پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

و نااميدي مي‌شود و در مقابل مشکلات کمر خم کرده و تسليم مي‌شود؛ اما انسان مزکّي چون خدا را پناهگاه و پشتيبان خود درمي‌يابد به خدا توکل مي‌کند و تدبير امورش را بر او مي‌سپارد و با استعانت از او قدم در راه حل مشکلات مي‌گذارد. هم از اين رو خداوند تعالي امر فرمود: “فَاذا عَزمتَ فَتَوکَّلَ علي الله”643 هرگاه تصميم گرفتي و براي کاري اقدام کردي به خدا توکل کن.
توکل يعني پيوند توانايي محدود انسان به توانايي نامحدود الهي و در نتيجه برخورداري از توانايي نامحدود. حضرت علي (عليه السلام) فرمود “مَن تَوکَّل علي الله تَسهَّلت له الصِّعابُ”644 کسي که بر خدا توکل کند سختي‌ها برايش آسان مي‌شود.
توکل به خدا نه فقط سختي بلکه اندوه‌ها را هم از بين مي‌برد “مَن توکَّل لَم يهتَمّ”645 کسي که توکل دارد غصه نمي‌خورد. “لَيسَ لمُتوکَّلَ عَناءُ”646 توکل کننده دشواري در پيش ندارد.
4-2-3. اميد به گشايش و پرهيز از يأس و نااميدي
فردي که تزکيه اخلاقي يافته است قلبش آکنده از آرامش و اميدي است که به واسطه حضور خدا در قلبش وجود دارد؛ نه پيروزي او را مغرور مي‌کند و نه شکست او را نااميد مي‌سازد. چنين کسي هميشه شمع اميد در دلش روشن است و هرگز از فضل و رحمت خدا نااميد نمي‌شود چرا که نااميدي از سوي شيطان است و در قلب اين انسان، شيطان راه ندارد. اميرالمؤمنين ( عليه السلام) از داشتن روحيه يأس و نااميدي به شدت انتقاد مي‌کنند و مي‌فرمايند: “از کساني مباش که در سلامتي مغرور و در گرفتاري نااميدند”647. همچنين قرآن کريم نااميدي را نشانه کفر و ناسپاسي مي‌داند و مي‌فرمايد: “يَابَنِيَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَ أخِيهِ وَ لَا تَايئَسُوا مِن رَّوحِ اللهِ إِنَّهُ لَا يَايئَسُ مِن رَّوحِ اللهِ إِلَّا القَومُ الَکَافِرُون”648، اي فرزندان من، برويد( به ملک مصر) و از حال يوسف و برادرش تحقيق کرده و جويا شويد و از رحمت خدا نوميد مباشيد که هرگز جز کافران هيچ کس از رحمت خدا نوميد نيست. در سوره طلاق خداوند در آخر آيه مي‌فرمايد: “سَيَجعَلُ اللهُ بَعدَ عُسرٍ يُسراً”649، و خدا به زودي بعد هر سختي آساني قرار دهد. اين آيه براي توجه دادن به کساني است که ظرفيتشان اندک است و وقتي با سختي و گرفتاري مواجه مي‌شوند نااميد مي‌گردند و خيال مي‌کند همه چيز تمام شده است. حتي به دعا و توسل به اولياي خدا و درخواست از خداوند نيز روي نمي‌آورند و همه درها را به روي خود بسته مي‌بينند. مؤمن نبايد در برابر گرفتاري‌ها خود را ببازد. بلکه بايد آرامش خود را حفظ کند و بداند که از پي هر سختي آساني است650.
انسان مزکّي يأس و نااميدي در قلبش راه ندارد و هميشه به فضل خدا اميدوار است. او خدا را در وعده‌هايش صادق مي‌داند وبه حتمي بودن وقوع وعده‌هاي الهي باور دارد. او مطمئن است که هيچ سختي هميشگي نيست، آن‌چنان که خداي متعال در قرآن فرموده است: “انَّ مَع العُسر يسرا” با هر سختي گشايش و آساني است. 651
حضرت علي (عليه السلام) فرمود: “أَضيقُ ما يکونَ الحَرَجُ أقرَبُ ما يکون الفَرجُ”652 تنگ ترين سختي‌ها نزديک‌ترين آن‌ها به گشايش است.
