پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، نهج البلاغه، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

است
چنان دان که خاک پي حيدم
( فردوسي، 1389: 109)
هم چنين در بياني ديگر در مدح حضرت علي (ع) مي سرايد:
علي بن ابي طالب که اورا
من آن خاکم که اندر بدو فطرت
چو اندر عروة الوثقي زدم دست

به جان ودل غلام کمترينم
به مهر او مخمّر گشته طينم
متين شد رشت? حبل المتينم
( ديوان، 1382: 82 )
در چشم انداز هر هنرمندي يک سيماي آرماني نهفته است که آن را جان زايا يا مادين?جان مي نامند که سرچشمه است و همه چيز از او زاده مي شود، هنگامي که روان شاعر با آن همراه مي شود هويّت راستين خويش را که درنهاد او نهفته است باز مي يابد، اين گونه است که ابن حسام آناني را که از چنين ويژگي اي برخوردار نيستند بي هويت مي بيند، گويي که نيستند و خاقاني وار برخود مي بالد که:
با وجود فقر بنگر فرط استغناي من
(ديوان،1382: 107)
سر فرو نارم به جود خواجگان بي وجود

با اين که دانش روان شناسي که از تازه ترين شاخه هاي درخت دانش بشري است اين اجازه را نمي‌دهد که در قلمرو تفسير ادبي رابطه اي بي چون و چرا ميان علّت ومعلول برقرارکنيم واين چيزي است که از علم بايد انتظارداشت،امّا روان شناسي در پهن? نيم روان شناسي غريزه ها و بازتاب ها رابط? علّي روشني کشف مي کند وآن جا که زندگي رواني آغاز مي گردد،روانشناسي به توصيف دقيق رويدادهاي به هم پيوسته اي مي پردازد که تاروپود آن بسيار ظريفانه به هم بافته شده است. واز جايي که شعر با روان هنرمند رابط? تنگا تنگي دارد و کار کردهاي هنري شاعر برخاسته از انگيزه هاي روان شناختي اوست،ابن حسام آزمندي را اهريمني مي بيند که انسان را از راه به در مي برد وبه وادي گناه مي کشاند،واز اين روست که به دعا از خدا مي خواهد:
که آز خام طمع کرده بر گنه چيدم
( ديوان،1382: 30 )
عنان من زکف ديو آز بيرون کن

احترام علي در نزد شيعه به منتهاي در جه است و حقاً هم بايد اين طور باشد، زيرا اين مرد بزرگ علاوه بر جنگ ها و فداکاري هايي که براي پيشرفت اسلام کرد، در دانش و فضايل و عدالت و صفات نيک بي نظير بود و نسلي پاک و مقدّس هم از خود باقي گذارد. فرزندانش نيز از او پيروي کردند و براي پيشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. اميرالمؤمنين علي کسي است که هم? بت هايي را که اعراب شريک خداي يگانه مي پنداشتند شکست و وحدت و يگانه پرستي را تبليغ کرد. علي کسي است که در قضاوت به منتهاي درجه عدالت رفتار مي کرد و در اجراي قوانين الهي اصرار و پافشاري داشت. علي کسي است که تمام اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، علي کسي است که تهديد و نويدش قطعي بود. علي آن شجاع بي همتا و قهرمان يکّه تازي بود که پهلو به پهلوي پيغمبر مي‌جنگد و به اعمال برگزيده و معجزه آسايي قيام نمود. در معرکه بدر بيست ساله بود که با يک ضربت دست يکه سوار قريش را دو نيم ساخت، در احد شمشير پيغمبر، ذوالفقار را به دست گرفت و بر سرها، خود مي شکافت وبر تن ها جوشن مي دريد.! در يورش برقلعه هاي خيبر با يک دست درواز? سنگين آهنين را از جاي کند و آن را بالاي سر خود سپر ساخت. پيغمبر که او را بسيار دوست مي داشت وبه آن وثوقي تمام داشت، روزي به سوي علي اشاره کرد وگفت:(مَن کُنتُ مَولاهُ فعليُّ مولاهُ ) اگر دامنه شمول شعر و هنر را وسعت دهيم،اين معني ازآن بر مي آيد که هنرمند و شاعر از سر آگاهي يا ناگاهانه مي کوشد خوانندگان خود را چنان تحت تأثير قرار دهد که نگرش او را به زندگي بپذيرند. بنابراين اگر بگوييم هم? هنرمندان و از جمله شاعران به نوعي،مبلّغ و مسئول واز نظر اخلاقي موظّف به تبليغ اند؛ سخني بي راه نگفته ايم. “بل جيون نيز عقيده دارد که هدف هر نويسنده اي آن است که خواننده را در پذيرفتن نظر و عقيد? خود، قانع کند. اين اقناع هميشه غير مستقيم و تلويحي و از سر افسون شدگي است، چنانچه بپذيريم که بين انتظام هنري و فلسفي نوعي همبستگي وجود دارد، درآن صورت کار شاعري که بخواهد جهان بيني و ادراک هاي خود را از زندگي به شيو? هنري بيان کند، بسيار دشوار و نيازمندمهارت واستادي است؛ زيرا انديشه ها و ارزش هاي موجود در ادبيات از اهميّت فراوان برخوردار مي باشد، که به راستي در آثار هنري مستحيل شده و به گونه اي مجزا و بي ار تباط با من قرار نگرفته باشد” (ج.گريس، 1363:ج1، 134) به همين جهت است که دو منظوم? علي نامه وخاوران نامه را بيت‌هايي در بر مي گيرد که در منقبت معصوم به ويژه علي بن ابي طالب (ع) است. چون حضرت را اسوه و الگوي روشني مي بينند که مي تواند بر آرمان شهري که بر ساخت? انديشه هنري و شاعرانه اين دو شاعر فرمانروايي کند. از اين روي در اين گونه قصيده ها و هم چنين پند نامه هاست، ابن حسام بسيار کامياب است، امّا در قصيده هاي مدحي ديگر که بسيار اندک است، توفيق چنداني به دست نمي آورد. ( اين قصيده ها کمتر از 7% را در بر مي گيرد، امّا مناقب از آغاز کتاب را شامل مي شود. ابن حسام در مدح حضرت علي 1874 بيت، يعني بيش از يک سوم اشعارش سروده است. امّا سراسر منظومه ي علي نامه نيز در مناقب و مغازي امام علي بن ابي طالب است با ناکثين و قاسطين و يکسره در خدمت اعتقادات شيعي و ابياتي که در مدح حضرت علي باشد بسيار اندک است و بخش اندکي از منظومه را به خود اختصاص داده است.

