پایان نامه رایگان با موضوع تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیت اسلامی، علل گرایش، جوامع انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

ثابت و پابرجايي در قلب مؤمن دارد و به عکس اعمالي که ريشه ايماني ندارند و منشأ آن ريا و ساير اغراض نفساني است هرگز ثابت و پايدار نخواهد ماند.                         
اسلام تمام تواناييهاوامكانات خودرابه صورتی مثبت و سازنده در راه تربيت صحيح هدفدار به منظور باروري استعداد و درك انساني بكار گرفت و پرچم برابري اجتماعي و آزادي انديشه را برافراشت اسلام روش تربيتي را ارائه كرده كه بر مبناي آن انسان ها متشكّل مي شوندو به صورتي متحّد در پيروي از حقّ و بر پايي عدل و پيشي گرفتن به سوي نيكي و خير حركت مي كند. تربيت اسلامي مانند تربيت مسيحي و يحودي در سال هاي نخستين آن نبود كه فقط به عالم آخرت بپردازد و نيز مانند تربيت روميان نبود كه صرفاً به امر دنيا اهتمام ورزد ، بلكه تربيت اسلامي هم به امر دين و هم به امر دنيا پرداختهو هدفش اصلاح زندگي در هر دو عالم است . تربيت اسلامي همه ي طبقات و گروه هاي اجتماعي را در برمي گيرد و شيوه هاي سازنده ي تربيت را برجديد ترين وسائلي كه در اختيار بشر است و با رشد تمدبن همگامي دارد مبتني كرده است تا انسان در پرتو آن زندگي خود را پيش برد و عقل خود را كمال بخشد لذا با تمام افتخار بايد گفت كه تنها عامل تمدّن مسلمين و مجد و عزمت آن ها در دوران طلايي تاريخشان روح تربيتي اسلام بود و بس    يكياز كاوش گران تربيت اسلامي مي گويد :  هيچ مربّي و هيچ مورّخي نمي تواند اين واقعيت را انكار كند كه اساس استوار و ثابت تمدّن اسلامي ، همان تربيت اسلامي بوده است ، و اگر امروز به اين مطلب دقّت شود نمونه هاي برجسته اي در اثر تربيت به شيوه ي اسلامي ارائه خواهد شد .اسلام براي دانش و دانشمندان ارج  بسيار نهاده و آنان را تا بدانجا تقديس نوده كه علم را در رتبه ي عبادت قرار داده است . اسلام توجّه ي كامل نسبت به تمام انواع تربيت ، به ويژه تربيت ديني و روحي و اخلاقي دارد و منادي آزادي ومساوات و يكساني امكانات آموزشي براي ثروتمندان و فقرا است .اسلام نظام طبقاتي را بر چيده و بدست آوردن دانش را براي هر مرد و زن مسلمان واجب نمكوده است . اسلام براي هر كس كه ميل به فراگيري دانش داشته داشته باشد، هر وسيله ي لازمي را تهيّه نموده و مراكز علمي و فلسفي، مساجد ، كتابخانه ها، مدارس و مؤسّسات فرهنگي و ادبي را به روي دانشجويان و علاقهمندان به در پژوهش گشوده است      اسلام حكومت را موظِّف نموده كه همه ي مواد و لوازم مورد نياز دانش پژوهان را از قبيل غذا ، مسكن ، دارو و كمك هاي مالي در اختيارشان قرار دهند تا بتوانند به آسودگي و فراقت خاطر به تحصيل ادامه دهند.  ما با تمام افتخار مي گوييم كه مبادي تربيت جديد كه در نيمه ي دوم قرن بيستم مورد توجّه قرار گرفته وهيچ دولتي تا كنون نتوانسته اين مسائل را رعايت كند ، اسلام دردوره ي طلايي حكومت خود بطور كامل بكار بسته است و حال آن كه چند صد سال از قرن بيستم پيش تر بوده است . 
