پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق، صدق و کذب

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏كنند. “إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً”116 ب: گروهى بردبار و صبور هستند. “وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ”
ج: گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند: “اللهم لك الحمد حمد الشاكرين لك على مصابهم.”117
اين برخوردها، نشانه‏ى معرفت هر كس نسبت به فلسفه‏ى مصايب و سختى‏هاست. همان‌گونه كه كودك، از خوردن پياز تند، بى‏تابى مى‏كند و نوجوان تحمّل مى‏كند، ولى بزرگسال پول مى‏دهد تا پياز خريده و بخورد. 118
“و الذى بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة، و لتغربلن غربلة، و لتساطن سوط القدر، حتى يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم.”
سوگند به كسى كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) را به حق مبعوث كرده به شدت مورد آزمايش قرار مى‏گيريد، و غربال مى‏شويد، و همانند محتويات يك ديگ به هنگام جوشش، زير و رو خواهيد شد، آن چنان كه بالاى شما پائين و پائين بالا قرار خواهد گرفت!119
2-4. شرايط و زمينه‌هاي فزوني ابتلاء
همان‌طور که گفته شد خداي متعال براي آزمودن بندگانش به ظرفيت و توان بنده، توجه مي‌کند و با ملاحظه شرايطش مبتلايش مي‌سازد. برخي از اين شرايط عبارتند از:
1. ايمان: امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “اِنَّما المُومِنُ بِمَنزِلَةِ کَفَّةِ الميزانِ کُلَّما زِيدَ فِي ايمانِه زِيدَ في بَلائهِ”120 مومن مانند کفه‌ي ترازوست که هر چه ايمانش افزوده شود با رعايت تعادل بلا و گرفتاريش بيشتر مي‌شود.
و نيز امام باقر (عليه السلام) مي‌فرمايد: “اِنَّما يبتَلي المُومِنُ فِي الدُّنيا عَلي قَدر دينِه، اَو قال عَلي حَسَب دِينِه”121 همانا مومن به اندازه دينش يا بنابر دينش گرفتار و آزموده مي‌شود.
بر همين اساس است که انبيا بيش از همه مبتلا مي‌شوند و پس از آن‌ها جانشينان و پيروانشان و سپس به ترتيب کساني که نزد خدا مقامي ارجمند‌تر دارند. چنان که امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “اِنَّ اَشدَّ النّاسِ بَلاءً الانبياءُ، ثُمَّ الذَّينَ يلونَهم ثُمَّ الاّ مثلَ فاَلامثلَ”.122
2. عمل نيک: چون ايمان اعتقادي است که به عمل مي‌انجامد123 هر کس ايمان قوي و عمل نيکو داشته باشد ابتلائش شديد تر مي‌شود.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “سُئِلَ رَسول الله (صلي الله عليه و آله) مَن اَشَدَّ النّاسِ بَلاءٍ في الدُّنيا. فَقالَ النَبيون ثُمّ الامَثلُ فَالامثلُ وَ يبتلي المُومنُ بَعد عَلي قَدرِ ايمانَه وَ حُسنِ اَعمالَه فَمَن صَحَّ ايمانَه و حَسُنَ عَمَله اِشتَدَّ بَلاؤَه ُوَ مَن سَخُفَ ايمانَه وَ ضَعُفَ عَمَلَه قَلَّ بَلاؤه.”124 از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سوال شد در دنيا چه کساني سخت تر گرفتار مي‌شوند. فرمود: پيامبران و سپس جانشينان آن‌‌ها به ترتيب و بعد مومن به اندازه‌ي ايمان و کارهاي نيکش.
