پایان نامه رایگان با موضوع برنامه درسی، برنامه ی درسی، نظریه پردازی، روان تحلیل گری

دانلود پایان نامه ارشد

رفتاری تجلی می یافت- مطالعات برنامه درسی را به سمت آرمان های اثبات گرایی یا همان علمی کردن تعلیم و تربیت سوق داده و عده ای دیگر ،که شاید برجسته ترین آنها را بتوان الیوت آیزنر معرفی کرد،به تقابل با این رویکرد در برنامه درسی و پژوهش های مربوط به این حوزه پرداختند.عده اخیر جانبداری از کاربرد هدف های رفتاری- – صرف نظر از اشکال گوناگون آن – را معرف نوعی تحویل گرایی در تعلیم و تربیت و برنامه های درسی قلمداد می کردند»(مهرمحمدی و همکاران،1383،ص،538).
«از اواخر دهه 1960،نظریه پردازی برنامه درسی به عنوان جایگزینی برای مطالعات رفتارگرایانه در حوزه برنامه درسی پا به عرصه ِ وجود گذاشت که معرف فعالیت های علمی برخوردار از صبغه ی انسان گرایانه بود.نظریه پردازان مشهوری همچون پاینار،اپل و گرومت با کوشش های خود،به این رشته فعالیت ها مشروعیت و مقبولیت بخشیدند.این گروه که از آنها به عنوان “نیروی سوم” یاد می شد ، نقش مهمی در نوسازی مفهومی موضوع ها،دلمشغولی ها و روش های تحقیقات آموزشی ایفا کردند که کانون توجه جدیدی برای نظریه و عمل برنامه درسی فراهم می نمود.آثار این نظریه پردازان تقابلی آشکار با هنجارهای علمی همچون عینیت را به نمایش می گذاشت و آمیزه ای از روش های مرسوم در نقادی ادبی و اجتماعی را به خدمت می گرفت»(مهرمحمدی و همکاران،1383،ص،538).
این نظریه پردازان بر بنیاد منتخبی از سنت های روشنفکری اروپایی مانند اصالت وجود،پدیدار شناسی،روان تحلیل گری و نئو مارکسیسم،کوشیدند تا جهت گیری نسبی غیر سیاسی،غیرتاریخی و فن گرایانه ای را که در پنجاه سال گذشته بر حوزه برنامه درسی حاکم بوده است،تعدیل کنند.«طرفداران این مکتب،با نظریه پردازی با ماهیت اثبات گرایانه و محافظه گرانه که در حوزه ی نظر و عمل برنامه درسی رواج دارد،مخالف هستند.در قلب این شکل از نظریه پردازی،تلاشی به چشم می خورد که اگرچه شکل های بسیاری به خود می گیرد،اما در صدد است تا فاعل انسانی را به عنوان مهمترین عنصر در کانون توجه خود قرار داده،رویکردهای نقادی و عمل اجتماعی را رواج دهد»(مهرمحمدی و همکاران،1383،ص،510).
از نظر پاینار بیشتر آثاری که در حوزه برنامه درسی منتشر می شوند متأثر از افکار،اندیشه ها و منطق تایلر هستند.اما امروزه به تدریج دیدگاه ها و نقطه نظرات متفاوتی شنیده می شود که رشته برنامه درسی را بسیار فراتر از آنچه در منطق تایلر مدنظر بوده،یعنی طراحی،تدوین ،اجرا و ارزشیابی در نظر می گیرد. او در این ارتباط ،تعاریف و برداشت های مختلفی که از واژه برنامه درسی از سوی اندیشمندان مختلف ارائه شده رامورد بررسی قرار می دهد و می گوید:

…من قصد دارم معنا و برداشت دیگری از برنامه درسی مطرح کنم و آن از ریشه لاتین این کلمه،یعنی currereاست.تفاوت این برداشت با سایر برداشت ها از برنامه درسی در این است که کاربردهای متداول و جاری واژه برنامه درسی(برداشت هایی چون برنامه درسی به عنوان یک درس،به عنوان نتایج یادگیری مورد انتظار،به عنوان یک طرح و …)بیشتر متمرکز بر ابعاد قابل مشاهده،بیرونی و عمومی است.اما مطالعه currere همان طور که مصدر لاتین آن نیز پیشنهاد می کند،مستلزم بررسی ماهیت تجربه افراد در یک جمع و یا ماهیت مصنوعات،بازیگران و عاملان سفر و یا مسافرت آموزشی است(پاینار،1975 ،ص 398).

currere در حقیقت بیانگر این مطلب است که آنچه در مدرسه به بچه ها آموزش داده می شود،به هستی خود آنها مربوط نیست.به عبارت دیگر آنچه که عملاً در سطح مدارس مورد غفلت و فراموشی واقع شده است،گوش دادن به صدای درون و هستی آدمی است.سوالاتی که در currere مطرح می شوند،سوالاتی از جنس پرسش های تایلر نیستند بلکه پرسش هایی هستند نظیر اینکه … چرا من یک معلم شده ام؟انگیزه های من کدامند؟علایق من در تدریس و تحقیق کدامند؟ و چه ارتباطی اینها با حیات روانی من دارند؟(پاینار،1975،به نقل از فتحی واجارگاه،1386).« چرا به معلمان اجازه داده نمی شود تا به دانش آموزان نشان دهند که دانش آکادمیک دانش جامعی نیست ؟ چرا برنامه درسی مدرسه ،دانش آموزان را به تأمل و تفکر نقادانه درباره خود ودنیایی که به ارث خواهند برد، ترغیب نمی کند؟»(پاینار،2004).چنین پرسش هایی مطالعه currere را مطرح می کنند. به اطلاعاتی که بررسی ها و مطالعات ما فراهم می کند،نیز دانش مربوط به currere گویند. این دانش،دانش شخصی است،اگرچه ریشه آن در جای دیگری است،اما گل و گیاه آن ،از آن خود فرد است.آنچه که در مطالعه currere می تواند اثرگذار باشد،نه مطالعه تجربی و یا حتی زبانی،بلکه روش خود- تفسیری و پدیدارشناختی است که به بررسی کننده امکان می دهد به Lebenswelt و یا آن قلمروی از Lebenswelt که با currere مرتبط است،دست یابد؟(پاینار،1975،به نقل از فتحی واجارگاه،1386).
نگاهی به سوالات مطرح شده فوق نشان می دهد که سوالات نومفهوگرایان بیشتر درباره هویت رشته و سوالات بی شمار دیگر فلسفی– جامعه شناختی و سیاسی بود. هویت معلم، فراگیرنده، مدرسه، جامعه،سیاست و حتی وظایف برنامه ی درسی از نظر این مربیان نوظهور با پیشینیان خود متفاوت بود.
از نظر پاینار نظریه برنامه درسی می تواند به عنوان ابزار ترجمه عمل کند و معلمان را فراتر از متخصص محدود موضوعی بودن توانمند سازد تا برنامه درسی را به مثابه امری تاریخی،سیاسی،نژادی،جنسیتی،پدیدارشناسانه،اتوبیوگرافیک،خودشرح حال نویسانه،زیبایی شناسانه،وابسته به علوم الهی و التفاتی و هر آنچه در مدرسه هست،درک کنند(پاینار،2004).در واقع پاینار نظریه برنامه درسی را حوزه ای میان رشته ای در تربیت معلم می داند(پاینار،2004).
به طور کلی، نگاه نومفهوم گرایانه به برنامه درسی؛ نگاهی انتقادی، میان رشته ای، پست مدرن و مبتنی بر غلبه ی نظریه بر عمل است. همچنین در نومفهوم گرایی علاقه به کلیت پردازی و نگاه به تاریخ نظریه ها و دیدگاه ها و نیز فراتحلیل اجتماعی– سیاسی و اقتصادی وجود دارد .

