پایان نامه رایگان با موضوع ایدئولوژی، مردم نگاری، تربیت معلم، بحران باز

دانلود پایان نامه ارشد

برای باختین هر خودی بیگانه است و به تنهایی قادر نیست به درک و شناختی برسد. ازاین‌رو آگاهی و معرفت انسان از خودش تنها از طریق ارتباط و پیوند با دیگران ممکن است. پس او برخلاف دکارت که گفت: من می‌اندیشم، پس هستم، باختین می‌گوید: تو هستی، من هم هستم. به عبارتی: تو حرف مرا می‌فهمی، پس ما هستیم.
وی دركتاب به سوی فلسفه كنش 148(1993)ضمن معرفی الگوی ساختار ادبی روح انسان ، به سه جزء تشكیل‌دهنده آن اشاره می‌كند:
1) من- برای- خود
2) من- برای- دیگری
3) دیگری- برای- من
من-برای-خودم، منبعی غیرقابل‌اعتماد برای هویّتِ شخصی ـ یا تشخّص ـ است. باختین استدلال می‌کند که من-برای-دیگری‌ست که از طریق آن، موجوداتِ انسانی فهمی از هویت شخصی را پرورش می‌دهند؛«به اعتقاد باختین مفهوم هویت از طریق من-برای-دیگری شكل می‌گیرد چراكه بر این اساس روشن می‌شود فرد در ذهن دیگران چه تصویری ایجاد می‌كند. دیگری-برای-من نیز به همین شكل چگونگی درك فرد از دیگران را نشان می‌دهد كه برمبنای آن هویت دیگران شكل می‌گیرد.هویّت، آن‌طور که باختین در اینجا شرح می‌دهد، صرفاً به فرد تعّلق ندارد؛ بلکه مشترک بین همه‌است»( صالح پور،1387).
اگر اندیشه باختین را بپذیریم که هویت ما باید بوسیله دیگران به رسمیت شناخته شود تا معتبر باشد،پس هویت «قطعا به روابط گفتگویی با دیگران بستگی دارد»(جی149 ،2000،ص113). این استفاده از زبان برای اشاره به هویتها و بازبینی آنها تحت تاثیر آنچه باختین(1981)”دگر زبان”یا معانی چندگانه صداهای درون یک گفته یا متن می داند،است.وقتی شخصی صحبت می کند ،سخنان او لایه های چندگانه ای دارد.معانی این کلمات(سخنان) به اینکه چه کسی آنها را بگوید،چه موقع و کجا گفته شده،چگونه گفته شده وخود ِ کلمات واقعی که از تاریخ،سیاست و جامعه تاثیر پذیرفته اند، بستگی دارد.این تنها کلمات نیست که به زبان می آیند بلکه نوع نگاه گوینده به جهان و ارزشها(کالتر150،1999)و همچنین همه افراد دیگری که پیش از این، این کلمات را به کار برده اند،نیزجلوه گر می شود.فرض باختین این است که یک گفته همیشه پاسخگوی گفته های پیشین است و بر گفته ها ی بعدی نیز اثر می کند.از آنجا که زبان گفتگویی است،معانی به طور مداوم در تغییرند و گفته ها در زمینه واقع شده اند.
