پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، سلامت روان، سلسله مراتب، شبکه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

91:1385)
هویت های نقش
تونیس دیدگاه انباشت هویتی را بیان کرده است که درآن سلامتی را در ارتباط با هویت های نقشی درنظر گرفته است. این دیدگاه بادیدگاه کنش متقابل نمادی هماهنگ است ومبین این ادعا است که هویت های افراد بادیدگاه کنش متقابل نمادی هماهنگ است. نقش ها مجموعه ای از انتظارات رفتاری از محیط متاثر است که فرد درآنها بادیگران در تعامل است ولذا پیش بینی پذیری رفتاری در زندگی وچگونگی عمل کردن را ایجاد می کند. هویت ها نقشی برای افراد درمعنایی وجودی اطلاعات درباره اینکه آنها چه کسانی هستند را فراهم می کندوهمچنین برای زندگی هدف به وجود می آورند لذا از طریق انباشت هویت های نقشی احساس وجود هویت را به وجودمی آورندواین احساس منجر به رفتار مناسب می گردد. (شریفیان، 92:1385)
ساراسون وپیرز1990 ابعاد حمایت اجتماعی را به 4دسته تقسیم می کنند:
حمایت هیجانی یعنی مهارت درکسب استعانت از دیگران بهنگامی که فشار روانی شدت می یابد. درواقع حمایت شبکه اجتماعی موجب کاهش فشار روانی از طریق دسترسی به عضویت درشبکه وکمک به فراموش کردن مشکلات می گردد.
حمایت عزت نفس بدین مفهوم است که دیگران به فردبقبولانند که قابلیت های ویژه ای دارد.
حمایت وسیله ای عبارتست از دسترسی به منابع مالی وخدماتی زمانی که فرد برای سازگاری بارویدادهای فشارزای روانی به آنها نیازدارد.
حمایت اطلاعاتی عبارتست از ارایه اطلاعات برای درک رویدادهای فشارروانی. (صادقی، 15:1387)
به طور کلی چنین فرض شده است که فقدان روابط اجتماعی مزمن منجربه حالات روانشناختی منفی مثل اضطراب وافسردگی می شوداین حالات روانشناختی به نوبه خود نهایتاً از طریق تاثیر مستقیم برفرآیندهای روانشناختی که برآمادگی نسبت به بیماری تاثیر می گذارند یاازطریق الگوهای رفتاری که خطر بیماری ومرگ را افزایش می دهند برسلامت جسمی تاثیر می گذارند.
مدل سپر وتاثیرکلی حمایت اجتماعی
ساراسون معتقد است که شبکه اجتماعی ما مردمی را در برمی گیرد که می توانیم به آنهاتکیه کنیم، مردمی که به ما اجازه می دهند بدانیم آنها نگران ارزشها هستند ومارا دوست دارند؛ هرکس که متعلق به شبکه اجتماعی است حمایت اجتماعی را تجربه می کند . شواهد مبنی بر اینکه طرق انطباقی تفکر ورفتاربه طور متناسبی درمیان افراد با حمایت های اجتماعی کم روی می دهد در حال افزایش است. میزان کفایت اجتماعی موجود درشخص هم درآسیب پذیری وهم در مقابله وی نقش دارد. آسیب پذیری روانشناختی به موازات کاهش حمایت اجتماعی افزایش می یابد. به معنی اینکه حمایت اجتماعی می تواند به عنوان سپری در مقابل آشفتگی های زندگی دردنیای پیچیده عمل کند. (ساراسون، 180:1375) پژوهشگران برای تبیین چگونگی تاثیرات حمایت اجتماعی برسلامتی افراد دومدل را مطرح کرده اند. مدل تاثیر کلی حمایت اجتماعی ومدل فرضیه سپرمانند در برابر استرس.
