پایان نامه رایگان با موضوع بحران باز، مردم نگاری، علوم اجتماعی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

نتيجه «موضوعاتي چون اعتبار، (روايي و پايايي) و عینیت كه از قبل در اذهان جاي گرفته بودند به يكباره مسئله ساز شدند. در حالي كه نويسندگان به چالش با الگوهاي واقعيت و معنا ادامه مي دادند،الگوها و نظريه هاي تفسيري حالا عموميت بيشتري يافته بودند” (2000، ص 16). همچنين بحران بازنمايي مردم را به شنيدن صدای اقليت ها و كساني كه در حاشيه قرار گرفته يا ستم دیده بودند، برانگيخت. اين آگاهي اجتماعي در دهه بعد نيز ادامه يافت.
آرت بوچنر (الیس و بوچنر،2000)از جمله مدافعین بین المللی اتواتنوگرافی نیز تحت تاثیر این موج قرار گرفته است.او تجربه گرای سنتی بوده و بیشتر دهه اول زندگی آکادمیک خود را در این مسیر گذارنده است .وی در اواخردهه 1970 دراثرنقدهای پساساختارگرایان، پست مدرنیست ها و نویسندگان فیمینیسم و آراء و اندیشه های توماس کوهن، ویتگنشتاین (1953)، هایدگر (1971)، گادامر(1989)، دریدا(1978) فلسفه ریچارد رورتی و آیینه طبیعت (1979)درباره مبانی ایدئولوژیکی،اخلاقی،فلسفی وسیاسی پژوهش درعلوم اجتماعی دچارتردید شد وبه روایت به عنوان روشی پژوهشی متمایل شد زیرا متقاعد شده بودکه لازم است متون علوم اجتماعی روابط متفاوتی رابین پژوهشگران وسوژه ها وبین نویسندگان وخوانندگان برقرار سازد.او بدنبال رابطه ای شخصی تر، مشارکتی تروتعاملی تر بود،رابطه ای که برمحور سوال در باب چگونگی معنابخشی به تجارب انسانی و بر گزینش های اخلاقی ومعنوی که مابعنوان موجودات انسانی درجهان ناپایدار و متغیربا آن مواجه می شویم ،استواربود.او همچنین بدنبال آن بود تا قیدوبندهای تحمیلی مبنی براینکه کدام داستانها را می توانیم بگوییم وچگونه می توانیم آنهارابگوییم،درک کند ونشان دهد چگونه مردم می توانند دربرابر انواع کنترل اجتماعی که روایتهای متقابل رابه حاشیه رانده یامسکوت می گذارد،مقاومت کنند و داستانهایی بگویندکه ازگونه های معیار و استاندارد تخطی کند. داستانهایی که تاثیر واقعیت را ایجادمی کنند(خلق می کنند)،کاراکترهای نهفته درپیچیدگیهایِ لحظاتِ زیستهِ کشمکش رانشان می دهند،دربرابربی نظمی ،ازهم گسیختگی ،جداسازی(تجزیه)، به حاشیه راندن وناسازگاریها و تناقضات می ایستند و برای حفظ یا بازیابی پیوستگی وانسجام زندگی دربرابر حوادث غیرمنتظره سرنوشت که معانی و ارزشهای شخص را زیر سوال می برد،تلاش می کنند.او در این باره می گوید:
«من متقاعد شدم که بنیادهای معرفت شناسی سنتی جایز الخطاست (مطلق نیست ) .هیچ ادعای نیرومندی نمی توان ارائه داد مبنی بر اینکه ،دانش انسانی مستقل از ذهن انسان است. هیچ تمایز دقیقی نمی توان بین حقایق و ارزشها قائل شد. اگر نتوانستید تاثیر مشاهده گر را بر مشاهده شده حذف کنید ، آن گاه هیچ کدام از نظریه ها یا یافته ها نمی تواند کاملا عاری از ارزش های انسانی باشد. محقق همیشه در محصول به هم پیچیده شده اند . بنابراین چرا نباید مشاهده گر را مشاهده کرد و بر چرخش مشاهداتمان بر خودمان تاکید کرد؟و چرا نباید مستقیم تر از منبع تجربیات خودمان ننویسیم ؟ روایت گرانه ، شاعرانه وبرانگیزاننده. دیگر استدلال عمیقی وجود نداشت که باور کنیم علوم اجتماعی به فیزیک نزدیک تر است تا به ادبیات و شعر .علاوه بر این من یک جامعه شناس شده ام زیرا فکر می کردم راهی است برای خطاب قرار دادن سوالات پر دردسر و عمیق درباره اینکه چگونه زندگی معنادار ، مفید و اخلاقی داشته باشیم…»( الیس و بوچنر،2000 ،ص،747).
