پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی، وابستگی متقابل، شبکه های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

علی تعاملی، رویکرد تقویت، رویکرد هماهنگی شناختی.
رویکرد مبادله وانصاف:
در این رویکرد، معیار حفظ وتداوم روابط، میزان داده ها وستانده های آنهاست وافراد علاقمند هستند که بین آنچه در یک رابطه هزینه می کنند وآنچه از آن دریافت می کنند، توازن برقرار باشد. از تئوری های مربوط به این رویکرد، می توان به تئوری های وابستگی متقابل کلی وتیبات67، تئوری انصاف هاتفیلد68 ومدل سرمایه گذاری راسبالت69 اشاره کرد.
تئوری وابستگی کلی وتیبات:
در اکثر تئوریهای مبادله، اصلی ترین فرض این است که برای تحقق نتیجه رضایت بخش ازیک رابطه، باید پاداش های هردوطرف رابطه، بیشتر از هزینه هایی باشد که آنها متحمل می شوند. ازدیدگاه کلی وتیبات، افراد برای ارزیابی رضایتبخش بودن رابطه خود با دیگران، از معیار سطح مقایسه استفاده می کنند، سطح مقایسه معیاری است که منعکس کننده کیفیت نتایجی است که فرد احساس می کند در یک رابطه استحقاق به دست آوردن آنها را دارد ودرنهایت بر اساس همین معیار، تصمیم به ادامه یا ترک رابطه می نمایند.
کلی وتیبات در ارتباط با احتمال ترک کردن رابطه، اصطلاح وابستگی70را به کار می برند. وابستگی تابعی است از نتایج رابطه منهای سطح مقایسه برای جانشین های رابطه. اگر پس از ارزیابی نتایج رابطه کمتر از سطح مقایسه باشد، به احتمال بیشتری فرد رابطه را رها خواهد کردوهرچه احتمال ترک رابطه بیشتر باشد، نشان دهنده وابستگی کمتر فرد به آن رابطه خواهد بود.(قدسی،1383: 69-68)
تئوری انصاف هاتفیلد:
در این تئوری نیز فرض اصلی این است که افراد در روابطشان سعی می کنند حداکثر نتیجه را به دست آورند. طبق این تئوری افراد علاقه دارند که نتیجه رابطه را برای خود با نتیجه آن برای طرف دیگر مقایسه کنند؛ رابطه منصفانه رابطه ای است که در آن فرد احساس کند که نسبت به داده /نتیجه هایش با نسبت داده input/output نتیجه های طرف مقابل رابطه مشابه باشد. (قدسی،70:1383) به اعتقاد نظریه پردازان تئوری انصاف، چنانچه یک طرف رابطه به دنبال حداکثرسازی نتایج رابطه برای خود باشد، در طرف دیگر احساس ناخرسندی وکمبود ایجاد خواهد شد، درچنین شرایطی فردناراضی از رابطه،با استفاده از مکانیزم های روانی متقاعد کردن وترک رابطه، درصدد اعاده انصاف برمی آید.

