پایان نامه رایگان با موضوع تشبیه تمثیل، ارکان تشبیه، تشبیه تمثیلی، دستور زبان

دانلود پایان نامه ارشد

بگویی: اشتبه علیه الحق بالباطل أی التبس علیه و لم یعرف التمییز بینهما. (الأنصاری، 1432: 15)
ابن منظور در خصوص این معنی گفته است: و الشُّبهَة الالتباسُ و أمورُ المُشتَبِهَةٌ و مُشَبّهَةٌ مُشکِلَةٌ یُشبِه بَعضُها بعضاً…. و شبّه علیه خلّط علیه الأمر حتی إشتَبه بغیره… . (ابن منظور، 1955، ج8: 17، ماده (شبه)) همچنین در قاموس المحیط نیز به این معنی پرداخته شده است: تَشابَها و اشتَبَها أشبه کلٌّ منهما الآخر حتی التبسا. ( الفیروز آبادی، 1419: 1247، ماده (شبه)) دلیل اشتباه گرفتن دوچیز با یکدیگر درواقع شباهت بین آن دواست به‌نحوی‌که قابل‌تشخیص و تفکیک نباشند. این شباهت امری نسبی است یعنی ممکن است این شباهت نزد یک نفر احساس شود و نزد دیگری نامحسوس باشد. (الأنصاری، 1432: 15)
خطیب قزوینی در کتاب ایضاح برای اصطلاح تشبیه چنین تعریفی را بیان کرده است: تشبیه، دلالت یک امر با امری دیگر در یک معنی. و مراد از تشبیه در این اینجا آن است که به شکل استعاره تحقیقیه، استعاره مکنیه و تجرید نباشد. (القزوینی، 1424: 164) جرجانی نیز دراین‌باره چنین، گفته است: در اصطلاح علمای بیان تشبیه به معنای دلالت بر اشتراک دو چیز در یک صفت از صفات داخل در آن چیز است. مانند شجاعت در شیر و نور در خورشید. (الجرجانی، 1407، 1: 18)
دکتر عبدالفتاح لاشین بر این تعاریف چنین افزوده است: ایجاد همانندی میان دوچیز یا چند چیز در یک معنی به‌وسیله ادات ملفوظ یا ملحوظی چون کاف و دیگر ادوات برای نیل به مقصود. (لاشین،1992: 37)
بنا بر سخن لاشین و دیگر آراء که به آن‌ها اشاره شد. تشبیه دارای چهار رکن؛ مشبه، مشبه‌به، وجه شبه و ادات تشبیه است. تفتازانی در کتاب المطول در مورد اصالت طرفین تشبیه(مشبه و مشبه به)، گفته است: اصالت در ارکان تشبیه با طرفین تشبیه است زیرا وجه شبه عبارت از معنایی است که بر پایه دو طرف تشبیه استنباط می‌شود و ادات آن نیز وسیله‌ای برای بیان تشبیه است. حال‌آنکه ذکر یکی از دو طرف تشبیه برخلاف وجه شبه و ادات آن واجب است. (التفتازانی، 2001: 311) ازنظر بسیاری از بلاغیون تشبیه از مباحث مهم علم بیان است. «علم بیان مربوط به معناست و ازاین‌رو جهانی است و اختصاص به زبان و ملّت خاصی ندارد. همان‌طور که در شعر شاعر عرب یا ایرانی، تشبیه و استعاره هست، همان‌طور در شعر شاعر قبیلهی آمازون یا آمریکا هم تشبیه و استعاره وجود دارد. می‌توان گفت که یک متن ادبی از یک‌ دستور زبان جهانی ادبی و یک شاعر از یک فطرت زبانی جهانی متابعت می‌کند». (شمیسا، 1387: 33) تشبيه از صنايع ظريف علم بيان و دارای كاربردی وسيع و مؤثر در مراعات بلاغت كلام در القای مطلب به مخاطب و افزايش تأثير سخن در عمق جان و تهييج عواطف مخاطبان است. اما تشبیهات به‌کاربرده شده در این سوره مبارکه شامل موارد زیر می‌گردد:
(وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ) (47) تشبیه مفرد به مفرد است. در این آیه یک روز به هزار سال تشبیه شده است، گفته‌شده است که: « یک روز از روزهای عذاب به خاطر سنگینی و عذاب زیاد بر عصیان گران به هزار سال از سال‌هایی که ما در تقویم رایجمان داریم تشبیه شده است.» این آیه مانند این سخن است: أیام الحزن طوال و أیام السرور قصار. (ابن ناقیا، 1987: 117) یا مانند سخن شبرمه بن الطفیل:
و یومٍ شدیدِ الحرّ قصّر طَوَله دمُّ الزّق عنا و اصطفاق المزاهر (همان: 117) از این نظر که یک فرد گناه‌کار ظرف یک روز عذاب هزاران سال را لمس می‌کند نهایت و اوج مکافات گنه‌کاران را می‌رساند.
﴿ حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيق) (31) هر كه به خدا شرك آورد، گويى از آسمان سقوط مى‏كند و مرغ او را با سرعت مى‏ربايد يا اينكه باد او را به‌جای دوردستی مى‏برد. در رابطه با مفرد یا مرکب بودن این تشبیه سه وجه را ذکر کرده‌اند:
تشبه مفرد به مفرد، به‌این‌ترتیب که: ایمان در بالاترین درجه‌اش به آسمان تشبیه شده است. کسی که ایمان را ترک کرده است و به خداوند شرک می‌ورزد را به کسی که در حال سقوط است تشبیه شده است. و هوی و هوسی که افکارش را تباه کرده است به پرنده شکاری تشبیه شده است. و شیطان که او را به وادی ضلالت کشانده است را به تند بادی که به خاطر وزش شدید او را به پرتگاه انداخته است.
تشبیه مرکب به مرکب، تشبیه فرد مشرک و به نابودی کشاندش به تصویر حالت کسی که از آسمان بیفتد و مرغ شکاری او را برباید یا باد او را به دوردست پرتاب کند.(کاشانی، 1423، ج4: 391) در این آیه تشبیه مفرد به مرکب و تمثیلی نیز وجود دارد، تشبیه حال مشرک به هیئت حاصل‌شده از افتادن شخصی از آسمان و ربوده شدنش توسط پرنده‌ای شکاری در هنگام سقوط و یا انداخته شدنش به‌جایی دوردست به‌وسیله تندباد است.
زجاج می‌گوید: برحسب اين آيه، دورى مشرك از خدا مانند دور افتادن كسى است كه از آسمان بيفتد و مرغ او را بربايد يا باد او را بجاى دوردستی برد. (مترجمان، 1360، ‏ج16: 211 و الدرویش، 1999، ج5: 130) این تشبیه، تصویرساز حرکت سریع و پیاپی سقوط مشرک از آسمان و دزدیده شدنش توسط پرنده در کمتر از پلک زدن چشم و یا پرتاب شدن آن مشرک به‌وسیله‌ی باد درجایی دوردست را به‌صورت تصویری محسوس نمایان می‌سازد و به قوه تخیل این امکان را می‌دهد که تصویر ربوده شدن آن مشرک توسط پرنده شکاری، و قطعه‌قطعه شدنش و یا تصویر جابجایی آن به دوردست‌ها را مجسم کند. (احمد الراغب، 2001م :50)

