پایان نامه رایگان با موضوع اقتصاد کشاورزی، اقتصاد دامداری، ادبیات عامیانه، وزن و آهنگ

دانلود پایان نامه ارشد

سربرگ و یا سرگل چای است ، می چیند و داخل زنبیل مخصوص چای ( = وروره ) جمع می کنند ، پس آن را به بنگاه قندهاری تحویل می دهند و ناظر چای در وزن کشی چای دستکاری و اعمال نظر می کند و حق چیاکار را ضایع می کند و کسری می زند:
3. بهار بومه لاکو کان چایی چینن
چایی غمچه کونن زمبیل دچینن
چایی تحویل دهن قنداری بنگه ( بنگاه قندهاری )
گیل وچه زنه همه صدی ده ( کسری می زند )
در ترانه ای که می آید ، بیانگر و نشان دهنده ی آن است که دختران برای چیدن چای به باغ می رفته ، بیمار می شده و از بر و رو می افتاده اند . از سوی دیگر ، در بازارهای محلّی و سنّتی که در روزهای مخصوص به خود برپا می شده و مردم برای خرید به این بازرهای سنّتی می رفته و مایحتاج هفتگی خود را خرید می کرده و بر سر کار خود باز می گشته اند . نکته ی دیگر قابل تأمل در این ترانه ، در این بازارهای هفتگی ، پسران جوان هم می آمده و هم به خرید و هم به تفریح در بازارها پرسه می زده و به خوشگذرانی مشغول می شده اند . دختران جوان می بایست مواظب خود می بوده تا از چنگ پسران هوسباز در امان بمانند. در عین حال رسم هدیه دادن و خرید کردن برای دختران جوان را هم پیش کشیده و دختران معمولاً پارچه های سرخ ، و گل گلی می پسندیده اند . شلوارهای سرخ و پیراهن های سرخ و آبی . این نکته در پوشاک محلّی منطقه بسیار مد نظر بوده است .
4. تی تومان آل ، تی پیرهن آل آبی ( شلوارت قرمز ، پیراهنت قرمز و آبی )
چایی باغ سر نشو تو ضایع وابی ( سر باغ چایی نرو ، زیبایی ات را از دست می دهی و بیمار می شوی )
چایی باغ سر نشو تر چته گیره ( مخملک )
املش بازار نشو تر وچه گیره ( پسرک تو را گیر می آورد ؛ به چنگ می آورد )
ترانه ی کاری که می آید ، مضمون عاشقانه دارد . در این ترانه چای چیدن دختران را به تصویر می کشد که زیبا جلوه می کند . امّا نکته ی قابل تأمل در ترانه ی زیر این است که دختر علاقه مند است تا به پسری کارمند دل ببندد و یا دل از او برباید ، اما ترانه خوان به او گوشزد می کند که از این کار دست بردارد ، چرا که پسر کارمند هرگز تن به ازدواج با او نخواهد داد . لذا او را از این کار برحذر می دارد :
5. شرکته کارخونه ، شیش درچه داره ( درچه : دریچه )
لاکو چایی چینه ، چندی مزّه داره
لاکو نیا کونه به کارمنده
کارمند تر نبوره ، چی فایده داره
این ترانه ی کار ، موسیقایی و آهنگین است و مفهومی را منتقل می کند ولی از جوهره ی شعری ، عنصری در آن راه نیافته و موازین شعری رعایت نشده است . موسیقی کناری آن تنها ردیف « داره » صحیح است ، قافیه آن تنها به توازن آمده است .
ترانه گالشی زیر را که ملاحظه خواهید کرد ، ارتباطی برقرار کردن بین اجزای دو بیت به جهت احساسی بودن مطلب کمی دشوار است . ظاهراً در دو بیت زیر بین اجزای شعر نمی توان پیوندی برقرار کرد و همان گونه که آورده شد ، برخی از ترانه ها خالی از محتواست . این بی محتوایی به گونه ای است که به مفهوم ترانه ضربه وارد می کند . در بیت نخست مثنوی – ترانه ی زیر آمده است که عاشق از یار خود می خواهد به باغ چای جهت چیدن برگ سبز آن مراجعت نکند و این با طبع عاشق سازگار نیست . دلیل آن هم رنگین شدن دست های دختر است که بر اثر چیدن برگ سبز چای رنگ دست خود را از دست خواهد داد و به قول محلّی ها « بدنمود » خواهد شد و به زیبایی دستان دختر لطمه خواهد زد . اما در بیت دوم پسر از خدا می خواهد که پدر و مادر دختر بمیرند چرا که با آمدن فصل بهار گرفتاری و مشکلات عدیده ای به سراغ عاشق خودهد آمد . اگر کلمات دیگری بدان بیفزاییم که با آمدن فصل بهار و مشکلات اقتصادی خانواده ، پدر و مادر بناچار دختر را به کار در باغ چای می فرستاده تا با کارگری در باغ دیگران به درآمد خانواده کمک برساند ، عاشق یا نامزد دختر از این کارگری دختر احساس انزجار خود را بیان می دارد که بدین وسیله مفهوم درست از آب درخواهد آمد . بخوانیم :
6. چایی چینی نکون مره بدانه
تی دس خال نکون مره دردانه
الهی بمیره تی پئر و تی مار
گرفتار ببوم امسال بهار
7. چایی دارچین بومه وجین وقته
همه گونن تی یار بالای تخته
بوشو یار بگو الآن چی وقته
فلک مقراض بزه من و تی رخته
8. بچین چایی ، بچین دستون قربون
تو باغ گول دری ، مو باغ ریحون
اگر خوانی مرا کونی سرگردان
جوانی بمیری ، دلخوای فراوان