4-2- حقانيّت امام و فرزندانش براي حکومت پس از پيامبر
در کتاب کفايت الطالب، حديث هايي ذيل از پيامبر نقل شده است:
“يا علي روزي که قيامت برپا شود تختي از نور براي تو زده مي شود و بر سر تو تاجي مي باشد که از شدّت نور آن نزديک مي شود اهل محشر،کور شوند. پس از آن از جانب خداي عزّوجل ندائي شنيده مي شود که کجا مي باشد وصّي محمّد رسول الله، توگويي حاضرم؛ دو مرتبه ندا مي رسد داخل بهشت گردان کساني را که دوست مي دارند تو را و داخل جهنم گردان کساني را که دشمن مي دارند تو را، يا علي،تو قسمت کننده بهشت وجهنم مي باشي.” (يکي از بانوان ايراني، بي تا: 95 ) “به زودي پس از من، فتنه اي در ميان امّتم رخ خواهد داد. در ميان رخدادها، کنار علي باشيد. او،اوّلين کسي بود که مسلمان شد، واوّلين کسي خواهد بود که در قيامت، چهره به چهره ام خواهد ايستاد و از ديدارش شادخواهم شد، او صديق اکبر ( بزرگترين راستگو ) و فاروق اعظم ( شناسند? حق از باطل ) و پيش برنده دين خداست.” (متقي هندي، 1409: ج15،395 )
بدان که استفاده مي شود از اخبارکثيره صريحاً و کنايه اين که نفوس قدسّيه محّمد و آل محّمد از جهت شّدت تجّرد و روحانيّت واسطه حق تعالي هستند و حق تعالي به سبب وجود آنها خلق را ايجاد فرموده و آنها واسط? تمام فيوضات الهي مي باشند. يعني خداوند تمام موجودات را از پرتو وجود آنها خلقت فرموده. و در حديث قدسي خداي تعالي خطاب فرمود به پيغمبر اکرم که (لولاکَ لِما خَلَقتَ الافلاک ) يعني اگر تونبودي خلق نمي کردم آسمان ها را و اين حديث شامل حضرت امير (ع) هم مي شود، زيرا سابقاً عرض شد، که خداي متعال در قرآن مجيد در آي? مباهله اميرالمؤمنين (ع) را به منزله نفس و جان پيغمبر (ص) قرار داده. پس هر فضيلتي غير از مرتب? رسالت را که پيغمبر(ص) دارا بود،علي هم دارا بود. والّا صحيح نبود که خداوند در قرآن اورابه منزل? نفس پيغمبر قرار دهد و به علاوه در اخبار کثيره از ائمه اطهار رسيده که خداوند آسمان و زمين وجميع موجودات را از پرتو وجود ما خلق کرده و شناختن آن حضرت به مقام نورانيّت که در حديث سلمان و جندب خود حضرت امير (ع) فرمود: ( معرفتي با لنورانية معرفةلله و معرفة لله معرفتي بالنورانيّة ) يعني هر کس مرا شناخت به نورانيّت،خدا را شناخته و هر کس خدا را شناخت مرا شناخته است به نورانيت و اين طور شناختن امام (ع) بعينه شناختن حق تعالي است و هم چنين دوست داشتن امام (ع) به مقام رو حانيّت بعينه دوست داشتن حق تعالي است واز اينجاست که پيغمبر فرمود: ( هرکس علي را دوست داشت،مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست داشت خدارا دوست داشته ) و بيان اين مطلب وتحقيق آن اگر چه در خور اين رساله نيست. لکن اشاره به آن مي شود و اشاره براي بصيرت کافي است.
4-2-1- روايت هايي در باب ارتباط امام علي (ع) با رسول اکرم (ص)