بدلیل اینکه همه زبان گفتگویی است،نقش دیگران مهم است.معنا بین گوینده و شنونده خلق می شود و هیچکدام نمی توانند در این فرایند منفعل باشند.هنگامی که ما در تعامل گفتگویی با دیگران شرکت می کنیم،ما به طور مداوم زبان و در اصل هویتهایمان را بازآفرینی می کنیم.ما کلمات دیگران را به عاریه می گیریم و از آنها برای هدف خودمان استفاده می کنیم.آوردن کلمات دیگران به گفته های خودآن چیزی است که باختین (1981)همانندسازی151 می نامد.او دو روش را برای همانندسازی توضیح می دهد:” از حفظ خوانی152″ و “بازگوکردن با کلمات خود153″(ص،341).از حفظ خوانی نوع جزم همانندسازی است که در آن کلمات به جای اینکه درک شده و بازآفرینی گردند، با نفوذ (قدرتی)گذرا انتقال داده می شوند. این آن چیزی است که باختین آن را گفتمان تحکم آمیز154می نامد.چنین گفتمانی بدنبال”تبعیت بی قید و شرط155” است و به ما اجازه نمی دهد تا «با آن بازی کنیم(کلنجار برویم)،آن را کامل کنیم یا با صداهای دیگری ادغام کنیم که ما را متقاعد می کند.ما نمی توانیم آنچه را دوست داریم از این گفتمان انتخاب کنیم یا تنها بخشی از آن را قبول کنیم»(مورسون و امرسون156،1990،ص،219).کلام تحکم آمیز وقتی که مورد سوال واقع می شود یا حتی وقتی که رد می شود ،سلطه خود را از دست نمی دهد.این سخن درون ما همچون “بدیل محتمل (ممکن)157″باقی می ماند(مورسون،2004).جزمیت مذهبی،حقایق علمی،سنتها و گفتمان حرفه ای نظیر آنچه در تربیت وجود دارد،همه مثالهایی از گفتمان تحکم آمیز هستند.
“بازگویی با کلمات (بیان)خود” شکل انعطاف پذیرتری از همانندسازی است که در آن از کلمات دیگران برای اهداف خود استفاده می کنیم(مورسون و امرسون،1990).باختین این را گفتمان “دو صدایی158″می نامد که در آن «نیمی از سخنان متعلق به خودمان و نیم دیگر متعلق به دیگری است»(ص،341).گوینده «برای تملک سخن ،باید آن را با هدف (منظور)خود بگوید»(ص،293).وقتی چنین شود ،باختین آن را گفتمان ذاتاً باورپذیر159 می نامد.
مذاکره بین گفتمانهای تحکم آمیز و ذاتاًباورپذیر ،آن چیزی است که باختین(1981)آن را ایدئولوژیک شدن می نامد ،جایی که ما در حال «همانندسازی گزینشی سخنان دیگران هستیم»(ص،341).به ندرت گفتمان تحکم آمیز از نظر درونی ما را متقاعد می کند؛بیشتر اوقات «ویژگی فرایند ایدئولوژیک شدنِ فرد، ،شکاف عمیق بین این دو مقوله است:در یک سو،گفتمان تحکم آمیز…که سخنان ذاتاً باورپذیر را نمی فهمد و در سوی دیگر گفتمان ذاتاً باورپذیرکه هر گونه استیلا و برتری را انکار می کند»(ص،342).در نتیجه این فرایندِ ایدئولوژیک شدن«جدالی شدید و درونی بین دیدگاه ها،راهبردها،جهت گیری ها و ارزشهای ایدئولوژیک و زبانیِ متنوعِ در دسترسِ ما به منظور استیلای بر یکدیگر صورت می گیرد»(باختین،1981،ص،346).
همچنانکه شخصی در تلاش برای یافتن صدای خود در بین صدای دیگران است،هویتش نیزدر حال شکل گیری و بازسازی است.این مذاکره آن چیزی است که باختین آن را”تالیف ِخود”می نامد.
دلالتهای استفاده از این مفاهیم در فهم چگونگی شکل گیری هویت معلم
شکل گیری هویتهای معلمان بسیار پیچیده تر از یادگیری محتوا،نظریه های آموزش و پرورش و تکنیکهای مدیریت کلاس درس است.شکل گیری هویت به معنای تصورخود به عنوان معلم،یادگیری و سپس عمل به مسئولیتهای معلمی و دیده شدن به عنوان معلم از سوی دیگران است.این فرایند در خلاء صورت نمی گیرد بلکه در موقعیت های خاص و در تعامل با دیگران اتفاق می افتد.