او صراحتا اظهار می کند که تحت تاثیر بحران بازنمایی قرار گرفته است :
« من بحران باز نمایی را جدی گرفتم . بحران بازنمایی مرا ناگزیر از تحول اساسی در اهداف کارم ساخته است. از توصیف به ارتباط .هدف این است که احساس همدردی وشفقت را تقویت کرده و گفتگو را ترویج کنیم .در واقع من زمانی احساس رضایت می کنم که همه ی تلاش خود را به کار برم تا موانع و محدودیت هایی که گفتگو را دشوار ساخته اند،برطرف کرده و امکان گفتگویی بهتر را فراهم کنم . داستان هایی که می نویسیم مارا در گفتگو با خودمان و خوانندگانمان قرار می دهند .درگفتگو با خودمان ، آسیب پذیری ها ، تضادها ، انتخاب ها و ارزش هایمان را نمایش می دهیم. ما تردید ها ، عواطف آمیخته و لایه های چندگانه تجربیاتمان را می سنجیم. شرح روایت های ما به دنبال بیان پیچیدگی ها و دشواری های وفاق وسازگاری و احساس مصمم بودن است و نشان می دهند که ما چگونه در طول زمان تغییر می کنیم ،در حالی که درگیر معناسازی از تجربیاتمان هستیم .اغلب شرح روایت های ما از خودمان غیر تملق آمیز و ناقص است اما در عین حال انسانی و باور کردنی است . بنابراین متن به مثابه عامل خود ادراکی و بحث اخلاقی استفاده می شود»(ص،748) .
خبرگان ادبی برخی اتوبیوگرافی ها رااتواتنوگرافی می دانندوبرخی دیگررااتوتنوگرافی به حساب نمی آورند. هورستون171 که خودراجستارنویس، مردم شناس ونویسنده تخیلی می داند،نمونه خوبی از درهم وبرهمی وهمپوشانی اتو بیوگرافی و اتواتنوگرافی است. شایدکاربرد غیردقیق وابهام داراصطلاح اتواتنوگرافی فقط دلالت بر سازگاری بیشتر برای دستیابی به اهداف متنوع مردم نگاری وفهم بهترجایزالخطا بودن وابهام زبان ومفاهیم باشد(الیس و بوچنر،2000،ص،742).
گودال172 (2000) نیز با پذیرش انعطاف پذيري ژانر هايی مانند اتواتنوگرافي، مشخصه اصلي اين ژانر را در اين می داند كه پژوهشگر بخشي از داده ها مي شود و بايستي توانايي خود- درون نگري و آسيب پذيري را داشته باشد.