مدل سرمایه گذاری راسبالت:
این مدل در واقع مدل بسط یافته تئوری تیبات وکلی با توجه به مفاهیم تعهد ورضایت است. راسبالت در چارچوب رویکرد وابستگی متقابل عنوان می کند که رضایت افراد از یک رابطه در سه حالت افزایش پاداش ها، کاهش هزینه هاو کمتر شدن انتظارات شخصی آنها، بیشتر می شود. براساس پیش بینی نظریه پردازان این مدل، اگر فرد جانشین ضعیفی برای رابطه فعلی خود داشته باشد، به آن رابطه متعهدتر می گردد. راسبالت در مدل خود، فراتر از تئوری مبادله عنوان می کند که تعهد نیز در رابطه می تواند متاثر از سرمایه گذاری (منابعی نظیرپول، وقت وانرژی عاطفی) باشد؛ هرچه سرمایه گذاری در یک رابطه سنگین تر،تعهد فرد به آن بیشتر است. از نظر او سرمایه گذاری به علت ماهیتی که دارد وبه سادگی قابل جداشدن از رابطه نیست، پاداش وهزینه متمایز می باشد. سرمایه گذاری با فسخ رابطه ازبین میرود و یا به لحاظ مقدار به طور قابل توجهی کاهش می یابد. ازاین رو سرمایه گذاری ها با افزایش دادن هزینه فسخ رابطه، به حفظ آن کمک نموده ومیزان تعهد را افزایش می دهد. (قدسی،72:1383)
رویکرد رشد مرحله ای رابطه:
در این رویکرد فرآیند ایجاد ورشد رابطه مورد توجه قرار می گیرد. فرآیند ایجاد رابطه به صورت تدریجی ومرحله ای درنظر گرفته می شودوبرای ارتقاءاز یک مرحله به یک مرحله دیگرمتغیرهایی را دخیل می کند. ازتئوریهای مربوط به این رویکرد، می توان به مدل شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واستوک71، تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن وتیلور72نام برد.
مدل شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک:
در این مدل فرض اینست که کلیه روابط در طیفی نظری از عدم رابطه تا رابطه کامل قرار دارند.این طیف مراحل مختلفی را شامل می شود:
مرحله صفر: افراد از وجود هم اطلاعی ندارندوهیچ تماس ورابطه ای وجود ندارد.
مرحله یک: یکی از طرفین رابطه نسبت به دیگری شناخت وآگاهی دارد، اما هنوزرابطه ای برقرار نشده است.
مرحله دو: بین طرفین تعامل وارتباطی رسمی متاثر از هنجارها ونقش های اجتماعی وجود دارد.
مرحله سه: طرفین رابطه دراثر تعاملاتی که کمتر رسمی هستند، درتجارب یکدیگر سهیم می شوند واشتراکاتی پیدامی کنند.
شکل 2-2 -طیف شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک
دراین مدل درسیر مراحل فوق متغیرهایی ازجمله همجواری فیزیکی، نزدیکی اجتماعی، تشابه نگرش ها، مکمل بودن نیازها وسطح خود افشاسازی، دخالت دارند. (قدسی،75:1383)
تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن وتیلور:
این تئوری بیان می کند که شکل گیری رابطه وایجاد دوستی، فرآیندی تدریجی است. طبق تئوری نفوذ اجتماعی، فرد بعد از برقراری تعامل، نتایج آنرا باتوجه به انتظارات پیش از تعامل وجانشین های رابطه در دسترس، ارزیابی می نماید ورابطه فرآیندی مستمر از ارزیابی وپیش بینی، رشد می یابد. به نظر آلتمن وتیلور، پایدارترین ونزدیکترین روابط، روابطی اند که به آهستگی وطی تعاملات مکرر رشد کرده باشند. (قدسی،78:1383) چهار مرحله رشد رابطه که توسط آلتمن وتیلور تعیین شده است، در شکل زیرمی بینیم.

شکل 3-2- مراحل رشدآلتمن وتیلور

در مرحله مبادلات پایدار، طرفین رابطه با توجه به شناخت کامل از یکدیگر، با هم تعامل خودانگیخته دارندومی توانند احساسات ورفتار احتمالی طرف دیگر را سریعاً تفسیر وپیش بینی کنند.
رویکرد علی تعاملی:
این رویکرد به توضیح وابستگی علی روابط نزدیک می پردازد. در این رویکرد شرایط علی ساختاری موثر
در رابطه در سطوح محیط های اجتماعی، فیزیکی و…در نظر گرفته می شود.تئوری مربوط به این رویکرد
مدل علی تعاملی زوجی73 است.