ماهیت این تعامل گفتگویی است ومعلمان را درگیر فرایندی می کند که باختین (1981) آن را “ایدئولوژیک شدن”160نامیده است .در فرایند ایدئولوژیک شدن معلمان«به صورت گزینشی سخنان دیگران را همانندسازی می کنند»(ٌ،341) و سیستم افکار خود درباره معنای تدریس را ایجاد می کنند،آنچه باختین از آن به عنوان”تالیف ِ خود”161 یاد می کند و به موجب آن افراد دائمامعنای سخنان دیگران را به بحث می گذارند و با شکل دهی مجدد آنها معانی شخصی را می آفرینند.نظریه های گفتمانی او بصیرتهایی را ارائه می کند مبنی بر اینکه چگونه شکل گیری هویت معلم «کشمکشی بین مذاکرات گفتمان تحکم آمیز و گفتمان ذاتاً باورپذیر است»(بریتزمن162،1994،ص،64).تالیفِ هویت معلمی یک فرد همراه با تعهدات و افکارش درباره تدریس،موضوعی است که همیشه درباره آن بحث می شود و تحت تاثیر گفتمان های چندگانه از زمینه های سازمانی(برای مثال برنامه های تربیت معلم و برنامه کاورزی)،تجارب زیسته،تصورات تاریخی و فرهنگی از تدریس و تعاملات اجتماعی است.بنابر این یادگیری تدریس نیازمند چیزی بیش از کسب ساده دانش حرفه ای و تکنیکی است؛یادگیری تدریس مستلزم تعامل و بحث میان گفتمانهای تحکم آمیز و ذاتاً باورپذیرتربیت و تدریس است.
ایدئولوژیک شدن معلم متأثر از عوامل بسیاری است نظیر برنامه تربیت معلم،دوره کاورزی،تاریخچه زندگی،تجربه های شخصی و محیط ایدئولوژیکی که در برنامه تربیت معلم با آن مواجه می شویم. محیط ایدئولوژیک با ویژگی گفتمان تحکم آمیز فرایند ایدئولوژیک شدن معلمان را محدود می کند ،در حالیکه محیطی با ویژگی صداهای متعدد و چندگانه، چالشها و فرصتهایی را برای گسترش فهم معلمان از تدریس و جهان فراهم می کند.بخشی از فرایند ایدئولوژیک شدن دربردارنده مواجهه با صداهای چندگانه است،جایی که فرد در کشمکش همانندسازی با گفتمانهای تحکم آمیز و گفتمان ذاتاً باورپذیراست.
گفتمان تحکم آمیز با سلطه در آمیخته است و«خواستار آن است که ما آن را تایید کرده و گفتمان خود سازیم؛این گفتمان دست و پای ما را می بندد و … »(باختین،1981،ص،342).این گفتمان با سلطه ای که در گذشته و حال تایید شده، به ما منتقل شده است.جزمیت مذهبی،حقایق علمی،سنتها و گفتمان حرفه ای نظیر آنچه در تربیت جریان دارد،همه مثالهایی از گفتمان تحکم آمیز هستند.کارآموزی،تمرین دبیری هرکدام گفتمانهای تحکم آمیز ی هستند که تاثیر قوی بر چگونگی شکل گیری هویت تدریس معلمان دارد.انتظار می رود آنها در طول دوره کارآموزی اعمال خاصی را یاد بگیرند و افکار خاصی را درباره تربیت بپذیرند .
در حال حاضر می توان سند تحول بنیادین،طرح ملی حفظ قرآن کریم،دوره های آموزشی ضمن خدمت مجازی،مجلات رشد،بینش مطهر ،قوانین و سیاست گزاریها یا بخشنامه های وزارتی،استانی یا منطقه ای را نمونه ای از گفتمانهای تحکم آمیز تربیتی در مفهوم باختینی آن دانست.
