پایان نامه رایگان با موضوع جهان اسلام، علم اقتصاد، مفهوم خدا، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

متوازن يا كسري بودجه و عوامل آن نيز اشاراتي دارد و تأكيد ميكند كه “اگر مجدداً ماليات وضع شود، ممكن است به آباداني اقتصادي لطمه وارد كند ودرآمد و توليد كاهش يافته، نهايتاً وضع براي دولت بدتر شود”. 553
او در بحثي با عنوان “قيمتها در شهرها” كالاها را به دو دسته‌ي ضروري و لوكس تقسيم كرده است. مطابق نظر وي هنگامي كه شهري گسترش مييابد و بر جمعيت آن افزوده ميشود، قيمت كالاهاي ضروري نسبتاً كاهش و قيمت كالاهاي لوكس افزايش مييابد. دليلي كه وي ارائه داده است كه خواربار و كالاهايي از اين قبيل كه ضروريات زندگي است، اول توجه همه را به خود جلب ميكند و بنابراين عرضه‌ي آن افزايش مييابد و باعث ميشود كه قيمتهاي آن كاهش يابد. از سوي ديگر توليد كالاهاي لوكس و لوازم آسايش توجه عموم را به خود جلب نميكند، در حالي كه تقاضاي آنها به دليل تغييرات در الگوهاي زندگي تغيير ميكند و باعث افزايش قيمت آنها ميشود. 554 همچنين ابن خلدون معتقد است كه سود معتدل ، تجارت را گسترش ميدهد، در حالي كه سودهاي بسيار کم، تجار و صنعتگران را از صحنه خارج ميكند و سودهاي بسيار زياد تقاضا را كاهش ميدهد. 555
بولكيا پس از بررسي نوشتههاي گسترده‌ي ابن خلدون درباره‌ي پول، قيمت توزيع، ماليه عمومي، دورههاي تجاري و جمعيت نتيجهگيري ميكند كه “ابن خلدون بسياري از مفاهيم اساسي اقتصادي را چند قرن پيش از تولد رسمي آنها كشف كرده است. او پيش از اسميت شايستگي و ضرورت تقسيم نيروي كار و پيش از ريكاردو اصل ارزش نيروي كار را كشف كرد. وي جلوتر از مالتوس نظريهاي درباره جمعيت كشف كرد و قبل از كينز بر نقش دولت در اقتصاد پاي فشرد. اما مهم‌تر از همه اين كه ابن خلدون اين مفاهيم را به كار گرفت تا سيستم پويا و منسجمي پديد آورد كه در آن سازوکار اقتصادي به طور اجتناب ناپذيري فعاليت اقتصادي را به نوسانات بلندمدت سوق دهد”.556
در نتيجه ابن خلدون را بزرگ‌ترين اقتصاددان مسلمان دانستهاند و او را در شمار پدران علم اقتصاد جاي دادهاند. با وجود اين، انديشهي ابن خلدون در جهان اسلام گسترش نيافت. علم در جهان اسلام از اواسط قرن هشتم تا اواسط قرن دوازدهم ميلادي پيشرفت كرد و اين پيشرفت تا دو قرن ديگر با آهنگ كندي ادامه داشت. از آن پس در آسمان ساكت انديشه در جهان اسلام، به ندرت ستاره‌ي درخشاني نمودار شد. در بخش بعد به بررسي تفكر اقتصادي اسلام در دوران معاصر ميپردازيم.

4-1)انديشه اقتصادي اسلام در قرن 20
اقتصاد اسلامي به عنوان جزئي از عناصر تشکيل دهنده‌ي فلسفه‌ي اجتماعي و اخلاقي اسلام تا جنگ جهاني دوم باقي ماند. دستيابي به استقلال در کشورهاي اسلامي پس از جنگ دوم جهاني و لزوم توسعه اقتصاد در آنها به تحقق اقتصاد اسلامي کمک کرد557. در واقع انديشمندان مسلمان در اين دوره با رد سرمايه داري و سوسياليسم به دنبال پاسخي در ميراث اسلامي خود بودند، به طوري که راه حل هايي بومي براي مسائل اقتصادي- اجتماعي خود بيابند.