است. مهم ترین چیزی که باید در فلسفه ی تعلیم و تربیت اسلامی روی آن تأکید شود، یکی مبانی اصلی است که تعلیم و تربیت اسلامی بر آن ها مبتنی می شود و دوم نحوه ی ابتناء آن بر این مبانی ؛ مثلاً شما در فلسفه و دیدگاه اسلامی معتقدید که انسان جایگاه ویژه ای در نظام خلقت دارد، خلیفه الله است، یا مثلاً معتقد به اصل توحید هستید، یا این که خدا عالم را روی حکمت آفریده است. خب حالا این ها چه ربطی به تعلیم و تربیت پیدا می کند؟ کجا می خواهید از این ها استفاده کنید؟ یا مثلاً در معرفت شناسی خود می گویید که یکی از منابع معرفتی ما وحی است و تجربه را هم تا حدودی قبول داریم. این حدود چیست؟ چه ربطی به تعلیم و تربیت دارد؟ بازفرض کنید در فلسفه ی اسلامی ملاصدرا یک تبیینی از هستی ارائه شده است. با این که تبیین خیلی جالب و درستی ممکن است باشد، اگر ما این تبیین را قبول نکنیم، چطور می شود؟ دیگر نمی توانیم تعلیم و تربیت اسلامی داشته باشیم؟
2-1-3داستان
خداوند در قران کریم داستان را چنین آغاز میکند :
و ( به یاد آر ) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد ( نماینده خدا در آنجا یا جانشین ساکنان پیشین منقرض شده آنجا ) . گفتند: آیا در آن کسی را ( جانشین ) قرار می دهی که فساد می انگیزد و خون ها می ریزد؟! در حالی که ما تو را با توصیف به کمالات تسبیح می گوییم و ( از هر عیب و نقص)تقدیس می کنیم. خدا گفت: بی تردید من چیزی می دانم که شما نمی دانید .
و همه نام ها را به آدم آموخت ( نام همه موجودات جهان را تا انقراض آن به یک زبان یا به همه زبان های آینده بشر ، و یا همه مسمّیات نام ها را با حقایق و خواص و آثارشان به او آموخت ) سپس آن معانی را به فرشتگان عرضه داشت و گفت: اگر شما راستگویید نام های اینها ( و یا حقایق و اسرارشان ) را به من خبر دهید.
گفتند: تو ( از هر نقص و عیبی ) منزّهی ، ما را دانشی جز آنچه خود به ما آموخته ای نیست حقّا تویی که دانا و حکیمی.
فرمود: ای آدم! آنان را از اسامی ( و اسرار ) این موجودات آگاه کن.(هنگامی که آنان را آگاه کرد ، خداوند فرمود:) آیا به شما نگفتم که من ، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید ، و آنچه را پنهان میداشتید!
و ( به یاد آر ) هنگامی که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید و خضوع نمایید. همه سجده کردند جز ابلیس که سرباز زد و تکبّر ورزید و او از کافران بود ( که کفر خود را پنهان می داشت.)
و گفتیم: ای آدم ، تو و همسرت در این باغ ساکن شوید و از ( میوه و نعمت های ) آن به فراوانی از هر جای آن که خواهید بخورید ، و به این درخت ( درخت گندم یا انگور یا انجیر ) نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود.
پس شیطان آن دو را از ( جهت ) آن درخت لغزانید ، و آنها را از آنچه در آن بودند ( از کرامت و نعمت ) بیرون کرد و ما گفتیم: ( از این مکان و منزلت ، همراه شیطان ) فرود آیید در حالی که برای همیشه دشمن یکدیگرید و برای شما در روی زمین قرارگاه و برخورداریی ( معین ) تا زمانی محدود خواهد بود. ( زمان آن بر هر فرد بشر مدت عمر او ، و برای مجموع نسل بشر تا انقراض جهان است.)