. بر اساس نظر فيليپ لوپت173 (1995)، يكي از مهمترين ويژگي هاي جستار شخصي جديد تعهد (التزام) نويسندگان به صداقت و دقت موشكافانه به خود و خوانندگانشان است. بر خلاف جستارهاي شخصي سنتي، جستارهاي پست مدرن تكنيك هاي ادبي را به كار مي گيرد كه به ژانر جديدي از رمانها مرتبط است. نویسنده در هر دو نوع نوشتن از ضمیر اول شخص استفاده مي كند، نوشته اش احساسات و تمايلات شخصي را در برمي گيرد و زبان روزمره را ارج مي نهد. هر چند ممكن است نويسندگان اشارات پژوهشي و تاريخي را در كار خود وارد كنند اما انتظار خوانندگان مشاهده راويان صادق و قابل اعتماد است» (لوپت،1994). جستار نويسان شخصي اغلب داستانهايشان را با «من» شروع مي كنند. اما با پیشرفت کار، اغلب به نوشته عموميت بخشيده و از ضماير «ما» و «خودمان» يا ضمير دوم شخص «شما» استفاده مي كنند» (ولفه174، 1975) بر خلاف اتوبيوگرافي يا افسانه ها، جستارهای شخصي غير خطي اند و بر رويدادها و قالبهاي كوچك زماني تاکید می شود. انحراف يا پرت شدن از موضوع رايج است و نقاط اوج كمتري در مقایسه با منحنی ادبي سنتي در انواع دیگر نوشتن دارد (هرينگتون175، 1997).
در هر حال، يكي از مشخص ترين اصطلاحات براي اين گونه از نوشتن،”ژورناليسم اول شخص” است (هرینگتون ، 1997) . اين اصطلاح اخير تفاوت حياتي بين گزارش دهی سنتي سوم شخص را با شكل منحصر به فرد ژورناليسم كه به موجب آن گزارشگران خود را در جامعه ای غرق مي كنند و تجربه هاي خود را در داستانهايشان وارد مي كنند، روشن مي كند.
بر خلاف افسانه ها يا مقالات دغدغه اصلي ژورناليست هاي اول شخص دقت و صحت حقايق است. آنها براي اعتبار بخشيدن به تصورات و گمانه زنی های خود از پژوهش تاريخي استفاده مي كنند. هدف نويسنده به تصوير كشيدن نمايش واقعي زندگي و ارزشهاي فرهنگي است، در حاليكه اغلب به موضوعاتي كه نيازمند اصلاحات سياسي يا اجتماعي هستند نیز توجه مي كند (مي پردازد). آنها از شخصيت هاي تركيبي در داستان استفاده نمي كنند بلكه به منظور حمايت از افراد، مكانها و رويدادها از نامهاي مستعار استفاده مي كنند. اين گونه از نوشتن شامل همه انواع تكنيك هاي ادبي شامل / تعليق، حس پيشگويي و وقفه زماني است (هرينگتون، 1997، ولفه، 1975). داستانها نيز مانند جستارهاي شخصي نيازي به ترتيب زماني ندارد اما عموماً از طرح سنتي با اوج وفرود تبعيت مي كند.
اين سوال كه آيا اتواتنوگرافي يك هنر است يا يك روش علوم اجتماعي در محور (قلب) بحث هاي نظري جای دارد. شماره 2005 از مجله اتنوگرافي معاصر 176(مردم نگاری معاصر) اين موضوع را به تفصيل مورد بحث قرار داده است. در يك مقاله آرت بوچنر ادعا مي كند كه «ما بيشتر بر پيوندمان با هنر و علوم انساني تاكيد مي كنيم تا ادعاهاي حقيقت و پيوندمان با علم (اليس و بوچنر، ص 434به نقل از اسمیت-سولیوان،2008). در همان مقاله كارولين اليس ادعا مي كند: « اتواتنوگرافي نشان دهنده كشمكش ها، احساسات، زندگي مجسم و خلق مشاركتي معنا در موقعيتهايي است كه مردم مجبورند با شرايط وخيم (سخت) و فقدان معنا كنار بيايند» (اليس و بوچنر ، 2005، ص433 به نقل از اسمیت-سولیوان،2008 ). نكته ديگري كه در اين مقاله به آن اشاره شده، چگونگي به كارگيري اتواتنوگرافي به عنوان ابزاري سياسي است كه پرورش دهنده تغيير اجتماعي است. كارولين مي گويد: «به عنوان يك زن و يك طرفدار حقوق زنان (فمینیست) فكر مي كنم اين بسيار حائز اهميت است كه جايگاه سياسي اتواتنوگرافي را از دست ندهم. تحليل و نظريه پردازي در مجلات علوم اجتماعي در انحصار طبقه نخبه و ممتاز است…اتواتنوگرافي كمك مي كند تا به قراردادهاي نوشتن كه موجب پرورش سلسله مراتب و طبقه بندي ها مي گردد بهاي كمتري داده مي شود» (اليس و بوچنر ، 2005، ص 436 به نقل از اسمیت-سولیوان،2008) .