پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، رسول خدا (ص)، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

مي پذيرد، ولي رهايي بنديان را به بعد از گشودن طلسم و تحويل دژ و خواسته،مشروط مي کند. آن شب، نبي اکرم به خواب علي (ع) آمده، او را از مکر و نفاق صلصال پيمان شکن آگاه مي کند:
ولي نيک مشمر بد انديش را
فريب است پيمان و پيوند او

ز صلصا ل ايمن مدان خويش را
سر اندر نياري به سوگند او
(ابن حسا م، 1382: 411 )
و سپس بشارت مي دهد که مرگ صلصا ل کافر به دست تواناي او خواهد بود:
هم آخر به دست تو يابد زمان

زمان چون بيايد،نيابد زمان
(ابن حسام، 1382: 411 )
پس از چندي، نويد مرگ صلصا ل به حقيقت مي پيوندد و هنگامي که لشکر اسلام براي تصرف گنج راهي حصار زرين، به داخل دژ مي روند، هيچ اثري از آن گنج بي بديل نمي يابند. بار ديگر، راهنمايي و راهگشايي پيامبر،علي (ع) را در رسيدن به غنايم جنگي حصار زرّين توفيق مي بخشد. رسول حق به او مي گويد:
مرنجان روان را و مفزاي رنج
توآن گنج کز بام زرّين حصار
به آب اندر افکند صلصا ل دال

دل آسوده دار از پي کار گنج
فرستاده بودي به دريا کنار
تو را من بسم سوي آن مال، دال
( ابن حسام، 1382: 31 )
ومحل گنج را، چنين نشاني مي دهد:
چو بر دامن شهر زريّن حصار
بدان جا که بر خيزد از آب جوش
برانگيز غوّاص و از آب،زر

رسيدي،نگه کن به دريا کنار
چو آن جا رسيدي، نگه دار هوش
برون آر و بررفته ها،غم مخور
( ديوان،1382: 320 )
مطلب قابل توجه ديگر دراين رؤياها اين است که در خاوران نامه تصوير رسول اکرم (ص) در تمامي رؤياها اعم از خواب هاي علي (ع) و ساير مؤمنان و يا افراد غير موحدي که مقبول در گاه حق واقع مي شوند؛ بت روي و موي زيبا و معطّر، قامتي سرو سان،رفتاري کبک وش، تبسّمي نمکين و در خششي خورشيد وار ترسيم مي شود. اين امرحجّتي بر زيبا پسندي عارفان? شعراي عارف ماست و نيز از يک سو به نظري? نوري عارفان اشراقي و از سوي ديگر به سخن ( الله جميلٌ ويُحِبُ الجمال )نظر دارد. حسن و جمال حضرت علي (ع) در خواب شاه سمک چنين توصيف شده است.
رخ مصطفي ديد چون آفتاب
زعنبر مسلسل دو مشکين رس

بر او سايبان بسته از مشک ناب
برآن روي نيکو به وجه حسن
( ابن حسام، 1382: 512 )
و در خوابي ديگر:
به شب آفتابي به خواب آمدش
رخ روشن مصطفي را بديد

بدان سان که در ديده آب آمدش
به شب آفتاب صفا را بديد
( ابن حسام، 1382: 512 )
موارد اخير شواهدي هستند بر ارتباط مردان حق و اتّصال روحاني آنان در عالم اسرار آميز خواب.

4-2-3- ولي و وصي بودن پيامبر
“سلمان فارسي گويد: از رسول خدا (ص) پرسيدم، وصي تواز امتت کيست؟ زيرا پيغمبري مبعوث نشده جز آنکه از امت خود وصي داشته،رسول خدا (ص) فرمود: هنوز براي من بيان نشده من تا مدتي که خدا خواست درنگ کردم و سپس روي به مسجد در آمدم رسول خدا (ص) مرا آواز داد و فرمود: اي سلمان مرا از وصي خودم که از امتم باشد پرسيدي بگو؛ وصي موسي از امت وي که بود؟ گفتم وصيش يوشع بن نوح بود. پيغمبر تأمل کرد و فرمود: ميداني چرا به او وصيت کرد؟ گفتم خدا و رسولش داناترند، فرمود به او وصيت کرد،زيرا وي اعلم امتش بود، وصي من واعلم امّتم پس از من علي بن ابي طالب است. ” ( ابن قتيبه،1363:58 ) از پيغمبر(ص) نقل شده که فرمود:
“به راستي خداي تبارک و تعالي طاعت مرا بر شما فرض کرده و نا فرماني مرا بر شما غدقن کرده و پيروي از أمر مرا بر شما واجب ساخته و پس از من برشما فرض کرده است،طاعت علي (ع) را چنانچه فرض کرده طاعت مرا و برشما غدقن کرده نافرماني علي را چنانچه غدقن کرده نافرماني مرا واورا برادر ووزير ووصي ووارث من نموده. او از منست و من از او، دوستيش ايمانست و دشمنيش کفر. دوستدارش دوستدار منست و دشمنش دشمن من واو مولا و آقاي هر کس است، که من مولا و آقاي اويم ومن مولاي هر زن و مرد مسلمانم ومن و او پدر اين امت هستيم.” ( ابن قتيبه،1363: 59 ) سرايند? منظوم? حماسي علي نامه به نقل از خود حضرت علي (ع) مطالبي را در توصيف ولي ووصي بودن پيامبر (ص) بيان داشته است. از ميان شواهد موجود به ذکر نمونه اي اکتفا مي کنيم.
منم آنک ايزد ولي خواندم
منم آنک بن عم پيغامبرم