برپایه مدل نخست حمایت اجتماعی صرف نظرازاینکه فرد تحت تاثیر استرس باشد یا نه باعث می شود که فرد ازتجارب منفی پرهیزکند وازاینرو اثرات سودمندی برسلامتی دارد. برپایه ی الگوی دوم حمایت اجتماعی تنهابرای افراد تحت استرس سودمند است وچون سپری مانع نفوذ استرس بر فردمی شود.
مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی
این مدل عنوان می کند که صرف داشتن حمایت اجتماعی برای سلامتی مفید است وبرعکس نداشتن یا فقدان حمایت اجتماعی دارای تاثیرات منفی درسلامتی است. طبق گزاره ی اصلی این مدل هرچه حمایت اجتماعی فردبیشتر باشد اواز سلامتی بیشتری برخوردار است. از اینرو سلامتی متاثر از میزان داشتن حمایت اجتماعی است. درمدل تاثیر مستقیم سلامتی تابعی از حمایت اجتماعی است به نحوی که افراد اگر دارای حمایت اجتماعی باشند ازسلامت روانی وجسمانی برخوردارند. فلمینگ باوم1986، درگیری افراد در شبکه های مختلف اجتماعی ازجمله شبکه های خانوادگی، دوستی وهمسایگی منابع حمایتی فراهم می کند که باجذب بیشتر دراین شبکه ها افراد شرایط مطلوب به دست می آورند، حمایت ومتعاقب آن سلامتی را حاصل می کنند. مطالعات متاثر از مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی عنوان می کنند افرادی که در شبکه های حمایتی قرار دارند کمتر افسرده اند وعمدتاً سلامتی روانی بهتری را نسبت به افراد فاقد چنین شبکه های حمایتی نشان می دهند.
مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی همچنین در قالب فرضیه ی دارایی ـ مزایا مطرح شده است. طبق این فرضیه فقدان حمایت اجتماعی فی نفسه زیان آور است واسترس زاست. فلمینگ باوم باذکر مطالعات گنز وفراید شواهدهای تاییدی برای این فرضیه ارائه می کند. (فلمینگ باوم 1984:25)
واکنش غم دراثر همسایگی: گنز فروپاشی محله ها درمعاقب برنامه های شهری که دراثر وسازی شهری انجام گرفت را مطالعه کرد. دراین مطالعه گنزدریافت که ساکنین قدیمی مناطقی که در اثر نوسازی شهری مجبور شدند که از محله های خود نقل مکان کنند دراثر ازدست دادن شبکه های وسیع حمایتی که در همسایگی های خود داشتند دچار واکنش غم شده بودند.
افسردگی دراثر ازدست دادن همسایگی: این فرآیند باتایید تحلیل گنز علاوه بر موافقت با واکنش غم سطوح افسردگی را گزارش می دهند که افراد تادوسال بعداز نقل مکان ازمحله قبلی خود به محله جدید در اثر ازدست دادن روابط همسایگی داشتند. افسردگی وواکنش غم در این دومطالعه فوق ناشی از فقدان همسایگی وروابط بادوستان است تا جنبه های همسایگی جدید. (قدسی، 54:1383)

مدل تاثیر غیرمستقسم یا فرضیه ضربه گیر:
مدل تاثیر غیرمستقیم یا فرضیه ضربه گیر، عنوان می کند حمایت اجتماعی عمدتاً هنگامی که سطح استرس بالاست برسلامت روان موثر است. طبق این مدل، حمایت اجتماعی افرادرا درمقابل اثرات بیماری زای رویدادهایی که فشارروانی را تشدید می کنند حفظ می کند. ازنظر کوهن و ویلس حمایت اجتماعی حدفاصل بین رویدادهای استرس زاو واکنش نسبت به آنها وارد عمل می شود وباعث تضعیف پاسخ نامناسب به استرس می شود. حمایت اجتماعی در این مدل تنها دربرابر استرس مزیت به حساب می آید. حمایت اجتماعی اثرات استرس زا را کاهش می دهد، اماهنگامی که استرس وجود ندارد، حمایت اجتماعی فاقدمزیت است. فقدان حمایت همانطور که مدل تاثیر مستقیم فقدان آنرا برای سلامت روانی آسیب زا درنظر می گیرد، لذاتحت شرایط استرس بالا وحمایت کم، آسیب وپریشانی روانی افزایش می یابد تاتحت شرایط استرس بالا وحمایت زیاد. (صادقی ، 48:1387)
کوهن ومک کی79دونوع فرضیه ضربه گیر را مطرح می کنند، قوی وضعیف. نوع قوی فرضیه ضربه گیر
آسیب شناسی روانی شدید رابرای اشخاص پیش بینی می کند که سطوح بالایی از استرس را تجربه می کنند اما از سطوح پایین حمایت اجتماعی برخوردارند. دراینجا آسیب روانی برای اشخاصی که دارای سطوح بالای حمایت هستند نسبتاً پایین است. نوع ضعیف فرضیه ضربه گیر پیش بینی می کند وقتی که استرس افزایش می یابد آسیب ممکن است همچنین میان افراد دارای بالای حمایت اجتماعی هم افزایش یابد اما میزان این افزایش باید کمتر از افرادی باشد که دارای سطوح حمایت اجتماعی کمتری هستند. (قدسی، 74:1383)به اعتقاد لیبرمن 1988 ازنظرتئوریکی، منابع اجتماعی می توانند هم بروقوع وهم بر اثرات استرس به شیوه های زیرتاثیر بگذارد:
کاهش احتمال وقوع موقعیت های استرس زا
تسکین یا اصلاح استرس دراثر تغییر ادراک فرد ازواقعه به جهت تعامل بادیگران مهم
تغییر رابطه بین اهمیت واقعه واسترس ایجادشده توسط آن
نفوذ برراهبردهای مقابله ای دراصلاح رابطه بین واقعه استرس زا واثرآن
به حداقل رساندن تاثیر وقایع استرس زا برعزت نفس واحساس تسلط شخصی
تاثیرگذاری مستقیم برسطح سازگاری
مدل سلسله مراتب جبرانی80:
این مدل عنوان می کند که تامین حمایت اجتماعی مبتنی بر اولویت واهمیت روابطی است که افراد بایکدیگر دارند. (کانتور81 1979:435) روابط اولیه به لحاظ اهمیت واولویتی که دارند ایده آل ترین نوع رابطه ی حمایتی برای طیف وسیعی از حمایت هایی است که طرفین رابطه می توانند برای هم فراهم کنند. در غیاب روابط اولیه مثل رابطه با همسر، فرزند، روابط مرتبه پایین تر مثل دوستی می توانند جانشین جبرانی روابط اولیه شوند. این مدل پیوندهای اولیه را حالتهای مرجع برای حمایت اجتماعی به حساب می آورند. وقتی که افراد فاقد این نوع پیوندها باشند، پیوندهای مرتبه بعدی را جایگزین آنها می کنند. ازاینرو طبق این مدل اولاً پیوندها به لحاظ شدت رابطه وحمایت حاصل از آن دارای اهمیت سلسله مراتبی هستند؛ لذاروابط به دودسته روابط اولیه وروابط وروابط مرتبه پایین تر تقسیم می شوند، ثانیاً درصورت فقدان یا عدم دسترسی به روابط اولیه، فرد روابط مرتبه پایین تر را برای جبران آن به کار می برد.