پس ( از مدتی استقرار در زمین ) آدم از جانب پروردگارش کلماتی را دریافت کرد ( به او القاء توبه شد و یا در ضمن اسماء تعلیم شده توبه به او الهام گردید و توبه نمود .)
پس خدا هم بر او عطف توجه نمود و توبه او را پذیرفت که او بسیار عطوف و توبه پذیر و مهربان است.
گفتیم که همگی از آن ( ملأ اعلی ) فرود آیید ، پس اگر شما را از جانب من هدایتی ( به وسیله پیامبران و کتاب های آسمانی ) بیامد ، کسانی که از رهنمایی من پیروی کنند نه آنها را ترسی باشد و نه اندوهی خواهند داشت و کسانی که کفر ورزند و نشانه های ( عقلی و نقلی توحید ) ما را تکذیب کنند آنها اهل دوزخند که در آن جاودان خواهند بود
خداوندمتعال در آیه 120 سوره هود می فرماید با زبان داستان با شما سخن گفتم تا
1-قلب شما را استحکام بخشم.
2-حقایق رابیان نمایم.
3-موعظه وپندتان دهم.
4-این بیان ذکری برای مؤمنین است.
علل گرایش به داستان در قرآن بر پاره ای مواردعبرت و پندآموزی30 تکیه شده ودر مورد تأکید بر تأمّل و تفکر31 رفته است. برخی استحسانات روانشناسانه در مورد علل گرایش به داستان آنکه :
1-ضمیر ناخودآگاه انسان طوری است که خوش ندارد لبه تیز هشدارها و امرونهی‏ها مستقیم او را نشانه رود بلکه به قول مولوی: گفته آید در حدیث دیگران/ خوشتر آن باشد که سرّ دلبران
از این‏رو به قصه که غیرمستقیم معارف و دانش گذشتگان را منتقل می‏کند روی می‏آورد چرا که تاریخ و قصص امم آیینه‏ای است که قامت جوامع انسانی را تمام‏قد در خود منعکس می‏کند و عوامل ناکامیها، کامیابیها، زشتیها و زیباییها در آن برجسته است. صفحات تاریخ آزمایشگاهی است که تمامی رویدادهای زندگی بشر را در حقیقت تحلیل می‏کند و تجارب زندگی به نحوی مطلوب و خوشایند طبع انسان جز از آزمایشگاه تاریخ که زبان گویای زمان ماضی است ممکن نخواهد بود. پس چرا به آن مشتاق نباشد بویژه این که انسان فقط یک بار از گذرگاه زمان عبور می‏کند.4 امیر بیان مولا علی علیه‏السلام خطاب به حضرت امام حسن علیه‏السلام می‏فرمایند: أیّ بنیّ إنّی و إن لم اکن عمّرت عمر من کان قبلی فقد نظرت فی أعمالهم و فکّرت فی اخبارهم و سرت فی آثارهم حتّی عدت کأحدهم بل کأنّی بما انتهی إلیّ من أمورهم قد عمّرت مع اوّلهم إلی آخِرهم. فرزندم، اگر چه روزگار به درازی عمر پیشینیانم بر من نگذشته است اما چندان در کار ایشان نگریسته‏ام و در اخبارشان اندیشیده‏ام و در آثارشان سیر کرده‏ام که همچون یکی از آنان شده‏ام، بلکه چندان بر امورشان آگاهی یافته‏ام که گویی با نخستین آنها تا پسینشان زیسته‏ام.
دو دیگر این که انسان قبل از آنی که عقلانی باشد حسّی است خوشتر آن دارد در مسائل حسّی که جنبه همگانی و فراگیر دارد غوطه‏ور باشد تا موضوعات فکری و عقلانی؛ و با توجه به این که مطمئن‏ترین معلومات آن است که جنبه عینی داشته باشد دلپذیری و جذبه قصه را می‏توان دریافت.
