پایان نامه رایگان با موضوع بازداری شناختی، زمان واکنش، درک خطر، بازداری رفتاری

دانلود پایان نامه ارشد

به‌عبارت‌دیگر، توانایی سازمان‌دهی اطلاعات قویاً تحت تأثیر فضای در دسترس حافظهی کاری برای پردازش شناختی است. فرآیندهای کنترل مانند مقاومت در برابر تداخل و بازداری شناختی به‌عنوان فرایندهای توانمند کننده‌ی فرد برای فرایندها و ذخیرهسازی بهینهی فضای حافظه کاری فرض شدهاند. فرض بر این است که فرایندهای کنترل مانند مقاومت در برابر تداخل و بازداری شناختی، به افراد کمک میکند تا بر محدودیتهای ساختاری مانند ظرفیت محدود ذخیرهسازی غلبه کنند (دمستر، 1993؛ هانیشفگر و بیجوکلاند، 1993؛ به نقل از گلدمن، 2005). مای، زاکس، هاشر و مولتایوپ333 (1999) فرض کردند که عملکرد کارآمد حافظهی کاری به فرایندهای مهاری بستگی دارد یعنی هم اطلاعات در دسترس در حافظهی کاری را محدود میکند و هم با حذف اطلاعاتی که دیگر مرتبط نیستند، محتوای آن را بهروز نگه میدارند. هانیشفر و بیجوکلاند (1993) بیان کردند که سرکوب فعال اطلاعات از حافظهی کاری، این امکان را فراهم میکند تا اطلاعات نامربوط به تکالیف از حافظهی کاری حذف شوند، و اجازه میدهد که اطلاعات مربوط وارد فضای حافظهی کاری شود (به نقل از گلدمن، 2005). درنهایت هارنیشفگر (1995) یک تعریف جامع از بازداری شناختی ارائه میدهد و در این تعریف آمده است به سرکوب فرایند یا محتوای شناختی قبلاً فعال‌شده، پاک‌سازی توجه یا کنشهای نامرتبط از هشیاری، و مقاومت در برابر تداخل از فرایندها یا کنشهایی که به‌طور بالقوه تسخیرکنندهی توجهاند (آرون، 2007؛ دایلر، 2011).
به‌علاوه، بازداری شناختی در مراحل متفاوتی از پردازش اطلاعات (مای، زاکس، هاشر و مولتایوپ، 1999) برای مثال، به‌وسیله جلوگیری کردن از اطلاعات خارج هدف از دسترس حافظهی کاری و یا به‌وسیله‌ی کاهش فعالیت اطلاعاتی که یک‌بار مربوط بودهاند ولی الآن بیربط محسوب میشوند چراکه هدف تغییر کرده است، کارکرد دارد؛ بنابراین، افرادی که نقص بازداری از خود نشان میدهند به‌وسیله‌ی اطلاعات و افکار نامربوط حواسش پرت میشود و به نقصان شناختی و مختل شدن جریان پیوستهی فکری منجر میشود (به نقل از جورمن، یون، زتچ334، 2007). هارنیشفرگر و بیجورکلاند (1993) ثابت میکنند که توانایی مهار اطلاعات بر عملکرد وظایف منجر میشود؛ به‌بیان‌دیگر، بازداری شناختی این امکان را میدهد روی کار تمرکز بیشتری وجود داشته باشد. اشکالاتی در بازداری شناختی ممکن است بر روی توانایی افراد در سازمان‌دهی و پردازش بهینه اطلاعات برای انجام فعالیتهای روزانه اختلال ایجاد کند (مانند آنچه در اختلال بیشفعالی و نقص توجه وجود دارد)؛ آن‌ها فرض کردند که بازداری شناختی کارآمد به افراد این امکان را میدهد تا اطلاعات کارآمدتری را سازمان‌دهی و پردازش کنند (گلدمن، 2005).
