمؤمنين (ع) به قتل رسيدند: عبداللّه يثربي و عبدالله بن خلف خزاعي که ميزبان عايشه در بصره و رئيس مردم آن شهر و ثروتمند ترين آنها بود، و چون براي جنگ از لشگر بيرون آمد، مبارز طلبيد و فرياد زد که جز علي کسي به جنگ من نيايد و رجزي خواند، اميرالمؤمنين (ع) به ميدان آمده و بايک ضربت شمشير کاس? سرش را از وسط به هوا پرت کرد.
سرايند? منظوم? حماسي علي نامه در پايان مجلس سوم ازجنگ جمل ابياتي در اين باره منظوم کرده است:
بغريد حيدر همي چو تندر ز خشم
برانگيخت اسب و سوي جنگ شد
همي گفت حيدر که من آنکسم
منم آنک از بيم شمشير من
بحق جهاندار، پروردگار
بشمشير بگشاذ آن يل بغل

چو دو طاس کرد از خشم چشم
جهان برمعادي او تنگ شد
که با خلق عالم بتنها بسم
مسلمان شذند اين سگان برين
که مالش دهمتان بدين ذوالفقار
بباريد بر نا کثينان اجل
( ربيع، 1388: 36 پ )

امام علي (ع) در جنگ ها در خط مقدّم شرکت مي کرد و زره مي پوشيد و خود را به قلب سپاه دشمن مي زد و چنان حملات شديدي انجام مي داد که دشمن چون روباه در مقابلش مي گريختند. نوشته اند در جريان جنگ با شورشيان بصره چند بارشمشير امام (ع) خم شد و براي اصلاح به خيمه بر گشت. کسي که اين طور خط شکن جبهه هاست و خود را در تمام جنگ ها در قلب سپاه دشمن فرو مي برد و طبيعي است که بايد زخم هاي فراواني بر تن داشته باشد.
امّا دو نکته دربار? جراحات بدن مولا علي (ع) وجود داشت:
الف ) همه زخم ها در قسمت جلوي بدن او وجود داشت
ب) زخم ها، فراوان و عميق بود، اين بدان جهت بود که امام به دشمني پشت نمي کرد و همواره در حالت پيش روي و خط شکني و دفاع بود. نوشته اند، زره امام تنها قسمت جلوي بدن را مي پوشاند، زيرا نيازي نداشت تا پشت سر را حفظ کند.
در جنگ هاي جمل و صفين و نهروان،آن حضرت شخصاً شرکت داشت و پهلوانان نامدار را از ميان بر داشت و با مردان زورمند آنان به جنگ پرداخت. در جنگ جمل هر دو لشگر رو به روي هم ايستادند و نيزه هاي آنها در قلب يکديگر مي نشست. هر سپاهي که آهنگ رفتن به سوي شتر عايشه را مي کرد، کشته مي شد. از صداي بر هم خوردن شمشير ها صدايي همچون پتک به گوش مي رسيد. چون جنگ به اوج خود رسيد، آن حضرت به تنهايي به طرف شتر، که با پارچه اي سبز پوشانده شده بود و مهاجرين و انصار گردش را گرفته و اطراف آن فرزندانش بودند، يورش برد. آن گاه برآنان تاخت و بر قلب لشگريان جمل زد و با آنان در کار نبرد شد، سپس باز گشت و شمشيرش راکه خم شده بود، با زانويش راست کرد. ياران و پسرانش گفتند: ما به تو کمک خواهيم کرد. امام علي هيچ پاسخي به آنان نداد و حتي نگاهي به ايشان نکرد و آن گاه دوباره چون شيري ژيان خروشيد و براي بار دوم به خيل دشمن زد. مردان جنگي دشمن از ترس رويارويي با علي (ع) مي گريختند و از چپ و راست او عقب مي نشستند، تا آنکه زمين از خون گشتگان، رنگين شد، آن حضرت دوباره به ميان ياران خود بازگشت و شمشرش را که خم شده بود،راست کرد و به پسرش محمد بن حنيفه فرمود: اي پسر حنيفه ! در ميدان نبرد چنين بايد جنگ کرد. کساني که دراطراف آنان بودند، خطاب به امير المؤمنين عرض کردند ! اي امير المؤمنين ! چه کسي خواهد توانست کاري را که تو مي کني انجام دهد؟ سراينده با توجّه به نگاه حماسي خود به روايات ديني، صحن? شجاعت و رشادت حضرت علي را در خلال جنگ جمل بدين گونه ترسيم نموده است.
چو شد با حميرا برابر علي
دم صور گفتي برآمد مگر
بنام يکي دادگر کردگار
زبس خون که شد از سنان و حسام

