پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

النَّوائبِ تُظهَرُ فَضيلةَ الصَّبرِ”601 هنگام فرو آمدن رنج‌ها و پياپي رسيدن سختي‌ها فضيلت صبر آشکار مي‌گردد.
صبر از دشوارترين مراحل سير و سلوک است عبدالرزاق کاشاني در شرح منازل السائرين مي‌نويسد: “صبر از وحشت انگيزترين منزل‌ها در راه محبت است. چون محبت اقتضاي انس با محبوب و لذت بردن از بلاها و مصيبت‌ها را دارد، در حالي که صبر همراه با ناخشنودي و کراهت از بلاهاست و کراهت با انس ناسازگار است. از اين رو وحشت انگيزترين منزل‌هاست.”
4-1-21. انابه
انابه يعني گام نهادن و پايداري در مسير سير به سوي خدا. که پس از تزکيه اخلاقي براي رسيدن به کمال اخلاقي لازم و ضروري است. هم از اين رو خداي تعالي پيامبران اولوالعزم که به حد کمال اخلاقي رسيده‌اند را با وصف منيب ستوده است.
“اِذا مَسَّ الاِنسانُ ضُرٌ دَعُوا رَبَّهُم مُنيبَاً اِليهِ” هنگامي که رنجي به انسان مي‌رسد خدايش را خوانده و به سوي او گام بر مي‌دارد 602
از اين آيات بر مي‌آيد که انسان پس از دعا و تضرع در گرفتاري‌ها و رنج‌ها به انابه مي‌پردازد و در راه خدا حرکت مي‌کند و منيب بودن از اوصاف اوليه‌ي بندگي و عبوديت است. چنان که در قرآن کريم پس از اشاره به نعمت‌ها و ابتلاهايي که در مقابل آن‌هاست مي‌فرمايد “اِنَّ في ذلِکَ لَآياتٌ لِکُلِّ عَبدٍ مُنيبٍ” قطعا در اين آزمون‌ها براي هر بنده‌ي منيب نشانه‌هايي است.603
4-1-22. صعود به مقامات بالاي معنوي
هدف از تزکيه اخلاقي چيزي جز نيل به مقامات بالاي معنوي و رسيدن به قرب الهي نيست. گاهي خداوند براي اين که درجه کسي را بالا ببرد، او را مبتلا مي‌سازد هر ابتلاء و آزمايشي براي تزکيه فرد از گناه نيست، چون مراتب ايمان در افراد متفاوت است بلاها از هر نوعي که باشند پله‌هاي ترقي افراد را فراهم مي‌کنند اينجاست که راز ابتلاي انبياء و اولياي الهي مشخص مي‌شود. بلاها براي آنان که از مقام عصمت برخوردارند، پاک کننده نيست؛ ترفيع دهنده درجات است. همان طور که در روايتي از حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمده است “و انّ لَهُ عنده منزله ما يبلغها بشيء من علمه دون ان ينزل به من البلاء ما يبلغ به تلک المنزله”604، و همانا او نزد خدا مقامي دارد که با چيزي از عملش به آن نمي‌رسد، مگر آن که بلايي به او رسد تا وي را به آن مقام برساند.