دغدغه ديليزا بورینير177، استاد علوم سياسي دانشگاه اوهايونيز همين است. او در مجله مردم نگاری معاصر اظهار مي دارد:
من نيز نگرانم كه با طبقه بندي اتواتنوگرافي به دوژانر متمايز (مثلاً، تحليلي و برانگيزاننده) يك سري دوگانگي هاي نوعي در اتواتنوگرافي راه يابد مانند: قلب/ ذهن، احساسي/منطقي ، ادبي – شاعرانه / تحليلي، شخصي/ پژوهشي، توصيفي/ نظري. دانش شخصي، احساسي، ادبي- شاعرانه و توصيفي از نظر تاريخي زنانه ساخته شده است. در حاليكه دانش پژوهشي، منطقي، تحليلي و نظري،مردانه ساخته شده است. البته اينها ساخت هاي گوناگون دانشي هستند كه كريگو، ريچاردسون و اليس زمانی كه اول بار به اتواتنوگرافي روی آوردند، به دنبال محو آنها ] تقسيم بندي هاي دوگانه دانشي[ بودند (2006، ص، 416).
لاري راسل178 كه نسل دوم اتواتنوگرافان است نيز معتقد است كه نقش حياتي اتواتنوگرافي كمك به بهبود شكاف بين ذهن – جسم است. از نظر پاتريشیا گيست–مارتين179(به نقل از اسمیت-سولیوان،2008)، اتواتنوگرافي «واقعي» بايد در بردارنده تئوري باشد:
من نمي خواهم صرفاً داستان كسي را بخوانم. گرچه بدان ارج مي نهم اما من مي خواهم داستان امكان ديدن پيوندهاي نظري را نيز به من بدهد. اليزا فوستر نيز مدافع اين است كه نوشته هاي اتواتنوگرافيك بايد اساساً از ديگر شكلهاي هنري خلاق متفاوت باشد:
…چگونه اتواتنوگرافي كمك متفاوتي از آنچه رمان نويس، شاعر، موسيقيدان ، هنرمند، بازيگر يا نمايشنامه نويس انجام مي دهد ارائه مي كند؟ از نظر من اينجا بايد تفاوتي وجود داشته باشد در غير اين صورت چرا آن را اتواتنوگرافي مي ناميم؟ چرا ادبيات مطالعه نمي كنيم؟(به نقل از اسمیت-سولیوان،2008).
2-10 . چیستی اتواتنوگرافی
اتو اتنوگرافی در زمره رویکردهای کیفی جای داده شده است. یک رویکرد پژوهش کیفی در بردارنده رویکردی طبیعت گرا و تفسیری به جهان است. پژوهشگران کیفی به مطالعه پدیده ها در شرایط طبیعی شان می پردازند (دنزین و لینکن180، 2000) هدف بررسی در شرایط طبیعی، تفسیر پدیده بر حسب معنایی است که افراد در شرایط طبیعی از تجاربشان می سازند. در این مطالعه نیز من در جستجوی معناهای نهفته در تجربیاتم هستم که منجر به شکل گیری هویت من به عنوان یک معلم شده است. اتخاذ رویکردی کیفی به من فرصت می دهد تا به عنوان معلم با تجربه از درون خود جستجو کنم و به درک عمیق تری از «خود» و تغییراتی که در عمل من به عنوان یک معلم در طول تدریس من رخ داده است ،دست یابم. بعضی ویژگی های رویکرد کیفی عبارتند از:
1-داده ها در شکل واژه ها جمع آوری می شوند.
2- پی آمد(نتیجه)181 بیشتر یک فرآیند است تا یک فرآورده.
3-تاکید بر چگونگی ساخت معناست که افراد از زندگی ها و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع ایدئولوژی، مردم نگاری، تربیت معلم، بحران باز Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع روش پژوهش