در دهه‌هاي 1930 و 1940ميلادي، بيشتر بحث‌هاي فقهي و کلامي بود. در دهه 1950 ميلادي و اوايل دهه 1960 ميلادي اصول و تعاليم اقتصادي اسلام مورد مطالعه قرار گرفت و مباحث اقتصاد اسلامي منظم شد و تا اندازه اي به اجراي نظام اقتصادي و نيز امکان ايجاد بانک‌داري غير ربوي توجه گرديد. همچنين اقتصاد اسلامي به عنوان ماده‌ي درسي مستقل در دانشگاه هاي برخي از کشورهاي اسلامي رسميت پيدا کرد. در سال 1961 ميلادي اقتصاد اسلامي در دانشگاه الازهر به عنوان ماده‌ي درسي مستقل مطرح شد. درس مذکور در سال 1964 ميلادي در عربستان سعودي و در دانشگاه ملک عبدالعزيز نيز رسمي شد.
اولين کنفرانس بين المللي اقتصاد اسلامي در مکه، در سال 1976 ميلادي برگزار شد که نجات ا…‌صديقي کتاب‌نامه‌اي از اقتصاد اسلامي در آن ارائه کرد. در دانشگاه‌هاي ايران از سال1984 ميلادي در رشته‌ي اقتصاد چند واحد اقتصاد اسلامي به تصويب رسيد. در 1981 ميلادي در کنفرانس اقتصاد اسلامي در کويت، در سال هاي 1986و1988 ميلادي در ايران و در 1994 ميلادي در کنفرانس اقتصاد اسلامي واقع در خارطوم نيز مقالاتي در ارتباط با پول و بانک در اسلام، زکات و ساير موضوعات اقتصاد اسلامي ارائه شد. در حال حاضر نيز روند بررسي و تحقيق در زمينه اقتصاد اسلامي در دانشگاه ها و مؤسسات تحقيقاتي ادامه دارد که از طريق برگزاري کنفرانس‌ها و انتشار کتب و مجلات به گسترش اين رشته جديد کمک مي کند.558

فصل دوم : مباني و ماهيت اقتصاد اسلامي559
1-2)مباني اقتصاد اسلامي
1-1-2) مالكيت در اقتصاد اسلامي
مالكيت يكي از اصول اساسي نظامهاي اقتصادي مختلف را تشكيل ميدهد. به طوري كه نقش اين اصل به قدري است كه مباني براي تفكيك و جداسازي نظامهاي اقتصادي مختلف شده است.
ماهيت و چشم انداز مالكيت يكي از موضوعاتي است كه در متون مربوط به اقتصاد اسلامي بيش از ساير موضوعات مورد بحث قرار گرفته است و حتي آثاري وجود دارد كه تنها به اين موضوع پرداخته است همه نويسندگان مهم درباره اين موضوع بحث كردهاند و رويكردهاي مختلف در خصوص سازماندهي مجدد اقتصاد جديد به شكل اسلامي در چگونگي برخورد با حقوق مالكيت در اسلام نمود مييابند.560
1-1-1-2) نظر اسلام درباره مال و ثروت
در اسلام توليد، مبادله و مصرف مال و ثروت هيچ‌گاه تحقير نشده است، بلكه بر آنها تأكيد و توصيه شده است و براي آنها شرايط و موازيني مقرر شده است. از نظر اسلام نه تنها ثروت دور افكندني نيست؛ بلكه دور افكندن ثروت از طريق اسراف، تبذير، تصحيح مال حرام قطعي است. اسلام با هدف قرار دادن ثروت و اين كه انسان پول را براي پول و براي اندوختن بخواهد مبارزه كرده است. 561 چنان كه در آيه 34 سوره توبه ميخوانيم: “و كساني كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) ميسازند و در راه خدا انفاق نميكنند به مجازات دردناكي بشارت ده”.