در حوزهی بازداری شناختی، تکالیفی مانند برو-نرو335 که در آن از آزمودنیها خواسته میشود به‌محض اینکه حرف روی صفحه مانیتور ظاهر شد (یا دایرهی سبز) با فشار دادن دکمه تعریف‌شده به آن پاسخ دهد مگر اینکه حرف B (یا دایرهی قرمز) ظاهر شود که در این صورت آزمودنی نباید به آن پاسخ دهد، این آزمون برای بررسی فرایندهای زیربنایی تضمینکننده متوقف کردن پاسخ استفاده میشود. ازآنجایی‌که در اکثر تلاشها لازم است دکمهی پاسخ فشار داده شود، آزمودنیها زمانی که لازم است از پاسخ دادن جلوگیری کنند، با مشکل مواجه میشوند (دایلر، 2011).

بررسی بازداری شناختی و رفتاری در بین رانندگان
رانندگی ایمن، تواناییهای شناختی بالایی را میطلبد. به نظر میرسد که رانندگی پرخطر و بهخصوص تصادفات به توانایی رانندگان در کارکردهای شناختی بستگی داشته باشد. به نظر میرسد در پژوهشها، نقش انواع بازداری در رفتارهای رانندگی نادیده گرفته میشد و در پژوهشهای نادری بهطور مستقیم رابطهی بین بازداریها و رفتار رانندگی و یا درک خطر ترافیکی موردبررسی قرار گرفته شده است؛ اما به‌تازگی دیده میشود که موضوعات حول محور بازداریها جای خود را در پژوهشهای مرتبط با ترافیک و رفتار رانندگی باز کرده است. به‌عنوان‌مثال، جانگن، بریجز، کوملوس بریجز و وتز336 (2011) در پژوهش خود تحت عنوان تأثیر وجود مسافر هم‌سن و بازداری رفتاری در پیشبینی رفتار رانندگی پرخطر رانندگان تازهکار در یک مطالعه شبیه‌سازی‌شده، در دو گروه افراد 18-17 ساله و 24-21 ساله دارای گواهینامه که سابقهی رانندگی کمتر از دو سال داشتند، به این نتیجه رسیدند که در زیر-گروه افراد با بازداری پایین در هنگامی‌که مسافر هم‌سن داشتند، بیشتر تحت تأثیر مسافر خود قرار گرفته و سرعت خود را افزایش میدهند. این در حالی است که در زیر-گروه رانندگان تازهکار که بازداری بالاتر داشتند، سرعت خود را تحت تأثیر مسافر افزایش نمیدادند. به‌عبارت‌دیگر، آن‌هایی که بازداری بالایی دارند بیشتر میتوانند بر فشار همسالان مقاومت کنند. در همین راستا، رز و همکاران337 (2015) در پژوهش خود تحت عنوان رابطهی بین بازداری شناختی و رفتار رانندگی مخاطرهآمیز در بین رانندگان تازهکار با دامنهی سنی 25-17 سال که کمتر از یک سال سابقهی رانندگی داشتند، به این نتیجه رسیدند که بین زمان واکنش درک خطر و زمان واکنش توقف-علامت رابطهی معنادار مثبتی وجود دارد. آن‌ها اینگونه نتیجهگیری کردند که باوجوداینکه همبستگی بین زمان واکنش درک خطر در رانندگی شبیهسازیشده و کنترل شناختی معنادار بوده ولی افزایش کنترل شناختی برای پیش‌بینی کننده‌ی کاهش رانندگی مخاطرهآمیز ضروری نیست. بااین‌وجود بازداری رفتاری پیش‌بینی کننده افزایش تصادفات و افزایش زمان واکنش پاسخگویی به خطرات است. در پژوهش وی بین بازداری رفتاری و تصادفات جاده رابطهی منفی معناداری وجود داشت، بااین‌وجود بین زمان واکنش درک خطر با سن، جنسیت و تجربهی رانندگی رابطهی معناداری مشاهده نشد. درنهایت آن‌ها در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که طبق فرضیه، کاهش بازداری رفتاری و عملکرد حافظه‌ی کاری کلامی و نه بازداری شناختی، پیش‌بینی کننده‌ی رانندگی پرخطر بهخصوص حرکات بین خطوط بودند. علاوه بر آن کاهش بازداری رفتاری پیشبینی کنندهی قوی برای تصادف بیشتر و افزایش زمان واکنش پاسخ به خطرات بود.
