پایان نامه رایگان با موضوع بازداری رفتاری، بازداری شناختی، کارکردهای اجرایی، زمان واکنش

دانلود پایان نامه ارشد

نمودار 1-2. انواع بازداری از دیدگاه آرون

در بسیاری از پژوهشها برای سنجش و بررسی میزان بازداری از ابزارهای مختلفی استفاده کردند، در برخی از پژوهشها از تکلیف ایست-علامت برای سنجش میزان بازداری رفتاری یا پاسخ استفاده کردند به‌عنوان‌مثال وبراگن و لوگان299 (2009)، نیگ (2000)، باری، ایگل، مار، رابینسون و رابینز300 (2009)، ناندام و همکاران301 (2011)، آرون، داوسون، ساهاکیان و روبینز302 (2003)، لوگان، کووان و داویس (1984)، اسکاتووا و فرگوسن303 (2013) و… . البته با بررسی انواع پژوهشها مشخص شد که باوجوداینکه از این تکالیف برای بررسی و سنجش بازداری استفاده میشود ولی تعابیر شناختی یا رفتاری بودن تکالیف بیشتر به اهداف پژوهشگر بستگی دارد. برای مثال در بسیاری از پژوهشها از برخی از شاخصهای تکلیف برو-نرو (مخصوصاً خطای ارتکاب) برای سنجش بازداری رفتاری یا بازداری پاسخ استفاده شده است؛ برای مثال روبیا و همکاران304 (2013)، روسنر و همکاران305 (2008)، آرون و همکاران (2003)، رز و همکاران (2015)، آرون (2007). در بسیاری از پژوهشها از آزمون برو-نرو برای سنجش بازداری شناختی استفاده شده است. برای مثال جرمن، یون، و زتچه306 (2007)، اُ-برین و گرملی307 (2013)، رئوف حدادای و… .
یکی از موقعیتهایی که بازداری نقش مهمی را ایفا میکند، رانندگی است. خطا و لغزش در توجه و بازداری در حین رانندگی میتواند به نتایج خطرناکی منجر شود. رانندگی تکلیفی پیچیدهی شامل توانمندیهای شناختی_حرکتی_ادراکی میباشد و علاوه بر کنترل کردن یک جهندهیِ متحرکِ دو تنی که در فضا و زمان حرکت میکند، درعین‌حال لازم است که راننده به جاده، علائم، ترافیک، و گاهی اوقات مسافران و نیازهای فنی توجه کند (ککس، مادان و ککس308، 2011).
همان‌طور که پیشتر گفته شد، رانندگی یک تکلیف پیچیده است و راننده ایمن دارای سطوح بالای تواناییهای رفتاری و شناختی میباشد. در حین رانندگی، یک رانندهی ایمن میداند از بین جزئیات پیشرو باید به کدام‌یک توجه داشته باشد و با بیتوجهی از کنار جزئیات بیاهمیت بگذرد (بازداری شناختی). همچنین انتظار میرود یک رانندهی ایمن بتواند علاوه بر تشخیص به‌موقع خطرات لازم است، از رفتارهای نامناسب مثل افزایش سرعت و… جلوگیری کرده و با سرعت هرچه‌تمام‌تر رفتار مناسب را مانند کاهش سرعت را جایگزین آن کند (بازداری رفتاری). در این پژوهش سعی شده وجود این تواناییها در بین رانندگان بررسی شود.

