پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، حرکت جوهری، بدن مثالی

دانلود پایان نامه ارشد

عالم طبیعت بیان کرده‌اند و چون عقل در نهایت لطافت و نورانیت است، با جسم که مادی و ظلمانی است، هیچ تناسبی ندارد. پس عقل برای تصرف در جسم، نیاز به واسطه دارد که پایین‌تر از مرتبه عقل، مرتبه خیال است که دو وجهه دارد؛ یکی وجهه روحانی عقلانی و دیگری وجهه طبیعی جسمانی.
به هنگام فعالیت عقل، برترین مرتبه خیال که وجهه عقلانی آن باشد، از عقل مستفیض می‌شود و سپس مرتبه‌ای از مراتب جسمانیت که در لطافت و نورانیت با وجهه جسمانی خیال هم‌افق است، متأثر می‌شود و این سیر نزولی همین طور ادامه دارد تا وقتی که فیض عقل به پایین‌ترین مرتبه جسمانی؛ یعنی قشر بدن می‌رسد و فعلی از اعضای آن صادر می‌شود.131 بین مراتب نفس، آن چنان پیوند عمیقی برقرار است که امام، نسبت بین آنها را به «ظاهریت و باطنیت» و «جلوه متجلی» تعبیر می‌کند.132
امام در جایی دیگر در این باره می‌گویند:
«نشآت ثلاثه نفس… تجلیات یک حقیقت قدسیه و مراتب یک بارقه الهیه است و نسبت غیب نفس به شهادت و برزخ آن، نسبت ظاهریت و مظهریت نیز نیست؛ بلکه نسبت ظهور و بطون شی واحد است.»133
امام، هر مرتبه پایین‌تر را «ساتر» مرتبه بالاتر دانسته و می‌گویند:
«بدن دنیوی، ساتر بدن برزخی است و بدن برزخی، ساتر و حجاب نفس است و نفس، ساتر قلب و قلب، ساتر روح و روح ساتر سرّ و سرّ ساتر لطفیه خفیه است، الی غیر ذلک134.به واسطه ارتباط عمیق این مراتب با هم انفعالات و خواص هر مرتبه به دیگر مراتب سرایت می‌کند و آثار هر نشئه در دو نشئه دیگر-متناسب با همان نشئه-ظاهر می‌شود. به عبارت دیگر، اعمال انسان در خلقیات و عقاید او تأثیر می‌گذارد و هم‌چنین اخلاق و اعمال او متأثر از اعتقاداتش می‌باشد.»135
امام در این‌باره بیان کرده‌اند:
«رابطه بین روح و باطن ملکوتی با ظاهر و قوای ملکی نفس، به قدری است که هر یک از ظاهر و باطن متأثر از آثار دیگر شود و کمال و نقص وصحت و فساد هریک سریان به دیگری نماید؛ چنان‌چه روح سالم، کمال سلامت و کمال خود را از روزنه‌های ملکی نمایش دهد…»136
2-2-1-4. رابطه نفس و بدن
امام خمینی(ره)، بدن را تجلی نفس و مرتبه نازل آن می‌دانند، چنان چه در «آداب الصلواه» می‌فرمایند: «بدن صوری ملکی، قشر قشر و از ادنی مراتب و مراحل ظهور نفس است»137؛ بدین معنا که هر نوع آثار حیات در بدن محسوس و شکل و هیأت اعضاء و جوارح و ادراکات حواس ظاهری و قوای بدن و همه اموری که مربوط به بعد جسمانی انسان است، از نفس ناشی می‌شود و به عبارت دیگر «صورت نفس را باید در بدن دید.»138
