پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

يکي پربزد در زمان جبرئيل
نهاد گمان از يقين برگرفت
همه ديدنيها سراسر بديد
که گم کرد در گرد خورشيد راه
زمين خاک با خون برآغشته ديد
( ابن حسام، 1382: 146 )
4-2-1-1- رابطه ي پيامبر و اميرالمؤمنين در منظومه علي نامه ترديدي نيست که رابطه ي حضرت پيامبر (ص) با اميرالمؤمنين (ع) رابطه اي بسيار نزديک و صميمانه بوده است، به گونه اي که احدي از اصحاب پيامبر (ص) در هيچ زمينه اي قابل رقابت و برابري و مقايسه با او نيست. به همين لحاظ پيامبر(ص) در زمينه ها و مناسبت هاي مختلف، راجع به برادر خويش يعني حضرت اميرالمؤمنين (ع) و پرهيز از مخالفت با او سفارش نموده است. همچنين براي حضرت اميرالمؤمنين (ع) گاهي در هنگام نازل شدن وحي مي فرمود: “يا علي ادعا مي کنيم خداوند اين آيه را چشم و گوش تو قرار دهد.” (حاکم نيشابوري، بي تا :، ج 35،98)
در بحارالانوار روايت ذيل آمده است: “سرور عرب،علي را برايم فراخوانيد،عايشه گفت: مگر شما سرور عرب نيستيد؟ فرمود من سرور فرزندان آدمم و علي سرور عرب است.” ( مجلسي،1362:ج55، 97) ابيات زير شاهد مثالي است از نگاه سراينده به اين روايات.
شنيده بدم از پيامبر درست
سپردست ما را بتو مصطفي
ترا مصطفي مير وسالار کرد
تودرياب و آباذ کن شرع را

که حبل المتين پاک دين حيدرست
ترا کرد بر شرع قضاء القضاء
چنين کا ر بر امر جبار کرد
تواصلي به پروز کنون فرع را
( ديوان،1388:7پ ـ8ر )
حضرت علي (ع) مي فرمايد: “أنا مِن الرَسولِ الله ِ کالعُضدِ و کالعَضُدِ من المنکبِ وکالذَراع من العضة” نسبت من با رسول خدا مانند بازو نسبت به شانه و دست به بازوان است. ( ابن ابي الحديد،1404:ج 7،315 ) و نيز”لَقَد کُنتُ اتّبعُهُ الفصيلِ أثَرَ أمَه”: “من مانند بچه شتري که دنبال مادرش مي دود، مطيع رسول خدا بودم.” (ابن ابي الحديد،1404: ج 7،316 )
در توصيفي که سراينده از شايستگي حضرت علي براي رسيدن به مسند خلافت و جانشيني پيامبر(ص) دارد، چنين مي گويد:
همي گفت هر کس سخن بر هوا
چنين آمد از قوم يکسر جواب
وليکن چنين کس بعالم درون
امام أنام است و جفت بتول
بعلم وفا آدم ديگرست
خداي جهاندار او را ولي

ز بهر امامت برو و ريا
که اينست بي شک طريق صواب
بجز مرتضا نيست ايذر کنون
مر او را وصي کرده بر دين رسول
به گوهر ابا مصطفي هم سرست
اسد خواند مادرش و احمد علي
( ديوان،1388:5پ، 6ر)
از آن جايي که سراينده منظومه علي نامه ماجرا هاي جمل وصفين را در اين منظومه به تفصيل تمام در دوازده مجلس آورده است و با توجه به اين که در اين جنگ ها پيامبر اکرم (ص) در قيد حيات نبودند، سراينده اشاره ي چنداني به رابطه ي پيامبر و امير المؤمنين ندارد و اگر هم ابياتي در مورد رابطه‌ي پيامبر و حضرت علي بيان داشته است، بيشتر در قالب مدح ومناقب حضرت علي مطرح کرده است، در سراسر منظوم? خاوران نامه نيز ارتباط پيامبر اکرم و أميرالمؤمنين به صورت رؤياي صادقه اميرالمؤمنين است که در لحظه هاي حساس و پر تنش پيامبر اکرم (ص) او را هدايت و ارشاد و گره از مشکلات آن حضرت مي گشايد. در اين جا به بررسي اين نوع ارتباط در منظوم? خاوران نامه مي‌پردازيم.