بازداری رفتاری
بارکلی (1997) بیان کرده است که بازداری رفتاری شامل سه فرایند است: الف) توانایی بازداری از ارائه پاسخهای قوی و غالب، ب) توانایی توقف یک پاسخ جاری که زمان تأخیری را برای تصمیم‌گیری برای پاسخها ایجاد میکند. حفظ این تأخیر آغاز پاسخ رفتاری دیگر را ممکن میسازد، و ج) کنترل تداخلات و پیشگیری از مزاحمت‌ها در زمان تأخیری و حفظ پاسخهای خود- هدایتشده در مقابل با پاسخهای رقیب در طی این زمان تأخیری (کنترل تداخل309). در این مرحله نه‌تنها زمان تأخیر و پاسخهای خود- هدایتشده در درون این زمان تأخیری حفظ و نگهداری میشود، بلکه همچنین اجرای نهایی پاسخهای معطوف به هدف که از همان کنشهای خود- هدایتشده تولید میشوند. بارکلی (1997) پاسخهای قوی را به‌عنوان ”آن پاسخی که تقویت (مثبت یا منفی) فوری دریافت میکند یا تداعی قدیمیای با آن پاسخ وجود داشته باشد” تعریف میکند. مفهومسازی بارکلی از بازداری رفتاری بر روی تأخیر و یا توقف پاسخ و یا مقاومت در برابر حواسپرتی در زمان پاسخدهی تمرکز دارد. به عقیده وی توانایی بازداری رفتاری در اولین مراحل رشدی ظهور میکند قبل از اینکه کارکردهای اجرایی دیگر پدیدار شوند.
بازداری توسط اجرای تکالیف شناختی و رفتاری که نیازمند توقف، تأخیر و درنگ، توقف پاسخ در حال اجرا و مقاومت کردن از حواسپرتی در پاسخگویی است، سنجیده میشود. همچنین بازداری امکان تأخیر و درنگی در تصمیم برای پاسخگویی را میدهد، این تأخیر لازمهی خود- هدایتشدگی بیشتر در کارکردهای اجرایی است. این بدان معنا نیست که بازداری رفتاری به‌طور مستقیم باعث میشود کارکردهای اجرایی یا رفتارهای خود-هدایتشده رخ بدهند؛ اما تأخیر و درنگی که برای اجرای کارکردهای اجرایی ضروری است را فراهم میکند. به نظر میرسد وجود تعارض بین نتایج فوری و عواقب بعدی (عواقب مربوط به تأخیر) رفتار برای شناسایی کردن آن موقعیتهایی که در نیازمند بازداری و خود-تنظیمی است، ضروری میباشد. مواردی وجود دارد که بازداری و کارکردهای اجرایی مربوط به آن واضحتر و مشخصتر است؛ به‌عنوان‌مثال، زمانی که در یک تکلیف نتایج با تأخیر اعمال میشود و یا هنگامی‌که تعارضی بین نتایج فوری و عواقب بعدی در یک پاسخ وجود داشته باشد و یا هنگامی‌که مشکلی ظاهر میشود که مستلزم ایجاد یک پاسخ جدید است. ناتوانی در بازداری رفتاری سبب شکست در کارکردهای اجرایی میشود (بارکلی، 1997).
مشکل بازداری رفتاری در مرکز شماری از بیماریهای روان‌پزشکی ارثی مانند بیماری نقص توجه و بیشفعالی، اختلال وسواس فکری اجباری، اعتیاد به مواد و اسکیزوفرنی قرار دارد. شواهد دارویی در انسانها و جوندگان به نقش مهم هم نور آدرنالین310 و دوپامین311 در تعدیل پاسخ بازداری تأکید داشتند (باری، ایگل، مار، رابینسون و رابینز312، 2009؛ ناندام و همکاران313، 2011) بخصوص، عواملی مانند متیل فنیدات314 که باهدف قرار دادن هر دو قسمت پیش پیشانی و عقدههای مخطط از شبکه رفتار بازداری، اثر مؤثر خود بر بازداری را اعمال میکند (ناندام و همکاران، 2011). انتقالدهندههای دوپامین هدف اصلی داروهای محرک مانند متیل فنیدات که کاهشدهندهی علائم اختلال بازداری رفتاری در ADHD اند، است. علاوهبراین، متیل فنیدات عملکرد افراد سالم (ناندام و همکاران، 2011) و بالینی (آرون، داوسون، ساهاکیان و روبینز315، 2003) را در تکلیف بازداری رفتاری (علامت-ایست) بهبود میبخشد (به نقل از کیومینس و همکاران316، 2012). شواهد همگرایی (به‌عنوان‌مثال، آرون،2003) از مطالعهی ضایعه، تصویربرداری از مغز و اختلالات عصبی (به‌عنوان‌مثال، آرون، 2006؛ گاراوان، روس و آستین317، 1999)، اهمیت مدارهای انشعابات جسم مخطط قدامی318 در کنترل پاسخ بازداری را پررنگ کردند. این مطالعات نشان میدهند که مناطقی از پیشانی در هماهنگی با مناطق زیر قشری (مانند جسم مخطط و هسته زیر تالاموس) برای دستیابی به کنترل بازداری فعالیت دارند (چامبرز، گاراوان و بلگراو319، 2009).