اسلام مال و ثروت را مايه‌ي قوام و برپايي زندگي و جامعه ميداند؛ چنان كه در سوره‌ي نساء آيه‌ي 5 آمده است:” اموال خود را كه خداوند وسيله‌ي قوام زندگي شما قرار داده به دست سفيهان نسپاريد”. همچنين مال و ثروت در قرآن كريم خير ناميده شده است: 562″ هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسد. اگر چيز خوبي (مالي) از خود به جاي گذارده براي پدر و مادر و نزديكان به طور شايسته وصيت كند”. (بقره/372). كسب مال و ثروت ازراه درست نيز تشويق شده است؛ چنان كه در حديثي از پيامبر (ص) آمده است كه” خوشا به حال آن كسي از مؤمنان كه بدون معصيت مالي كسب كند و آن را در غير معصيت به مصرف برساند”563 و نيز در حديثي از امام صادق(ع) 564 وارد شده است كه” غنايي كه تو را از ستم كردن باز دارد، بهتر از فقري است كه به گناهت بكشاند565″. بنابراين در اسلام اموال و مالكيت نه تنها مذموم نيستند، بلكه به شرط استفاده‌ي درست و در راستاي اهداف و اصول كلي به عنوان امور خير و به طور كلي مثبت قلمداد شدهاند. 566
از يك سو اسلام، استفاده‌ي نامناسب از اموال و داراييها يا دلبستگي شديد به آنها و تلقي آنها به صورت هدف را مشكل ساز و منفي مي داند؛ مانند آيات6و 7 از سوره‌ي علق كه ميفرمايد: “به يقين انسان طغيان مي كند از اين كه خود را بينياز ببيند.” كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان ميكند567 و از سوي ديگر ثروت را موجب رشد فضايل معنوي و اخلاقي در انسان مي داند؛ رسول اكرم (ص) فرمودند568: “استغناي مادي فرصت خوبي براي تقوي است”.569
حكيمي در الحيات متعقداست كه” برحسب آنچه از مجموع تعاليم قرآني- حديثي به‌دست ميآيد، دارايي از لحاظ كمي بر دو قسم و از لحاظ كيفي نيز بر دو نوع است ؛ دو قسمت كمي عبارتند از: 1- دارايي معتدل 2- دارايي مفرط و دو نوع كيفي عبارتند از: 1- دارايي متعهدانه 2- دارايي نامتعهدانه”؛570 لذا هر دارايي و ثروتي كه از لحاظ كميت و تملك مطابق با موازين اعتدال باشد و از لحاظ كيفيت و مصرف به خير ، فضيلت ، احسان و حق بازگردد، ستوده و مطلوب است و آن چه از نظر تملك و كميت از اين ميزانها تجاوز كند و از نظر كيفيت و مصرف به اسراف ، اتراف ، فخر فروشي ، تعدي ، تكاثر ، غصب حقوق ديگران و بهرهكشي از مردم بازگردد، نكوهيده و مردود است؛ 571بنابراين به ثروت و دارايي گاه همچون وسيله نظر ميشود و حدودي براي آن در نظر گرفته مي شود که در اين صورت مطلوب است و گاه در زندگي به شكل هدف درمي آيد که اين نوع دارايي مذموم است و به پرستش دينار و در‌هم و بت قرار دادن مال مي انجامد572.

2-1-1-2)مفهوم و اهميت مالكيت خدا و جانشيني انسان در قرآن
نخستين اصل اساسي مالكيت در اسلام اين است كه پروردگار متعال مالك نهايي همه چيز است. در قرآن كريم آمده است : “حكومت آسمان‌ها و زمين از آن خداست573”.(آل عمران آيه 189) اين مالكيت خداوند در موارد فراواني از آيات قرآن تكرار و تأكيد شده است. به نظر پژوهشگران اقتصاد اسلامي، منظور از مالكيت الهي اين است كه بايد كليه‌ي اموال و داراييها بر طبق موازين و قوانين الهي مورد بهرهبرداري قرار گيرد. همچنين مفهوم خدا مالكي پيوندي ارزشي را براي كل نظام اقتصادي و مالكيتي به وجود مي‌آورد574.