4-2-1-2- رابط? پيامبر و أميرالمؤمنين در منظوم? خاوران نامه
يکي از مباحث نظر گير در کتاب خاوران نامه، خواب ها و رؤيا هاي معني دار و حقيقي هستند که از آنها به عنوان “رؤياي صادقه” ياد مي شود. ونمونه اي از اعتقاد ابن حسام به رؤياي صادق و صالح،ارتباط روحاني علي (ع) با پيامبر (ص)در خواب است. هرگاه که گره و ابهامي در کار پيش مي آيد،پيامبر خدا طريق گشايش و رفع آن را در خواب برعلي (ع) مي نماياند. يکي از موارد هنگامي است که حضرت علي(ع)، پس از غلبه بر “قهرمان” نگرا ن حال “مالک”،”قنبر” و”مير زنهار خوار” مي شود. آن شب علي(ع) با دلي پر غم به بستر مي رود و پس از لحظاتي بيداري،خوابش مي برد. در خواب، رسول الله(ص) را مي بيند، که پس از احوال پرسي و تيمار خواري،نشاني سرداران اسلام را چنين باز مي گويد:
حصاري است بر تيغ کوهي بلند
بدان کوه با مير زنهار خوار

بدو اندرون،آدمي خوار چند
برون رفت مالک به دريا کنار
(ابن حسام،1378:23 )
آن گاه پيامبر خدا به علي (ع) دستور مي دهد که:
تو بوالمحجن گرد را اين زمان

روان کن به پيکار آن مردمان
(ابن حسام، 1378:23 )
و در مورد “پيروز بخت” مي فرمايد:
همان نامور شاه پيروز بخت

ز کشتي به ساحل کشيده است رخت
(ابن حسام،1378: 23 )
سپس به علي (ع) توصيه مي کند که:
تورا رفت بايد به کوه بلور
رسيده است نزديک آن کوهسار
ببين تا نهاده برآن کوه چيست

که قنبر برون رفت از آن آب شور
هميدون ز اسلاميان ده هزار
ببايد ز بهر منت بنگريست
(ابن حسام، 1378:23 )
ابن حسام باور دارد که عالم خواب،عالمي روحاني است و ارواح،به ويژه ارواح پاک،با يکديگر ارتباطي راستين و تعيين کننده دارند. اين عالم اسرار آميز،بالاتر و برتر از عالم بيداري است و دراين گستر? نامتناهي، نه تنها به پرسش هاي دشوار، پاسخ داده مي شود، بلکه رهنمودها وارائه طريق ها به نحو روشن و واضح به پاکدلان القا مي گردند تا مانع سر در گمي،اشتباه وکجروي احتمالي آنان شوند. نکت? ديگري که در برخي از رؤياها و از جمله رؤياي اخير حضرت علي (ع) جلب نظر مي کند، اين است که گاهي رسول اکرم (ص) علاوه بر رفع ابهام و اشکال،باتأکيد بر يک دستور موافقت و همسويي خود را باعلي (ع) در فتوحاتش تصريح مي کند. آن بخش خاصي را رسالتي ويژه از جانب خويش مي شمارد. مثلاً در بيت زير، از علي (ع) مي خواهد که بنابر فرمان او و براي خاطر او تفّحص کند و از آنچه بربالاي کوه قرار دارد،آگاه گردد:
ببين تا نها ده برآن کوه چيست

ببايد زبهر منت بنگريست
(ابن حسام، 1382: 148)
در حادثه اي ديگر، کشتي مالک براثر باد نا موافق، به سوي “طلسم دال” تغيير جهت مي دهد و مالک علي رغم منع همراهان،براي آگاه شدن از راز و خروش هاي شبانه از کوه بالا مي رود و از دو جهت گرفتار حادثه مي شود، از يک سو، پس از روبه رو شدن با مار،اژدها و پيل شيفته، به افسون “زال” دچار مي گردد؛ و از سوي ديگر “کفتار” زن کافري که قبلاً منافقانه تظاهر به اسلام نموده است، اينک غيبت مالک را غنيمت شمرده، عمرو اميّه را به بند مي کشد و کشتي رابه حرکت در مي آورد تا مالک، بي ياور و تنها بدون کشتي،در بلاي زال بماند. هم? اين ماجرا ها در شرايطي به وقوع مي پيوندند که علي (ع) با بي خبري نگران و منتظر ياران سفر کرد? خويش است. حضرت از اين که نمي داند چه به روز مالک، عمرو اميّه و فتّاح آمده است، اندوهگين و ملول گشته و در اين دلگيري و ملال، سر بر بالش غم مي‌گذارد.
آن شب چون شب هاي ناگوار ديگر، رسول حق به خوابش مي آيد و با نمودن اسرار و باز گفتن جاي کشتي نشينان، او را از سر گرداني مي رهاند:
چو افکند تهماس کشتي بر آب
که پيغمبرش پيشباز آمدي
به خواب اندرون، حيدر نامدار
چو ديد آفتاب دلاراي او

چنان ديد حيدر، همان شب به خواب
به نزديک حيدر فراز آمدي
زديده بيفشاند بررخ نثار
بغلتيد چون سايه در پاي او
( ابن حسام، 1382:217 )
پيامبر (ص) از حال مالک چنين خبر مي دهد:
پيمبر سر آوردش اندر کنار
ز مالک نداري همانا خبر
به گرد حصار طلسمات دال

