پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

به معناي انتقال از يک عالم به عالم ديگر است. بنابراين مي‌تواند موضوع آفرينش قرارگيرد. و دراين‌جا که پيش از حيات ذکر شده و ظهور آن در حيات اين دنياست. به معناي انتقال از عالم نوراني ارواح پيش از جهان به دنياي تاريک مادي است. هم از اين رو آن را از موارد شر آزمون‌هاي الهي به شمار آورديم.
2-6-2-2-6. القائات و وسوسه‌هاي شياطين
حکمت الهي اقتضاء کرده که شيطان وسوسه گر خلق شود تا انسان در کشاکش وسوسه‌هاي او و دعوت‌ها و فرامين خداوند، راه سعادت و يا شقاوت را بپيمايد. شيطان نيز تمام توان و قدرت خويش را به کار مي‌گيرد تا انسان را به گمراهي بکشاند و در اين راه لحظه‌اي غفلت نخواهد کرد زيرا بر آن سوگند ياد کرده است. “قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأغوِيَنَّهُم أجمَعِين * إِلَّا عِبَادَکَ مِنهُمُ المُخلَصِين”254، شيطان گفت: به عزّت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد مگر خاصان از بندگانت را که دل از غير بريدند و براي تو خالص شدند. خداوند شيطان و القائات شيطاني را به عنوان وسيله آزمايش انسان معرفي مي‌کند و مي‌فرمايد: “لِّيَجعَلَ مَا يُلقِي الشَّيطَانُ فِتنَهً لِّلَّذِينَ فيِ قُلُوبِهم مَّرَضٌ وَ القَاسِيَهِ قُلُوبُهُم وَ إِنَّ الظَّلِمِينَ لَفيِ شِقَاقِ بَعِيد”255، اين القائات شيطان کساني را که دل‌هايشان مبتلا به مرض(نفاق و شک يا کفر) و قساوت است بيازمايد( و باطن آن‌ها را پديدار سازد) و همانا ( کافران و) ستمکاران عالم سخت در ستيزه و دشمني دور (از حق) مي‌باشند. علامه طباطبائي در تفسير اين آيه مي‌نويسند: “الإلقاءات الشيطانيه مصلحه و هي أنها محنه يمتحن بها الناس عامه و الامتحان من النواميس الإلهيه العامه الجاريه في العالم الإنساني و يتوقف عليه تلبس السعيد بسعادته و الشقي بشقائه و فتنه يفتتن بها الذين في قلوبهم مرض و القاسيه قلوبهم خاصه…”256، اين القائات شيطاني خود مصلحتي دارد و آن اين است که مردم عموماً به وسيله آن آزمايش مي‌شوند و آزمايش از سنّت‌هاي الهي است که در عالم انساني جريان داد و چون براي رسيدن سعادتمندان به سعادت و اشقياء به شقاوت به اين سنّت نياز است بايد هر دو دسته به ميدان امتحان آيند و دسته سوم هم که منافقان بيمار دل هستند به طور خاص بايد مورد آزمون قرار گيرند. در آيه‌اي ديگر خداوند، شيطان را عامل تمييز و جدائي مؤمنان از غير آنان مي‌داند؛ و مي‌فرمايد: “وَ مَا کَانَ لَهُ عَلَيهِم مِّن سُلطَانٍ إِلَّا لِنَعلَمَ مَن يُؤمِنُ بِالأخِرَهِ مِمَّن هُوَ مِنهَا فيِ شَکٍ وَ رَبُّکَ عَلَي کلُ شَيءٍ حَفِيظ”257، و ابليس را بر آنان [در اينکه فرمان بردارشان کند] هيچ تسلطي نبود[ جز وسوسه کردن باز بودن راه وسوسه بر او هيچ سببي نداشت] مگر اينکه مي‌خواستيم کساني را که به آخرت ايمان دارند از آنان که درباره آن در ترديدند مشخص کنيم و پروردگارت بر هر چيزي نگهبان است258.