3. حب الهي: “يا ايها الَذينَ آمَنوا مَن يرتَدُّ مِنکُم عَن دينِه فَسَوفَ يأتي اللهَ بِقَومٍ يحِبُّهم وَ يحِبَُّونَه… يجاهِدونَ فِي سَبيل اللهِ وَ لا يخافونَ لومةُ لائمٍ” اي کساني که ايمان آورديد، اگر کسي از شما از دينش روي گرداند پس خداوند گروهي را مي‌آورد که دوستشان دارد و آن‌ها هم دوستدار او هستند… در راه خدا جهاد مي‌کنند و از سرزنش ملامت کنندگان نمي‌هراسند. 125
حب حبيب محبوب، حب خود محبوب است براين اساس امام باقر (عليه السلام) فرمودند: “… يبتَلي المَرؤُ عَلي قَدرِ حُبِّه”126 اين شرط يک پيوست دارد و آن حب اهل بيت است که “مَن احبِّکم فَقد اُحِبّ الله”127 بر همين اساس امام باقر (عليه السلام) به کسي که به ايشان ابراز محبت کرد، فرمود: “فَاتَّخذَ لِلبَلا جِلبابا ًفَواللهَ اِنَّه لاسرَعَ الَينا وَ اِلي شِيعَتنا مِن السِّيل في الوادي”128 پس لباسي براي بلا بر تن کن به خدا قسم بلا به سوي ما و شيعيان ما از سيل به سرزمين پست شتابان تر است.
4. هر چه خداوند بنده‌اي را بيشتر دوست داشته باشد، او را بيشتر به رنج‌هاي دنيا مبتلا مي‌سازد. امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “اِنَّ عَظيمَ الاَجرِ لَمَع عظيمِ البَلاء و ما اَحَبََّ اللهُ قَوما ً اِلاّ اَبتلاهُم”129 همانا پاداش بزرگ و ارجمند با رنج و زحمت بزرگتر است و خداوند گروهي را دوست ندارد مگر اين‌که آن‌ها را به بلا گرفتار سازد.
و نيز به سدير فرمود: “اِنَ اللهَ اذا اَحَبَّ عَبداً غَتََّهُ بِالبَلاءِ غَتََّا وَ انَّا وَ اِياکُم يا سَدير لَنُصبِح بِه وَ نُمسِي”130 براستي هنگامي که خداوند بنده‌اي را دوست بدارد او را غرق بلا مي‌کند و همانا ما و شما شيعيان اي سدير با بلا شب را به صبح و روز را به شب مي‌رسانيم.
حال اين سوال پيش مي‌آيد خداوند چه کساني را دوست دارد؟
ان الله يحبُّ المُحسِنين 131
ان الله يحبََّ التَّوابين و يحبُّ المُتطهَرين 132
انَّ اللهَ يحبُّ المُتَِقين 133
و اللهُ يحِبُّ الصِابرين 134
انَِ اللهُ يحبُّ المُتوکِلين135
ان اللهُ يحبُّ المُقسِطين 136
و اللهُ يحبُّ المُطهَّرين 137
انَّ اللهُ يحبُّ الذَّينَ يقاتِلونَ في سَبيله صَفَّا کانَّهم بُنيانٌ مَرصوصٌ.138
پس خداوند کساني را دوست دارد که ايمان خود را به عمل برسانند.
مي توان نتيجه گرفت که خداي متعال کساني را که ايمان مي‌آورند و عمل صالح انجام مي‌دهند و خود را براي خدا خالص مي‌کنند را بيشتر مبتلا مي‌سازد چرا که به سعادت ايشان، مشتاق‌تر است.
ابي بصير از امام صادق (عليه السلام) روايت کرده است که: “انَّ للهِ عَزّ َو جلَّ عِباداً في الاَرضِ مِن خالِص عِبادِه ما ينزِلُ مِن السَّما ءِ تُحفَة الي الاَرض الاّ صَرَفَها عَنهُم اِلي غَيرُ هُم وَ لا بَليةً الاّ صَرَّفها اِلَيهِم” 139
همانا خداي عز و جل بندگاني دارد از بندگان خالصش که عطيه‌اي از آسمان به زمين نمي‌آيد مگر اين که از آن‌ها برگردانده مي‌شود و بلايي نازل نمي‌شود مگر اين که به سوي آن‌ها مي‌رود.
