پایان نامه رایگان با موضوع اکوان دیو، قرون وسطی، فرهنگ ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

اژدها نه تنها مفهومی اساطیری و افسانه ای نبوده اند بلکه واقعاً‌ وجود داشته اند. «در هندوستان،‌ الهه قهرمان ایندرا بود که ورثرعن (اژدهاکش) نام داشت. در اساطیر بین النهرین باستان مردوک (خدای بزرگ) بود که قیامت (رب النوع آب شور) را کشت در یونان باستان می بینیم که زئوس (خدای برین) پیتون را می کشد و آپولو (اژدهای زمین) پیتون را می کشد و در افسانه های یونان کادموس و پرسیوس با اژدها نبرد می کنند.» (واحد دوست،96،1379).
در مکاشفه یوحنا شرح مفصلی است از اژدهایی که در نهایت به دست میکائیل فرشته مقرب نابود خواهد شد و بنا بر گفته یوحنای رسول اژدها و اهریمن یکی است. در اساطیر اسلامی اژدها گاهی در چهره موجودی دوزخی ظاهر می شود و زمانی با سیمای عصای موسی حالت نیروی الهی را می یابد. در اساطیر مذهبی زرتشتی از اژدهایانی سخن می رود که در دوزخ زندگی می کنند و وسیله شکنجه و عذاب بدهکارانند،‌ با این تفاسیر اژدها در ادبیات ملل مختلف به معنی نماد اقتدار،‌هرج و مرج، ظلم و استبداد، خشکی و بی بارانی و دشمن حقیقت، بت پرستی، جهل و دزد دریایی و نیز اولین دریابان و آب به کار رفته است.
اژدها، هیولایی افسانه ای است که عموماً‌ به شکل خزنده ای بالدار و بزرگ توصیف و تصویر می شود. بر فرق سرش برجستگیهایی بسان تاج خروس است،‌ چنگالهایی وحشتناک دارد و از دهانش آتش بیرون می جهد. قدرت اژدها معمولاً‌در دم او جا دارد که بسان تازیانه آن را به هر چه که در نزدیکش باشد فرو می آورد. در اساطیر قرون وسطی اژدها عنصری مهم و اصلی بود که خدایان و آدمیان را به قهرمانی ترین کارهایشان برمی انگیخت. بر روی پرچمهای سلسله یانچوی چین، ولزیها و ساکسنهای غربی و دیگران نیز تصویرش آمده است. در اساطیر بابلی اژدهایی است که تجلیگاه دو اصل هرج و مرج و تاریکی است. در اساطیر چینی، اژدها چندین شکل دارد که نماد ابرها،‌ زمین، قدرت، سروری و آب و مسائل دیگر است.
«در نظر چینیها نه تنها مخلوق شرم و وحشتناکی نیست بلکه یکی از خدایان است،‌ یار و یاور مردمی است که او را می پرستند و معتقدند که او ضامن سلامتی، سعادت و آرامش است چون بادها و آبها به فرمان او هستند در بعضی ملل اژدها را با خدایان تداعی کرده و معمولاً‌در آ‌غاز تاریخ هر فرهنگی اژدها با یکی از خدایان مطابقت دارد مثلاً‌ تیامات نام اژدهایی است که الهه بابل است و شخصیت منفی اولین اسطوره اژدهایی است. در تاریخ دلایل و شواهد قابل ملاحظه ای وجود دارد که ثابت می کند اسطوره اژدها ابتدا در بابل از عناصر اساطیر مصری به وجود آمد و بعد به سوی مشرق پراکنده شد و در هند و چین گسترش یافت، در آنجا تنوع و تکامل پیدا کرد و بعد از طریق یونان به اقوام غرب و مردم اروپا رسید.» (یا حقی،76،1369).