پس از اصل خدا مالكي، اصل جانشيني انسان مهم‌ترين اصلي است كه در مباحث مالكيت مورد توجه و بررسي پژوهشگران اقتصاد اسلامي قرار گرفته است. به نظر منذر قحف، مالكيت اسلامي بر اين انديشه استوار است كه انسان جانشين خدا در زمين است575؛ همان‌طور كه خداوند در آيه‌ي 165 سوره انعام آورده است” او كسي است كه شما را جانشيان (و نمايندگان خود) در زمين ساخت” و همچنين در آيه 7 سوره‌ي حديد آمده است: “به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد”. بر طبق اين آيات مالك اصلي فقط خداوند است و او اين حق را در حد جانشيني از خود به انسان واگذار كرده است. 576 اعطاي مالكيت اموال و كالاها از جانب خداوند به انسان نوعي امانت گذاشتن است؛ بنابراين مالك، موظف است كه اموال را بر طبق قواعدي استفاده کند كه خداوند تعيين کرده است. اگر اين ديدگاه بر جامعه حاكم شود همانند ابزاري قدرتمند، مالك را ملزم مي‌کند که قوانين شريعت را رعايت کند. 577
از ديگر نتايج جانشيني آن است كه انسان در مقابل كسي كه او را جانشين قرار داده است از نظر اعمال و تصرفات مسئول است. 578 خداوند در آيه 14 از سوره يونس ميفرمايد: “سپس شما را جانشينان آنها در روي زمين قرار داديم تا ببينيم شما چگونه عمل ميكنيد”. همچنين جانشين شدن انسان در زمين آزمايشي براي عملكرد اوست؛. 579 خداوند در سوره‌ي انعام آيه 165 ميفرمايد: “او كسي است كه شما را جانشينان (و نمايندگان خود) در زمين ساخت و درجات بعضي از شما را بالاتر از بعضي ديگر قرار داد تا شما را به‌وسيله آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد”. مفهوم جانشيني پيامدهاي مهمي در اقتصاد اسلامي دارد كه در مباحث بعدي به آنها اشاره خواهيم كرد.

1-2-1-1-2) حق و تكليف در مالكيت
به نظر مَنذر قَحف حق مالكيت در اسلام، حق يا مجموعه حقوقي است كه خداوند كه قانون‌گذار نهايي و اصلي است (بر طبق اصل امانت دار بودن انسان از جانب خداوند) به رسميت شناخته است؛ بنابراين حق مالكيت حقي نيست كه جامعه يا قدرت قانون‌گذاري جامعه اعطا کرده باشد؛ در نتيجه جامعه و عناصر قانوني آن هيچگونه قدرت قانون‌گذاري براي تغيير حقوق تثبيت شده‌ي الهي ندارند. لذا حق دارايي يك حق طبيعي است كه خداوند (نه جامعه) به رسميت شناخته است.580 مرتضي مطهري نيز به موجب دو عامل 1- كار و ايجاد 2- تمليك و بخشش581، معتقد به غريزي و طبيعي بودن حق مالكيت است.
به نظر صدر نيز مالكيت، ناشي از فطرت و غريزه است؛ به اين معنا كه در انسان تمايلي طبيعي نهفته است كه به موجب آن ميخواهد به حاصل كار خويش در برابر ديگران جنبه‌ي اختصاصي بدهد‌ و آن چيزي است كه در مفهوم اجتماعي، تملك ناميده ميشود582، اما او بر اين نظر است كه نوع حقوقي كه بر اين اختصاص يا تملك مترتب است ناشي از فطرت يا غريزه نيست، بلكه آن را نظام اجتماعي تعيين ميكند. به همين دليل، اسلام در مورد تعيين حقوق مالكيت دخالت ميكند و براساس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع عرضه و تقاضا، علم اقتصاد، عزت نفس، استقراض Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مالكيت، خصوصي، فردي، مالك