“وَ ما اَرسَلنا مِن قَبلِکَ مِن رَسولٍ وَلا نَبي الاّ اِذا تَمَنّي اَلقي الشَّيطانُ في اُمنيته… لِيجعَلَ ما يلقي الشَّيطانُ فِتنَةً للذّينَ في قُلوبِهم مَرَضٌ…” و ما پيام آوري را پيش از تو نفرستاديم مگر اين‌که وقتي آرزو مي‌کرد (در رسالتش موفق شود) شيطان در اين آرزو القا مي‌کرد (تا اهل عناد با او مقابله کنند) براي اين‌که خداوند وسوسه‌ي شيطان را آزموني قرار داد براي بيمار دلان… 259
البته واضح است اين آزمون براي کساني است که ايمان فطري دارند و بالقوه مومن‌اند اما در اين آزمون‌ها کفر خود را شکوفا مي‌کنند و بعد از اين به ابتلائات کافرانه عقاب مي‌شوند. و اما مومنان در برابر اين وسوسه‌ها گويي بنايي آهنين و شکست ناپذيرند “صَفّاً کَأنَّهُم بُنيانٌ مَرصُوصٌ”.260
زراره از امام جعفر صادق (عليه السلام) نقل مي‌کند: “لَو أَن مُومِناً عَلي قُلَّةِ جَبَلٍ لَبَعَثَ الله اِليهِ شيطاناً وَ يجعلَ لَه مِن ايمانِه أُنساً لا يستَوحِشُ اِلي اَحَدٍ” 261 اگر مومني بر فراز کوهي باشد خداوند شيطاني براي او بر مي‌انگيزد و از ايمان همدمي برايش قرار مي‌دهد که از ترس به سوي کسي ميل نکند و در روايت ديگري از آن امام بزرگوار مي‌خوانيم: “إنَّ الشَياطينَ عَلي المُومِنينَ اَکثَرُ مِن الزَنابيرَ عَلي اللَّحمِ ثُمَّ قالَ هکذا بِيدِه الاّ ما دَفَع اللهُ”262 همانا شياطين براي مومنان بيشتر از زنبورها بر تکه‌اي گوشت هستند سپس با دست به آسمان اشاره کرد و فرمود:مگر اينکه خدا آن‌ها را دور کند.
2-6-2-2-7. آزارهاي ديگران
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “لَو أَنَّ مُومِناً کانَ في قُلَّة جَبَلٍ لَبَعَث اللهُ عَزَّ وَ جلَّ اليهِ من يؤذيهِ لِيأجُرَه عَلي ذلکَ”263 اگر مومني بر فراز کوهي باشد به درستي که خداوند کسي را براي آزار او بر مي‌انگيزد تا به اين علت به مومن پاداش دهد. و از رسول الله(صلي الله عليه و آله) نقل شده “لَو کانَ المومِنُ في حُجرِ فَأرَةِ لَقُيضَ اللهُ فيه مَن يؤذيهِ وَ قالَ المُومِنُ مُکَفَّرٌ”264 اگر مومن در سوراخ موشي باشد خداوند کسي را براي آزار او بر مي‌انگيزد. البته اين آزارها از سوي افراد مختلف به مومن مي‌رسد.
2-6-2-2-7-1. منافقان
امام صادق (عليه السلام) فرمود: “ماکان و لن يکون مومن الا و له… منافق يقفوه اثره او منافق يري قتاله جهادا…”265 هيچ گاه مومني نبوده و نخواهد بود مگر اين که منافقي او را دنبال مي‌کند يا منافقي که کشتن او را جهاد مي‌پندارد.
عظيم ترين بلا اين گونه مصايبي است که منافقان مومن نما بر سر اهل بيت رسول الله (صلي الله عليه و آله) آوردند به ويژه درماجراي کربلا که حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) فرمود: “يا اهل الکوفه يا اهل المکر و الغدر و الخيلاء فإنه اهل بيت ابتلانا الله و بکم…” 266
اي اهل کوفه ! اي اهل نيرنگ و خيال پرداز ! بدرستي که ما اهل بيت هستيم و خداوند ما را گرفتار شما کرده است.
