پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، کرامت انسان، کرامت انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

تغییر و تبدیل ذاتیات به این باب ربطی ندارد،بلکه با ریاضت و مجاهدت تمام صفات نفسانیه را می‌توان تبدیل نمود و تغییر داد232. پس باید دانست که مقصود اصلی از طبیعی بودن و فطری بودن خُلقی آن نیست که ذاتی و غیرقابل تغییر است، بلکه جمیع ملکات و اخلاق نفسانیه بیان می‌دارند تا زمانی که نفس در این عالم حرکت و تغییر می‌کند و در تحت تصرف زمان و تجدد است و دارای ماده و قوه است، قابل تغییر است و انسان می‌تواند جمیع اخلاق خود را به مقابلات آن تبدیل کند و تا زمانی که در این عالم است می‌تواند خود را از این ظلمت نجات دهد و به انوار برساند. امام دلیل بر این مدعا را دعوت انبیا و شرایع به سوی اخلاق کریمه و ردع آنها از مقابل آنها می‌داند233.
3-3-1. اصلاح نفس و اخلاق
امام خمینی که خود مسیر ناهموار مجاهده و مبارزه با نفس را با کمال سلامت پیموده بودند، برای تهذیب و تزکیه نفس و پرورش کرامت در نهاد انسانی و سیرو سلوک اخلاقی، چهار مرحله تفکر، عزم ، مشارطه، مراقبه و محاسبه، تذکر پیوسته را در شرح چهل حدیث ذکر کرده‌اند و تمام این مراحل را مجاهده با نفس نامیده‌اند. از نظر ایشان یکی از نتایج تفکر در احوالات نفس این است نفوس صحت و مرض و صلاح و فساد و سعادت و شقاوتی است که پی بردن به طرق آن و دقایق مصالح و مفاسد آن برای احدی جز ذات مقدس حق ممکن نیست و چون در نظام اتم و احسن حکیم مطلق که واقف به همه‌ی امور است، محال است که طریق سعادت و شقاوت و هدایت به را صلاح و فساد و نیز اعلام طرق علاج نفوس، در این نظام مهمل گذاشته شود، زیرا اهمال آن مستلزم نقص در علم یا نقص در قدرت یا بخل و ظلم بی‌جهت است که ذات مقدس مبدأ از تمام اینها بری است و کامل مطلق و مفیض مطلق است پس لازم شد که در نظام اتم طریق سعادت و شقاوت و هدایت به بشر اعلام شود و از این بیان امام نتیجه می‌گیرند که نسخه‌ی اصلاح امراض نفسانیه که همان شریعت است، جز در نزد ذات مقدس حق نیست زیرا عقل عقلا از ادراک چنین مقصد بزرگی که ربط ملک و ملکوت و تأثیر صور ملکیه در باطن نفس را احدی درک نمی‌کندپس به ناچار باید از طریق وحی و الهام واقع شود؛یعنی باید به تعلیم حق باشد و واضح است که تمام افراد بشر استعداد این مقام و انجام این وظیفه را ندارند در هر چند قرن یک نفر پیدا شود که لایق چنان وظیفه‌ای باشد که خداوند او را مبعوث کند تا بشر از طرق سعادت و شقاوت و صلاح خود آگاه کند. 234 طبق مباحث مطرح شده از نظر امام، پیداست که ایشان علاوه بر عقل به شرع نیز به عنوان منبع شناخت فضیلت و پشتوانه برای اخلاق قائل است به عبارتی اخلاق وی یک اخلاق دینی نیز هست. از جمله ویژگی اخلاقی امام تأکید بر ایمان به خداوند است و فضایل را مقدمه‌ای برای رسیدن به ایمان می‌داند و ایمان را موجب قرب به خدا دانسته‌اند.