پرسش ديگري که در اينجا پيش مي‌آيد اين است که کافران مبتلا مي‌شوند يا خير؟
بايد گفت که ظالمان و کافران در دنيا رنج و ابتلا دارند. اول رنج‌هاي طبيعي که مقتضاي زندگي مادي و محدود دنياست و و اين که لذات دنيا کوتاه و همراه با رنج است، همانطور که قرآن کريم فرمود: “متاع الدنيا قليل” بهره‌ي دنيا اندک است. 140حضرت علي (عليه السلام) فرموده‌اند:
“نشد که از دنيا دلي شاد و لبي خندان شود، و پس از زماني بس کوتاه، چشمي گريان پي آمد آن نباشد، هرگاه باشد خوشي‌ها به کسي روي آورد، بي‌درنگ با شرنگ رنج‌ها روي برتافت. شبنمي از رفاه بر بوستاني ننشانيد، جز آن که از گرفتاري و رنج رگباري سخت بر آن جا بباريد و از دنيا جز اين انتظاري نيست که بامدادان ياور انسان باشد و شامگاهان چهره‌اي ناشناس بنمايد. اگر يک سوي آن به کام شيرين آيد، ديگر سويش تلخ و هلاکت آور باشد. هيچ کس از فراواني آن کامياب نشد، مگر آن که رنجي از رنج‌هاي آن را ديد…”141
دومين ابتلاي اهل کفر و ظلم اين است که امکان بهره برداري از دنيا برايشان فراهم مي‌شود تا سرانجام به ناگاه عذاب فرا مي‌رسد و آن‌ها ديگر فرصتي براي بازگشت و اصلاح ندارند.
“فَلمّا نَسوا ما ذُکِّرو ا بِه فَتَحنا عَليهِم اَبوابَ کُلِّ شي حَتّي اِذا فَرِحوا بِما أوتُوا أَخذناهُم بَغتَةً فَإذا هُم مُبلسون” هنگامي که آن‌چه را به آن‌ها يادآوري شده بود، فراموش کردند؛ درهاي همه چيز را به روي آن‌ها گشوديم تا دل خوش شدند، ناگهان آن‌ها را گرفتيم پس در اين هنگام نااميد شدند. 142
به همين دليل به پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد که به آن‌ها که از حق روي مي‌گردانند هشدار بده و بگو “إِن أدري لَعَلََه فِتنَة لَکُم وَ مَتاع اِلي حين” من نمي‌دانم شايد اين آزمايشي باشد و بهره‌اي براي مدتي که سر مي‌آيد.143بنابراين مرتبه‌اي از ابتلائات الهي مثل استدراج و مکر و املاء مخصوص کافراني است که لباس تقوا را برکنده و از حريم عبوديت خارج شدند. “کَذلکَ نَبلوهُم بِما کانوا يفسقُون” 144البته اين همه از لطف و رحمت خداوند است که رو گردانندگان از آخرت را از نعمت اندک دنيا بهره‌مند مي‌کند تا دست کم در اين جا خوشي ناچيزي را تجربه کنند و همين بهره کم را از دوستانش مي‌گيرد تا اجر عظيم اخروي را نصيب شان کند. هم از اين رو پيامبر فرمود: “عَجَبا ً لِلعَبدِ المُومن مِن شيعَةِ مُحمدِ وَ عَلي عليهما السلام اِن ينصرفِي الدّنيا عَلي اَعدائه فَقد جَمَع لَه خَير دارين وَ اِن امتَحَن فِي الدّنيا فَقَد ادَّخرَلَه في الاخِرةِ ما لايکون لمِحنَتة فِي الدّنيا قَدرٌ عِندَ اِضافَتها اِلي نِعمَ الاخِرة و کَذلکَ عَجَبا للعَبد المُخالف لَنا اَهل البَيت اِن خَذَلَ في الدّنيا وَ غََلَب باِيدِي المُومنينَ فَقد جَمعَ عَليه عَذابَ الدّارين.145
شگفتا از بنده‌ي با ايمان از پيروان پيامبر و علي(عليهما السلام) اگر در دنيا برابر دشمنش ياري شده و پيروز گردد. زيرا خداوند خير دنيا و آخرت را براي او جمع کرده. و اگر به ناکامي آزموده شود، چنان با نعمت‌هاي افزوده بهشتي جبران مي‌شود که اثري از رنج اين آزمون باقي نماند. و شگفتا از دشمنان اهل بيت اگر در دنيا به دست مومنان شکست خورند. پس رنج دنيا و آخرت براي آن‌ها جمع شده است.