امام همچنین برای بدن مراتبی قائل است که عبارتند از: بدن دنیوی ، بدن مثالی و بدن اخروی139؛ این بدن‌ها همه اطوار مختلف یک بدنند که همانند نفس حرکت جوهری دارد. جسم از وقتی که در طبیعت است تا آخر عالم مثال، حقیقتی واحد است؛ یعنی یک حقیقت دارای امتداد جوهری طول و عرض و عمق است.جسم مثالی، نسبت به جسم طبیعی در جسم بودن خالصتر، کاملتر و لطیفتر است.140
امام در تبیین چگونگی تبدّل بدن دنیوی به بدن مثالی می‌گویند: موجود طبیعی در یک سیر استکمالی از تاریکی و نقص حرکت می‌کند تا اینکه به جسمی صاف و لطیف تبدیل شود و این قشر ضخیم و خشن را که بدن محسوس دنیایی است، ترک می‌کند. به همین ترتیب سیر استکمالی موجود طبیعی ادامه دارد، «تا اینکه در قیامت بدن و جسمی لطیف به غایت لطافتی که حس بصر را یارای رویت آن نیست، ایجاد گردد.»141
به طور کلی از نگاه امام، بدن طبیعی دارای قداست و منزلتی خاص است، تا جایی که ایشان از آن به «مسجد ربوبیت» و «سجده‌گاه جنود رحمانیه» تعبیر می‌کنند142. و در جای دیگر می‌گویند:
«نعمت رحمت رحمانیه، بلکه رحیمیه، منبسط بر تمام نشئات قلبیه و قالبیه انسان است، و هر یک از مراتب را حظّی است از ثنای حق و شکر نعمت رحمانی و رحیمی واجب مطلق143».
البته امام بدن با این جایگاه را تابع نفس دانسته که با توجه نفس، رشد و تکامل خواهد داشت.
2-2-1-5. بدن تابع نفس
امام خمینی بدن را تابع نفس می‌دانند و این طور بیان کرده‌اند که؛ بدن به دنبال نفس است… چون نفس اراده می‌کند که بدن حرکت کند، قهراً حرکت خواهد کرد و اگر بخواهد بنشیند، باید بدن اطاعت تکوینی ذاتی نماید و ملال این از ملال اوست و فرح و نشاط این، از فرح و نشاط اوست و مادام که نفس اشتغال به طبیعت و توجه به انتظام امر بدن دارد، بدن منتظم است و در صورت توجه و اشتغال نفس به بدن، بدن در ترقی و نمو است… و چون به حرکت جوهری در جوهر نفس، کمال حاصل می‌شود و رو به عالم غیب و تجرد می‌گذارد، هر چه به آنجا نزدیک شود از طبیعت دور گشته تا به افقی می‌رسد که حد وسط بین افق طبیعت و افق عالم تجرد است، و آنگاه که با حرکت جوهریه تعالی ذاتی و ترقی جبلّی قهری نمود مستقل می‌شود و به کلی از طبیعت اعراض می‌کند و در آن وقت این بدن می‌افتد144.
می‌توان تواضع و کبر را که حالات نفسانی هستند را به عنوان مصداق تابعیت بدن از نفس ذکر کرد. به این صورت که امام خمینی(ره) در شرح حدیث جنود عقل و جهل خویش تواضع را به نقل از اهل لغت به اظهار کوچکی کردن معنا کرده‌اند و آن را یک صفت نفسانی دانسته است و آن را در مقابل کبر به معنای یک حالت نفسانی که انسان ترفع و بزرگی کند و بر غیر خود بزرگی فروشد، قرار داده‌اند. امام(ره) در تبیین مفهوم کبر و تواضع، معتقدند که انسان چون خودبین و خودخواه است و این خودخواهی و محبت مفرط به نفس سبب می‌شود که از نقایص و عیب‌های خویش غافل باشد و بدی‌های خود را نبیند و حتی گاهی بدی‌ها در نظرش خوبی و خوب جلوه کند.