پایان نامه رایگان با موضوع اقلام تعهدی، استقلال حسابرس، قلام تعهدی، حسابرسان مستقل

دانلود پایان نامه ارشد

معکوس وجود دارد و تداوم انتخاب حسابرس در اين سال ها موجب افزايش کيفيت حسابرسي (تاييد فرضيه منحني يادگيري) مي شود. اما پس از سال پنجم رابطه حسابرس – صاحبکار، رابطه بين تداوم انتخاب موسسه حسابرسي / شريک مسئول كار و اقلام تعهدي اختياري به يک رابطه مستقيم تبديل مي شود و تداوم انتخاب حسابرس در اين دوره موجب کاهش کيفيت حسابرسي (تاييد فرضيه نزديکي بيش از حد) مي شود. همچنين، آنان دريافتند که اثر تداوم انتخاب موسسه حسابرسي بر کيفيت حسابرسي بيشتر از اثر تداوم انتخاب شريک مسئول كار بر کيفيت حسابرسي است.
كري87 و سيمنت88 (2006) با استفاده از داده هاي شرکت هاي استراليايي در دوره اي که محدوديتي براي تداوم انتخاب شريک مسئول كار وجود نداشت، به بررسي همبستگي بين كيفيت حسابرسي و تداوم انتخاب شريك حسابرسي کننده پرداخت. آنان دريافتند کيفيت حسابرسي هنگام تداوم انتخاب شريک مسئول كار كاهش مي يابد.
ترنر89 و همكاران (2008) هم با استفاده از داده هاي شرکت هاي حسابرسي شده توسط 3 موسسه بزرگ حسابرسي مستقل آمريکا، به بررسي تاثير تداوم انتخاب شريک مسئول كار بر اقلام تعهدي اختياري به عنوان معياري براي کيفيت حسابرسي پرداختند. نتايج اين تحقيق نشان داد وقتي رابطه شريک مسئول كار و صاحبکار در شرکت هاي کوچک طولاني شود (بيش از هفت سال)، باعث افزايش کيفيت حسابرسي مي شود. اما کوتاه بودن رابطه شريک مسئول كار و صاحبکار در اين شرکت ها تاثير معناداري بر کيفيت حسابرسي ندارد. در مورد شرکت هاي بزرگ هم تداوم انتخاب شريک مسئول كار تاثيري بر کيفيت حسابرسي ندارد.
در مقابل، چن90 و همكاران (2004) با استفاده از داده هاي مربوط به شركت هاي تايواني مشاهده کردند که تداوم انتخاب شريک مسئول كار با اقلام تعهدي اختياري (به خصوص در سال هاي پنجم تا هفتم همکاري) رابطه معکوس دارد. در اين تحقيق رابطه خاصي بين تداوم انتخاب موسسه حسابرسي و اقلام تعهدي اختياري مشاهده نشد. نتايج اين تحقيق حاکي از اين بود كه تداوم انتخاب شريك حسابرسي کننده و همچنين تداوم انتخاب موسسه حسابرسي موجب كاهش كيفيت حسابرسي نمي شود.
در سال 2003 شركت هاي پذيرفته شده تايواني ملزم به تعويض شركاي حسابرسي خود پس از 5 سال شدند. چي و همكاران (2005) بر اساس داده هاي مربوط به 998 شركت تايواني که مجبور به تعويض حداقل يکي از شريک هاي حسابرسي کننده خود شده بودند، و با استفاده از اقلام تعهدي به عنوان مبناي سنجش كيفيت حسابرسي، نتيجه گرفتند كه كيفيت حسابرسي در سال اول فعاليت حسابرس جديد نسبت به کيفيت حسابرسي آخرين سال حسابرس قديمي کاهش يافته است.