2-5. فلسفه و اهداف ابتلاء
وقتي چيزي را مورد آزمايش و امتحان قرار مي‌دهيم، به خاطر آن است که نسبت به آن جهل داريم و براي برطرف کردن جهل خود به امتحان رو مي‌آوريم ويا آزمون‌هايي که از ديگران مي‌گيريم، مي‌خواهيم قابليت‌هاي شخصي افراد را بشناسيم و در کل مي‌توان گفت امتحان براي انسان به منزله کشف مجهول است، مي‌آزماييم تا به مجهول پي ببريم و آن را به معلوم تبديل کنيم؛ اما خداي متعال که عالم به غيب است قطعا چنين هدفي را دنبال نمي‌کند، پس فلسفه امتحان و ابتلاء انسان چيست؟ اهداف الهي امتحان و ابتلاء انسان را مي‌توان در يک تقسيم بندي کلي به دو هدف تقسيم نمود که عبارتند از:1- اهداف اخلاقي 2- اهداف اعتقادي؛ که هرکدام اهداف جزئي‌تري را شامل مي‌شوند.
2-5-1. اهداف اخلاقي
زير مجموعه اهداف اخلاقي اهداف ديگري قرار مي‌گيرند، که در ذيل به ذکر آن‌ها مي‌پردازيم:
2-5-1-1. ظهور انسانيت انسان
مهم‌ترين فلسفه و حکمت ابتلاء تزکيه اخلاقي و بروز ماهيت واقعي انسان‌ها در کشاکش زندگي و مواجهه با حوادث و مشکلات و سختي‌هاي روزگار است. “برجستگي‌ها و کرامت‌هاي روحي انسان در شرائط دشوار ابتلاء خود را نشان مي‌دهد و هم چنين ارزش‌هاي اخلاقي با وجود شرايط سخت و تنگناها معناي خود را مي‌يابد”146. اگر انسان گرفتار مشکلات نشود و طعم فقر و بيماري را نچشد مفهوم نعمت و سلامتي را درک نمي‌کند. بنابراين آزمون‌هاي الهي است که انسان را مي‌سازد و در سايه آن اوصاف و فضيلت‌هاي اخلاقي شناخته مي‌شود
“چرا که مشکلات و سختي‌ها به منزله سنگ محک اخلاق انساني است. هم چنان که بعضي از نباتات را بايد سائيد تا رايحه خوش آن‌ها استشمام شود همان طور برخي از طبايع بايد گرفتار مشقت و محنت گردند تا ملکات و فضائل ذاتي ايشان ظاهر و متجلي شود”147.
قرآن کريم اين حقيقت را درآيات متعددي متذکر شده است. “وَ لَنَبلُوَنَّکُم حَتيَ نَعلَمَ المُجَاهِدِينَ مِنکُم وَ الصَّابِرينَ وَ نَبلُوا أخبَارَکم”148، به يقين ما شما را امتحان مي‌کنيم تا مجاهدان از شما و صابران را مشخص نماييم و اخبار شما را نيز [که اعمال و اسرار شماست] مي‌آزماييم [تا صدق و کذب شما را در همه امور معلوم بداريم].
2-5-1-2. ظهور ملکات اخلاقي
ملکات اخلاقي انسان به تنهايي نمي‌تواند معياري براي ثواب و عقاب گردد،149 مگر آن که زماني که در قالب اعمال انسان خودنمائي کند:
“خداوند بندگانش را مي‌آزمايد تا آن چه در درون دارند در عمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کيفر گردند. اگر آزمايش الهي نبود اين استعدادها شکوفا نمي‌شد و ميوه‌هاي اعمال بر شاخسار درخت وجود انسان نمايان نمي‌گشت”150.
امام علي (عليه السلام) مي‌فرمايند: “وَ إِن کَانَ سُبحَانَهُ أعلَمَ بِهِم مِن أنفُسِهِم وَ لَکِن لِتَظهَرَ الأفعَالُ الَّتي بِهَا يُستَحَقُّ الثَّوَابُ وَ العِقَاب”151، اگرچه خداوند از آنان نسبت به خودشان داناتر است امّا آزمايش براي آن است که اعمال شايسته پاداش و عقاب آشکار گردد.
بنابراين امتحان خداوند،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق، رفتار انسان، سوره بقره Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام صادق، رفتار انسان، ترس از خدا