امام علي در نهج البلاغه، در باب دوران کودکي خود فرموده اند:
1-“شما از موقعّيت من بارسول خدا در خويشاوندي نزديک و منزلت خاصي که با او دارم با خبريد، مرا درکودکي دردامن مي نشاند، به سينه مي چسباند، در بستر خويش در کنار خود جاي مي داد، بدن خود را به بدن من مي ساييد، بوي خوش خود را به مشام من مي رساند و غذا را مي جويد و در دهان من مي گذاشت.” ( نهج البلاغه،1387: خ30 )
2- قال رسول الله (ع): ياعلي أنتَ وَلِيَّ الناسِ بَعدي فَمَن اَطاعَکَ فَقَد أطاعَن و مَن عَصاکَ فَقَد عَصاني: ( شيخ مفيد،1334:ج5،113) رسول خدا (ع) فرمود: يا علي ! تو بعد از من ولي و رهبر مردمي؛ هرکس تو را پيروي کند، از من اطاعت کرده و هر کس نا فرماني تو کند، از من نا فرماني کرده است.
3- قال رسول الله ِيا عَليُ أنتَ أخي، وزيري، و صاحِبُ لوائي في الدنيا و الآخِرَتَ وَ أنتَ صاحِبُ حَوضي، مَن أحَبَکَ أحَّبَنيِ، وَ مَن أبَغَضَکَ أبغَضَني: ( مجلسي، 1362:ج55،40)
رسول خدا فرمود:يا علي تو برادر و وزير، و پرچم دار من در دنيا و آخرت و صاحب حوض من هستي هرکس تورا دوست داشت، مرا دوست دارد و هرکه با تو دشمني کرد، دشمن من است. در حديثي ديگر پيامبر فرموده اند:
4- قالَ رسول الله يا عليُّ لايُحُبُکَ إلامَن طابَت ولادَتُهُ، وَلايُبغِضُکَ، ولا يُبغِضُکَ إلا مَن خَبَثَت وِلادَتَهُ، وَ لا يؤاتيکَ إلا مؤمن ٌ، ولا يعادِيِکَ إلا کافِرٌ. ( مجلسي، 1362: ج55،30 )
رسول خدا (ص) فرمود: اي علي ! دوست نمي دارد تو را مگر کسي که حلال زاده باشد و دشمن نمي دارد تو را جز کسي که حرام زاده باشد؛ و تورا جز مؤمن دوست نداشته و جز کافر دشمن نمي دارد.
سرايند? منظوم? علي نامه و خاوران نامه نگاه خود را به اين روايات بدين گونه بيان داشته اند:
شنيده بدند جمله از مصطفي
هر آنکس که با او کند کارزار
از اين کار پيغامبر آگاه بود
علي را نبي اين همه گفته بود
بسي گفت ياران خود را نبي
رضاي منست و رضاي خذاي
وليکن نداذند قومي رضا

که کافر بود دشمن مرتضا
بود دوزخي و شود خوار وزار
چو آموزگار وي الله بود
وزين در سخن هيچ ننهفته بود
که دين منست و رضاي علي
رضاي علي در حق دو سراي
به حکم نبي در حق مرتضا
(ربيع، 1388:73 پ )
ودر منظوم? خاوران نامه:
چو خورشيد تابان زاوج کمال
به مسجد در آمد رسول حجاز
بيامد بدو جبرئيل از خداي
نگر تا نداري دلت را ملول
بيا تا علي رابه خاورزمين
به ايوان برآمد رسول جليل
حجابي که بد در زمين برگرفت
نبي تا به خاورزمين بنگريد
بديد اندر آن دشت چندان سپاه
همه دشت خاور پر از کشته ديد

بگسترد سايه به جاي زوال
پر انديشه از حيدر رزمساز
چنين گفت کاي سيّد رهنماي
به ايوان مسجد برآي اي رسول
ببيني به ميدان مردان کين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، نهج البلاغه، کرامت نفس Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع خاوران نامه، رسول اکرم (ص)