“عِندَ تَضايقُ حِلَقِ البَلاء يکون الرَّخاءُ”653 در تنگناي مشکلات راحتي و خوشي فرا مي‌رسد. کسي که در سختي‌ها و مشکلات رنج مي‌برد با اين اميد راستين و توان بخش گره‌هاي دروني را مي‌گشايد و از درون به آرامش و راحتي مي‌رسد و مي‌تواند تا وقت رفع گرفتاري‌اش با آسودگي بگذراند. و عطر نزديکي فرج را زودتر احساس کند.
4-2-4. سپاس و ستايش در مقابل نزول بلاء
انسان مزکّي کارش ذکر و ستايش خداست؛ براي او نعمت و نقمت فرقي ندارد همه را لطف و نعمتي از سوي پروردگارش مي‌داند و در برابر آن‌ها وظيفه اش را سپاس مي‌داند او خوب مي‌داند که شکرگزاري در سختي‌ها باعث بالا رفتن مقامات معنوي‌اش مي‌شود و شکرگزاري در نعمت‌ها باعث افزايش آن نعمت مي‌شود آن‌چنان که خداي کريم در قرآن مي‌فرمايد: “لَئن شَکَرتُم لَاَزيدَنّکُم” اگر شکرگذاري کنيد شما را افزايش مي‌دهيم. 654
شخصي از حضرت علي (عليه السلام) پرسيد “چرا پروردگارت را شکر کردي ؟ فرمود: “نَظَرتُ اِلي بلاء قَد صَرَفَهُ عَنّي وَ اُبلي به غَير فَعَلمت انَّه قَد اَنعَم علي فَشکرتُه”655 بلا و رنجي را ديدم که خداوند از من بازگردانده و ديگري را با آن گرفتار کرده است، پس دانستم که همانا به من نعمت بخشيده، پس شکرگزاري کردم.
هم‌چنين فرمودند: “نعمَةٌ لا تُشکَر کَسَيئةٍ لا تُغفَر”656 نعمت سپاس گذاري نشده مثل گناه آمرزيده نشده است. “مَن قَلَّ شُکرَه زالَ خيرُه”657 کسي که سپاسگزاري‌اش کم است نعمت‌اش تباه مي‌شود.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: “کانَ رَسول الله اِذا وَردَ عَليه اَمر يسرُّهُ قالَ الحمد لله علي هذِه النِّعمةِ و اِذا وَرَدَ عليه امرَ يغتمُ به قالَ الحمد لله عَلي کُلِّ حالٍ”658 پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين طور بود که اگر پيشامد شادي رخ مي‌نمود، مي‌فرمود: “الحمد لله بر اين نعمت” و اگر اتفاق ناراحت کننده‌اي پيش مي‌آمد، مي‌فرمود: “الحمد لله برهمه‌ي حالات”.
علامه مجلسي در توضيح اين حديث نوشته‌اند: “الحمد لله علي کل حال” يعني او سزاوار ستايش است در برخورداري و گرفتاري براي اين که هر کاري که خدا با بنده‌اش مي‌کند، بي‌ترديد به صلاح اوست.”
افزون بر اين مي‌نويسد: “در هر بلا پنج نوع شکر وجود دارد، اول ممکن است اين بلا بلاي سخت‌تري را دفع کرده باشد… دوم بلايا کفاره گناهان است يا سبب بالا رفتن درجات معنوي… سوم، بلاء مصيبت دنيايي است و ديني نيست پس شايسته است که براي آن شکرگزاري شود. نقل شده که حضرت عيسي (عليه السلام) بر مردي نابينا و جزامي و فلج با زخم‌هاي چرکين مي‌گذشت که از او شنيد، خدا را شکر مي‌کند، و مي‌گويد:”الحمدالله الذَّي عافاني مِن بَلاءِ ابتَلي بِه اَکثَر النّاس”659 ستايش مخصوص خدايي است که مرا سلامت داشت از بلايي که بيشتر مردم به آن مبتلا هستند. حضرت عيسي (عليه السلام) فرمود: چه بلايي به تو نرسيده است ؟ گفت: خداوند مرا از بزرگترين بلاء که کفر است، حفظ فرمود. سپس حضرت عيسي دستي بر او کشيد و از همه‌ي بيماري‌ها شفا يافت و چهره‌اش زيبا گرديد و با حضرت عيسي همراه شد و با او عبادت و بندگي کرد.