دلیل اخیر و نه آخر، این که انسان در همه جا و همه‏چیز خود را می‏جوید و در پی نیکنامی است و از آن جا که ذاتاً آرمان‏گرا و عدالتخواه است و از ناجوانمردی و پلیدی تنفر دارد، با ولعی خاص لحظه لحظه سرنوشت قهرمانان داستان را دنبال می‏کند و خود را به جای یکی از شخصیتها والگوهای مثبت می‏انگارد و در همه جا همگام و همراه او پیش می‏رود، در آن لحظات و فضا تنفس می‏کند، پیروزی قهرمانان عدالت‏گستر او را به وجد و تأسّی برمی‏انگیزد و ظلم بیدادگران و زشت‏کرداران غریزه خشم و تنفر را در روحش شعله‏ور می‏سازد چنان که گویا در تمامی صحنه‏ها به همراه قهرمان داستان خود تجربه‏ای شخصی کسب می‏کند به قول جامی:
خرده بنیان را ز معنا حصّه‏ای هست اندر صورت هر قصه‏ای ،آورده که آمار کتابهای داستان و رمان منتشر شده خود گواه این مطلب است.
بدیهی است تمامی این جذابیتها، علایق و تأثیرات قصه آن گاه به اوج و کمال می‏رسد که از دل حقیقت سربرآورد، حامل پیام سازندگی، عبرت و پند باشد، سوژهایش از متن زندگی مردم برگرفته شود، تصویرهایش محکم و استوار و هر چه بیشتر منطبق با عقل و منطق و هماهنگ با واقعیتهای زندگی باشد. قصه‏های قرآن تمامی این ویژگیها و خوبیها را در نهایت اوج و یکجا دارد و این قولی است که جملگی برآنند . 32
الف)داستان در آموزش فلسفه به کودکان
برنامهای که متیو لیپمن برای فلسفه برای کودکان طراحی میکند در واقع جنبش و نهضتی در سیستم آموزش و پرورش کودکان است که در عین بهرهمندی از نظرات متفکران تعلیم و تربیت، تا حدودی در روش با آنها متفاوت است. این برنامه‏ به عنوان آخرين دستاورد پارادايم تأملى، شامل چند عنصر جديد يا تغييريافته است كه عبارت‏اند از: «حلقه‏ى كندوكاو»، «كتاب‏هاى درسى داستانى» و «معلمانِ تغيير نقش داده»33. وی معتقد است که آنچه بچه ها در مدارس یاد می‌گیرند (حفظ مطالب )یک مهارت فکری کم ارزش و سطح پایین است و باید به کودکان مفهوم سازی، داوری ، تمیز امور از یکدیگر، استدلال و … را یاد داد. کودکان متوجه می‌شوند که با مسائلی روبرو هستند که آنها را به تفکر عمیق، دقیق و روشن وادار می‌کند. در این داستانهای تخیلی که معمولاً طولانی هستند، شخصیتهای داستان، کودکانی هستند که درگیر مسائل و موضوعات مختلفی می‌شوند و با درایت و دوراندیشی، اغلب آنها را حل می‌کنند. در خلال داستان ، مفاهیم فلسفی و موضوعات ارزشی و اخلاقی مطرح می‌شود و این موضوعات بحث انگیز ، زمینه را برای بحثهای گروهی بچه‌ها در کلاس و خارج از کلاس فراهم می‌سازد.
از خصوصیات این طرح ،” ایجاد علاقه و هیجان در بچه‌ها” ، ” احیای خلاقیتها “و” جمعی بودن کار” است.
در این روش، رویــکرد اکتشافی34 مــدنظر است و به دنبال آن ،کاوش جمعی35 در کلاس صورت می گیرد . از گفتگوی سقراطی بعنوان روش کار نام برده می‌شود. در این روش، لیپمن از سقراط و دیگر فیلسوفان پراگماتیست تأثیر پذیرفته است. سقراط

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیت اسلامی، آموزش و پرورش، امام صادق Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مثنوی معنوی، راهنمایی و رانندگی، کلیله و دمنه، تصویر ذهنی