2-6-2-2-4-2. مومنان
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “ما کان و لن يکون مومن الا و له… مومن يحسده…”267 هميشه چنين بوده که مومني نيست مگر اين که مومني ديگر بر اوحسد مي‌ورزد. و نيز رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرمود: “ان الله اخذ ميثاق المومن علي بلايا اربع، اشد‌ها عليه: مومن يقول بقوله يحسده…”268 به درستي که خداي تعالي با مومن بر چهار بلا پيمان بسته است که دشوارترين آن‌ها مومني است که با او هم عقيده است ولي بر او رشک مي‌ورزد.
2-6-2-2-7-3. خويشان
رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرمود: “ما کان و لا يکون و لا هو کائن نبي و لا مومن الا و له قرابة يؤذيه”269 هيچ پيامبر يا مومني نبوده و نيست و هيچ گاه نخواهد بود مگر اين که خويشاوندي دارد که او را آزار مي‌دهد.
2-6-2-2-7-4. همسايه
امام رضا (عليه السلام) از پدرانش از رسول الله (صلي الله عليه و آله) نقل کردند: “ما کان و لا يکون الي يوم القيامة مومن الا له جار يؤذيه.”270 هيچ وقت نبوده و تا قيامت هم نخواهد بود مومن مگر اين که همسايه‌اي دارد که او را مي‌آزارد.
2-6-2-2-7-5. همسر
سکوني از امام صادق (عليه السلام) نقل کرده: “قال اميرالمومنين (عليه السلام) اياکم و تزويج الحمقاء فإن صحبتها بلاء و ولدها ضياع” 271 برحذر باشيد از ازدواج با همسر سبک سر، براستي که همراهي با او بلا و فرزند او تباه است.
2-6-2-2-8. غم و اندوه
قال الصادق (عليه السلام): “إن العبد إذا کثرت ذنوبه و لم يجد ما يکفرها به ابتلاه الله عز وجل بالحزن في الدنيا ليکفرها به فإن فعل ذلک به و إلا فعذبه في قبره ليلقاه الله عزو جل يوم يلقاه و ليس شي يشهد علي بشي من ذنوبه”272 براستي که اگر گناهان بنده زياد شود و چيزي براي پوشاندن و بخشيدن آن نباشد خداوند او را به اندوه در دنيا دچار مي‌کند تا پاک شود و اگر نشد در گور عذابش مي‌کند تا در قيامت خدا را در حالي ملاقات کند که چيزي بر گناهش شهادت ندهد.
“يونس بن يعقوب قال سمعت جعفر بن محمد (عليه السلام) يقول: … يا يونس إن المومن اکرم علي الله تعالي من أن يمر عليه اربعون لا يمحص فيها ذنوبه و لو بغم بصيبه لا يدري و ما وجهه و الله إن احدکم ليضع الدارهم بين يديه فيزنها فيجد‌ها ناقصة فيغتم بذلک. فيجدها سوا فيکون ذلک حطا لبعض ذنوبه”273
امام صادق (عليه السلام) به يونس بن يعقوب مي‌فرمود: اي يونس براستي که مومن گرامي‌تر از آن است براي خداوند که چهل روز بگذرد و او را از گناهان پاک نسازد اگر چه با اندوهي که نمي‌داند علتش چيست.
به خدا اگر يکي از شما درهمي به دست گيرد و گمان کند کم است و غمگين شود سپس دريابد که اندازه است، اين غم موجب ريزش گناهان اوست و از آن امام ارجمند نقل شده: “لا تزال الغموم و الهموم بالمومن حتي لا تدع له ذنبا”274 همواره مومن با گرفتگي و اندوه دست به گريبان است تا گناهي براي او نماند.
2-6-2-2-9. هواي نفس
رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرمودند: “المومن بين خمس شدايد: مومن يحسده و منافق يبغضه و کافر يقاتله و نفس تنازعه و شيطان يضله”275
مومن با پنج گرفتاري دست به گريبان است: مومني ديگر که به او حسادت مي‌ورزد، منافقي که با او دشمني مي‌کند، کافري که با او مي‌ستيزد، نفسي که با او کشمکش دارد و شيطاني که براي گمراهي‌اش مي‌کوشد.
