پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، انسجام اجتماعی، شبکه اجتماعی، چرخه زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

استرسورهای غیرقابل کنترل حمایت تشویق کننده پیش بینی کننده رضایت از تعامل است.

شکل4-2- مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی کاترونا

مدل تخصیص کارکردی85:
ازدیدگاه این مدل روابط درطی زمان وموقعیت به توافق می رسند.(سیمون86 1984). وانتظارمیرود نسبت به این موضوع که حمایتهای مختلف توسط چه کسی فراهم می شود، تفاوت وجود داشته باشد. هرپیوندی می تواند بسته به اینکه طرفین رابطه به چه نحوی برروی آن رابطه به توافق رسیده باشند، نوع خاصی از حمایت یا گروهی ازحمایتها را برای فرد تامین نماید. دوستان وهمکاران که براساس مدل تخصیص وظیفه در روابط کارکردهای مصاحبتی ودوستی را دارند، برطبق مدل تخصیص کارکردی می تواند با توجه به توافق دوطرف نسبت به رابطه وتعامل با یکدیگر، دامنه ی وسیع تری از حمایتها را دربرگیرد.
مدل کمبود87:
این مددل درصدد است تارابطه بین حمایت اجتماعی وتنهایی را برحسب کمبودوکاستی های شخصی که تیاز به حمایت دارد وتوضیح دهد. دراین مدل سه نوع کمبود تشخیص داده می شود. این کمبودها می توانند برتوانایی افراد تنها اثرداشته باشدتا سطح مطلوب حمایت اجتماعی را دریافت نکنند:
کمبودهای اداراکی: این کاستی می تواند موجب شود هنگامی که حمایت اجتماعی واقعاً دردسترس است فردنتواند آنراتشخیص دهد.
کمبود درتامین حمایت برای دیگران: این کمبود می تواند به توانایی شخص تنها در تشکیل رابطه معنی داری اثر داشته باشدکه شکل گیری آنها برای تامین حمایت اهمیت دارد.
کمبود درتوانایی برای حمایت از دیگران: این کمبود تهدیدکننده بودن کسب حمایت برای عزت نفس وپرهزینه بودن کسب حمایت را دربرمی گیرد.
بعضی از افراد می توانند دارای ویژگی های شخصیتی وارتباطی باشند که ممکن است حمایت اجتماعی که آنها برای دیگران تامین می کنند را به حداقل برسانند.این کاستی های شخصیتی ومهارتی می تواند منجربه این شود که افراد تنها ناتوان ازبرقراری رابطه پایداری بادیگران شوند که بتوان درآن حمایت کسب نمود.
(قدسی، 44:1383)

تئوری بانک حمایتی88:
آنتونوچی89پیرامون جهت وجریان حمایت اجتماعی نظریه بانک حمایت اجتماعی را مطرح کرد. تئوری بانک حمایتی درپی توضیح میزان ورودی وخروجی حمایت برحسب سن است. بین جریان گرفتن ودادن حمایت وسن توازن های مختلفی وجود دارد.از نظر آنتونوچی روابط بین والدین وفرزندان درطی دودوره زندگی به نحومناسبی بانک حمایتی را توضیح می دهد.