نتايج تحقيق ناپ91(1991) نشان داد که از نظر اعضاي کميته هاي حسابرسي در رابطه هاي کمتر از 5 سال حسابرس – صاحبکار، تداوم انتخاب حسابرس عامل افزاينده کيفيت حسابرسي محسوب مي شود. اما، در رابطه هاي بيشتر از 5 سال حسابرس – صاحبکار، تداوم انتخاب حسابرس يک عامل کاهنده براي کيفيت حسابرسي به شمار مي رود. وي نتيجه گرفت که از ديدگاه اعضاي کميته حسابرسي، اثر منحني يادگيري (کسب شناخت حسابرس از شرکت مورد رسيدگي) باعث بهبود تدريجي کيفيت حسابرسي در سال هاي اوليه رابطه حسابرس – صاحبکار مي شود. اما پس از گذشت پنج سال، نقطه عطفي در روابط حسابرس – صاحبکار وجود دارد که باعث آسيب ديدن استقلال حسابرس مي شود.
جفار92 (2003) در تحقيقي پرسش نامه اي از 100 نفر از مديران اعطاي وام بانكهاي مالزي دريافت از نظر اين مديران، رابطه كمتر از 5 سال حسابرس – صاحبكار باعث افزايش استقلال حسابرس مي شود.
نتايج نظرسنجي انجام شده توسط تاهيناكيس93 و نيكولائو94 (2004) از حسابرسان مستقل، مديران بانكها و تحليل گران مالي در يونان هم حاكي از اعتقاد حسابرسان مستقل و تحليل گران مالي بر افزايش احتمال آسيب ديدن استقلال حسابرس بر اثر همكاري بيش از 3 سال حسابرس و صاحبكار بود.
تحقيق انجام شده توسط فيرچيلد و همكاران (2009) هم نشان داد كه 3/78 درصد از بانکداران، مديران مالي و حسابرسان مستقل پاکستاني معتقد بودند که تداوم انتخاب حسابرس باعث کاهش استقلال حسابرس مي شود.
هاسي95 و لان96 (2001) در تحقيقي به بررسي نظر 776 نفر از مديران مالي در انگلستان درباره عوامل موثر بر استقلال حسابرسان مستقل پرداختند. نتايج تحقيق آنان نشان داد كه از نظر مديران مالي انگليسي استقلال ظاهري حسابرس با الزام تعويض ادواري حسابرس افزايش مي يابد. اما به خاطر وجود نگراني هايي درباره کيفيت و هزينه هاي حسابرسي، اين مديران با الزام تعويض ادواري حسابرس موافق نبودند.
اُليري97 (1996) با ارسال پرسش نامه براي 300 شرکت سهامي عام استراليايي و 180 حسابرس به بررسي نظر آنها در رابطه با استقلال ظاهري حسابرس و الزام تعويض ادواري حسابرس پرداخت. نتايج اين تحقيق نشان داد که از نظر 63 درصد از شرکت هاي سهامي عام و 37 درصد حسابرسان استراليايي، الزام تعويض ادواري حسابرس منجر به بهبود استقلال ظاهري حسابرسان مي شود. اما 97 درصد از حسابرسان و 87 درصد از شرکت ها با الزام تعويض ادواري حسابرس مخالفت کردند، زيرا معتقد بودند هزينه هاي بالاي تعويض حسابرس بر منافع حاصل از آن فزوني دارد.
نتايج تحقيق مانسي و همكاران (2004) نشان داد تداوم انتخاب حسابرس و کيفيت حسابرسي با هزينه ي تامين مالي رابطه معکوس دارد.
کيم و همكاران (2006) با بررسي نمونه اي شامل داده هاي مربوط به وام هاي اعطا شده توسط بانک هاي آمريکايي بين سال هاي 1996 تا 2004 نشان دادند که سود دريافتي بانکها بابت وام اثر معکوسي با تداوم انتخاب حسابرس دارد و بانک ها به تداوم انتخاب حسابرس به عنوان يک عامل کاهنده ريسک مي نگرند.
فرناندو98 و همکاران (2008) نيز نتيجه گرفتند تداوم انتخاب حسابرس رابطه معکوسي با هزينه سرمايه در شرکت هاي کوچک دارد.