و به همان نسبت که خوبی‌های خود را مضاعف می‌بیند، خوبی دیگران در نظرش اندک و هم‌چنین بدی آن‌ها در نظرش دو چندان است. و انسان با دیدن کمال خود و نقص دیگران یک حالت اعجابی نسبت به خود پیدا می‌کند که پس از این حالت در باطن نفس، خود را برتر از دیگران و ترفیع می‌دهد و حالت بزرگی به او دست می‌دهد که به این حالت «کبر» می‌گویند و هنگامی که این حالت قلبی در مُلک بدن ظاهر شود بر دیگران سرکشی می‌کند و این نیز تکبر است. اما در مقابل این حالت، وقتی که انسان از حجاب کبر بیرون بیاید و خودش را همان‌طور که هست ببیند، بلکه نسبت به خود خورده‌گیر و سوءظن داشته باشد، خود را کوچک و خوار دانسته و ذلّت و فقر نفس را درک خواهد کرد و به همان نسبت هم به دیگران حسن ظن و بزرگ‌بینی خواهد داشت و به تدریج در نفس یک حالت تذلیل و سرافکندگی به وجود خواهد آمد که به آن حالت قلبی«تواضع» گفته می‌شود و زمانی که آثار آن در مُلک بدن ظاهر شود شخص دارای فضیلت تواضع است. بنابراین، امام خمینی مبدأ تواضع را علم به خدا و نیز علم به نفس دانسته و هم‌چنین غایت آن را خداوند و یا کرامت خدا و نتیجه‌ی و ثمره‌ی آن را کمال نفسانی بیان کرده‌اند.145
2-2-2. انسان‌شناسی عرفانی
امام خمینی(ره) در آثار عرفانی خود رویکردی عرفانی به انسان دارند. وی در تعلیقات بر فصوص الحکم می‌فرمایند که:
«سراسر عالم آیت و نشانه خداست، بنابراین هر شیئی «آیت الله» است و در بین آنها انسان آیت و نشانه کبرای الهی است.انسان صاحب بصیرت ، با مشاهده انسان بلکه با رؤیت هر شیئی الله تعالی را قبل و بعد از آن شی می‌بیند.»146
ایشان در جایی دیگر در مقام تببین عرفانی حقیقت انسان بیان کرده‌اند:
«ملائکه که مظهر اسم خدا هستند یکی مظهر اسم علیم و دیگری مظهر اسم قدیر و دیگری مظهر اسم قابض است و همگی مجرد هستند.پس آدم که مظهر تمام اسماء الهیه است و فوق تمام ملائکه، بلکه فوق تمام موجودات است. از طرفی این بدن جسمانی نمی‌تواند مظهر اسم الهی باشد، پس معلوم می‌شود که حقیقت انسان که بتواند مظهر اسماء الهیه باشد فوق تجرد و همان نفس است که از صقع ربوبی است و این حقیقت در انسان سبب سجده ملائک بر او شد.»147
2- 2- 2- 1. قلب و مراتب آن
امام خمینی به عنوان یک عارف، در بیان نشئات ثلاثه نفس، برای نشئه سوم؛ که نشئه غیبیه باطنیه است، قلب و شئون قلبیه را به عنوان مظهر این نشئه بیان کرده‌اند. لذا در این فصل به بررسی قلب پرداخته‌ایم.