قرآن کريم مي‌فرمايد:”وَ مَا أصَابَکُم مِّن مُّصِيبَهٍ فَبِمَا کَسَبَت أيدِيکمُ وَ يَعفُوا عَن کَثِير”605، و آن‌چه از رنج و مصائب به شما مي‌رسد همه از دست (اعمال زشت) خود شماست در صورتي که خدا بسياري از اعمال بد را عفو مي‌کند. هر بلايي که به انسان برسد، نتيجه کردار آنان است و از طرفي، اهل بيت (عليهم السلام) که معصوم هم بوده‌اند، بلاها و مصيبت‌هاي فراواني ديدند. اين سوال براي يکي از اصحاب امام صادق (عليه السلام) پيش آمد که آيا آن‌چه به حضرت علي(عليه السلام) و بعد از ايشان به فرزندانشان رسيد به خاطر اعمال خودشان بوده؛ درحالي که آنان اهل بيت عصمت و طهارت اند؟ سوال خود را مطرح کرد و حضرت در پاسخ وي فرمود:”إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلي الله عليه و آله) کَانَ يَتُوبُ إِلَي اللهِ وَ يَستَغفِرُهُ فِي کُلِّ يَومٍ وَ لَيلَهٍ مِائَهَ مَرَّهٍ مِن غَيرِ ذَنبٍ-إِنَّ اللهَ يَخُصُّ أولِياءَهُ بِالمَصَائِبِ لِيَأجُرَهُم عَلَيهَا مِن غَيرِ ذَنب”606، همانا پيامبر همواره توبه مي‌کرد و در هر شبانه روز صدبار استغفار مي‌کرد، بدون اين که گناهي داشته باشد. همانا خداوند- عز و جل- بلاء را به اولياي خود اختصاص مي‌دهد، بدون اين که گناهي داشته باشند، تا به آنان پاداش دهد. البته اين نوع از بلاها اختصاص به معصومين (عليهم السلام) ندارد گاهي اهل ايمان نيز به اين نوع بلاها مبتلا مي‌شوند و دليلش اين است که برخي از مقام‌ها جز از طريق بلاء و امتحان به دست نمي‌آيد. امام صادق (عليه السلام) فرمودند:”ان في الجنه منزله لايبلغها عبد الا بِالابتِلَاء في جسده”607، همانا در بهشت مقامي است که هيچ بنده‌اي به آن نمي‌رسد، مگر به وسيله مبتلا شدن در بدنش و در کلام ديگري مي‌فرمايد: “إِنَّهُ لَيَکُونُ لِلعَبدِ عِندَ اللهِ مَنزِلَهٌ لَا يَبلُغُهَا إِلَّا بِإِحدَي خَصلَتَينِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِي جِسمٍ أو بِذَهَابِ مَال”608، هر آينه گاهي بنده‌اي، مقامي نزد خداوند دارد که جز با يکي از اين دو به آن نمي‌رسد يا از دست دادن مال يا بلايي در بدن؛ گاهي خداوند، مقامي براي بنده‌اي در نظر مي‌گيرد و اعمال او به اندازه آن مقام نيست، در اين‌جا خداوند به وسيله بلاها و سختي‌ها کاستي‌هاي عمل او را جبران مي‌کند. رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) دراين باره مي‌فرمايد:”إِنَّ اللهَ تَعَالَي لَيَکتُب لِلعَبدِ دَرَجَهَ العُليَا فِي الجَنَّهِ فَلَا يَبلُغُهَا عَمَلُهُ فَلَا يَزَالُ يَتَعَهَّدُ بِالبَلَاءِ حَتَّي يَبلُغُهَا”609، همانا خداوند متعال براي بنده، درجه بالايي را در بهشت مي‌نويسد، ولي عمل بنده به آن اندازه نيست پس همواره در بلاء قرار مي‌گيرد تا به آن درجه برسد.
بنابراين با دقت در آن‌چه گذشت مي‌توان اين حقيقت را دريافت که ابتلاء و امتحاناتي که براي انبياء و اولياء الهي پيش آمده براي ارتقاء مقام معنوي آنان بوده است چرا که خداوند، از حقيقت و باطن خير آنان آگاه بوده و با اين ابتلائات خواسته است ايشان را به مقامي که استحقاق آن را دارند برساند. مثلاً هدف خداوند از امتحانات سختي که براي حضرت ابراهيم(عليه السلام) پيش آورد، ارتقاء مقام ايشان از نبوت به امامت بود. همان‌طور که قرآن کريم مي‌فرمايد: “وَ إِذِ ابتَليَ إِبرَاهِيمَ ربُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأتَمَّهُنَّ قَالَ إنّي جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إمَاماً”610، و (به ياد آر) هنگامي که خدا ابراهيم را به اموري امتحان فرمود و او همه را به جاي آورد، خدا به او گفت: من تو را به پيشوايي خلق برگزينم. از امام باقر (عليه السلام) روايت شده که فرمودند:
“و ما کان الذي اصابهم من ذلک لذنب اقترفوه و لا لعقوبه معصيه خالفوا الله فيها، ولکن لمنازل و کرامه من الله اراد ان يبلغوها، مصائب اهل بيت (عليهم السلام) به کيفر جرم يا عقوبت معصيتي نيست بلکه از براي ادراک منازل و کرامت است وخداوند مي‌خواهد ايشان را به مقام بلند و ارجمند ارتقاء دهد.”611
کسي که به وسيله آزمون‌هاي الهي تزکيه اخلاقي مي‌يابد، خود متجلي دين مي‌شود چرا که همه وجودش براي خدا شده راه راست را تا قرب الهي پيموده و تمام مقامات را پشت سر گذاشته است، چنين کسي خود راه راست و صراط مستقيمي است که مي‌تواند ديگران را رهبري کند و جهان را اصلاح نمايد.