3-3-2. تربیت دینی و اخلاق
هر چند در انسان گرایش به سعادت و کمال به طور فطری وجود دارد اما آنچه در انسان فعلیت می‌یابد نیروهای شهوت و غضب است در حالی که مبادی سعادت حقیقی در آن زمان در حال استعداد و قوه است 235 پس خداوند برای هدایت انسان راهنمای درونی عقل و پیامبران را هدایتگر بیرونی قرار داد،زیرا عقل به تنهایی قادر به شناخت راه‌های سعادت و شقاوت نیست و هم‌چنین راهنمایی پیامبران بدون ادراک عقل بی‌تأثیر است236 در این جهان با جانوران و مخلوقات متفاوت فقط انسان است که می‌تواند سیر طبیعی را تغییر دهد و لازمه فطرت او چنین است که به سمت تحول پیش رود و تربیت است که این تحول را در جهت خیر و سعادت بشر ایجاد می‌کند. امام معتقد است:
«کوشش انبیاء و ایده بعثت در تمام
قرن‌ها تربیت این موجود است، این موجودی که عصاره همه مخلوقات است و با اصلاح اوعالم اصلاح می‌شود و با فساد او عالم به فساد کشیده می‌شود237. »
همانطور که عبارت یاد شده نشان می‌دهد تلاش انبیاء برای تربیت بشر است و تربیت مربوط به همه مراتب انسان است،هم مرتبه ظاهر و هم مرتبه باطن.از نظر ایشان تربیت‌های ما بیشتر به ظواهر و طبیعت منعطف است ،تربیت انبیاء به همه مراتب انسان توجه دارد.
« انسان اختصاصاتی دارد که سایر موجودات ندارند. یک مرتبه‌ی باطن دارد و یک مرتبه عقلیت و حتی یک مرتبه بالاتر از مرتبه عقل که در انسان بقوه موجود است. ودر در ابتدا در سرشت انسان است که این انسان از عالم طبیعت سیر کند تا برسد به آنجایی کهدر وهم ما نمی‌گنجد. و همه اینها را محتاج به تربیت می‌دانند . همان طوری که تربیت‌های مناسب با طبیعت هست، تربیت‌های مناسب با مراتب دیگرش هم هست که بشر به بخشی از آن اطلاع دارد و به بخش بیشتر آن جاهل است،بلکه خدای تبارک و تعالی از آن مطلع هست و بعث انبیا به این خاطر است که بشر از آن مراتب انسانیت و چیزهایی که اطلاع ندارد، آگاه شود و همین طور کیفیت تربیت را بفهمد و یک تربیت الهی پیدا کند238».
امام بر این باورند که حقیقت انسانی،بلکه هر چیزی به صورت اخیری است که در دار استعداد، یعنی دنیا تحصیل نموده است. از طرفی انسان به سیر طبیعی به صورت انسانی نمی‌رسد و آن حقیقتی که باید بشود نمی‌رسد مگر وقتی که به افق حیوانیت رسید و قوه انسان شدن را دارا شود و تحت تربیت کسی واقع گردد که به حقیقت انسانیت آگاه و باخبر باشد. به طوری که بداند در چه صورتی و با چه تربیتی این بذر انسانی، انسان می‌شود. ایشان دستورالعمل تربیت بذر انسانی را در دفترچه شرایع انبیا می‌دانند و اگر رفتار و کردار شخص طبق نظام شریعت باشد، ملکاتی که از آن اعمال حاصل می‌شود، صورتی را در نفس وی تشکیل می‌دهند که صورت طبیعت او گشته و حقیقت انسانیت ظهور و بروز می‌نماید239. امام خمینی احکامی اسلامی را مطابق با نیازهای انسان دانسته و می‌فرماید:
«احکامی که در اسلام آمده است چه احکام سیاسی و چه احکامی که مربوط به حکومت است و چه احکامی که مربوط به اجتماع است و چه احکامی که مربوط به فرهنگ اسلامی است تمام اینها موافق با احتیاجات انسان هست»240.