چو تندر بغريد شير ملي
جهان شد بر اعداء بزيرو زبر
چپ وراست مرزد علي ذوالفقار
هوازردگون شد زمي لعل فام
( ربيع،1388: 50ر )
يوم الهرير يکي از فراز هاي حساس جنگ جمل است. بعضي راويان گفته اند: “به خدايي که محمد را برانگيخت سوگند که مارئيس هيچ گروهي را، اززماني که خداوند آسمان ها وزمين را آفريده است، نديده ايم که يک روز بتواندمانند علي (ع) عمل کند، او بنا بر آنچه حسابگران شمرده اند بيش از پانصد تن از نام آوران عرب را کشت، وي با شمشيري کج ونارا ست به سوي سپاه دشمن خارج مي شد و مي گفت “از خداوند و از شما پوزش مي طلبم” ما او را در ميان مي گرفتيم و از وي مراقبت مي کرديم ولي او به ناگاه از دست ما به در مي شد و برقلب لشگريان دشمن، تاخت مي آورد. به خدا سوگند ما هيچ شيري را قوي تر و نزديک تر از او به دشمن نديديم.
امام علي (ع) در فحواي حديثي از بحارالانوار به اين موهبت خدادادي اشاره کرده اند: “الله قَد أعطاني مِن الشُجاعَةُ ما لو سَّمَ علي جميع الدنيا لصاروا به شجاعاً” ( مجلسي، 1362:ج55، 83 )
فردي از امام (ع) پرسيد: به چه وسيله بر هم رزمان خود غالب آمدي؟ حضرت فرمود: با هيچ مردي روبه رو نشدم جز آنکه خودش مرا به قتلش ياري داد.
سيد رضي در باب اين جمله گفته است. اين سخن اشاره به مهابت حضرتش که در دل ها جاي داشت. سراينده منظومه علي نامه آن چنان جزئيات صحنه هاي نبرد را توصيف مي کند، مثل اين که خود در آنجا حاضر و ناظر بوده و اين تصويرگري آن چنان زيبا وحماسي است، که وقتي خواننده آن را مطالعه مي کند حالات خاص حماسي در وي پديد مي آيد.
بميدان مردان در آن شير مرد
همي گفت ايا نامداران شام
کزين پس به نيران رسد جانتان
منم آن سواري که روز وغا
درنگي دگر من بشمشير تيز
دل شاميان زو شکوهيده شد

همي جست از دشمنان هم نبرد
ز مالک همه چاشت خواهيد شام
چو مالک بسازد در خوابتان
ز تيغم بود بر معادي وبا
بر انگيزم از شاميان رستخيز
روانشان بغم در نکوهيده شد
( ابن ربيع، 1388: 142ر)
بادقّت در ابيات فوق مي بينيم که گوينده بي طرفي خود را در توصيف صحنه ها و ترسيم شجاعت پهلوانان حفظ مي کند تا از اين حفظ بي طرفي بتواند تقابل منطقي ميان پهلوانان برقرار سازد. وي ريخته شدن خون هاي بسيار سپاهيان در ميدان جنگ و هم چنين کثرت کشته ها که صحرا را فرا گرفته اين چنين توصيف مي کند.
فرسهاي گردان در آن رزمگاه
زبس خون مردان شام و حجاز
کزان جنگ چندان سپه کشته شد