بر اساس مطالعات بازداری رفتاری، پژوهشگران برای نوزادان از آزمونهای استاندار A نه B پیاژه320 استفاده کردهاند. پژوهشها نشان دادهاند که نوزادان باوجوداینکه میبینند که آزمونگر اسباببازی را از جای اول به‌جای دوم منتقل کردند ولی بازهم در مکان اولیه آن دنبالش میگردند (دیاموند، کراتندن و نیدرمن321، 1994). این نتایج بیانگر این است که نوزادان نمیتوانند پاسخ رفتاری دستیابی را بازداری کنند چراکه آن رفتار قبلاً مورد تقویت واقع‌شده است و به یک رفتار قوی تبدیل شده است (دیاموند، 1985، 1991؛ به نقل از گلدمن، 2005؛ آرون، 2007). هانیشفر و بورکللاند (1993) معتقدند لازمهی موفقیت در اینگونه تکالیفی این است که کودک پاسخهایش را متوقف کند، تأخیر دهد یا از سرعت آن بکاهد، در این صورت است که بازداری رفتاری ایجاد شده باشد (گلدمن، 2005).
لوگان و همکارانش تکلیف ایست -توقف322 را برای سنجش بازداری رفتاری بکار برد (لوگان و کووان و داویس323، 1984؛ لوگان، کووان، 1984). در این تکلیف شرکتکنندهها باید توجهشان را به یک تکلیف اصلی مانند تکلیف تشخیص حروف با انتخاب اجباری معطوف نمایند، درعین‌حال از او خواسته میشود هنگامی‌که علامت صوتی را شنید پاسخ خود را متوقف کند. آن‌ها دریافتند که بین کودکان کلاس دوم و افراد بزرگ‌سال تفاوت معناداری وجود ندارد، به‌بیان‌دیگر بازداری رفتاری در کودکان کلاس دوم ایجاد شده است. میشل، شودا، و پیک324 (1988) بازداری رفتاری کودکان را به‌وسیله تکلیف به تأخیر انداختن ارضا اندازهگیری کردند. در مطالعهی آن‌ها کودکان در یک اتاق تنها گذاشته میشدند با یک خوردنی مطلوب (مانند دو قطعه شیرینی)، و به آن‌ها آموزش داده شده بود که اگر بتوانند در خوردن آن مقاومت کنند تا زمانی که آزمونگر به اتاق برمیگردد، آن‌ها میتوانند هر دو را داشته باشند (هردو شیرینی به آن‌ها داده میشود). یک زنگ نیز در اختیار کودکان قرار داده شد تا اگر نخواستند تا برگشتن آزمونگر صبر کنند آن را به صدا دربیاورند. مدت زمان صبر آن‌ها به‌عنوان اساس نمرهی بازداری رفتاری محسوب میشد. آن‌ها دریافتند کودکان چهار-پنج سال‌های که میتوانستند مدت بیشتری را صبر کنند در نوجوانی ازنظر اجتماعی و تحصیلات سرآمدتر بودند. علاوهبراین، این کودکان با توجه و برنامهریزتر بودند و در انطباق با استرس و ناکامی توانایی بیشتری داشتند (گلدمن، 2005). تکلیف ایست-علامت مستلزم آن است که از پاسخ از پیش قوی شده به محرک زمانی که با یک سیگنالِ نادر همراه میشود، جلوگیری گردد. بازداری در تکلیف ایست- توقف را میتوان به‌مثابه مسابقهی رقابت بین دو فرایند برو و توقف کن، در نظر گرفت. زمانی که مفروضات نظری زیربنایی این مدل مسابقه رعایت شود، شاخص سرعت بازداری یعنی زمان واکنش علامت توقف (SSRT)325 را میتوان محاسبه کرد. در این مورد شواهد محکمی وجود دارد که SSRT، به‌عنوان شاخص کنترل بازداری (لوگان، اسچاچار و تانوک326، 1997)، با سازههای شخصیتی مانند، تکانش گری در ارتباط است و در اختلالات بالینی مانند ADHD، اختلال وسواس اجباری، اعتیاد و اسکیزوفرنی افزایش مییابد (لبلانس و همکاران327، 2005).