امام انسان را دارای سه نشئه و مقام می‌دانند که عبارتند از:مقام وعالم غیب و روحانیت، برزخ و مقام خیال و مقام ملک و شهادت. که ایشان برای هر کدام کمال خاصی و تربیت مخصوصی و عملی مناسب با نشئه و مقام خود، قائلند. و امام دستور تربیت نشئات را اوامر انبیاء می‌دانند و علمی را که تقویت و تربیت عالم روحانیت و عقل مجرد را در خود دارد، علم به ذات مقدس حق و معرفت اوصاف جمال و جلال و نیز علم به عوالم غیب و ملائکه و علم به انبیا و اولیا و مقامات آن‌ها و هم‌چنین علم به کتب الهی و معاد و عالم برزخ و قیامت و مبدأ وجود و. . . است. و اما علومی که در مورد تربیت قلب و ریاضت آن و اعمال قلبیه است، علم به منجیات و مهلکات اخلاق است؛یعنی علم به محاسن اخلاق، مثل صبر، تواضع و سخاوت و تقوی و هم‌چنین علم به قبایح اخلاق از قبیل حسد، کبر و ریا و حب دنیا و نفس و. . .
و اما علومی را که امام برای تربیت ظاهر برشمرده‌اند عبارتند از علم فقه و علم آداب معاشرت و تبیر منزل و سیاست مدن است. شایان توجه است که آثار این سه مرتبه به هم سرایت می‌کند چه در جانب کمال یا نقص باشد. به عنوان مثال کسی که وظایف عبادی و مناسک ظاهری را به درستی و مطابق دستور شرعی انجام دهد، تأثیراتی در قلب و روحش واقع می‌شود که خُلق او را نیک و عقایدش را به کمال می‌رساند241.
3-3-2-1. ایمان به خدا
اصل ایمان به یک حقیقت و تسلیم در برابر آن، از ارکان زندگی بشر است. بدترین حالات بشر این است که نتواند به چیزی ایمان بیاورد و در مقابل حقیقتی تسلیم شود. که در این صورت افکار و احساساتی پریشان و نامنظم خواهد داشت و تمام جهان را مانند افکار خود آشفته و بی‌نظم و بی‌حساب فرض می‌کند. با قبول این ضرورت، انسا باید امری را که مورد علاقه و ایمان و عقیده خود قرار می‌دهد، دو ویژگی و خصوصیت مهم داشه باشد:اول اینکه چنان مقدس و عالی باشد که شایسته خضوع، فداکاری و جانفشانی باشد. دوم اینکه مافوق همه مقدسات و همه امور عالی و شریف باشد به طوریکه ایمان به او شامل ایمان به همه حقایق بوده باشد242.
ایمان را به این صورت تعریف کرده‌اند:
« ایمان عبارت است از جایگزین شدن اعتقاد در قلب؛کأنه شخص با ایمان به کسی که به درستی و راستی و پاکی وی اعتقاد پیدا کرده است، امنیت می‌دهد. یعنی آنچنان دلگرمی و اطمینان می‌دهد که هرگز در اعتقاد خودش دچار شک وتردید نشود243.»