بااین‌وجود در برخی از این پژوهشها نتایج متفاوتی حاصل شده است. به‌عنوان‌مثال، مانتیلا، کارلسون و مارکلوند (2009) در پژوهش خود تحت عنوان کارکردهای شناختی در رانندگی شبیه‌سازی‌شده از دو آزمون استروپ و ایست-علامت برای سنجش بازداری پاسخهای قدرتمند استفاده کردند، آن‌ها در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که افرادی با کارکرد شناختی ضعیفتر در تکالیف رانندگی شبیه‌سازی‌شده خطای بیشتری داشتند ولی درعین‌حال آن‌ها با توجه به نتایج خود به این نکته اشاره داشتند که بین عملکرد رانندگی و کنترل عملکرد و به عبارتی بازداری در نمونهی سنی 18-15 سال رابطهی معناداری وجود ندارد.
در پژوهشهایی که رابطه بین بازداری شناختی و رفتار رانندگی موردبررسی قرار گرفته است، نتایج ضدونقیضی دیده میشود. به‌عنوان‌مثال، رئوف حدادی (1393) در پژوهش خود نقش پرخاشگری، خود نظم جویی، سوء گیری توجه، بازداری و تجربه بر رفتارهای پرخطر ترافیکی را در بین رانندگان با میانگین سنی 58/36 سال بررسی کرد. وی در پژوهش خود به این نتیجه رسید که در آزمون برو-نرو، بیشتر بودن خطای قصور و زمان واکنش آهستهتر با لغزشها و خطاهای رانندگی رابطهی مثبت دارد. به‌عبارت‌دیگر وی در پژوهش خود نشان داد که بین رفتار پرخطر رانندگی و توجه و توجه انتخابی که از مؤلفه‌های بازداری شناختی هستند، رابطهی معنادار مثبتی وجود دارد. آدریان و همکاران338 (2011) در پژوهش خود تحت عنوان صفات شخصیتی و کارکردهای اجرایی مرتبط با عملکرد رانندگان مسن (بالای 60 سال)، برای سنجش بازداری از سه آزمون استروپ، برو-نرو و آزمون عدم تطابق339 استفاده کردند. آن‌ها بیان کردند که برخلاف دیگر کارکردهای شناختی، بازداری با عملکرد رانندگی رابطهی معناداری نداشته است، این در حالی است که در پژوهش بالدوک، متیاس، مکلین و برندت340 (2007) توجه انتخابی که با فرایند بازداری مرتبط است، با توانایی رانندگی رابطه داشته است (به نقل از آدریان و همکاران، 2011). کاسیکو341 و همکاران (2014) در پژوهش خود تحت عنوان مانجیگیری تأثیر عوامل اجتماعی: پیشبینی روابط عصبی بازداری شناختی و رانندگی ایمن در حضور همراه، به این نتیجه رسیدند که فضای اجتماعی رابطهی بین بازداری پاسخ در حین اجرای تکلیف بازداری شناختی آزمایشگاهی و رانندگی خطرساز را میانجیگری میکند؛ به این صورت که منابع کنترل شناختی، کاهش رانندگی مخاطرهآمیز در حضور یک همراه ملاحظهگر را پیشبینی کرد ولی چنین نتیجهای در حضور یک همراه خطرپذیر حاصل نشد. به‌عبارت‌دیگر تفاوت‌های فردی در پاسخهای عصبی در حین کنترل شناختی خطرپذیری را پیشبینی نکرد ولی بجای آن، این رابطه با میانجیگری موقعیتهای اجتماعی معنادار شد.