حضرت ابراهيم (عليه السلام) با به پايان رساندن دوره‌اي از امتحانات و ابتلاهاي الهي به مقام امامت و پيشوايي رسيد و پرچم دين حق را در جهان برافراشت.
“وَ اِذ ابتَلي اِبراهيمَ رَبُّهُ بِکلماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنُي جاعِلُکَ للنّاسِ اِماماً…”و هنگامي که ابراهيم را به کلماتي آزمود، سپس آن‌ها را به پايان رساند و فرمود تو را پيشواي مردم قرار داديم.612
4-1-23. اخلاص
يکي از بالاترين درجه تزکيه اخلاقي خالص شدن براي خداي متعال است؛ آن‌چنان که هيچ کار نيکي را جز براي وصالش انجام ندهد. بلاها باعث مي‌شود که اثر غير از جان زدوده شده و بنده با سوختن در آتش عشق الهي از هر چه غير محبوب خلاص و پيراسته گردد. امير مومنان علي (عليه السلام) فرمود:
“يمتَحِنُ الموُمن بِالبلاءِ کَما يمتَحن بِالنّارِ الخَلاصُ” 613 مومن با بلاء آزموده مي‌شود همان طور که طلاي خالص با آتش.
4-1-24. رسيدن به مقام صديقين
انسان مزکّي و آن کس که به دنبال تزکيه اخلاقي مي‌باشد در دلش آمادگي دريافت حقايق و نهان‌هاي دين را دارد و اين کمال عبوديت و بندگي است که شامل صديقين مي‌شود. علماي اخلاقي شش مرتبه براي صدق معرفي کرده‌اند: “راستي در سخن، راستي در نيت و اراده، راستي در عزم و تصميم، راستي در اقدام براي تصميم، راستي در عمل و راستي در صحت درک به مقامات دين”.
ابوحامد غزالي راستي در نيت و اراده را همان اخلاص دانسته و مرتبه آخر صدق يعني راستي درک مقامات دين را اين طور توضيح مي‌دهد که “خوف و رجاء و تعظيم و زهد و رضا و توکل و حب و تمام اين موارد تصوراتي است که با لفظ آشکار مي‌شود. و حقايق و نهاياتي دارد که صادق محقق به آن‌ها رسيده است.”
رسيدن به حقايق مقامات دين که در عبوديت خلاصه شده و نهايت صدق مي‌باشد، در کمال و تحقق به مقام بندگي در پرتو قرب الهي است، همان‌طور که خداي متعال در قرآن مي‌فرمايد: “اِنَّ المُتَّقينَ في جَنّات وَ نَهرٍ في مَقعَد صِدقٍ عِندَ مَليکٍ مُقتَدرٍ” در حقيقت پرهيزکاران در ميان باغ‌ها و نهرها در جايگاه راستين نزد پادشاهي توانا هستند. 614
رسيدن به اين مرتبه با گذر از آزمون‌ها و ابتلاهاي دشوار و خاص امکان پذير است “وَ لَقَد فَتَنا الذّين مِن قَبلهِم فَليعلمَنَّ الله الذَّينَ صَدَقوا وَ ليعَلَّمنَّ الکاذبينَ” و به يقين کساني را که پيش از اين‌ها بودند آزموديم، تا خدا آنان را که اهل صدق‌اند و دروغگويان را بشناسد. 615
آزمون‌هاي دشواري که با رضا سپري شود موجب رسيدن به مقام صديقين مي‌گردد. “الَُّذين اخرِجوُا مِن دِيارِهِم وَ اَموالَهُم يبتَغُونَ فَضلاً مِن اللهِ وَ رضواناً وَ ينصُروُن اللهِ و رَسولَهُ اُولئک َهُم الصادِقوُن” کساني که از وطنشان و دارايي شان رانده شدند: خواستار فضل و عنايت خدا و رضاي او بوده، خدا و رسولش را ياري مي‌کنند. براستي که اينان اهل صدق اند. 616
“… الصّابرين في البَأساءِ وَ الضَّرآءِ و حينَ البَأسِ اوُلئِکَ الذَّينَ صَدَقوُا و اولئکَ هُمُ المُتَّقُون” بردباران در سختي‌ها و رنج‌ها و هنگام گرفتاري بدون شک آنان اهل راستي و پرهيزکاري اند. 617
شايد بهترين مصداق اهل راستي حضرت ابراهيم باشد که دشوارترين امتحان‌هاي پروردگار را صادقانه سپري کرده و با وصف صديق ستوده شده است. “وَ اذکُر في الکِتابِ اِبراهيم اِنَهُ کان صديقاً نَّبياً”618 در اين کتاب ابراهيم را به ياد آور، زيرا او اهل راستي و پيامبر بود.