کرابتري99 و همکاران (2006) شواهدي به دست آوردند که نشان داد تداوم انتخاب حسابرس اثر مهمي بر بهبود رتبه بندي اعتباري شرکت مورد رسيدگي دارد.
عزيزخاني100 و همكاران (2007) نيز پس از بررسي پيش بيني نرخ هزينه سرمايه مربوط به 2033 سال – شركت استراليايي طي سال هاي 1995 تا 2005 نتيجه گرفتند كه از نظرتحليل گران مالي تداوم انتخاب موسسه حسابرسي و تداوم انتخاب شريك حسابرسي كننده باعث افزايش اعتبار صورت هاي مالي مي شود.
گوش و مون (2005) در تحقيقي به بررسي نظر بازار سهام درباره تداوم انتخاب حسابرس پرداختند. آنان ضريب واکنش سود101 را به عنوان نمادي از تلقي سرمايه گذاران از كيفيت سود فرض كردند. آنان رابطه مثبتي بين ضريب واكنش سود و تداوم انتخاب حسابرس مشاهده كردند. آنان همچنين، دريافتند هرچه رابطه حسابرس – صاحبكار طولاني تر باشد، اثر سودهاي قبلي بر پيش بيني سود سال گذشته هم بزرگتر بوده است. از نتايج اين تحقيق مي توان چنين پنداشت که از نظر سرمايه گذاران، تداوم انتخاب حسابرس باعث مي شود، حسابرس درباره صاحبکار خود داراي تخصصي شود که وي را در زمينه انجام هر چه بهتر کار حسابرسي ياري کند. افزون بر اين، مي توان گفت که از نظر سرمايه گذاران، تداوم انتخاب حسابرس موجب افزايش استقلال ظاهري حسابرس مي شود.
در مقابل، چي و همكاران (2005) بر اساس داده هاي مربوط به شركت هاي تايواني و با استفاده از ضريب واكنش سود به عنوان نشانه استقلال ظاهري حسابرسان به اين نتيجه رسيدند كه الزام تعويض ادواري شريك حسابرس موجب افزايش استقلال ظاهري حسابرس از ديدگاه فعالان بازار سهام مي شود.
موسسات حسابرسی که تجربهی بیشتری در یک صنعت خاص دارند، به عنوان حسابرس متخصص آن صنعت شناخته میشوند (گراملینگ و همکاران، 1999). زمانی که از یک حسابرس برای حسابرسی در صنعتی که متخصص در آن است، دعوت به همکاری به عمل میآید، وی در ارزیابی ریسک حسابرسی، ریسک پایینتری را برای خود در نظر میگیرد. همچنین حسابرسان متخصص تردید حرفهای کمتری دارند (تیلور، 2000). صاحبکاران نیز از حسابرسان انتظار دارند که راهکارهایی را برای رفع اشتباهات کشف شده در گزارشهای مالی ارائه کنند. بنابراین، شناخت جامع از یک صنعت خاص، میتواند حسابرسان را در ارائهی راهکارهای مفید یاری رساند (سولومون102 و همکاران، 1999). اُهسو و همکاران (2002) نیز به این نتیجه رسیدند که حسابرسان متخصص در کشف اشتباهات موجود در گزارشهای مالی بهتر عمل میکنند. لاو103 (2004) بیان کرد حسابرسان متخصص در ارزیابی ریسک و تصمیمات مربوط به برنامهی حسابرسی عملکرد بهتری دارند. کارسلو و ناجی (2004) معتقدند که حسابرسان متخصص میتوانند برای کشف و حتی جلوگیری از تقلبهای مالی، اقدامات موثر و مفیدی را انجام دهند. از اینرو، حسابرسان متخصص بیشتر نیازمند اجرای کامل استانداردهای حسابرسی هستند (اُکیفی و همکاران، 1994). بنایراین با توجه به نتایج این تحقیقات میتوان انتظار داشت که حسابرسان متخصص، حسابرسی با کیفیتتری را نسبت به حسابرسان غیر متخصص انجام دهند. در این راستا، نتیجهی تحقیق جنسن و پاینی104 (2005) نشان میدهد که تخصص حسابرس کیفیت بالای حسابرسی را به دنبال خواهد داشت و سطح حقالزحمهی حسابرس را کاهش میدهد. این در حالی است که گراملینگ و استون105 (2001) به این نتیجه رسیده بودند که با بکارگیری حسابرسان متخصص، کیفیت حسابرسی تغییر چندانی نخواهد کرد.
