پایان نامه رایگان با موضوع تربیت جنسی، اختلالات اضطرابی، اختلالات رفتاری، دانشگاه فردوسی

دانلود پایان نامه ارشد

پردازیم.
نظریه های اضطراب:
نظریه های زیست شناسی
نظریه های زیست شناختی در مورد اضطراب از مطالعات پیش بالینی روی مدل های حیوانی اضطراب ، مطالعه روی بیمارانی که در آن ها وجود عامل زیست شناختی حتمی بود ، معلومات فزاینده در مورد علوم اعصاب پایه و اثر داروهای روان درمان بخش حاصل شده اند. یک قطب این تفکرات این فرض را مسلم می شمارد که تغییرات زیست شناختی قابل سنجش در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی حاصل تعارض های روانشناختی است ، قطب دیگر چنین فرض می کند که رخدادهای زیست شناختی قبل از تعارض های روانشناختی پدید می آیند. هر دو موقعیت ممکن است در افراد خاص وجود داشته باشد و طیفی از حساسیت های زیست شناختی بین افرادی که علائم اختلالات اضطرابی دارند باشند (کاپلان وسادوک48،1994،ترجمه پور افکاری،1376).
مجموعه ای از ساختارهای مغز به نام مدار ترس معمولا هنگامی که اشخاص احساس ترس یا اضطراب می کنند فعال می شود. مدار ترس ظاهراً در اشخاص دچار اختلال های اضطرابی فوق العاده فعال است. بادامه ساختار کوچکی به شکل بادام در لوب گیجگاهی است که به نظر می رسد در تعیین اهمیت هیجانی محرک ها دخیل است. محققان نشان داده اند که در حیوانات ، بادامه نقش تعیین کننده ای در شرطی شدن ترس دارد. بادامه به طیفی از ساختارهای مغزی مختلف که در مدار ترس شرکت دارند پیام می فرستد و مطالعات حاکی از آن است که وقتی تصاویر چهره های غمگین یا عصبانی نشان داده می شود ، اشخاص دچار چند اختلال اضطرابی مختلف در مقایسه با اشخاص بدون اختلال های اضطرابی ، با فعالیت بیشتر بادامه واکنش نشان می دهند ( توماس و همکاران،2001، به نقل از دهشیری،1389).
بنابر نظریه های زیست شناختی عوامل زیر ممکن است در سبب شناختی زیستی اضطراب مطرح باشد؛
واکنش اتومونیک49 شدید با افزایش تن سمپاتیک50
افزایش ترخیص کاتکول آمین51
افزایش متابولیت های نوراپی نفرین52
کاهش زمان نهفتگی REM و مرحله 4 خواب ( مشابه افسردگی )ممکن است روی دهد
کاهش گاما آمینوبوتیریک اسید53 ( GABA ) ، موجب تحریک سلسله اعصاب مرکزی می گردد
افزایش سروتونین54 اضطراب به وجود می آورد. افزایش فعالیت دوپامین55 نیز با اضطراب رابطه دارد.
فعالیت در کورتکس56 لوب گیجگاهی افزایش می یابد
لوکوس سرولوس57 ، مرکز نورون های نورآدرنرژیک58 در حالات اضطرابی ، مخصوصا حملات اضطرابی بیش فعال است (سادوک و سادوک،2001، ترجمه پور افکاری،1380).
نظریه های روانکاوی
در مکتب فروید اضطراب یک ترس درونی شده است ، ترس اینکه مبادا تجارب درد آور گذشته یادآوری شوند، تجربه هایی که همراه با تنبیه و ممانعت از ارضای سائقهای غریزی بوده اند. از نظر پیروان مکتب روانکاوی59 ، اضطرابواکنش نا آگاهانه ای در برابر تمایلات سرکوب شده است و علامت اختصاری است که «خود60» مبنی بر اینکه کشش غریزی نامطلوب که در گذشته موجب بروز ناراحتی شده است ، اکنون دارد دوباره بروز میکند اضطراب با ترس مترادف است با این تفاوت که ترس منشاء خارجی دارد اما اضطراب منشاء درونی دارد. فروید سه نوع اضطراب شامل
1 – اضطراب عینی 2- اضطراب روان نژندی و 3- اضطراب اخلاقی را مطرح می کند (شفیع آبادی و ناصری،1388).
طبق نظر فروید ، تکانه های ناخودآگاه ( مثل سکس یا پرخاشگری) تهدید ظاهر شدن در خودآگاه کرده و ایجاد اضطراب می کنند . اضطراب از نظر رشدی به ترس های کودکی ، از هم پاشیده شدن مربوط است که از ترس فقدان شیء محبوب یا حتی ترس از اختگی ریشه می گیرد (سادوک و سادوک ، 2001، ترجمه پور افکاری،1380).