4-1-25. يافتن جايگاه عبوديت
عبوديت نهايت سلوک الي الله و تزکيه اخلاقي است.در ادبيات عرفاني از اين مقام به عنوان فنا تعبير آورده شده زيرا در کمال عبوديت بنده همه چيز حتي وجود خود و همه جلوه‌هاي عالم را ملک خدا مي‌داند و به اين حقيقت مي‌رسد که مالکيت خداوند اعتباري نيست، بلکه هيچ حقيقتي مستقل از او وجودي ندارد و حقيقتا همه‌ي هستي و جلوه‌هاي آن براي خدا و بلکه جلوه‌ي اوست و تنها کسي مي‌تواند آن را درک کند که پله اول که همان تزکيه اخلاقي نفسش است، را به سلامت گذرانده باشد.
“ألِغَيرِکَ مِن الظُّهور ما لَيسَ لَکَ”619 آيا براي غير تو ظهور و جلوه‌اي است که براي تو نيست.
کمال عبوديت هنگامي بهره‌ي مومنان مي‌گردد که در بلاها حقوق وحدود الهي را پاس دارند و بي‌ترديد با امامت عبد صالح خداوند در زمين اين راه براي مردم هموارتر و رسيدن به آن سهل‌تر خواهد بود. در مقام عبوديت است که خداوند بنده را مظهر نور خود قرار داده و در آينه‌ي وجود او جمال و جلال خود را تماشا کرده و مي‌ستايد.
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: “… ما اَثني الله تعالي عَلي عَبدَ مِن عِبادِه مِن لَدِن آدم الي محمَّد (صلي الله عليه و آله) الاّ بعد اِبتِلائَه و وَفائَهُ حَقش العُبودية فيه. فَکِراماتِ الله في الحَقيقة نَهاياتٌ بِداياتُها البَلاء و بِداياتُ نَهاياتها البَلاءُ و مَن خََرَج مِن سَبيکَة الَبلوي جَعَل سراجَ المومنينَ وَ مُونِسَ المُقَرَّبين وََدليلَ القاصِدين.”620 خداوند هيچ بنده‌اي از بندگانش را از فرزندان آدم (عليه السلام) تا محمد (صلي الله عليه و آله) ستايش نکرده، مگر پس از آزمون‌ها و وفاي حق عبوديت در آن امتحان‌ها. کرامات خدا در حقيقت پايان‌هايي است براي راه‌هايي که آغازش بلاست و شروع سرانجام‌هايش گرفتاري است و کسي که از سبيکه (نقره يا طلاي گداخته) بلا بيرون آيد، چراغ ايمان آورندگان و همدم نزديکان خداوند و راهنماي حق جويان مي‌شود.
4-1-26. لقاي پروردگار
مهم‌ترين نتيجه‌ي ابتلاها که از جهتي معيار ارزش رسيدن به مقام عبوديت است

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درباره زنان مطلقه، سلامت روان، سلامت روانی Next Entries منبع تحقیق درباره پیوند عاطفی، کیفیت دلبستگی، سبک دلبستگی