در برخی از پژوهشها سعی شده است عوامل تأثیرگذار بر بازداری رفتاری شناسایی شود. به‌عنوان‌مثال، ویلیامز، پونس، اسکاچر، یوگان و تانوک328 (1999) در پژوهش خود بازداری رفتاری را در دامنهی سنی مختلف که عبارت‌اند از اوایل کودکی (8-6 ساله)، کودکی میانی (12-9 ساله)، نوجوانی (17-12 ساله)، بزرگ‌سال جوان (29-18 ساله)، میان‌سال (44-30 ساله)، بزرگ‌سال پیر (59-45 ساله) و سالخورده (81-60 ساله) مقایسه کردند. آن‌ها در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که میانگین زمان واکنش ایست-علامت از اوایل کودکی تا نوجوانی یا به عبارتی از بازهی سنی (17-6 ساله) رو به کاهش است و این یعنی بازداری رفتاری با افزایش سن تا اواخر نوجوانی در حال افزایش است؛ اما از نوجوانی تا سالخوردگی یعنی از 18 تا 81 سالگی، میانگین زمان واکنش ایست-علامت رو به افزایش است و به‌تبع آن بازداری رفتاری رو به کاهش است؛ که نتایج پژوهش آن‌ها با مطالعهی کرامر، هامفری، لاریش و لوگان329 (1994) که بازداری رفتاری را در دو گروه جوان با دامنهی سنی 28-18 سال و سالخورده بالای 60 سال مقایسه کردند، هم‌راستا بود.

بازداری شناختی
اصطلاح بازداری شناختی برای توصیف پدیدههای متنوع در حوزههای متفاوت پژوهشی، از روانشناسی تحولی در توصیف عملکرد کودکان در تکلیف اعتقاد نادرست330 گرفته تا بررسی بازداری رفتار قالبی در روانشناسی اجتماعی یا بررسی صفات شخصیتی تأثیرگذار روی رفتار مانند فرایندهای بازداری به‌عنوان موضوع مهم در روانشناسی شخصیت مورد استفاده قرار گرفته است. بازداری شناختی به توقف یا برجسته کردن فرایندهای ذهنی، چه کلی و چه جزی، با یا بدون عمد تعریف شده است (مکلئود، وود و ویسز331 2007؛ دایلر، 2011). مفهوم بازداری شناختی با مدل تئوری منابع محدود در پردازش اطلاعات جفت شده است که این تئوری بیان میکنند که برای پردازش اطلاعات فضای محدودی در حافظهی کاری وجود دارد (بیجورکلاند، 2000؛ گلدمن، 2007). ویژگی مهم حافظهی کاری و یکی از تفاوت‌های آن از حافظهی بلندمدت، ظرفیت توجه محدود آن است (کووان، 1995؛ به نقل از گوتلیب و هامن332، 2009). با توجه به این محدودیت ظرفیت، کنترل بازداری برای بروز کردن کارآمد محتوای حافظهی کاری و برای درگیر شدن مستقیم روی برنامهریزی اهداف و برای حفظ انسجام یک جریان فکری ضروری است؛

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع روانشناسی، کنترل تکانه، کنشهای اجرایی، پردازش اطلاعات Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع درک خطر، زمان واکنش، عوامل انسانی، رفتارهای پرخطر