«اژدها در ایران و ادبیات ایرانی نیز جایگاه ویژه ای دارد در شاهنامه یکی از آزمونهای قهرمانان اژدهاکشی است. این آزمون از روی الگویی کهن انجام می گیرد که شاهان و پهلوانان همه می توانند اژدهاکشی کنند و این همان عملی است که در آغاز انجام شده. یعنی در اساطیر هند و ایرانی ایندورا – خدای جنگاور و بر کت بخشندگی اژدهایی به نام ورتره را که آورنده خشکی است کشته است. در واقع با نبرد خدای جنگاور و از میان رفتن آشفتگی که اژدها مظهر آن است سعادت و برکت بوجود می آید. در پی این الگوی ابتدایی شاهان و پهلوانان هم همین را تکرار می کنند. گرشاسب، رستم، اسفندیار و اکثر شاهان حتی اردشیر بابکان که کرم هفتواد را می کشد باید اژدها کشی کند تا در آن ازلی قرار می گیرند که ایندورا چنین کرده و جهان را پر برکت و مردم را سعادتمند گردانیده است. البته (ایندورا) در ایران فراموش می شود ولی کهن الگوی اژدهاکشی باز می ماند.» (کرتیس،63،1376).
در باور بسیاری از پژوهشگران،‌ اسطورها در پیوند با پدیده ها و رخدادهایی که در طبیعت روی می دهند هستند و بر همین اساس در ایران هم اژدها می تواند آتشفشان باشد و اژدهایی هم که فردوسی بدون کم و کاست از گفتار پیشینیان در شاهنامه آورده یا در کتابهای دیگر از جمله اوستا بدان اشاره رفته است چیزی نیست جز کوه آتشفشان که از هر جایی سربرمی آورد اما از آنجا که بعضی از آتشفشانها پس از قرنها بالاخره خاموش می شوند و در نظر مردمان مرگ اژدها بسیار عجیب نموده است آنچنان که برای این مرگ حماسه یا افسانه ای می ساختند که در آن پهلوانی محبوب و برجسته به کشتن اژدها موفق می شده است. کشنده اصلی اژدها در اساطیر ایرانی گرشاسب و فریدون و سام نریمان هستند که بسیاری از مواقع شخصیتها بر یکدیگر منطبق است و زمان آن نیز تقریباً همزمان با آن دوران است. یکی دیگر از چهره های نمادین تاریخ اساطیری ایران که بازتابی به شرارت داشته و نماد اهریمنی و موجودی زیانکار به شمار می آمده است ضحاک است که داستان زندگی او به گونه ای گسترده در شاهنامه آمده است. شکل گرفتن داستان ضحاک که ادبیات پهلوی و شاهنامه نتیجه تلفیق عناصری چند است ولی در مجموع داستان بر گرد همان اژدهای سه سر می گردد که در اوستا ظاهر شده و در شاهنامه صورت تحول یافته آن پادشاهی ستمگر است که دو مار بر شانه ها دارد و این اژدهای سه سر منشا هند،‌ ایرانی و اساطیری دارد. اما اژدها به معنی فرمانروای خونخوار و مردم آزار برای افراسیاب تورانی هم دوباره در شاهنامه آمده است یکی در پندهایی که رستم به پیران می دهد و او را ترغیب به آمدن به ایران می کند و دیگر در نامه ای که سیاووش به کاووس می نویسد و خود را ناگزیر از رفتن به نزد افراسیاب می بیند البته در موارد دیگری نیز اژدها به عنوان مشابه به کار رفته است.
3-2-2-3- دیو
یک موجود زیانکار ونماد بدی، دیو هیولای دو رگه که عمدتاً‌ جانور است، شکل انسانی و بعضی جنبه های حیوانی را دارد. در هنر عیسوی، دیو،‌ مانند پان PAN‌ خدای یونانی به شاخها، دم و گاهی سم شکافته اش نشان داده می شود. دیو به عنوان نماد هر چیز بد، بر طبق تعلیم عیسوی جای مهمی در هنر دارد. به عنوان نماینده شیطان گناهکاران را به زندان می برد و نقطه مقابل فرشتگان خداوند است که نیکوکاران را به بهشت می برد دیوان با فرشتگان بر سر تصوف روح شخص محتضر مبارزه می کنند. در فرهنگ ایرانیان دیوان موجب بیماری و دیوانگی می شوند و مداوای آن از طریق راندن انجام می گرفت.