مدل علی تعاملی زوجی:
این رویکرد که به تبیین روابط نزدیک74می پردازد، این موضوع مطرح می شود که درگیری فرد در روابط نزدیک با همسر، خویشاوندان ودوستان، عواطف، افکار وکنش های اورا تحت تاثیر قرار می دهد. در این نوع روابط، وابستگی متقابل که دربرگیرنده اتصالات علی متقابل در عواطف، افکار وکنش های طرفین رابطه است، اثر تعیین کننده ای بر جهت دهی رفتار فرد دارد، به نحوی که رفتار یک طرفه رابطه، بررفتار طرف مقابل موثر است وبالعکس. بر اساس این مدل رابطه نزدیک مانند دوستی یا ازدواج، رابطه ای است که دارای اتصالات متقابل نسبتاً مکرر، متنوع، قوی وبا دوام درعاطفه، افکار وکنش هاست. (قدسی، 73:1383) سطح بالای نزدیک بودن در یک رابطه دلالت بر این دارد که طرفین رابطه قادر به اثرگذاری عمیق بر یکدیگرندوطرح ها، اهداف ورفتار آنها با هم ارتباط علی بیشتری داردوتوانایی مستقل عمل کردن آنها کمتر است.
رویکرد تقویت:
در این رویکرد، پاداش به عنوان عامل اصلی ایجادکننده وحفظ کننده رابطه مورد توجه قرار می گیرد وبراساس آن هرچه رابطه ای پاداش دهنده تر باشد، فرد بیشتر خودرا درآن رابطه درگیر می نماید.تئوری مربوط به این رویکرد، شرطی سازی کلاسیک لات ولات75 است. این رویکرد مبتنی بر اصول شرطی سازی کلاسیک به ویژه روش هول-اسپنس76 است. فرض اصلی این رویکرد اینست که دوست داشتن یک شخص ناشی از شرایطی می شودکه فرد، صرف نظر از رابطه بین آن شخص وموقعیت پاداش دهنده، تجربه کند. ازاین لحاظ فرد، شخص یا اشخاصی را که هنگام پاداش گرفتن او حضور داشته اند، دوست خواهدداشت.
رویکرد هماهنگی شناختی:
این رویکرد تشکیل رابطه را مبتنی بر هماهنگی شناختی وعنصراساسی برای تداوم وحفظ آن را همین توازن شناختی می داند. تئوری سازماندهی شناختی هایدر77 وتئوری توازن نیوکامب78 مربوط به این رویکرد هستند.
تئوری سازماندهی شناختی هایدر:
فرض اصلی در این تئوری آنست که نگرش های یک فرد به افراد دیگر ونگرش های اوبه اشیاء، دارای خواص مشابهی است. هایدر به ارتباط بین ادراک کنندهP، شخص دیگرQ، ویک شیX، می پردازد. این سیستم اغلب در یک نمودار مثلثی ارائه می شود که در آن O,P در بالا وX در پایین قرار می گیردودر میان آنها خطوط ترسیم می شود. از نظر هایدر حالت توازن در این نمودار، در صورتی که همه خطوط روابط ممکن بین O, PوX مثبت ویا دورابطه منفی ویکی مثبت باشد، برقرار می شود. همچنین با این بیان، تئوری خود را روشن می نماید که اگر O,Pرا دوست داشته باشد، وO هم X را، در آن صورت Pباید نگرشی مثبت به X داشته باشد.
تئوری توازن نیوکامب:
در مدل نیوکامب، مولفه ها واجزای تشکیل دهنده مثلث توازن ( که در تئوری شناختی هایدرنیز مطرح شده است) به طور انحصاری تعریف می شود. نیوکامب در تئوری خود نه تنها علایم روابط بلکه شدت نگرش ها وجاذبه را نیز مورد توجه قرار می دهد.
2-2-4-2-تئوری هاو مدل های مربوط به حمایت اجتماعی:
روابط اجتماعی حاملان حمایت اجتماعی اند و تئوری ها ومدلهای حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی را که در قالب پیوندهای ضعیف وقوی در ساختارهای خویشاوندی، دوستی وشبکه های اجتماعی، منابع حمایتی را تامین می کنند، توصیف وتوضیح می دهند. این تئوری ها ومدل ها درتوصیف وتوضیح شان هرکدام بنا به محدوده ای خاص از روابط اجتماعی افراد یا کل روابط اجتماعی آنها، حمایت اجتماعی را از زوایای پیامد، آثار، مراحل زندگی، کسب منابع اجتماعی و… اشاره دارند.