چهارم، هر بلايي در لوح محفوظ نوشته شده و حتما مي‌آيد، پس شايسته شکر است که آمد و گذشت. پنجم، بلاي دنيا موجب اجر اخرت و زدودن حب دنيا از قلب بوده، پس سزاوار شکر است.”
عبد سالک در هر حال و با هر بهانه‌اي خدا را ياد کرده و گامي به سوي او بر مي‌دارد. از معصومين دعاهايي رسيده که خواندن آن‌ها در رويارويي با گرفتاران و مصيبت زدگان سبب قرب الي الله است.
رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرمود: “اِذا رَأَيتُم أَهلَ البَلاءِ فَاحمَدوا الله وَ لا تَسمَعوهُم، فإنَ ذلکَ يحزُنُهُم.”660 هر گاه بلازدگاني را ديديد خدا را ستايش کنيد اما آن‌ها نشنوند زيرا اندوهگين مي‌شوند.
همچنين فرمودند: کسي که رنج ديده‌اي را مي‌بيند، پس بگويد: “الحمد الله الذي عَدَلَ عَنّي ما ابتلاک به وَ فضَّلني عَلَيکَ وَ عَلي کَثيرٍ مِمَّن خَلَقَ تفضيلاً”661 سزاوار است که خداوند او را به آن بلا مبتلا نسازد. معني دعا اين است: ستايش مخصوص خداي يکتاست که بلاي تو را از من بازگرداند و بر تو و بسياري از آفريدگان مرا برتر داد.
امام صادق (عليه السلام) هم دعاهايي را توصيه فرمودند از جمله: “الحَمد الله الذي عافاني ممّا ابتلاکَ بِه وَ لَو شاءَ فَعَلَ ذلکَ بِي”662 اين دعا را سه بار بايد خواند که در نتيجه، آن بلاء از شخص دفع مي‌شود. در فرمايش ديگري از آن امام رسيده است: “الّلهُمَّ اِنّي لا اَسخِرُ وَ لا اَفخِرُ وَلکِن اَحمَدُکَ عَلي عَظيمِ نَعمائِکَ عُلي”663 و امام باقر (عليه السلام) فرمود: در اين مواقع سه بار بگوييد: “الحَمدُ لله الذي عافاني ممّا ابتلاکَ بِه وَ لَو شاءَ فَعََلَ”664 که نتيجه‌ي اين دعا نيز ايمني از آن بلاست.
4-2-5. صبر و بردباري
صبر جزو مواردي است که در تاثير ابتلاء بر تزکيه اخلاقي و بالعکس، مشترک است يعني هم وارد شدن ابتلاء بر انساني که در پي تزکيه اخلاقي است، باعث بروز صبر مي‌شود و هم فرد مزکّي که به مقام صبر رسيده وقتي با بلاهاي الهي مواجه مي‌شود، صبوري پيشه کرده تا از پس اين امتحانات الهي سربلند بيرون آيد. از عوامل ريشه‌اي و اصيل در موفقيت هرکاري به خصوص پيروزي در آزمايش‌هاي الهي، صبر و پايداري است که هم عقل صدق آن را تأييد مي‌کند و هم شرع مقدس بر آن تأکيد دارد. “وَ استَعِينُوا بِالصَّبرِ وَ الصّلَوهِ وَ إِنَّهَا لَکَبِيرَهٌ إِلَّا عَليَ الخاشِعِين”665، از صبر و نماز ياري بخواهيد و يقيناً اين کار جز بر فروتنان گران و دشوار است. راغب مي‌نويسد: “صبر خودداري و امساک در هنگام تنگي و سختي است”666.
