پایان نامه رایگان با موضوع تربیت دینی، تربیت اخلاقی، ارتقاء کیفیت، دانش و آگاهی

دانلود پایان نامه ارشد

است، معنویت در فرا محسوسات ریشه دارد.
• معنویت باید در تحول و هدایت زندگی فرد معنوی موثر باشد.
• دست یابی به معنویت باید از طریق راهنمایی های دین باشد.(باغگلی ،1392)
2-3-10- رابطه ی دین و معنویت
مطالعه ی مفهوم معنویت در زمینه ی تربیتی معاصر حکایت می کند که در رویارویی با مفهوم “معنویت” طیفی از دین باوری تا معنویت باوری فارغ از دین وجود دارد. در یک سوی این طیف، متفکران دینی قرار دارند که معتقدند اصولا مفهوم معنویت تنها در چارچوب گفتمان دینی معنا پیدا می کند و غیر از ادیان آسمانی ( حتی ادیان زمینی ) نمی توانند از معنویت به مفهومی معنا دار سخن به میان آورند. ( جوادی آملی) در سوی دیگر این طیف، متفکران سکولار قرار دارند که معنویت را نیاز عاطفی و روان شناختی انسان تلقی می کنند و الزامی در هویت بخشی دینی برای حل نیاز های معنوی نمی بینند.
ایزدی و همکاران (1390) به نقل از اسلاتری (2006) در کتاب خود اشاره می کند: اگر چه اصطلاحات “معنویت” “الهیات” و” مذهب” به یک معنی کاربرد دارند، اما این نکته اهمت زیادی دارد که این کلمات واحد، تاریخچه ی ریشه شناختی یکسانی داشته باشند. چرا که چندین کتاب در طول قرن، برای توصیف معانی متنوع و درست هر یک از این اصطلاحات چاپ شده است. در حالی که مذهب به شکل سنتی به اعتقادات و باورها و مقدسات ” خدا، تعالی، مکتب، کتاب های مقدس” مرتب با الگوی معانی و رواج آن در یک حوزه ی تاریخی یا فرهنگی مربوط می شود، اما معنویت به حوزه ی باورها و اعتقادات شخصی وابسته است.
رابرت ناش به توضیح بهتر و واضح تری در این مورد پرداخت، مبنی بر اینکه “مذهب” شامل یک ساختار و قانون است، در حالی که معنویت می تواند جنبه ی شخصی داشته باشد. مذهب با آنچه که با دیگران انجام می دهیم رابطه ی مستقیم دارد، در حالی که معنویت آنچه ما با خودمان انجام می دهیم می باشد. به عبارتی می توان گفت که مذهب جنبه ی اعتقادی عمومی و جامع دارد و معنویت جنبه شخصی دارد. مذهب می تواند به عنوان ” سر” و معنویت به عنوان ” قلب” معرفی شود. بنابراین ” درک معنویت” برای ما بسیار سخت است. چون آن با سمت تعالی و محض در حرکت است و اکثر چیز ها هم از این نقطه آغاز می شوند و می توانند از عشق و یا مرگ و … نشات بگیرند. ( ایزدی و همکاران ،1390 )
با توجه به تعاریف متفاوت، معنویت یک موضوع پیچیده، مبهم و کلی است که نیاز به بررسی و تحلیل بیشتر دارد. برای تحلیل بیشتر لازم است ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات نشان می دهد که معنویت می تواند در برگیرنده ی موضوعات و مفاهیم زیر باشد:
روح، دین، مذهب، احساس و عاطفه، مهرورزی، ایمان، عبادت، عدالت، اخلاق، همدردی، از خود گذشتگی، هنر و … باشد. نکته ی مهم این که تمام مفاهیم و موضوعات از طریق آموزش و پرورش و برنامه های درسی قابل رشد و شکوفایی در دانش آموزان است و در سالهای اخیر نظام های آموزش برای رشد و توسعه ی ابعاد قرن، تلاش های بیشتری مبذول شده است که تجارب آن مدارس والدورف، مدار کوچک، مدرسه مونته سوری، مدرسه ی دموکراتیک و مدرسه ی سولی است. در بین موضوعات فوق روح، هنر و اخلاق که بخشی از معنویت را در بر می گیرند اهمیت فراوانی داشته و در برنامه ی درسی جایگاه ویژه دارند.
بر این اساس، می توان از دو نوع معنویت سخن گفت: معنویت دینی و معنویت غیر دین. در معنویت غیر دینی فرد به دلیل وجود قدرت های روح، اگر بتواند محسوسات را تحت کنترل درآورد، می تواند تا حدی به نیروهای روح دسترسی پیدا کند، اما بهترین شکلی که می توان تمام نیروهای روح را بالفعل درآورد، تربیت دینی است. (ایزدی و همکاران ،1390)
سلحشوری در سال 1390 اشاره دارد که دو نوع معنویت وجود دارد: معنویت غیردینی که فقط تا حدی می تواند به قدرت های روح از راه کنترل و تهذیب نفس و کم کردن نقش محسوسات که پایین ترین مرحله ی تربیت دینی است ( حداکثر به عالم ملکوت) دسترسی یابد و معنویت دینی و بویژه دین اسلام که اگر فرد براساس راهکارهای آن عمل کند، می تواند به کمال و فعلیت قدرت های روح و عوالم دیگر مانند عالم جبروت و عالم اسماء الهی برسد.
بطور کلی دین شامل باور ها، اعمال و آیین ها ی مربوط به امور مقدس است. (امور مقدس به اموری که مربوط به عرفان یا خداوند می باشد و در مذهب شرق به آخرین حقیقت یا واقعیت است، می گویند.) دین اعتقادات خاص در مورد مرگ و رفتار اخلاقی در طول زندگی است. دین و مذهب هم به صورت جمعی و هم به صورت فردی می تواند انجام گیرد در صورتی که در مقابل معنویت جنبه فردی و شخصی دارد. (وانسا بیانکا 2010)
از نظر کار (2003) سه رویکرد بر تربیت دینی وجود دارد:
3. رویکرد سنتی(قراردادی)به تربیت دینی: در این دید گاه هر ورودی به عقیده ی مذهبی، احکام، عقاید یا یک مجموعه ای از فعالیت هایی که باید در حکم ورود به یک سبک زندگی معنوی باشد است. در این دیدگاه واژه spirit عمداتا با روح و روان آدمی معطوف است.
4. رویکرد نگرشی پست مدرن به تربیت دینی که به رویکرد بین برنامه ای در تربیت معنوی اعتقاد دارد، برخی از سیاست گذارن اخیرا تربیت معنوی نیاز به معنویت را در مواجهه با ماتریالیسم معاصر، لذت گرایی و نیهیلیسم مطرح میکنند.
5. رویکرد ساخت گرایانه یا مدرنیتی به تربیت دینی وجود دارد.
روي هم رفته، درست است كه بين معنويت و دين همپوشي وجود دارد و هر دو به وجودي مقدس و متافيزيك باور دارند و در برخي از ابعاد مانند معنا، عشق و تعالي با هم، هم پوشي دارند، اما هر كدام ويژگي هاي خاص خود را دارند . بين اين سه واژه، ارتباطي تنگاتنگ وجود دارد. در كل می توان گفت كه غايت تربيت اخلاقي، تربيت معنوي است و غايت تربيت معنوي، تربيت ديني است. به بيان ديگر، ارتباط اين سه واژه همانند ارتباط بين جامعه، انسان و سياست است. همان گونه كه واژه هاي جامعه و سياست براي انسان بكار برده مي شوند، تربيت اخلاقي و معنوي نيز براي تربيت ديني و درخدمت تربيت ديني استفاده مي شوند. البته، همانگونه كه جامعه و سياست يك حالت غير انساني را بيان مي كنند، اين احتمال هم وجود دارد كه تربيت اخلاقي و معنوي نيز يك حالت غيرديني يا ضددين را بيان كند. (سلحشوری،1390)