گفتمان های ذاتاً باورپذیرگفتمانهایی هستند که ما پذیرفته ایم و”بواسطه همانندسازی ،تایید کرده ایم”(باختین،1981)بدین معنا که «نیمی از آن متعلق به ماست و نیمی دیگر متعلق به فرد دیگری است»(ص،345).وقتی گفتمان تحکم آمیز ایستا ،گفتمان ما می شود و آزادانه تفسیر شده ،بیشتر توسعه یافته و در شرایط جدید یا با دانش جدید به کار گرفته می شود ،تبدیل به گفتمان ذاتاً باورپذیرخواهد شد(باختین،1981).زمانی که ما «از مردمان متفاوت از خود،چیزهایی یاد می گیریم؛ما صدای آنها را به مثابه “حضور زنده” درون خودجای می دهیم» (مورسون،2004،ص،326).معلمان در کشمکش همانندسازی با گفتمان تحکم آمیزی هستند که در دوره آموزشی(کار)تجربه می کنند و گفتمانهای ذاتاً باورپذیرپیشین درباره موضوعاتی چون تدریس،یادگیری،تنوع و فرهنگ را محترم می شمارند.
گفتمان معلمی گفتمان تحکم آمیزتربیتی است که در مدارس،دانشگاهها،مراکز تربیت معلم و بین دست اندرکاران تربیت در جریان است و زبان حرفه ای تربیت است که معلمان با آن آشنا می شوند .بخش حیاتی معلمی ورود به این گفتمان است.
2-9 . بررسی ادبیات اتواتنوگرافی
كارل هيدر163 مردم شناس اولين كسي بود كه از اصطلاح « اتواتنوگرافي» استفاده كرد .او زماني كه مردم دني را مطالعه می کرد،درمقاله اش با عنوان «مردم چه مي كنند؟ اتواتنوگرافي دني»164 (1975) از این اصطلاح استفاده کرد. مدت زمان زيادي نگذشت كه ديويد هایانو (1979به نقل از چنگ،2008) از اين واژه براي اشاره به مطالعات فرهنگي استفاده كرد كه در آن پژوهشگر فردي كاملاً خودي با مزيت بومي بودن بود و در نتيجه آشنايي بسيار نزديكي با گروه مطالعه شونده داشت (ص، 100). سالها طول كشيد تا واژه خاص اتواتنوگرافي ريشه دواند و در طول دو دهه گذشته با شيوه هاي متنوعي توصيف شد. از جمله كتابهاي معتبر و مستند در اين باره كتاب اتواتنوگرافي (1997) دي بورا ريدداناهاي است. او اين اصطلاح را چنين تعريف مي كند:
در اين كتاب اتواتنوگرافي به عنوان شكلي از خود – نوشت نامه تعريف شده كه خود را در بستری اجتماعي جاي مي دهد. اتواتنوگرافي هم روش است و هم متن مانند مردم نگاری. اتواتنوگرافي را مردم شناسي كه مردم نگاری “بومي” يا “محلي” انجام مي دهد و نیز فردي غير مردم شناس( قوم نگار)- می تواند صورت دهد.همچنين اتواتنوگرافي مي تواند بوسيله فردي اتوبيوگراف انجام شود كه داستان زندگي خود را بر بستر اجتماعی رخداد ، جاي مي دهد (ص ، 9).
ون منن165 تعاريف متعددي از مردم نگاری را در كتاب” داستانهايي از زمينه” 166(1988) ارائه مي كنداز قبيل داستانهاي” واقع گرا” “اعترافي” و “احساساتي” . اما بعد در كتاب “بازنمايي در مردم نگاری”167 (1995) به طور خاص به «خود» يا «اتو» دراتنوگرافي ها به عنوان مقوله متمايز مردم نگاری اشاره مي كند. شكي نيست كه عنوان كتاب ون منن پاسخي به «بحران بازنمايي168 » است كه سوالات جدي را در پژوهش علوم اجتماعي برانگيخت.از نظر دنزين و لينكلن 169(2000) ، «گسست (شكاف) عميقي در ميانه دهه 1980 رخ داد» (ص 16) كه آنها از آن تحت عنوان «موج چهارم170» يا بحران بازنمايي یاد کردند؛موجی که موضوعاتي چون جنسيت، طبقه اجتماعي و نژاد را مورد سوال قرار مي داد و منجر به جستجوي آتشين و پرشور و حرارت الگوهاي جديدي از واقعيت ، روش و بازنمايي گرديد. در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع هویت شخصی، جامعه پذیری، زندگی روزمره، هویت اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع مردم نگاری، تعمیم پذیری، داستان گویی، مطالعه موردی