تکامل تدریجی نظریه های زیگموند فروید را در مورد اضطراب از مقاله وسواس ها و فوبی ها که در سال 1895 نوشت ، تا مطالعاتی در هیستری و بلاخره مقاله مهارها و اضطراب که در سال 1926 به رشته تحریر در آورد می توان دریافت. در مورد منبع و ماهیت اضطراب در روانکاوی اختلاف عقیده وجود دارد. مثلا اتو رانک 61 ، پیدایش اضطراب را به فرآیندهای مربوط به ضربه تولد ربط می دهد. هاری استک سالیوان62 روی روابط مادر و کودک و انتقال اضطراب مادر به کودک تاکید نموده است(کاپلان و سادوک ،1994، ترجمه پور افکاری،1376).
نظریه های رفتاری
طبق نظر رفتارگراها ، اضطراب را می توان یاد گرفت . گفته شده که یادگیری زمانی صورت می گیرد که «پاسخی در اثر مجاورت زمانی محرکی خاص فراخوانی شود و بعداً معلوم شود که این محرک می تواند این پاسخ را فراخوانی کند در حالی که قبلاً قادر به فراخوانی آن نبوده است» ( شرطی سازی ). بنابراین افراد می توانند یاد بگیرند به هر محرکی از جمله زنگ ها ، سگ ها ، افراد ، میل جنسی ، و آلودگی با حالتی از اضطراب پاسخ بدهند ، هرچند که این محرک ها قبلا موجب اضطراب نمی شدند. رفتارگراها اضطراب را مشکل یادگیری عمده در آسیب شناسی روانی می دانند. وقتی که اضطراب به عنوان یک پاسخ عادی به محرک های خاص تثبیت شود ، می تواند جنبه های دیگر رفتار را تضعیف کرده یا مختل کند و به نشانه های ثانوی منجر شود (پروچاسکا 63و نورکراس64،2007، ترجمه سیدمحمدی،1391).
طبق نظریه های رفتاری ، اضطراب یک واکنش شرطی در مقابل محیطی خاص است. در یک مدل شرطی سازی کلاسیک ، مثلاً کسی که هیچ نوع حساسیت غذایی ندارد پس از خوردن غذایی خاص دچار ناراحتی شدید می شود ، مواجهه ی بعدی با همان غذا ممکن است سبب شود که شخص احساس ناراحتی کند. امکان دارد چنین شخصی از طریق تعمیم نسبت به هر غذایی که شکل یا بود همان غذا را داشته باشد حساسیت پیدا کند. یک احتمال دیگر در سبب شناسی رفتاری این است که شخص با تقلید واکنش های اضطرابی والدین یا اطرافیان ، ممکن است واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد ( یادگیری اجتماعی). در سالهای اخیر طرفداران نظریه های رفتاری علاقه زیادی به روش های شناختی فهم و درمان اختلالات اضطرابی نشان داده اند (کاپلان و سادوک،1994 ، ترجمه پور افکاری،1376).
نظریه های شناختی
بسیاری از نظریه پردازان شناختی معتقدند که شناخت و ارزیابی های شناختی به مقدار زیادی تعیین کننده رفتار و تجربه های هیجانی افراد است. در نظریه های ارزیابی شناختی هیجان ، معتقدند ارزیابی افراد از موقعیتها باعث تجربه ذهنی هیجان ، برانگیختگی مرتبط با آن و سایر مولفه های واکنش هیجانی می شود. بر اساس نظر لازاروس65 (1991) اینکه فرد هیجان معینی را تجربه خواهد کرد یا نه ، به چگونگی ارزیابی وی از موقعیت بستگی دارد و اضطراب زمانی تجربه می شود که فرد رویدادهای زندگی را به صورت تهدیدی نامعین ارزیابی کند (پاور66و دالگلیش67 ،2008).
به اعتقاد الیس68 که از نظریه پردازان شناختی است ، اضطراب نتیجه تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی است . به نظر او افکار و عواطف کنش های جداگانه ای نیستند از این رو تا زمانی که تفکر غیر عقلانی ادامه دارد ، اضطراب و اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی می ماند. انسان به وسیله اشیاء و رویدادهای خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء و رویدادها دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شود.الیس اضطراب و اختلالات رفتاری را زاده ی طرز فکر خیالی و بی معنی انسان می داند ( شفیع آبادی و ناصری ،1388).
در این نظریه ها عقیده بر این است که ممکن است خبر موجب بروز اضطراب شود. در نظریه های شناختی دو عامل در پیشامد های نامطلوب اهمیت دارد:
الف ) قابل پیش بینی بودن
ب ) قابل کنترل بودن
پیش آمدهای قابل پیش بینی و قابل کنترل اصولا فشار روانی کمتری را بر فرد وارد می آورد. شناخت گرایان عقیده دارند که اضطراب بیمارگونه از تکرار بیشترسنجی خطر ناشی می شود که در آن فرد تهدید را بیشتر از آنچه واقعا هست برآورد می کند و با یک یا چند جنبه از موارد زیر همراه است (شارف، 2002، به نقل از کرم رازی،1392).