در آن خون چو زورق بريذند راه
چو جيحون خون شد نشيب و فراز
که از کشته صحرا پر از پشته شد
( ربيع، 1388: 46ر )
همچنين وي کثرت لشگريان و انبوه سلاح هاي مختلف را که دنياي آهنين ايجاد کرده و درخشش آنها چهر? خورشيد را تاريک نموده است، به خوبي به تصوير مي کشد:
سپاهي چو مور وملخ بي شمار
زبس جوشن و ترک و خود وسنان
درفش حسام و سنان و کلاه

همه غرقه در آلت کارزار
توگفتي مگر آهنين شد جهان
همي کرد خورشيد را دل سياه
( ربيع، 1388: 190 پ )
با توجه به شاهد مثال هايي که از شجاعت هاي حضرت علي (ع) مطرح شد، مي توان گفت که هدف در منظومه ديني علي نامه غالباً دو گانه است: شخصي و اجتماعي. ازجنب? شخصي، غرض برکت جويي و شرح مناقب حضرت اميرالمؤمنين (ع) به دلايل اعتقادي است و عمده تر نتيجه آن اقناع نفس است در باز گفت اين عظمت و ايجاد زمينه اي است جهت يادکرد موارد عبر ت آموز اخلاقي. امّا از جهات اجتماعي، انگيز? اصلي در سرودن اين منظومه ها مقابله جويي و معارضه با پيروان مذاهب ديگر است. حوادث مختلف که وسيله و زمين? اين مبارز? ديني و اعتقادي است هم، روي در مخالفان ديگر مذاهب اسلامي دارد و هم پيکار جويي با معتقدان ديگر اديان است و با روايت هاي حماسي و عيّاري که بيشتر روي در گذشته دارد، کاملاً متفاوت است.

4-4-6- نمونه هايي از شجاعت بي نظير علي (ع) در منظوم? خاوران نامه
در هم? صحنه هايي که جلو? حماسي دارد و فضاي رزم و بزم ديده مي شود، ابن حسام به اقتضاي حال و مقام به کلمات روح مي بخشد تا هر کلمه اي گوياي مفهومي باشد که با فضاي حماسه همسو و همخوان است. در اين ميدان که جلوه هاي لساني و بياني و آفرينش زباني طرح مي شود، زبان و طرز اداي شاعر هيمنه اي ديگر مي گيرد و موسيقي کلام او همنواي چکاچاک نيزه ها و تيغ و شمشير مي شود تا بتواند تداعي کنند? هم? برخوردهاي حماسي و لحظه هاي پر تب و تاب و تپش مرگ و زندگي بوده باشد.بديهي است قدرت شاعري ابن حسام موجب شده است تا وي بتواند از خاصيّت اصوات و حروف و چگونگي القاي حالت هاي مختلف توسط نيروي کلمه و کلام بهره ور شود و از جادوي لفظ و شگفت آوري اصوات در بيانش سود جويد و در لباس کلمه وکلام، به گاه لحنش با رعد و برق و صاعقه جلوه اي توفنده يابد و به گاه بزم ملايم و نرم و دل بستني شود.مواردي از اين گونه در شعر ابن حسام کم نيست، آن جا که مي گويد:
درآن تيره شب ماندحيدر شگفت
برآورد سر سوي چرخ برين
به چنگال دست چپ از سوي راست
هم از دست بگرفت پهلوي چپ
يک نعره اي از جگر بر کشيد
سيه شد نيوشنده را مغز و هوش
ده اندر ده از هر طرف جانور
چو آن نعره برداشت مرد دلير

هم اندر زمان نام يزدان بگفت
همي خواست زور از جهان آفرين
بيازيد و بگرفت پهلوي راست
چپ از راست چون راست از سوي چپ
شب تيره صور قيامت دميد
فلک را تو گفتي که کر گشت گوش
بمردند پاک اندر آن بوم و بر
بپرداخت آن بيشه از ببر و شير
( ابن حسام، 1382: 163 )
در اين حماسه فرياد رعد آساي علي (ع) در ميدان جنگ که لرزه بر پيکر کافران غارتگر سرزمين خاور مي افکند، در حقيقت فرياد در گلو خفه شده مردمي است که غرور ملّي و ارزش هاي ديني خود را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، ضرب المثل، امام صادق Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع عناصر داستان، گونه مطلق