دوره اول زندگی والدین جوان ونیرومند هستند وفرزندان خردسال ووالدین حمایت دهنده هستند وفرزندان گیرنده حمایت هستند، دردوره دوم جریان برعکس می شود. رابطه والدین ـ فرزندی به لحاظ نوع رابطه، تعلق وتعهد به آن از حمایتی ترین روابط اندکه منابع حمایتی درآن انتظارات وهنجارهای معمول در دیگر انواع روابط تبعیت نمی کند. جریان پیوسته حمایت در این رابطه باچرخه زندگی تابع قابلیت وتوانایی حمایت طرفین رابطه قرار داردوتوازن آن باسن درارتباط است. (قدسی، 56:1383)
تئوری کناره گیری ازرابطه:
کومینگ وهنری90این تئوری را در سطح کلان وخرد مطرح می کنند. درسطح خرد تئوری کناره گیری از رابطه بادرنظر گرفتن سه نوع هنجار، یعنی هنجار قانونی (مانند بازنشستگی درسنین خاص)، هنجارهای اجتماعی (مانند بهادادن به جوانی) وهنجارهای زیستی (مانند کاهش نیروی جسمانی با افزایش سن) قائل به این مطلب است که افراد باورود به سنین سالمندی، روابطشان را با اعضای شبکه اجتماعی شان ازدست می دهند ودرنتیجه حمایت های اجتماعی کمتری دریافت می نمایند
حلقه های درونی وبیرونی حمایت اجتماعی:
براساس چرخه زندگی دوحلقه حمایتی درنظرگرفته می شود. تفکیک بین دوحلقه حمایتی وچرخه زندگی با ازدواج وتشکیل خانواده وفرزندزایی آغاز می شود. درحلقه اول، موسوم به حلقه حمایتی درونی افراد عضو خانواده را که تمامی اعضای آن تعهد ومسئولیت در برآوردن نیازهای حمایتی یکدیگر دارند.دراین حلقه رابطه ی خواهروبرادری مانند رابطه والدین ـ فرزندی است وخواهر وبرادر در اولویت های حمایتی یکدیگر هستند. درحلقه دوم موسوم به حلقه ی حمایتی بیرونی، خواهر وبرادر با ازدواجشان وتشکیل دادن خانواده وفرزندزایی از خانواده جدا می شوند، دراین حلقه خواهر وبرادر دراولویت حمایتی قرار ندارند. در خانواده پس از فرزندزایی همسر وفرزندان اولویت حمایتی فرد راتشکیل می دهند. لذا خواهر وبرادر به حلقه بیرونی حمایت اجتماعی حرکت می کنند. تفکیک درحلقه حمایتی درونی وبیرونی حمایت اجتماعی بنا به چرخه زندگی که با تشکیل خانواده وفرزندزایی وجدایی از خانواده مشخص می شود ودوجریان منابع حمایتی ثابت وغیرثابت را بدنبال دارد:
جریان منابع حمایت که ثابت است وافراد همیشه در اولویت حمایتی قرار دارند.
جریان منابع حمایتی غیرثابت است وافراد در اولویت ثانویه حمایتی هم قرار دارند. (قدسی، 65:1383)
تئوری انسجام اجتماعی:
ازنظر دورکیم مشکل اصلی جوامع جدید رابطه فرد با جامعه است. مشکلی که ازهم پاشیدگی اجتماعی وضعف پیوندهایی ناشی می شود که فرد را با جامعه مربوط می کند. ازپیامدهای این تضعیف شدگی رابطه فرد با جامعه، خودکشی است. ازنظر دورکیم تفاوتهای حاصل در میزانهای خودکشی منطبق است با میزان انسجام اجتماعی. میزان بالای خودکشی درمیان گروه هایی یافت می شود که ازنظر اجتماعی منزوی اند وبرعکس، میزان های پایین خودکشی بیانگر گروه هایی ازافراد است که پیوندهای قوی اجتماعی دارند. (قدسی، 64:1383)
«قضیه ی اصلی که دورکیم درارتباط با خودکشی مطرح می کند عبارتند از میزان خودکشی به نسبت معکوس بادرجه همبستگی گروه های اجتماعی که فرد جزئی از آن تغییرات است تغییر می کند»(گیدنز، 660:1385) لذا هرچه افراد از گروههای اجتماعی جداشوند وپیوندها ومشارکتشان درآنها کم وضعیف شود امکان وقوع خودکشی درآنها بیشتر می شود. به عبارتی شدت وضعف انسجام اجتماعی (میزان ومشارکت دراجتماعات) وتنظیم اجتماعی (میزان فشار، کنترل وهدایت کنندگی اجتماعات برفرد) برنحوه رفتار خودکشی اثرمی گذارد. مطالعات دیگری نیز با الگوگیری ازدورکیم نشان می دهد که میزانهای مختلف انسجام اجتماعی باسطوح مختلف بیماریهای روانی وفیزیکی درارتباط هستند. یافته های مطالعات این ارتباط را بین انسجام اجتماعی وسلامت روانی را نشان می دهد:
انسجام اجتماعی بیشتر در نتیجه سلامت روانی بهتر
انسجام اجتماعی کمتر در نتیجه سلامت روانی کمتر
انسجام اجتماعی بیشتردرنتیجه حمایت اجتماعی بیشتر وبهتر که تضمین کننده سلامت روانی واجتماعی می باشد.