ارتباط بین تربیت معنوی ،تربیت اخلاقی و تربیت دینی
تربیت معنوی
تربیت اخلاقی
تربیت دینی

از راه ويژگي هاي سه مفهوم دين، معنويت و اخلاق ميتوان به ارتباط و حدود و ثغور آنها پي برد. ويژگي هايي مانند ارواح، موجودات و نيروهاي فرا طبيعي، قدرتهاي برتر، امر قدسي نشان دهنده ي اين مطلباند كه تمام اديان به گونهاي به بعد غير مادي باور دارند و بدون چنين بعدي حرف زدن از دين بي معناست. شايد بتوان گفت كه يكي از اهداف اصلي دين اين است كه انسان بتواند از تمام نيروهايي كه مانع ارتباط او با خدا ميشوند، رهايي بيابد. مركز و قلب معنويت حالتي اسرار آميز و پويا دارد و ميتوان گفت داراي يك بعد غير مادي و ماورايي است كه در پي يك معنا و وجودي فرا تجربه است و معنويت موقعيتي براي فراتر رفتن از خود و ايجاد حس تعالي، رازگونه، هيبت، هماهنگي بين ذهن و بدن، خود و جهان بوجود مي آورد و اخلاق هم صفت نفساني راسخ و استوار است كه افعال متناسب با آن بي درنگ صورت ميگيرند و اين صفت راسخ دروني اگر متناسب با خود ملكوتي باشد، فضيلت و اگر متناسب با خود حيواني باشند، رذيلت ناميده ميشود.
با توجه به اين ويژگي ها ميتوان گفت كه بين سه مفهوم تربيت اخلاقي، معنوي و دين با اين كه ارتباطي تنگاتنگ وجود دارد، اما ميتوان گفت كه پله ي نخست تربيت، تربيت اخلاقي است و هدف غايي تربيت اخلاقي، تربيت معنوي است و هدف غايي تربيت معنوي، تربيت ديني است. بنابراين، بالاترين درجهي تربيت، تربيت ديني است و از آنجايي كه مهمترين بعد وجودي انسان روح است و همه ي انسانها در اين جنبه مشترك اند .(سلحشوری،1390)