خود زیست نگاری به مثابه روش
پاینار و گرومت برای اولین بار در سال1976 و اخیرا در سال 2006 نظریه برنامه ی درسی خودزیست نگاری را معرفی کرده اند. آن ها از ریشه واژه لاتین برنامه ی درسی یعنی currereاستفاده کردند که به معنای پیمودن راه مانده یا گذر است. پاینار و گرومت روش های طی مسیریا روش های currere را با دانش مدرسه ای، تاریخچه ی زندگی و معانی درونی و تجربه ی تاریخچه زندگی دانش آموزان و معلمان در مدارس ارتباط دادند. گذران زندگی در مدرسه به شکل اساسی مد نظر پاینار و گرومت است اما مدرسه در احاطه ی زندگی بیرون از مدرسه ای قرار دارد و در نظریه ی اتوبیوگرافی پاینار، گذر زندگی فرد در مدرسه با بیرون از مدرسه ارتباط دارد.
پژوهش برنامه ی درسی به عنوان currere که در این جا آن را گذر شخصی یا گذر زندگی نامه ای معنا می کنیم مورد باز فهمی قرار گرفته است. موضوع currere جست و جو برای فهم چگونگی افزایش درک فرد از زندگی خود بر اثر تحصیلات است )پاینار، 2004 ، ص36 ).
تصور پاینار از گذر Currere هم نوعی برنامه ی درسی به عنوان عمل است، یعنی این که ما در کلاس های درس چه کاری را انجام می دهیم و بر سر پیچیدگی های کار چگونه گفت و گو می کنیم، یعنی درباره ی آن چه انجام داده ایم, چگونه با هم دیگر فکر می کنیم. فهم معنی داری پدیده های برنامه ی درسی از گذر موضوعات میان رشته ای مانند جنسیت، فرهنگ و رابطه بین برنامه درسی، فرد، جامعه و تاریخ صورت می گیرد.
پاینار برای فهم پیچیدگی برنامه درسی مقدمتا موضوعات مورد پژوهش در رشته را حول جنسیت، فرهنگ، نژاد و قوم متمرکز ساخته است، به این معنا که این موضوعات گذر برنامه ریز، فراگیر و معلم را تحت تاثیر قرار می دهند )پاینار و همکاران،1995، به نقل از قادری،1392 (گذر در برخی جاها تم انتقادی می گیرد. به قول هنری ژیرو این که چگونه ما با ایدئولوژی ها زندگی می کنیم و آنها تجربه می شوند و در زندگی روزمره همین ایدئولوژی ها پایه ای برای تجربه ودانش دانش آموز ایجاد می کنند.
پاینار نمونه هایی از روش گذر زیست نگارانه را به صورت زیر مثال زده است:
1. زندگی نامه ی زندگی فرد در مدارس
2. تکمیل رویداد نگاری ها
3. تحلیل قرائت ها و استنباط های فردی در زمان حال
4. نوشتن داستان درباره زندگی شخصی
5. مطالعه ی روابط مطرح شده در چهار مرحله بالا(قادری،1392).