وقایع را بیش از آنچه هست به شانس نسبت میدهد
شدت یک واقعه ترسناک را بیش از آنچه هست می سنجد
دست کم گرفتن توانایی های خود برای کنار آمدن با مشکل
اضطراب زمانی تجربه می شود که نظام شناختی فرد برای موقعیتی که با آن روبرو می شود کاربرد ندارد. فرد معنای اتفاقی که افتاده است را در نمی یابد و وقتی خود را در موقعیتهای جدید می یابد دچار اضطراب می شود. اگر فرد نظام شناختی پیچیده و مناسبی ایجاد کرده باشد در نهایت می تواند به موقعیت معنا دهد و برای واکنش نشان دادن پاسخ های موثرتری را انتخاب کند. اگر نظام شناختی فرد نتواند به او در انتخاب واکنش های مناسب کمک کند ، اضطراب فرد زیاد و مزمن خواهد شد و ممکن است راهبردهای ناسالم انتخاب کند (هینکل69،2010).
برخی نیز این چنین باور دارند که وقتی اضطراب ایجاد می شود، سامانه شناختی را با خود همسو میکند و افکار و قضاوتهای مطابق با اضطراب برانگیخته می شوند. هر فرد ارزیابی ها و قضاوتهایی را درباره کنترل پذیری، میزان خطر، مفید بودن ، مدت ادامه توان مقابله خود با اضطراب دارد (مه یرز70 و ولز71 ، 2005).
نظریه های انسان گرایان
از دید روانشناسان انسانگرا ، تبیین اضطراب با یادگیری قابل توجیه نیست چرا که اضطراب با تولد انسان متولد می شود و با مرگ متوقف می گردد (میچل72 و پارکر73 ،2002). رولو می به عنوان یک روانشناس انسانگرا اضطراب را به این صورت توصیف می کند” ترسی که در اثر به خطر افتادن یکی از ارزشهای اصولی زندگی شخص ایجاد می شود”. رولو می74 معتقد است که اضطراب شدید عبارتست از آن چنان عکس العملی که شامل شرایط زیر باشد :
متناسب با مقدار خطر نیست
توام با تعارض و سرکوبی و سایر مشخصات غیرعادی است
با علایم مرضی و مکانیزمهای دفاعی توام است (شاملو ،1388).
نظریه پردازان انسان گرا بر این باورند که مشکلات اضطرابی مانند هر مشکل روانی دیگر هنگامی بروز می کنند که افراد خود را صادقانه مورد پذیرش قرار نمی دهند و در عوض به تغییر افکار ، هیجان ها و رفتار خود می پردازند. این موضع گیری دفاعی در نهایت آنها را دچار اضطراب مفرط می کند و ناتوانی نیروهای بالقوه انسانی را در پی دارد (استورا75، ترجمه دادستان ،1386).

مروری بر تحقیقات پیشین:
ج ) پژوهش های داخلی تربیت جنسی
ابراهیمی هرستانی ، مهرام و لیاقتدار ( 1394 ) در پژوهشی با عنوان ” واكاوی برنامه درسی مغفول براي تربيت جنسی دانش آموزان پسر مقطع راهنمايی تحصيلی ” ، به این نتیجه رسیدند که اقدامات آموزش و پرورش پاسخ گوی نیازهای دانش آموزان در این دوره نبوده و توجهی کافی در فرایند تربیت جنسی دانش آموزان نشده است . همچنین برای بررسی قلمرو های موضوعی دارای ضرورت برای تربیت جنسی دانش آموزان بعد از مرور پژوهش های مربوطه و استخراج نظر متخصصان ، محقق پرسشنامه ای محقق ساخته تدوین و در اختیار اعضای هیت علمی دانشگاه اصفهان و شاهد قرار داده است که مشخص شده بسیاری از موضوعات قلمورهای موضوعی ، مورد غفلت واقع شده است.
فرع شیرازی (1393) در پژوهشی با عنوان « بررسی تربیت جنسی در آموزه‌های فقهی » که در دانشگاه فردوسی مشهد انجام داده ، به پاسخ دهی به دو پرسش پرداخته است؛1- آیا آموزه‌های فقهی و حدیثی موجود، این قابلیت را از نظر شمول و جامعیت دارند که بتوان یک مجموعه‌ای از احکام فقهی را در زمینه تربیت جنسی تهیه و گرد آوری کرد؟ 2- آیا این مجموعه احکام با نظریات علمی و تجربی روز در زمینه تربیت جنسی، همخوانی و تطابق دارند؟ پس از بررسی صورت گرفته به این نتیجه می‌رسد که دین اسلام برای تربیت جنسی نه تنها برنامه جامع و کاملی دارد؛ بلکه بسیاری از آموزه‌های آن امروزه در علوم روانشناسی مورد دست یابی و تأیید دانشمندان قرار گرفته است. نتیجه دیگر اینکه آموزه‌های دینی در این مسأله تنها به شکل آداب اخلاقی و ارشادی نمی‌باشد، بلکه دین اسلام در بسیاری از مسائل به تعیین حکم و تکلیف پرداخته است.
امینی، تمنایی فر و پاشایی ( 1390 ) در پژوهشی با عنوان « بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه ی درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش آموزان » که در شهر کاشان انجام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع آموزش جنسی، سیستم عصبی، سلامت جنسی، تصویر ذهنی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع تربیت جنسی، کاهش اضطراب، پیش دانشگاهی، گروه درمانی