شکل 5-2- مدل انسجام اجتماعی دورکیم
تئوری شبکه:
درتئوری شبکه افراد بنا به درگیری هایی که با اجتماعات متفاوت دارند پیوندهای اجتماعی خودرا بادیگران تشکیل می دهند. درتئوری انسجام اجتماعی حمایت عام افراد از طریق عضویت ومشارکت در اجتماعات انجام می گیرد. امادر تئوری شبکه افراد از طریق پیوندهایی که با اعضای اجتماعات دارند شبکه های اجتماعی متفاوت خودرا تشکیل می دهند. اجتماع درتئوری انسجام اجتماعی مبتنی برمعنای قلمرویی است وبراساس ویژگی های مشترک تعریف می شوند که اجتماع پیرامون آن شکل می گیرد. اما در تئوری شبکه اجتماع مبتنی برمعنای غیرقلمرویی است وبراساس پیوندها وروابط اجتماعی بادیگران، حال هرکه باشند ودر هرکجا قرار داشته باشندتعریف می شود. ازاینرو درتئوری انسجام اجتماعی معیارجایگیری ساختاری عضویت ومشارکت در اجتماع است ودر تئوری شبکه جایگیری ساختاری مبتنی برداشتن پیوند ووجود رابطه وبسط شبکه ی اجتماعی شخصی است. درتئوری شبکه وجود پیوندها وبسط آنها درغالب اجتماعات شخصی منجر به کسب حمایت اجتماعی می شود. حمایت اجتماعی حاصل از این شبکه ها افراد را در برابر آسیب های روانی وجسمانی محافظت می کند. مصونیت افراد از آسیب های روانی وجسمانی تابع ویژگی ساختاری شبکه هایی است که درآن درگیر هستندلذا تغییر این ویژگی های ساختاری با میزانهای حمایت اجتماعی ومصونیت در ارتباط است.
مدل حمایت اجتماعی ادراک شده91:
کاترونا وهمکاران 1990 به نقل از باری وهمکاران1993 دربحث احساس حمایت اجتماعی یا همان حمایت اجتماعی ادراک شده چنین تعریف کرده اند: «حمایت اجتماعی ادراک شده به این حقیقت باز می گردد که اگرکسی نیازی داشته باشد در خانواده، دوستان ووابستگان فرد حداقل یک شخص یابیشتر در دسترس خواهدبود.» این مولفه از حمایت اجتماعی نه به عنوان یک ملاک مهم بلکه به عنوان اساس ویا حتی تنها ملاک اساسی شناخته شده وبه خوبی اثبات شده است. (ساراسون،200:1375). روانشناسان با دیدگاه شناختی تاکید کرده اند که ادراکهای حمایت اجتماعی به این دلیل مهم اند که مردم ازاینکه چگونه دنیایشان را تفسیر می کند اثر می پذیرند ونه آنکه دنیایشان چگونه هست.
استریتر در مفهوم سازی اش از حمایت اجتماعی خاطرنشان می کند که غالب تحقیقات اجتماعی وفرمول بندی ها روی سه نوع حمایت اجتماعی تاکید دارند: حمایت اجتماعی ادراکی، حمایت اجتماعی صورت گرفته ودرهم فرورفتگی اجتماعی.