کیفیت بالای حسابرسی حسابرسان متخصص بیانگر این موضوع است که آنان از تکنولوژی و پرسنل و سیستمهای کنترل سازمانی بهتری برخوردار هستند که میتواند آنان را در ارائهی بهتر خدمات حسابرسی یاری رساند (سیمونیک و استین106، 1987). همچنین توانایی حسابرسان متخصص در ارتقای کیفیت حسابرسی ناشی از تجربه ارائهی خدمات حسابرسی برای صاحبکارانی است که در یک صنعت خاص به فعالیتهای اقتصادی میپردازند (مالتا و رایت107، 1996؛ دان و میهو، 2004). زیرا فرض بر این است که برای حسابرسان متخصص، تجربه حسابرسی در یک صنعت خاص باعث فهم بهتر فعالیتهای تجاری صاحبکار میشود (وان108، 1996).
بیسلی و پترونی109 (2001) بیان کردند که دانش تخصصی بالاتر و برخورداری از امکانات و تکنولوژیهای جدید حسابرسی میتواند حسابرسان متخصص را در ارائهی بهتر خدمات حسابرسی یاری رساند. گانی110 و همکاران (2007) به این نتیجه رسیدند در ارتقای کارایی حسابرسی، تخصص حسابرس نقش مهمتری را نسبت به تداوم انتخاب حسابرس ایفا میکند. گول111 و همکاران (2009) نیز معتقدند دانش تخصصی حسابرس از صنعت صاحبکار نقش مهمی را در ارتباط با اثربخشی حسابرسی ایفا میکند. همچنین از نظر آنان تخصص حسابرس، نقش مهمی را در بهبود کیفیت حسابرسی بر عهده دارد.
فرانسیس و کریشنان112 (1999) معتقدند که حسابرسان باید به اقلام تعهدی توجه ویژهای داشته باشند. زیرا اقلام تعهدی بر پیشبینی سودهای آتی و مدیریت سود اثرگذار است و حسابرسان بیشتر به بخش تعهدی سود توجه میکنند. اگر حسابرسان از تجربه و صلاحیت حرفهای کافی برخوردار باشند، میتوانند کیفیت سود را بهبود بخشند (اسپارکس113، 1999). اگر حسابرسان متخصص، کیفیت سود را بهبود بخشند، اقلام تعهدی اطلاعات مفیدتری را در اختیار استفادهکنندگان از صورتهای مالی قرار میدهد. بنابراین میتوان انتظار داشت که ارزش اقلام تعهدی برای سرمایهگذاران در مورد شرکتهایی که توسط حسابرسان متخصص حسابرسی شدهاند، افزایش یابد. در برخی از تحقیقات به بررسی توانایی حسابرسان متخصص در کنترل اقلام اختیاری و بهبود کیفیت سود پرداخته شده است (گراملینگ و همکاران، 1999؛ کریشنان و یانگ، 1999). اعتمادی و همکاران (1388) نشان دادند شرکتهایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت است، دارای سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری کمتر و ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به شرکتهایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت نیست، هستند؛ به بیان دیگر، حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیتتری به صاحبکاران خود ارائه میکنند. كريشنان (2003) نشان داد شركتهايي كه توسط حسابرسان متخصص در صنعت حسابرسي ميشوند، اقلام تعهدي اختياري كمتري دارند. همچنين، اينگونه شركتها ضريب واكنش سود بيشتري در زمان اعلام سود خواهند داشت (بالسام و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع استقلال حسابرس، حق الزحمه، اثر مشترک، بازار سهام Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع هزینه سرمایه، سهم بازار، اثرات ثابت، صورت های مالی