بدو گفت کاي شير دلدل سوار
که مر پهلوان را چه آمد به سر
فرو ماند ناگه به دستان زال
( ابن حسام، 1382:217 )
و نيز دربار? عمرواميّه و فتّاح مي گويد:
همه قصّ? عمرو فتاح باز

به حيدر نمود آشکارا و راز
(ابن حسام،1382: 217 )
در خاوران نامه، بارها علي (ع) پيامبر خدا را به خواب مي بيند و اين خواب ها، به صورت يک روند نسبتاً منظم، خواننده را به وجود و الزام خود، عادت مي دهند. هم? اين خواب ها به نحوي بسيار طبيعي و حقيقي اتفاق مي افتند و اکثر آنها به دنبال ايجاد يک گره کور جنگي، گم شدن يکي از سرداران اسلام و يا طولاني شدن مبارز? شير حق با حريفي کافر، رخ مي دهند. در چنين مواردي معمولاً علي (ع) بعد از مدتي عبادت و تفّکر، پاسي از شب گذشته،با دلي شکسته و انديشناک مي خوابد و بلا فاصله پيامبر(ص) را مي بيند که با لبي پر تبسّم، دستي نوازشگر و کلامي اميد بخش،او را از نگراني در مي آورد و گره هاي بسته را بر مي گشايد.
يکي ديگر از خواب ها ي پر معنا و شگفت انگيز و نکته دار (ع) شبي اتّفاق مي افتد که روز آن، در مصافي طولاني،فرسايشي و بي نتيجه گذشته است و علي (ع) از اين که نتوانسته صلصال، اين دشمن قوي و منحوس را بشکند،بسيار غم زده و بي خور و خواب گرديده است:
همه شب ز انديشه، اختر شمرد
(ابن حسام، 1382:424 )
شب آمد، زغصّه نخفت و نخورد

سرانجام، سحر گاهان،لحظه اي کوتاه خوابش مي برد؛ لحظه اي که بي گمان از پيش براي اين گشايش تعيين شده است:

سحر گه،زماني فرو شد به خواب
به خواب اندرون، مصطفي را بديد

بياسود تا شعله زد آفتاب
به شب،آفتاب صفارا بديد
(ابن حسام، 1382:424 )
مصطفي (ص) پس از دل جويي،از مرتضي (ع) مي پرسد که:
چرا تيغ را بر زمين افکني

در ابرو از اين خشم،چين افکني
(ديوان،1382:424 )
و ياد آوري مي کند که هيچ کاري بدون امر پروردگار، انجام نمي شود:
که بيرون ز فرمان پروردگار

همانا که برگي نيفتد ز بار
( ابن حسام،1382:425 )
پيامبر خدا،با تکيه بر”اجل معلوم و روزي مقسوم” کارگر نشدن تيغ علي (ع) رابر صلصال،توجيه الهي مي نمايد:
براو گر نشد تيغ تو کارگر

هنوزش زمانه نيامد به سر
(ابن حسام،1382:512 )
و براي تأکييد بيشتر برمشيّت الهي و تقدير آسماني، رزمش را با “ابوالمحجن” ياد آوري مي کند:
بينديش از آن شب که هفتا د بار
زدي بر برو تارک و ترک او
چو او را زمانه نبود اسپري

ابوالمحجن گرد را ذوالفقار
و ليکن نبود آمده، مرگ او
نبد کارگر ضربت حيدري
(ابن حسام،1382:425 )
و آنگاه،مثل هميشه به علي (ع) نويد پيروزي و بهروزي مي دهد:
مخور غم،دل خويش را شاد کن
که فرجام کار تو پيروزي است

روان را زبند غم آزاد کن
ز پيروزيت روز بهروزي است
(ابن حسام،1382: 425 )
مطلب قابل تأمل ديگر که به عنوان يک شاخصه مي توان از آن ياد کرد، هشدارهاي بازدارنده اي هستند که در لحظه هاي حساس و درست هنگامي که علي (ع)در معرض خطايا و خطر قرار مي گيرد، به وي داده مي شوند. اين هشدارها که حياتي و نجات بخشند،از وقوع حوادث زيان بار و غير قابل جبران جلوگيري مي کنند. يکي از اين اخطارهاي سرنوشت ساز زماني است که علي (ع) با صلصا ل پيمان مي بندد که به شرط ترک “شيو? خصم و کين” و در صورت رهايي بنديان اسلام که پيش تر به دست صلصا ل گرفتار شده اند، طلسم حصار زريّن را بگشايد و مال و خواست? بي حّد و حصرش را به صلصال واگذارد. صلصال اين ميثاق را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، نهج البلاغه، رسول اکرم (ص) Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، رسول خدا (ص)، رسول اکرم (ص)