2-6-2-2-10. اختلاف درجات و مراتب
انسان‌ها به طور طبيعي از نظر استعداد و هوش و فکر، سليقه و گرايش‌ها و حتي از نظر ساختمان جسماني، رنگ پوست و غيره با يکديگر متفاوت هستند و اين‌ها آزمايش و امتحان خداوندي است.
خداوند در قرآن اختلاف طبيعي ميان انسان‌ها را از آيات و نشانه‌هاي خود معرفي مي‌کند. “وَ مِن ءَايَاتِهِ خَلقُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرضِ وَ اختِلَافُ ألسِنَتِکُم وَ ألوَانِکُم إِنَّ فيِ ذَالکَ لَآيَاتٍ لِّلعَلِمِين”276، و از نشانه‌هاي[قدرت] او آفرينش آسمان‌ها و زمين و اختلاف و گوناگوني زبان‌ها و رنگ‌هاي شماست بي‌ترديد در اين [واقعيات] براي دانايان نشانه‌هايي است.
البته علاوه بر تفاوت‌هاي طبيعي،تفاوت‌هاي ديگري نيز وجود دارد مانند ثروت و فقر، علم و جهل، سلامتي و بيماري و… که غالباً به عوامل اجتماعي بر مي‌گردد. خداوند در قرآن برتري درجات و اختلاف ميان انسان‌ها را که از آيات و نشانه‌هاي او هستند به عنوان ابزار ابتلاء و آزمايش معرفي مي‌کند. “وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَکُم خَلَئفَ الأرضِ وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجَتٍ لِّيَبلُوَکُم فيِ مَا ءَاتَئکُم إِنَّ رَبَّکَ سَرِيعُ العِقَابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمُ”277، و او خدايي است که شما را جانشين گذشتگان اهل زمين مقرر داشت و رتبه بعضي را از بعضي بالاتر قرار داد تا شما را در آن‌چه به شما داده( در اين تفاوت رتبه‌ها) بيازمايد، که همانا خدا زود کيفر و بسيار بخشنده و مهربان است. صاحب تفسير المنار درمورد تفسير اين آيه چنين مي‌نويسد:
“والمعني ان ربکم الذي هو رب کل شي هو الذي جعلکم خلائف هذه الارض بعد امم سبقت و لکم في سيرتها عبر، رفع بعضکم فوق بعض درجات في الخَلق و الخُلق و الغني و الفقره و القوه و الضعف و العلم و الجهل و العز و الذله ليختبرک فيما اعطاکم اي يعاملکم معامله المختبر في ذلک…”278،
يعني پروردگار شما آن کسي است که بعد از امت‌هاي پيشين شما را جانشين اين زمين قرار داد که سيرت و روش و سرنوشت آنان برايتان مايه عبرت است بعضي از شما را در نحوه خلقت و خلق و خوي و در ثروت و فقر و قوت و ضعف و علم و جهل و عزت و ذلت بر بعضي ديگر فضل و برتري بخشيد تا شما را در آن چه داده است مورد امتحان و آزمايش قرار دهد.
2-7. آفات ابتلا
آفات در ابتلائات خوشي و ناخوشي، مختلف است، اين آفات در ذيل از نظرتان مي‌گذرد:
2-7-1. آفات ابتلاء به نعمت‌ها و خوشي‌ها
2-7-1-1. عجب
اين آفت بيشتر در ابتلاي به نعمت ظهور مي‌کند. چه بسا افرادي که در ابتلاي به نقمت صبوري و حتي شکر مي‌کنند ولي بعداً از صبر خود گرفتار عجب مي‌شوند. انسان چون خودش را دوست دارد ممکن است به عجب و خودبيني دچار شود به اين صورت که در امتحانات حسنه‌ي الهي اکرام و انعام او را به شايستگي خود مربوط سازد و آزمون‌هاي دشوار و پر محنت و زحمت براي خود تحقير و ناشايست پندارد.
“اِذا خَوَّلناهُ نِعمةً قالَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق، ارباب رجوع Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع حکمت خداوند، امام سجاد