4ـ5ـ1ـ1 تشبیه بلیغ
تشبیه بلیغ، به تشبیهی گفته می‌شود که ادات تشبیه و وجه شبه در آن حذف‌شده باشد و مشبه‌به بر مشبه حمل گردد. البته ناگفته نماند که در برخی از مواقع مشبه‌به خاطر علم به آن حذف می‌شود اما تشبیه همچنان در زمره تشبیهات بلیغ محسوب می‌شود. مانند: ﴿ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ﴾ (بقره/ 18) تقدیر آن به این صورت است: هم کالصم و البکم و العمی مشبه آن “هم محذوف” است که به منافقین بر می گردد و دلیل حذف آن قابل فهم بودنش است. (لاشین، 1992: 37)
سوره مبارکه حج نیز به همانند اکثر سوره‌های قرآنی از این نوع تشبیه خالی نیست و در آیه 2 شاهد تشبیه بلیغ هستیم:
﴿وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ﴾ (2) تشبیه مفرد به مرکب است تشبیه حال افراد به انسان‌های مست، مستی که نه از روی نوشیدن شراب باشد بلکه مست و مدهوش از ترس الهی و ترسی که از برخورد با صحنه‌های روز قیامت که در دل هر انسانی به وجود می‌آید تشبیه بلیغ است، تشبیه مردم در آن روز مصیب بار به افراد مست، افرادی که قدرت تشخیص را از دست داده‌اند و راه هدایت را گم‌کرده‌اند را به افراد مست همانند شده است اما نه مستی که مسبب آن خمر باشد بلکه در ادامه اذعان داشته که علت مستی و گیجی شدت و حدت عذاب خداوند است. (الدرویش، 1999،ج 5: 96)