“الصبر و هو ثبات النفس و عدم اضطربها في الشدائد و المصائب، بان تقاوم معها بحيث لا تخرجها عم سعه الصدر و ما کانت عليه قبل ذلک من السرور و الطمأنينه، فيحبس لسانه عن الشکوي و اعضاوه عن الحرکات الغير المتعارفه”667،
صبر عبارت است از استواري و ثبات نفس در سختي و مصيبت، به طوري که با وقوع حادثه، انسان از حالت عادي خارج نشود، زبان به شکايت نگشايد و حرکات غيرمتعارف از او سر نزند. “وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشيَءٍ مِّنَ الخوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِّنَ الأموَالِ وَ الأنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين”668، و البته شما را به پاره‌اي از سختي‌ها چون ترس و گرسنگي و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و صابران را بشارت و مژده بده. در اين آيه خداوند پس از بيان اسباب وسايل امتحان مي‌فرمايد: “بشارت بده صبر کنندگان را” از اين آيه مي‌توان فهميد که صبر در مسير زندگي به انسان، هوشياري و بصيرت مي‌دهد، تا در برابر هر بلاء و پيشامد ناگوار، ايمان و اعتقاداتش سست نشده و همچنان با تقوا، استوار و راسخ پيش رود. پس مي‌توان گفت: صبر يکي از نتايج تزکيه اخلاقي و ايمان به خداست و محدود به فرد نيست بلکه به عنوان مهم‌ترين عامل مقاومت و پيروزي يک اجتماع در برابر مشکلات است669. امام علي(عليه السلام) فرمودند: “من کنوز الايمان الصبرُ علي المصائب”670، از گنج‌هاي ايمان صبر بر مصائب است و امام صادق (عليه السلام) فرمودند:”البلاء زين المؤمن و کرامه لمن عقل، لان في مباشرته و الصبر عليه و الثبات عنده تصحيح نسبه الايمان؛ ابتلاء گرفتاري‌هاي دنيوي براي مؤمن زينت است، براي کساني که صاحبان تدبر و عقل باشند و کرامت و عزت است، زيرا در مباشرت و مصابحت با بلا هرگاه توأم با صبرو ثبات قدم صورت بگيرد: ارتباط ايمان و اعتقاد، محکم‌تر و قوي‌تر و پاک‌تر و نوراني‌تر گشته و آلودگي‌ها و تيرگي‌هاي دل برطرف خواهد شد”671.
بنابراين صبر حقيقي، صبري است که با بصيرت و بينش همراه باشد و با هوشياري عجين گردد. اينکه آدمي بلاء را در حقيقت تلخ و جانگداز بداند امّا از سر ناچاري صبر کند هرگز مانند صبري نيست که از انسان از اعماق دل پذيراي آن باشد که به آن “صبر جميل” گويند672 و پيشوايان معصوم ما با اشاره بدان فرموده‌اند: “صبرٌ علي البلاء، حَسَنٌ جميل”673، صبر به هنگام مصيبت زيباست. مصايب حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) فوق تصور بوده است، کسي مانند او درگير مشکلات و گرفتاري‌ها نشده است. ولي در همه آن‌ها، حضرت با مقاومت و صبر بر مشکلات غلبه کردند. امام حسين (عليه السلام) فرمودند: “شتموا عرضي فَصَبرت فطلبوا دمي فهربت”674، احترام مرا درهم شکستند من راه صبر و شکيبايي را در پيش گرفتم ولي چون خواستند خونم بريزند از شهر خود خارج شدم675.
حضرت علي (عليه السلام) مي‌فرمايد: “لَيسَ مَعَ الصَّبرِ مُصيبَةٌ”676 با صبر مصيبتي نسيت. به عبارت ديگر صبر، رنج‌ها را از ميان مي‌برد. “اِذا صَبَرت لِلمحنَة فَلَلت حَدَّها”677 اگر در ناکامي‌ها بردباري کني درهم شکسته مي‌شود. “مَن صَبَر عَلي النِکبَةَ کأن لِم ينکَب”678 کسي که در ناخوشي‌ها بردباري کند، گويا اصلا ناخوشي نديده است.
بنابراين با صبر و تحمل تلخي‌ها از بين رفته و مشکلات و زحمت‌ها نابود مي‌شود. اما اثر صبر از اين هم بيشتر است، بلکه اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع رفتار انسان، امام صادق Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع کسي، خداي، سختي‌ها