این اندیشه که گروهی از دیوان‌، به رهبری یک دیو شاه یا فرمانروای بدی در جنگ با گروه مشابهی از نیکوکاران هستند، در بسیاری از فرهنگها مشترک است و در دین ایران باستان به شکل نبرد نمادین میان نیروهای روشنی و راستی بر ضد تاریکی و دروغ بود. دسته اول تجسم اهورامزدا (قرص بالدار) ‌و ملازمان او یعنی ایزدان و گروه دوم تجسم اهریمن یعنی سرکرده دیوان بود که پیروان فراوان و گوناگونی داشت. «اساطیر هندویی درباره منازعات نمادین بسیاری سخن می گویند که غالباً‌ در میان دیوانی که نظم جهان را برقرار می کنند و نیروهای که موجب هرج و مرج هستند در می گیرد (هال،250،1380).
در هنر بودایی نیز در گردونه آذرخش تصاویر زن و مردی با هیبت وحشتناک و دیو آسا دیده می شود اما درنده خویی، ماهیت واقعی آنان که در جهت مقاصد نیکوکارانه صرف می شود را پنهان می سازد و بعضی از آنها نگهبانان پرستشگاهها هستند. در شاهنامه اساطیری ترین داستان ایرانی، رستم با دیو سفید،‌ارژنگ و اکوان دیو به مبارزه می پردازد اکوان دیو یکی از معروفترین دیوان شاهنامه است که به شکل گورخر به رمه پادشاه حمله می کند و مانند یک شیر، کله اسبان را متلاشی می سازد، کیخسرو پادشاه ایران پیکی را برای رستم می فرستد و او را فرا می خواند و رستم به او اطمینان می دهد که دیو را از بین خواهد برد.
نه شیر و نه دیو و نه اژدها نپاید ز شمشیر تیزم رها
و سه روز را سوار بر رخش در جستجوی دیو سپری می کند و سرانجام در روز چهارم اکوان دیو را می بیند که چون باد شمال به سرعت می گذارد، اکوان با ظاهری زرد درخشان و باطنی زشت، نموده شده است سرش مانند ماری از پوست بیرون آمده شبیه به سر یک پیل با موهای دراز، دهانش پر از دندانهایی شبیه به دندانهای گراز است و چشمانش سپید و لبانی سیاه دارد. در این داستان رستم ابتدا مغلوب اکوان دیو می شود و دیو او را به دریا می اندازد ولی پهلوان در حالی که با دست و پای راست و خنجر، کوسه ها و سایر حیوانات را دور می سازد. با دست و پای چپ خود، شناکنان به ساحل می رسد سپس رخش را پیدا می کند بر پشت آن سوار می شود و در نزدیکی به چشمه آب برای برخورد نهایی با اکوان روبرو می شود کمند خود را از فتراک می گشاید و آن را به دور کمر دیو می اندازد و پس از بستن کمند به زین بر می گردد، گرز گاو سر را بر می دارد و آن را مانند پتک آهنگران بر سر اکران دیو می کوبد سپس خنجر از نیام می کشد و سر دیو را از تنش جدا می سازد.

3-2-2-4- فرشته
فرشتگان پیام آوران بالداری هستند که میان خدایان و بشر ارتباط برقرار می کنند، خدایان بالدار و جنهای مصری احتمالاً‌ نخستین نمونه هایی نقوش بالدار انسانی و حیوانی بودند اما در تمامی سنت ها بال به آسانی بدست نمی آید،‌ بلکه به قیمت تعلیمات باطنی و تزکیه نفس،‌ در دوره ای اغلب طولانی و پر مخاطره به تصرف در می آید.