مدل تخصیص وظیفه82:
این مدل عنوان می کند که هرنوع رابطه نوع خاصی حمایت است. شبکه های حمایتی هرکدام بنا به نوع رابطه ای که پیرامون آن رابطه تشکیل می شود حمایتهای خاص را به همراه دارد. از اینرو وظایفی که به نزدیکی صمیمانه نیاز دارد احتمال زیادی دارد که توسط کسی انجام شود که نزدیکترین شخص به فرد است مثل همسرکه وظایف روزانه خانه را انجام می دهد.. حال آنکه حمایتی که مبتنی بر مصاحبت است احتمال بیشتری دارد توسط کسی برآورده شود که با اودوست هستیم؛ دراینجا رابطه ی همسری دربرگیرنده
انجام خدمات خانگی است ورابطه دوستی حامل پشتیبانی ومصاحبت است. نظریه پردازان این مدل اعتقاد دارند که هر رابطه ای نوع خاصی از حمایت را بدنبال دارد. شبکه های حمایتی فرد هرکدام بنابرنوع رابطه ای که پیرامون آن رابطه تشکیل شده اند؛ جمایت ویژه ای را برای فرد فراهم می نماید. (لیتواک83 1985)
این مدل درمقابل مدل سلسله مراتبی که به پیوندهای اولیه درتامین حمایت اهمیت می دهد عنوان می کند برخی از روابط نسبت به روابط دیگر برای برآوردن نیازهای حمایتی مناسب تر هستند. دراین مدل پیش بینی اینکه چه کسی احتمال بیشتری دارد که تامین کننده حمایت باشد، نوع ونیز مشخصات پیوند در نظرگرفته می شود. (قدسی، 54:1383)
مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی84:
این ایده که نوع حمایت نیاز دارد که متناسب با زمینه ونوع استرس تجربه شده باشد، توسط کاترونا وهمکاران اومورد توجه قرار گرفته است. هرنوع حمایتی با هرنوع استرس همخوانی ندارد. استرس های
نامتناسب با نیازهای حمایتی که طلب می کند می باید با حمایتهای متناسب با آنها همخوانی داشته باشند.
کاترونا در مدل همچینی متناسب استرس باحمایت اجتماعی منحصراً به مشخصات استرس به عنوان تعیین کننده مناسب ترین نوع حمایت توجه می کند. ازنظر کاترونا بهترین خصیصه مورد نظر درارتباط بین استرس وحمایت اجتماعی قابلیت کنترل رویداد یا موقعیت های استرس زا است. کاترونا وشور به لحاظ قابلیت استرس دونوع استرس را مشخص می کنند: استرس قابل کنترل، استرس غیرقابل کنترل
استرس قابل کنترل شامل موقعیت هایی اند که درآنها می توان برای جلوگیری، حذف یاکاهش منبع استرس کاری عملی را انجام داد. برعکس استرس غیرقابل کنترل شامل موقعیت هایی است که نمی توان برای جلوگیری، حذف یاکاهش منبع استرس کاری یا عملی انجام داد. در ارتباط با این دونوع استرس کاترونا وشور دونوع حمایت متناسب باآنها را بیان می کنند: حمایت تسهیل کننده، حمایت تشویق کننده.
کاترونا وشور معتقدند که درزمینه رویدادهای قابل کنترل، حمایت تسهیل کننده کنش مناسب ترین نوع حمایت است. دراین نوع حمایت که دربرگیرنده حمایت اطلاعاتی وابزاری است، فرد می تواند بهتر از عهده مواجهه با استرس برآیدوحمایت مربوطه می تواند فردرا در مقابله بااسترس به نحومطلوب تری تجهیز نماید. درزمینه رویدادهای غیرقابل کنترل معتقدند که حمایت تشویق کننده که شامل حمایتهای عاطفی وشبکه ای است مناسبترین نوع حمایت است. دراین نوع حمایت، فردی که درمعرض استرس ونگرانی غیرقابل کنترل قرارگرفته است باهمدلی وعواطف مثبت افراد درگیردر شبکه اش مواجه است وبارمثبت حاصل ازاین حمایت فرد را دربرابر فشارزیاد ناشی از رویداد یا استرس غیرقابل کنترل محافظت می کند. براساس این مدل درزمینه استرسورهای غیرقابل کنترل حمایت تسهیل کننده کنش بیش از همه پیش عامل است ودرزمینه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی، وابستگی متقابل، شبکه های اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، انسجام اجتماعی، شبکه اجتماعی، چرخه زندگی