درعین‌حال، هاشمی برزآبادی (1390) در پژوهش خود رابطهی بین کارکردهای شناختی با عملکرد رانندگی بررسی کرد و به این نتیجه رسید که بین بازداری شناختی و میزان خطاها و لغزشهای رانندگی رابطهی منفی معناداری وجود دارد. همچنین اُ-برین و گرملی342 (2013) در پژوهش خود بیان کردند که بین دو گروه متخلف و غیر متخلف در عملکرد آزمون برو-نرو تفاوت معناداری وجود دارد. در پژوهش آن‌ها علاوه بر اینکه میانگین زمان واکنش در رانندگان متخلف کوتاهتر بود، در افراد گروه متخلف خطای ارتکاب بیشتر وجود داشت. از طرف دیگر در پژوهش رز و همکاران (2015) نیز بین خطای ارتکاب در آزمون برو-نرو و زمان واکنش درک خطر رابطهی مثبت معناداری به‌دست‌آمده است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون در پژوهش آن‌ها بیان کرد که خطای ارتکاب در آزمون برو-نرو 2/15% از تغییرات واریانس زمان واکنش درک خطر را پیشبینی میکند.

آموزش درک خطر ترافیکی
تصادفات امروزه یکی از تبعات زندگی ماشینی است و امری گریزناپذیری محسوب میشود، هرچند با اقدامات بازدارنده و آموزش صحیح ترافیکی میتوان این عارضه را تا حد زیادی کاهش داد امّا به‌طور به صفر نخواهد رسید (عبدالرحمانی، 1388). آزمون و آموزش درک خطر در چندین کشور، یکی از ابزارهای مداخلهای برای کاهش تعداد تصادفات میان گروه رانندگان تازهکار بیش‌ازپیش اهمیت پیدا کرده است (سکستون343، 2001؛ فرگوسن344، 2003؛ به نقل از یونال، 2006). در بسیاری از پژوهشها خطرپذیری بهعنوان پدیده آموزش داده‌شده موردمطالعه قرار گرفته است (به‌عنوان‌مثال، گرینه345 و همکاران، 2000). به این معنا که افراد چگونگی رفتارشان را از طریق آشنایان و همسالان خود میآموزند.
با توجه به تصادفات، سطوح رفتاری رانندگان از اهمیت ویژهای برخوردار است و لازم است که رانندگان علاوه دانش و مهارتهای رانندگی، سطوح چندگانه مهارتهای آگاهی از خطر و خود-ارزیابی را نیز داشته باشند (هاتاکا، کسکینن، گریگرسن، گلد و هرنتکوسکی346، 2002؛ به نقل از رولوفز، ویسرز، اونا و ناگل، 2009). در حال حاضر در اکثر کشورهای اروپایی، برنامههای آموزش رانندگی در هردو مرحلهی قبل و بعد از دادن گواهینامهی رانندگی در حال اجراست. علاوه این، برنامههای اولیهی آموزش رانندگان بیشتر بهعنوان یک طرح درس با استفاده از آموزشدهندگان حرفهای رانندگی باهدف آموزش نظام‌اند تکالیف رانندگی، بهبود یافته است. علاوه تمام این موارد، ابتکاراتی (در حال اجراست) برای آموزش دائمی ایمنی جاده پدیدار یافته است. درواقع تلاش بر این است تا فرایند آموزش رانندگی، یک فرایند درازمدت یا بهتر گفته شود فرایندی که برای تمام طول دورهی زندگی ادامهدار باشد (ویسرز، ونبتیوو، ناگل، کوایزترا، و هارتولد347، 2007؛ به نقل از رولوفز و همکاران، 2009). تا همین اواخر، و در دیدگاههای سنتی آموزش رانندگی، ابزارهای رانندگی به شکل آزمونهای جداگانه یعنی آزمونهایی دربارهی دانش قوانین رانندگی به‌صورت تئوری (آئیننامه) و جدای از آن، آزمونهای مهارتهای فنی رانندگی که معمولاً در جاده (تو شهری) صورت میگرفت (به شکلی که اکنون در ایران اجرا میشود). آموزشهای کنونی رانندگی که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع روانشناسی، کنترل تکانه، کنشهای اجرایی، پردازش اطلاعات Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع درک خطر، زمان واکنش، عوامل انسانی، رفتارهای پرخطر