قلب انسان در میان سایر اعضاء، اولین جایی است که قابلیت هدایت را دارد. پس در ابتدا باید قلب مورد تزکیه قرار گیرد. همه چیزها از قلب سرچشمه می‌گیرد و در آنجا طرح ریزی می‌شود. مثلا قلبی که افزون خواه است تمایل دارد بر مایملک دیگران تسلط پیدا کند. امام در این زمینه می‌فرمایند:
«ابتدا از قلب شروع می‌شود همه چیزها از قلب انسان شروع می‌شود نه این قلبی که حیوانی است، قلب انسانی همه مسائل از قطب انسانی شروع می‌شود و اگر چنانچه قلب یک سرچشمه نور و هدایتی در آن باشد زبان هم به نورانیت قلب منور می‌شود، چشم هم به نورانیت قلب منور می‌شود و همه اعضای انسان که تابع قلب است وقتی قلب الهی شد همه چیز انسان الهی می‌شود یعنی حرف که می‌زند حرفش هم الهی است.»148
امام در کتاب شرح چهل حدیث به بعضی از معانی قلب اشاره کرده و می‌گوید:
«قلب را اطلاقات بسیار و اصطلاحات بیشماری است.پیش اطبا و عامه مردم اطلاق شود بر پاره گوشت صنوبری که با قبض و بسط آن خون در شریان‌ها جریان پیدا کند و در آن تولید روح حیوانی، که بخار لطیفی است، گردد. و پیش حکما به بعضی از مقامات و مراتب نفس اطلاق شود و اصحاب عرفان برای آن مقامات و مراتبی قائلند…و در قرآن کریم و احادیث شریفه در مقامات مختلفه، به هر یک از معانی متداوله بین عامه و خاصه اطلاق شده است، چنانچه﴿ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ﴾149 به معنای متداول پیش اطبا، ﴿ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها﴾150به معنای متداول در السنه حکما و ﴿ إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ ﴾151 برطبق اصطلاح عرفا جریان یافته.»152
امام در شأن و منزلت قلب می‌گوید:
«قلب، آینه جمال محبوب153 و منزلگاه خاص حق است154. در میان همه موجودات تنها قلب گنجایش ظهور حق را با اسم اعظم دارد155 و چون اسم اعظم، مقام جمع اسمائی است پس قلب مظهر جمیع اسمای الهی می‌تواند باشد. تجلی خداوند در قلب به نحو بی نهایت است؛ زیرا تجلی اسمای الهی به طرق متنوعی صورت می‌گیرد، هم به طریق فرق و هم به طریق جمع، قلب نیز قابلیت قبول، همه انواع تجلیات الهی را دارد و به طریق فرق هزار اسم کلی الهی را بر قلب او هزار تجلی است و جمعا هر یک از اسماء مزدوجاً با اسم دیگر یا با دو اسم و یا با سه اسم تا آخر اسما و همین طور مراتب منصوره ترکیبات اسمایی در این هزار اسم به حسب هر ترکیبی، تجلی ممکن است واقع شود.»156
امام، مانند دیگر عرفا قلب را مرکز تدبر و تفقه و ایمان دانسته و می‌گویند:
«قلبی که نتواند از ظاهر هر چیز فراتر رفته و به باطن آن راه یابد قلب انسانی نیست؛ بلکه با دل جسمانی حیوانی تفاوتی ندارد.»157
همان گونه که دانشمند، قلب جهان است و با فساد او جهان به تباهی کشیده می‌شود، سراسر وجود انسان نیز عالم صغیری است که قلب به عنوان جایگاه فهم و معرفت، امام و پیشوای آن می‌باشد به طوری که همه اعضا و قوا و حواس ظاهر و باطن از او تبعیت می‌کنند پس چنانچه قلب فاسد و تباه شود فساد و تباهی همه مراتب وجود آدمی را فرامی‌گیرد؛ از این رو حیات معنوی هر انسانی وابسته به قلب اوست و اگر قلب مبتلا به بیماریهای نفسانی شود و این بیماریها بر او غلبه کند حیات معنوی انسان نابود شده و انسانیت او تباه می‌گردد158 .
2-2-2-1-1. اقسام قلب
امام در بیان اقسام قلوب، حدیثی از امام باقر(ع) در کتاب شرح چهل حدیث نقل می‌کند که در آن به چهارنوع قلب اشاره شده است. و معتقد است که قلوب بر اثر حرکات معنوی و تحولات باطنی، در یک سیر صعودی مدارج و مراتبی دارد159،:
1.قلب«نورانی و صافی» چنین دلی در مقام ایمان است؛ یعنی به همه آنچه پیامبر(ص)آورده ایمان داردو ایمان در آن تثبیت شده است.قلب مؤمن، قلبی بی غل و غش و فارغ از دنیاست.
2.قلبی است که در آن دورویی و ایمان است، چنین قلبی مردد است؛ گاهی تصدیق می‌کند و گاهی انکار و وقتی هم که از ایمان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، عالم ماده، کمال انسانی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، کمال مطلق، سعادت و کمال