2-4-1- تفاوت دین و معنویت :
بر اساس موارد ذکر شده پیشین ،روی هم رفته ، درست است که بین معنویت و دین همپوشی وجود دارد و هر دو به وجودی مقدس و متافیزیک باور دارند و در برخی از ابعاد مانند معنا، عشق و تعالی با هم همپوشی دارند، اما هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند. بین این سه واژه ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. در کل می توان گفت که غایت تربیت اخلاقی، تربیت معنوی است و غایت تربیت معنوی، تربیت دینی است. به بیان دیگر، ارتباط این سه واژه همانند ارتباط بین جامعه،انسان و سیاست است. همان گونه که واژه های جامعه و سیاست برای انسان بکار برده می شوند ، تربیت اخلاقی و معنوی نیز برای تربیت دینی و در خدمت تربیت دینی استفاده می شوند. البته همان گونه که جامعه و سیاست یک حالت غیر انسانی را بیان می کنند، این احتمال هم وجود دارد که تربیت اخلاقی و معنوی نیز یک حالت غیر دینی یا ضد دین را بیان کند.
اسلاتری ( 2006 ) در کتاب خود اشاهر می کند : اگر چه اصطلاحات « معنویت »، « الهیات » و « مذهب » به یک معنی کاربرد دارند ، اما این نکته اهمتی زیادی دارد که این کلمات واحد ، تاریخچه ریشه شناختی یکسانی داشته باشند ، چرا که چندین کتاب در طول قرن ، برای توصیف معانی متنوع و درست هر یک از این اصطلاحات چاپ شده است . در حالی که مذهب به شکل سنتی به اعتقادات و باورها و مقدسات « خدا ، تعالی ، مکتب ، کتاب های مقدس » مرتب با اگوی معانی و رواج آن در یک حوزه ی تاریخی یا فرهنگی می باشد . اما معنویت به حوزه باورها اعتقادات شخصی وابسته است . (اسلاتری،2006)
رابرت ناش به توضیح بهتر و واضح تری در این مورد پرداخت ، مبنی بر اینکه : « مذهب » شامل یک ساختار و قانون است ، در حالی که معنویت می تواند جنبه شخصی داشته باشد . مذهب با آنچه که با دیگران انجام می دهیم ، رابطه مستقیم دارد ، در حالی که معنویت آنچه ما با خودمان انجام می دهیم ، به عبارتی می توان گفت که مذهب جنبه اعتقادی عمومی و جامع دارد و معنویت جنبه شخصی دارد . مذهب می تواند به عنوان « سر » و معنویت به عنوان « قلب » معرفی شود . بنابراین « درک معنویت » برای ما بسیار سخت است .
مفهوم معنویت از ارتباط با مهارت های تفکر و تامل و تنها وابسته به ارتباط با خدا، گسترده تر است. (بیگر،2003 , لوییس داف 2003 ) نیز ارتقاء کیفیت ذهن و قلب دانش آموز را تعریف مناسب تری برای تربیت معنوی می داند. از این طریق، کل شخصیت دانش آموز تحت تاثیر قرار گرفته و بین ابعاد فیزیکی، هیجانی، هوشی و معنوی او توازن و هماهنگی ایجاد می شود. از نظر وی نیز تمرین های معنوی صرفاً بخشی از قلمرو برنامه درسی نیستند، بلکه می توانند در همه ی قلمروهای یادگیری به کار روند.( اشعری و همگاران،1391 )
فوکو بر این باور است که معنویت مجموعه ای از کاوش ها، کارها و تمرین هایی است که منجر به مراقبه می شود، کارهایی مانند خالص کردن خود، ریاضت و توجه به روح که این اعمال در قالب دانش و آگاهی نیستند بلکه بخشی از وجود فرد هستند که به منظور کسب و رسیدن به حقیقت بکار برده می شوند. براساس این گفته، می توان نتیجه گرفت که حقیقت چیزی نیست که فرد بتواند به آسانی به آن نایل شود بلکه برای رسیدن به آن نیاز است که فرد به تغییر و اصلاح درونی خود بپردازد و این یک مسئولیت متقابل است .از یک سو حقیقت موجب سعات و نیکبختی و آرامش روح خواهد شد و از سوی دیگر، فرد برای رسیدن به حقیقت باید نیروهای درونی خود را متمرکز کند و به تزکیه بپردازد. (کار و هادان،ص 38، 2003 )
باید این نکته را خاطر نشان ساخت که توجه به اهمیت و جایگاه معنویت در عرصه های مختلف زندگی از زمان ویلیام جیمز و نگارش کتاب وی با عنوان ” تنوع تجربه های معنوی” در سال 1977 آغاز شد. از دیدگاه جیمز، معنویت موجب معنا داری زندگی انسان می شود. به علاوه، معنویت باعث شکل گیری روابط اخلاقی و انسانی و ایجاد نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. از دیدگاه جیمز، اصولاً تجارب معنوی و مذهبی، معانی ای را به زندگی انسان می بخشد که به گونه ی عقلانی یا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع آموزش و پرورش، دانش و آگاهی، معرفت شناسی، ادیان ابراهیمی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع برنامه درسی، تربیت دینی، تعلیم و تربیت، هوش معنوی