زمين و آسمان اين چنين داندم
وصي نبي حيدر صفدرم
( ربيع، 1388: 36پ )
و در منظوم? خاوران نامه:
مظهر نور نخستين، ذات پاک مصطفاست
آن که هستي بر طفيلش حاصل است افلاک را
چون نبي بگذشت امّت را امامي واجب است
حکمت است و عصمت و بخشش و مردانگي
اين صفات و زين هزاران بينش و عصمت بر سري

مصطفي کو اولين و آخرين انبياست
وين نه من تنها همي گويم، بدين گويا خداست
وين نه کاري مختصر باشد مر اين را شرط هاست کژنشين و راست مي گو تا ز ياران اين کراست؟
با وصي مصطفي يعني علي المرتضاست
) ابن حسام، 1382: 38 (
از دير باز براين باور هستيم که هر چه در عالم هستي وجود دارد،رنگ و جلوه اي مذهبي دارد، پديده‌هاي عمده و خاطرات بسيار کهن بشري از جمله اموري است که از جنب? دين و مذهب صبغه اي برتر يافته است و جلو هاي ابدي گرفته. هيچ گونه خاطره اي،يادي، بحثي، صورتي، از ميراث هاي کهن و مآثر پيشينيان نيست وإلا مبناي آن برمذهب نهاده شده باشد. هيچ بنّا و ساختماني نمي توان در عالم سراغ گرفت که طرح و مبنايي غير مذهبي داشته باشد و هيچ ذرّه اي از ذرّات عالم را نمي توان ديد و شناخت مگر اين که، جلو? هستي بخش ذات احدي را درآن مشاهده کرد، همه چيز نموداري از هستي اوست: آنچه از خلال تاريخ در مي يابيم اين است که هم? پديده هاي کهن،از جمله زبان وبيان وآثار مختلف بدان؛ بنياني است که رنگ مذهبي داشته و دارد، فکر وانديشه هم هر جا که جلو ه گري يافته برچنين امري قرار مي گرفته است؛ امّا در ميان پديده هاي مختلف عالم، مهم ترين و حاد ترين پديده کم نظير، همين زبان است و بيان و قلم و خلق کتاب وکلام و نوح؛ بي سبب نيست که آخرين معجز? الهي کلام انبياست. اهل ادب آن جا که خواسته اند، جلوه هاي کمال و جمال را بنمايا نند، برمذهب تکيه کرده اند و برقصص و روايات مربوط به بزرگان دين،نمون? ساده و بي پيراي? اين گونه آثار، قصص انبياست و سير? اولياء و اوصياء. از اين جهت است که بنيان ادب در هر فرهنگي منوط است به ذکر مفاخر مذهبي ونقل سير? بزرگان و لکن از نظر گاه هاي مختلف وبا عبارات و تعبيرات گوناگون ونوعي خاص از جهان بيني ويژه آثار مذهبي در ادب فارسي کم نيست، هر چه داريم مذهبي است، لکن هر کدام طبيعتي و سرشتي خاص دارد که شايد با آن ديگري در بادي اي متفاوت باشد. بهترين نقش ها از نظر گاه ابن حسام و ربيع، همين نقش خودي است که به صورت حماسه اي دل پذير ( علي نامه و خاوران نامه ) نموده شده است، درلباس مدح ووصف و تشبيه و تعظيم اسوه هاي برتر ديني به همراه صورت هاي خيال و غرق شدن شاعر در عوالم خودي. پوشيده نيست که وضع کم وکيف حماسه ها، درهر جا که خلق شده، بر چنين مداري بوده است. دنياي حماسه، دنيايي است چند بعدي که هم? هستي را در بر مي‌گيرد از آسمان تا زمين، از عرش تا فرش، از کودکي تا پيري، از تولّد تا مرگ، از زمان هاي دور و دراز تا نزديک ترين زمان به عصر شاعر و از دور ترين مکان ها و ناشناخته ترين جاها تا آن جا که آدمي ست، مي انديشد و خلق مي کند و به پرد? تصوير مي کشد؛ تصويري که شاعر در خيال دارد، تصويري بکر وبديع از هستي است.
بديهي است که دنياي حماسه وابست? زندگي قومي است و مبناي آن وابسته به يک روحي? اساطيري. ريشه اساطير در حکم سرنوشت احساسي و عاطفي، مادي و معنوي يک قوم است که عوامل مختلف علّت ومعلولي در آن دخالتي تمام دارد.
علاوه براين، هر حماسه اي از موادو عناصر خاصي تشکيل مي شود تا آن که اثر را از مرز تاريخ به افقهاي دور تري بکشاند و وجود موجود را به ماوراي هستي پيوند دهد، دنياي حماسه، عيني نيست،دنيايي است ماوراي آنچه هست. يکي از مهم ترين جلوه هاي حماسي اين اثر وابسته است به وجود شخصّيت هاي برتري که به عنوان مظاهر اعلي و نموداري از کمالات انساني طرح مي شود. انسان‌هايي که اسو? عالم بشري اند ومعيار کمالات.
علي نامه وخاوران نامه عظيم ترين بيانيّه مکارم حضرت اميرالمؤمنين (ع) و مهم ترين نظم اعتقادي شيعه هستند و جاي آن دارد که اين دوشاعر برجسته را از بزرگترين مبارزان اعتقادي شيعه در طول تاريخ ادبيات ايران بدانيم و تأکيد کنيم که اين دو شاعر (ربيع و ابن حسا م )، عالمي آگاه از سير و مغازي حضرت رسول (ص) و مطلّع از آثار تاريخي، حماسي،وحتي داستاني پيش از خويش هستند. و در عين حال مرداني با عزّت نفس،قانع، به آنچه مي گويند اعتقاد دارند و براي اين دو شاعر حقايقي آشکار است. بنابراين نه تنها در نظم ابيات مذهبي ترديد ندارند بلکه مصّر هستند تا خواننده را از عذوبت کلام به حلاوت مضمون برسانندودر بيان اين فضايل، هم ثوابي کسب کرده با شند وهم ابلاغ پيام و تبليغ مرامي شده باشند. مدار سخنان اين دو شاعر اگر چه بيشتر بردين است، امّا محور دين مداري اين دو شاعر مولا علي (ع) است که به انحناء گوناگون به وصف و توصيف حضرت پرداخته اند؛ و در کمتر ابياتي است که حضرت را نستايند و مخالفانش را نکوهش ننمايند. اين دو سراينده از شاعران بزرگ شيعه مذهب هستند که عقايد خود را به هيچ وجه انکار نکرده اند. عشق به اهل بيت و به ويژه مولا علي(ع) در اشعار اين دو شاعر واضح و هويداست و در ابياتي که در مدح خاتم الانبياء و علي المرتضا سروده اند، از وصايت و امامت مولا علي به شدّت دفاع مي کنند.