4ـ5ـ1ـ2 تشبیه تمثیل
(م.ث.ل) در لغت چندین معنا دارد: شباهت، مساوات، نظیر، تصوّر، اندازه‌گیری و قصاص. مراد از قول: «امتثلتُ من فلانٍ امتثالاً) یعنی از او قصاص گرفتم. (ابن منظور، 1955: 615) واضح است که معنای قصاص و مساوات بسیار به هم نزدیک است، زیرا در قصاص گرفتن، همان کاری در حق جنایت‌کار صورت می‌گیرد که او در حق دیگری انجام داده است و این همان مساواتی است که از آن سخن گفتیم. بنابراین عصاره‌ی معنای لغوی واژه‌ی [تمثیل] «تشبیه» و «مساوات» است. تشبیه تمثیل آن است که وجه شبه در آن واضح و مشخص نباشد و نیاز به تأویل و مکاشفه ادبی دارد . و درواقع وجه شبه از کنار هم قرار گرفتن چند هیئت در مشبه و مشبه‌به به دست می‌آید. تفاوت تشبیه و تمثیل ازنظر جرجانی در این است که تمثیل لزوماً محتاج، تحویل است. (جرجانی، 1954: 98) و رابطه میان این دو را عموم و خصوص مطلق می‌داند؛ یعنی «هر تمثیلی تشبیه است» اما «هر تشبیهی، الزاماً تمثیل نخواهد بود». (همان: 84) قزوینی بر این اعتقاد است که تشبیه تمثیل، تشبیهی گویند که وجه شبه آن وصفی است برگرفته از چند هیئت یا صورت. و بر همین اساس بر آرای سکاکی و مثال‌های وی عیب گرفته است. زیرا بنا بر قول سکاکی وجه شبه باید غیرحقیقی باشد اما در مقابل مثال‌هایی را ذکر کرده است که وجه شبه در آن‌ها حقیقی است. (القزوینی، 1424، ج2: 250)
قرآن کریم برای سهولت در درک اندیشه‌های خود به‌ویژه تفکرات معنوی و غیر محسوسش از این فن بیانی استفاده کرده است بنابراین با دقت در سوره مبارکه حج، نیز شاهد آیاتی هستیم که در ضمن بیان اندیشه‌های خود از این نوع هنری برای تسهیل و تقریب ایدئولوژی به ذهن مخاطب استفاده کرده است:
(يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ﴾ (5) تشبیه مرحله انعقاد و تولد و رشد انسان به مرحله رشد و پرورش گیاه تشبیه امری معنوی به امری ظاهری و حسی. تشبیه تمثیل در آیه زیر به این صورت که تشبیه شکل‌گیری و رشد و پرورش انسان از دوران انعقاد در رحم تا پیری به رشد و نمو گیاه از زمان کاشت تا جوانه زدن و آماده درو شدن. و هدف از این تشبیه تمثیلی اثبات معاد است. با این توضیح: همان‌طور که تخمه‌های گیاه بر دل زمین کاشته می‌شوند و از میان این بذرها، برخی فرصت رویش را به دست نمی‌آورند اما برخی دیگر به لطف خدا بر روی زمین بوته می‌زنند و رشد می‌کنند و بعد از ثمر دادن و اتمام حیاتشان از بین می‌روند و بعدها در فصلشان دوباره این چرخه حیات را از سر می‌گیرند. انسان نیز به همین شکل است. به‌این‌ترتیب که ابتدا نطفه در رحم گذاشته می‌شود و از میان آن‌ها برخی از روی حکمت الهی منعقد نمی‌شوند اما برخی دیگر به فضل پروردگار منعقد می‌گردند و بعد از طی دوران جنین وارد دنیا می‌شوند و مراحل رشد و پرورش را پشت سر می‌نهند و اگر شانس زندگی داشته باشند دوران پیری و کهولت را نیز تجربه می‌کنند و سپس می‌میرند. اما با مرگ او همه‌چیز تمام نمی‌شود و باید دوباره به‌مثابه همان گیاه برانگیخته می‌شود شوند اما نه در این دنیا بلکه در دار البقاء.
﴿مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ﴾ (15) فردی که از یاری خداوند نسبت به رسولش در دنیا و آخرت شک دارد و یا از نصرت الهی ناراحت و مبغوض است، شبیه کسی است که از روی بغض و کینه خود را از سقف خانه‌اش به دار آویزن کند (الدرویش، 1999، ج5: 112). بنابراین غرض در این تمثیل بی‌فایده بودن بغض و کینه این افراد نسبت به امدادهای غیبی خداوند برای پیامبر و بندگان صالحش بیان‌شده است. و مانند این می‌ماند که به چنین فردی گفته شود: اشرب البحر یا اقتل نفسک ؛ آب دریا را بنوش یا خودت را بکش. (همان: 113) درواقع هدف بی‌فایده بوده بغض و ضرر دیدن فرد مبغوض است که این مثال برای از خطا درآوردن او زده‌شده است زیرا خداوند الحق و الانصاف نسبت به همه بندگانش ازجمله انسان که اشرف مخلوقاتش است حنین و دلسوز است.

4ـ5ـ2 استعارههای سورهی حج
این واژه مصدر فعل «استعارَ» و به معنای درخواست امانت و به عاریه گرفتن چیزی است. «أعار الشیءَ، و أعاره منه» یعنی آن چیز را از فلانی به امانت گرفت. (ابن منظور، 1955، ج4: 618) و واژه “مستعار” به معنای چیزی است که در میان چند نفر دست‌به‌دست شود. (ابن عباد،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع تصویرسازی، تصویرپردازی، سوره مؤمنون، تصاویر خیالی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مجاز مرسل، ایجاز حذف، زبان قرآن، قرآن کریم