درخصوص حمایت اجتماعی مدل ها وتئوریهای گوناگونی ارائه گردیده است که می توان آنها را به چهاردسته تقسیم کرد:
مدلهای مربوط به میزان تغییردر اندازه وجهت حمایت اجتماعی در دوره های زندگی
مدل های مربوط به پیامدهای حمایت اجتماعی برسلامتی
مدل های مربوط به چگونگی کسب حمایت اجتماعی برحسب اولویت در رابطه، جایگزین های روابط از دست رفته
تغییرات مثبت ومنفی حمایت اجتماعی
مدل فقدان
گرهارد در سال 1989 مدلی را بیان می کند که حاکی از تاثیرگذاری عوامل اجتماعی برسلامت است. این مدل که به مدل فقدان معروف است، ویژگی افرادی را بیان می کند که درمواجهه با فقدان هایی نظیر ازدست دادن شغل، فقدان همسر، ازدست دادن منزلتهای اجتماعی و دوستان بسته به درجه آسیب پذیری که به ویژگی هایی نظیر طبقه، سن، جنس، نژاد وتحصیلات می تواند مرتبط باشد، سلامتشان تحت تاثیر قرار میگیرد، کسانی که آسیب پذیرند منابع حمایتی کمتری برای غلبه بر فقدان دراختیار دارند. به نظر می رسد که همبستگی افراد در جامعه برای سلامتی مهم باشد. وجود یک شبکه اجتماعی به دلایل زیر اهمیت دارد.
امکان دستیابی به اطلاعات، بالا بردن انگیزه در پرداختن به رفتارهای قابل تغییر، تشویق رفتارهای ارتقادهنده سلامت مانند ورزش وتغذیه مناسب و… . به طور کلی همبستگی در درون شبکه های اجتماعی وتوانایی جذب منابع از این شبکه در حفظ سلامتی موثر است. حمایت اجتماعی پیش بینی کننده خوبی برای وضعیت سلامتی افراد است وتاثیر حفاظتی مهمی برای بیماران دارد و این نشان دهنده اهمیت شبکه های رسمی یا غیررسمی درجلوگیری از بیماری وارتقاء سلامت است.
تحلیل شبکه های اجتماعی نشان می دهد زمانی که شخص وارد این شبکه می شود، توجه افراد شبکه به تدریج به وی معطوف می گردد. شبکه ها گاهی از فرد حمایت مالی می کنند هرچند از حمایت های عاطفی واطلاعاتی اونیز دریغ نمی ورزند. در این میان پشتوانه عاطفی به طور آشکارتری به سلامتی فرد کمک می کند.(صالح، 71:1389)
فرضیه انباشت هویتی
تئوری تونیس یکی از تئوری هایی است که به سلامت روانی توجه داردکه هدف آن توصیف تعداد هویت های نقش یا ایجاد هدف درزندگی واحساس هدایت وجودی است که از طریق نقش های اجتماعی حمایت به وجود می آید.
تونیس سلامتی را در ارتباط با هویت های نقش درنظر می گیرد، به طوری که هویت های افراد بانقش های
اجتماعی آنان پیوند دارد. نقش های اجتماعی به عنوان مجموعه انتظارات رفتاری، از محیطی بدست می آید
که فرد بادیگران تعامل دارد، انتظارات رفتاری پیش بینی پذیری را در زندگی به وجود می آورد، برآورده شدن انتظارات نقش ارتقاء عزت نفس رابه دنبال دارد.(شریفیان،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع سلامت عمومی، حمایت اجتماعی، فیزیولوژی، بوم شناسی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، سلامت روان، سلسله مراتب، شبکه اجتماعی