4-2-4 – توصيه هاي پيامبر (ص) براي اميرالمؤمنين
“بپرهيزيد از فتنه اي که تنها دامن ستمگرانتان را نخواهد گرفت.( بلکه افرادي را هم که در مقابل ظلم ، سکوت يا تأييد مي کنند، فرا مي گيرد )و آگاه باشيد که خدا سخت کيفر است.” (انفال:25 )
از مسايلي که مو جب اختلاف در جامعه اسلامي شده است، جنگ هايي است که در ميان صحابي پيامبر (ص) بعد ازآن حضرت رخ داده است. کساني هستند که مي گويند طرفين جنگ هاي جمل، صفين، نهروان برحق بوده اند، امّا شيعيان مي گويند: به ادلّ? عقلي و نقلي امکان ندارد، دو طرف متضاد و درگير، بر حق باشند و دو گروه حق با هم بجنگند و محال است اميرالمؤمنين (ع) اقدام به جنگي نموده باشد که طرف مقابلش نيز بر حق بوده باشد، در همين زمينه روايتي از حضرت پيامبر (ص) نقل شده است که پيامبر (ص) زبير را از جنگ با علي (ع) منع نموده است.
“سدي گفته است: که اين آيه(انفال:25) درباره اهل بدر نازل شده است که در جنگ جمل کشته شدند،و نيز از حسن روايت شده است که: اين آيه درباره علي (ع)،عمار،طلحه،و زبير نازل شده است. زبير مي گويد: هنگامي که آيه در بين ما نازل شد و ما آيه را خوانديم، هرگز گمان نمي کرديم که ما اهل، ( مصداق ) آن باشيم؛ امّا امروز گرفتار آن فتنه شده ايم. روايت شده است که زبير روزي با پيامبر(ص) صحبت مي کرد و علي (ع) برآنها وارد شد. بعد زبير به طرف علي (ع) نگاه نمود و خنديد، پيامبر(ص) از زبير پرسيد، چه قدر علي (ع) را دوست داريد؟ زبير گفت: علي را به اندازه پسرم يا بيشتر دوست دارم. پيامبر (ص) فرمود: چگونه باشد که در مقابل علي برخيزي و بااو کشتار نمايي.” ( سيوطي، 1404: ج1،177 ) و گفتار ربيع:
پس آنگه پيامبر عليه السلام
بگفت اي زبير ابن عم مرا
زبير آنگهي گفت ايا مصطفي
نبي گفت بعد از من اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، رسول اکرم (ص) Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام حسن (ع)، خاوران نامه، فضائل و مناقب