2-8-2 . نظریه های مرتبط با جنسیت
2-8-2- 1.نقد جنسیت دراندیشه نومفهوم گرایان
نقد جنسیت
از نظر پاینار و همکاران (1995،فصل 7) «تا همین اواخر یعنی ابتدای قرن بیست و یکم مسئله برابری جنسی حتی در آمریکا نیز به صورت جدی پیگیری نشده است».شاید نخستین و سرشناس ترین متفکر برنامه ی درسی که روی نقد جنسیت کار کرده مادلین گرومت است. مادلین گرومت (1988) از روان تحلیل گری ،پدیدارشناسی و خود زیست نگاری برای بیان رابطه ی زنان و تدریس در مدارس استفاده کرده است. نگاه گرومت به مسئله ی جنسیت بین الاذهانی (رفتار کنشگر انسانی با کنشگر انسانی) یعنی گرومت مستقیما « پیوند بین اشخاص و ارتباط آن ها را در باره جنسیت« جویا شده است( 1988،ص،66 به نقل از قادری،1392). گرومت از اصطلاح فرافرست که مفهومی ملهم از روان تحلیل گری است استفاده می کند. این مفهوم به معنای بازتولید الگوهای عاطفی گذشته (مانند ترس، نفرت،جدایی و …) در روابط فعلی افراد در دو جنس زن و مرد در مدارس است. انتظار دانستن وپاسخ گویی به ندانسته های ما ناشی از نوعی وابستگی ریشه دار است که به والدین ما بازمی گردد. یعنی انسان در کودکی از والدین انتظار دارد که درباره ی چیزهایی که نمی داند پاسخی مطمئن و آرام بخش دریافت کند. واسطه ی این وابستگی زبان است که با نوعی نظم نمادین وظیفه ی دانستن از طریق زبان به پدر واگذار می شود. سپس در این جا گرومت به این ادعای لاکان که زبان همیشه برای انسان “دیگری” است و در فرایند خودسازی یک بیگانه است نه نه یک خود می پردازد. از این رو در نظریه ی جنسیت گرومت میل و نظم نمادین به مفاهیم کلیدی نظریه های جنسیت تبدیل می شوند(ص،122). نظم مورد نظر در خانواده و مدرسه نظمی سلسله مراتبی نیست بلکه اریبی است، یعنی بین زن و مرد در آموزش و پرورش در همه تقاطع های زندگی ناهمسانی و ناهمسنگی وجود دارد.
بعد از گرومت به صورت جدی میلر (2005،1990) سکوت مربوط به ناعدالتی جنسیتی را با طرح مسایلی مانند صدا ، اجتماع و تشخص در هم شکست. میلر نیز صدای زن را در برنامه ی درسی در خودمانده توصیف کرده است. تا جایی که او معتقد است علی رغم این که وظیفه ی تربیت کودکان بر دوش زنان است اما زنان بدون آن که بخواهند مردان و حتی زنانی تربیت کرده اند که به جای عواطف زنانه، مردسالاری و نرینگی را آگاهانه یا نا آگاهانه در خود درونی ساخته اند. از نظر او زنان از ظرفیت های زنانگی خود برای تربیت فرزندان در طول تاریخ برای خدمت به مردان استفاده کرده اند(میلر،2005،به نقل از قادری،1392).

2-8-2- 2. نظریه نقش
بر طبق نظریه نقش افراد به عنوان بازیگر در جامعه موقعیت هایی را اشغال نموده و در حال ایفای نقش هایی هستند که بر عهده دارند.بر این اساس افراد به واسطه هنجارهای اجتماعی،تقاضاها،انتظارات،رفتار و نقش دیگران و نیز بر اساس استعداد و شخصیت خود در صحنه بازی حاضر می شوند.از منظر نظریه نقش ،خانواده،گروه های رسمی،گروه های غیر رسمی،گروه های مدرسه،سازمان ها ،اجتماعات و جوامع تعیین کننده نقش افراد هستند(آزاد ارمکی،1381).نقشی که هر فرهنگ برای جنس زن و مرد تعیین می کند،به دلیل تاثیر اجتماعی،خودباوری او را در اجرای نقش تقویت می کند.پرواضح است عدم تایید اجتماعی نقش های جدید جنسیتی از سوی جامعه،که از رسوبات فرهنگی و دیدگاه های سنتی حاکم ناشی می شود،خودباوری آن جنس را تضعیف می کند و نقش وی را در بالفعل کردن توانایی هایش به تعویق می اندازد و یا مانع بالفعل کردن آن ها می شود..به نظر گود100 و مرتن101 افراد در روابط نقشی مختلفی که مسئولیت ها و تعهدات متفاوت و حتی متناقضی به آن ها اعمال می کنند با حالات تعارض آمیز الزامات نقش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع رساله دکتری، اتوبیوگرافی، زمینه اجتماعی، بهبود عملکرد Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع نابرابری ها، تولید دانش، روان شناسی، زندگی خوب