فرشتگان در بسیاری از مناظر توراتی و انجیلی نیز توصیف شده اند که بعنوان نگهبان و همراهان پیامبران معرفی شده اند و در هنر نقاشان اروپا بویژه در دوران صدر مسیحیت استفاده از موجودات بالدار در هنر نقاشی، موزائیک سازی و نقاشیهای دیواری بروز می کند و نقاش در این زمان برای نشان دادن فرشتگان و متمایز کردن آنها از مردم عادی بر ایشان بال می کشیده در آثار مینیاتور ایرانی نیز هنرمند نگارگر فرشتگان را به تصویر در آورده که معمولاً‌دور سر موضوع اصلی تابلو که همان امام و یا پیامبر هستند حلقه زده اند،‌ ویژگی اصلی این فرشتگان نیز بالهای آنهاست.
نکته قابل توجه اینکه در اکثر تمدنها فرشتگان به صورت زن با دو بال در پشت به تصویر در آمده اند. بال در بدن آنها نما جابجایی است رهایی از یک محل و ارتقا به مرحله معنوی و در نقطه مقابلش هر چه انسان از خداوند دور باشد بالهای خود را از دست می دهد و هر چه به او نزدیک می شود بالهای خود را بدست می آورد.
روح نیز گاهی به صورت فرشته ای بالدار تصویر شده است و این خود نماد صعود به طرف تعالی وجایی بالاتر از وضعیت بشری است یعنی جسمی که به مرحله الوهیت رسیده و بحث عروج آن به مناطق ماورا است.
فرشتگان در دین مسیحی نشانگر حرکتی آسمانی و سبک هستند نماد معنویت و یا معنوی شدن موجوداتی که اگر به ظاهر،‌ قالبی این جهانی دارند اما بدلیل داشتن بعضی از مشخصه ها چون بال،‌ در ارتباط با پروردگار هستند و نوعی وسیله ارتباط محسوب می شوند بین پرهیزگاران این جهان (پیامبران) و خداوند. در فرهنگ اوستایی نیز از فرشتگان سخن به میان آمده،‌ موجوداتی که همیشه با دیوان و نیروهای شر در جنگند و سعی در دور نگهداشتن آنها از مردم دارند.
«نوعی دیگر از فرشته، کودک فرشته (PATTO) است که در نقاشیها و مجسمه های مربوط به دوره عالی و رنسانس و باروک همه جا دیده می شوند. قاصدان خدایان و روانهای محافظ افراد فانی زمین هستند، چنین روانها را مصریان، ایرانیان و بابلی ها نیز می شناخته اند این کودکان را در تندیسهای بودایی هندی در حالی می بینیم که تاجهای گلی در دست دارند،‌ این تندیسها تحت تاثیر نفوذ یونانی و رومی بودند.» (هال،299،1380).
فرشتگان کودک در مجسمه های تزئینی رومی دیده می شوند در هنر مذهبی عیسوی کهن آنها را به منزله فرشتگان کامل تلقی می کردند اما در هنر قرون وسطی دیده نمی شوند. در نقاشیهای دوره اسلامی ایران تصویر فرشته کودک اصلاً‌دیده نمی شود اما در نگارگریهای ترک و عثمانی می توان نقشهای فرشته کودکی دید که در اطراف سرنوجوانان و کودک قدیس دور می زنند.

3-2-3- نمادهاي حیوانات و پرندگان
3-2-3-1- شیر
شیر که در نظر عامة مردم مظهر قدرت،‌ توان و نیرو است با اسب هر دو مظهر ونماینده خورشید بودند در آثار بدست آمده از کشفیات باستانشناسی صورت گاوی که بر دو شیر فایق آمده و بالای سر او مثلثی هست دیده می شود از یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع هنر اسلامی، فرهنگ اسلامی، عرفان اسلامی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع بین النهرین، مجسمه سازی، امام حسین (ع)