ـ درهم فرورفتگی اجتماعی اشاره به ارتباطات واقعی افراد وبا اشخاص مهم در زندگیشان دارد. ابزارهایی که حمایت اجتماعی را به عنوان درهم فرورفتگی اجتماعی مفهوم سازی کرده اند برشبکه اجتماعی تمرکز دارند، یعنی ارتباطات مستقیم وغیرمستقیمی که افراد را با خانواده ودوستان وهمسالانشان پیوند می دهد. این ارتباطات معرف منابع اجتماعی است که کارکردهای حمایت اجتماعی را بالقوه درزمان بحران انجام می دهد. درهم فررفتگی اجتماعی به احساس تعلق فرد به جامعه مربوط می شود وبرفقدان از خودبیگانگی وانزوای اجتماعی دلالت دارد.
ـ حمایت اجتماعی ادراکی، حمایت را به عنوان(ارزیابی شناختی) روابط فرد با دیگران درنظر می گیرد. اندازه گیری حمایت اجتماعی ادراکی نشان می دهد که هرگونه رابطه فرد بامحیطش به حمایت اجتماعی منجرنمی شود مگراینکه فرد آن حمایتها را برای نیازهایش مناسب وقابل دسترس بداند. دربرخی موارد تلاش برای ارائه حمایت اجتماعی به دلیل نامناسب بودن، کوتاه مدت بودن وتعارض آن بانیازها وانتظارات دریافت کننده حمایت باشکست مواجه می شود.
ـ حمایت اجتماعی صورت گرفته به رفتارها یا اعمال خاصی اشاره دارد که توسط دیگران انجام می گیرد، به طوری که آنها عملاً اشکالی ازکمک وحمایت را ارائه می دهند. رفتارهای حمایت شامل فعالیت هایی چون گوش دادن، اظهارعلاقه، قرض دادن پول، کمک درانجام دادن وظایف، مطرح کردن پیشنهادات، ارائه تدبیر وراهکار واظهار محبت است. سنجش حمایت اجتماعی صورت گرفته برآن چیزی تاکید دارد که افراد به طور واقعی در فراهم آوردن حمایت اجتماعی انجام می دهند. تاردی بین توصیف وارزیابی خوشایند از حمایت اجتماعی تمایز قائل می شود. درمورد محتوای حمایت اجتماعی تاردی از حوزه تقسیم بندی سه گانه هاوس استفاده می کند یعنی: حمایت عاطفی، حمایت ابزاری وحمایت اطلاعاتی
ـ حمایت عاطفی شامل عشق، محبت وهمدردی است.
ـ حمایت اطلاعاتی یعنی انتقال اطلاعات یا راهکارها برای سازگاری ومقابله بامسائل ومشکلاتی که فرد با آن مواجه شده است. برای مثال هنگامی که فرد بامشکلی مواجه می شود دوستانش راهکارهایی را برای اوپیشنهاد می کنند.
ـ حمایت ابزاری اشاره به انواع کمکها ومساعدت های محسوس دارد مثل وام دادن یا قرض گرفتن چیزی از فردی.
آخرین بعدی که تاردی مشخص کرده است، شبکه نام دارد یا سیستم های اجتماعی یا سیستم هایی که ازسوی آنها مورد حمایت قرار می گیرند. تاردی چندمقوله حمایت شبکه ای شامل( خانواده، دوستان، همسایگان، همکاران و…) را تشخیص می دهد.
نظریه شبکه اجتماعی:
به باور برکمن وکاواچی جنبه های ساختاری روابط اجتماعی (شبکه اجتماعی، انسجام اجتماعی) ازطریق مدل تاثیر اصلی برسلامت تاثیرمی گذارد وجنبه های کارکردی روابط اجتماعی (حمایت دریافت شده) ازطریق مکانیسم های تعدیل کننده استرس عمل می کنند. برای مثال تصور دردسترس بودن حمایت عملی تاثیر منفی استرس برفرد را باافزایش توانایی سازگاری ومقابله فرد تعدیل می کند. درمقابل درجه همبستگی درشبکه اجتماعی تاثیر مستقیمی برشادابی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، سلامت روان، سلسله مراتب، شبکه اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی، شبکه اجتماعی، نظریه مبادله