امام ایمان را عبارت از« باور» می‌دانند و می‌گویند اگر انسان باورش بیاید که یک مبدئی برای این عالم هست و انسان بازخواست می‌شود و در مرحله بعد باور کند که مردن فنا نیست بلکه انتقال از نقص به کمال است،این باور ،او را از همه لغزش‌ها نگه می‌دارد244
ایمان به خدا اولین گام در مسیر حرکت به سوی کرامت انسانی و ایمان قلبی را ضامن سعادت واقعی انسان دانسته است. در دایره کرامت‌های اختیاری و اکتسابی، ایمان گسترده‌ترین ملاک و معیار است و نقطه شروع خط سیر کمالات حقیقی ایمان به خداست. امام خمینی(ره) که خود مسیر کرامت انسانی را طی کرده‌اند با آگاهی کامل از ابتدا و انتهای راه و نیازمندیهای آن همواره بر تحصیل ایمان به عنوان یک امر ضروری در راستای رسیدن به کرامت واقعی تأکید داشتند. ضرورتی که غفلت از آن نتیجه‌ای جز خسارات عظیم و ندامت‌های ابدی و در نهایت، پستی را در پی‌نخواهد داشت. از نظر امام دوران حیات، دوره‌ای نیکو و فرصتی عالی جهت کسب فضایل اخلاقی زدودن رذایل است و در این باره می‌فرمایند:
«باید انسان درصدد تحصیل ایمان برآید. که اگر خدای نخواسته از این عالم که دار تغیّر و تبدّل است و هر یک از ملکات و اوصاف و احوال قلبی را می‌توان در آن تغییر داد، بیرون رویم و از ایمان دست ما تهی باشد، خسارت‌های فوق العاده به ما وارد خواهد آمد و در خسران بزرگ واقع خواهیم شد و ندامت‌های بی‌پایان نصیب ما خواهد شد. . . پس انسان باید در همین عالم این چند صباح را مغتنم شمارد و ایمان را به هر قیمتی که هست تحصیل کند و دل را با آن آشنا کند. »245
ایشان ایمان و پایبندی به شریعت و عمل به ارکان آن را از اصول بنیادین و پایه‌های اساسی سلوک اخلاقی برشمرده‌اند و در مقام توصیه جهت کسب فضایل و کرامت انسانی می‌فرمایند:
«بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی‌شود مگر آنکه ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقه نشود هیچ یک از اخلاق حسنه برای او به حقیقت پیدا نشود و به کرامت انسانی نرسد و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت برای او منکشف شود. »246
3-3-2 -1-1. فقدان ایمان اساس فساد اخلاقی
پیشتر بیان شد که امام خمینی در نگرش عرفانی به انسان،حقیقت انسان را قلب او معرفی کرده‌اند و بیان داشته‌اند که اگر قلب انسان اصلاح شود همه چیز انسان در سایه اصلاح و نورانیت قلب او اصلاح خواهد شد.براین اساس ایشان ایمان را حظ و بهره‌ی قلب بیان فرموده‌اند و کلیه‌ی مفاسد اخلاقی و اعمالی را ناشی از بیخبری قلب از ایمان و هم‌چنین نرسیدن آنچه که عقل به واسطه برهان عقلی ادراک کرده و یا نرسیدن اخبار انبیاء به قلب انسان دانسته است و برای نمونه فساد اخلاقی حسد را آورده‌اند به این صورت که آن فردی که حسد می‌ورزد و از بین رفتن نعمت غیر را آرزو می‌کند و کینه صاحب نعمت را در دل دارد، به این دلیل است که ایمان ندارد به اینکه حق تعالی از روی صلاح تام آن نعمت را نصیب دیگری کرده است . هم‌چنین ایمان ندارد به اینکه خداوند عادل است و قسمت را عادلانه نمی‌داند ، زیرا ایمان به عدل با حسد منافی است و اگر خداوند را عادل بداند، تقسیم او را هم عادلانه می‌دانست. امام درباره چگونگی کسب ایمان می‌فرمایند:«ایمان به گفتن و شنیدن و خواندن و بحث و قیل و قال نیست؛خلوص نیت می‌خواهد»247. ایشان ایمان و پایبندی به شریعت و عمل به ارکان آن را از اصول بنیادین و پایه‌های اساسی سلوک اخلاقی برشمرده‌اند.
3-3-2-1-2. رابطه ایمان و عمل
امام خمینی در شرح حدیث جنود عقل و جهل، عمل را لازمه‌ی ایمان بیان کرده است248.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، کمال مطلق، کمال انسانی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، کرامت انسان، کرامت انسانی