4-4-2. . ترانه های شالیکاری
شغل اهالی اتاقور ، برنج کاری و شالیکاری است . همانطور که پیش از این گفته شد ، گالش ها به دو دسته ی جلگه نشین و کوه نشین تقسیم می شوند . آن هایی که در جلگه زندگی می کنند ، به کار برنج و شالی می پردازند . این دسته از گالش ها به اقتصاد کشاورزی متکی هستند و کمتر خانه و کاشانه و زمین های خود را ترک می کنند. با دام های مختصری روزگار می گذرانند و دامداری شغل دوم این دسته از گالش هاست . به همین خاطر دام های خود را برای چرا به سرگالش می سپارند که در فصول خوب سال به ییلاقات می برند و در مراتع ییلاقی می چرانند . یا به کسانی موسوم به « نیماکه » می سپارند که با چرای دام های دیگران روزگار می گذرانند . این نیماکه ها شغل شبانی دارند .
دیگر ، گالش هایی هستند که اقتصاد چوپانی دارند . از طریق دامداری روزگار می گذرانند . در فصول سرد سال به جلگه کوچ می کنند و در فصول مناسب و گرم به ییلاقات می روند و دام های خود را شخصاً در چراگاهها و مراتع می چرانند . اقتصاد این دسته از گالش ها ، اقتصاد دامداری و دامپروری است .
دسته ی نخست از گالش ها ، که اقتصاد کشاورزی دارند ، در جلگه ساکن هستند ، بیشتر در فصول بهار و تابستان در شالیزارها و برنج زارها مشغول اند . در کار توانفرسای شالیزارها و در زمین های باتلاقی و آبیاری آن از کشت تا نشا و وجین و دوباره و درو و خرمن خود را با همین زمین های زراعی مشغول می کنند . درآمد این افراد از همین راه تأمین می شود . احساسات و عواطف گالش های جلگه نشین که اقتصاد شان بر پایه کشاورزی است ، با زمین بیشتر انس و الفت دارند . زمین برای این افراد حکم ادامه ی زندگی و حیات دارد . آبرو و اعتبار شان را از زمین و با زمین و در زمین دارند و کسب می کنند .
در منطقه ی اتاقور ، ادبیّات عامیانه حضوری گسترده و چشمگیر دارد . بخش وسیعی از ادبیات محلی و بومی این دیار نانوشته است . این ادبیات غیر رسمی از طریق آوازها و ترانه ها و دوبیتی های عامیانه ای که مردم در زمان های مختلف می خوانند ، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .
محتوا و مضامین ادبیات محلی متنوع است ؛ اشعار غربتی ، عاشقانه ها ، دلپریشی و دلنگرانی ناشی از فقر و نداری ،یأس و سرخوردگی ، بی توجهی و امید و بیم و مانند آن در این ترانه ها بازتاب گسترده ای دارد .
ترانه هایی که به دست آمده حاکی از این است که زنان شالی کار با عواطف و احساسات و مکنونات روحی و روانی خود را بروز می دهند . این ترانه ها بیشتر مضامین عاشقانه دارند . زنان شالی کار ، به هنگام کار در سه مرحله نشا ، وجین و دوباره این ترانه ها را با هم همنوایی می کنند و کار را پیش می برند . این ترانه ، کار را برایشان سبک تر می کند و احساس خستگی بدیشان دست نمی دهد .
نمونه ای از ترانه ی کار به هنگام درو برنج :
بیجارون پر برنجه پر برنجه
قوشه قوشه دره چی زرد رنگه
می و می یار بشیم ییلاق منجه ( منجه : محله ، می گویند مخفف مان جا ، جای ماندن و منزل است که در قدیم مردم به هنگام رفتن به ییلاق با پای پیاده و یا با اسب می رفته اند و منزل به منزل راه را طی می کرده اند . جای ماندن شان را منجه می گویند. برخی از مردم معتقدند که منجه به معنی جایی است که دیرزمان در ییلاق خواهند ماند ، تا به کار در آنجا مشغول شوند ، اطلاق می شود .)
آب ییلاق خوریم بیز برنجه ( بیز : تخفیف شده ی به از )
نمونه های دیگر
1. بهار بومه می لیلی در بیجاره
پشت آفتاب گنه دیل بی قراره
الهی دارم هوا نم نم بباره
می لیلی طاقت گرمی نداره
2. بیجارونه همه مولایی کارم
( مولایی : برنج صدری یا حسن سرایی که یکی از مرغوب ترین انواع برنج است . برنجزارهایی که در آن جا مولایی می کارند ، سرآب خور است . هم طعم و طبخ و پخت آن عالی است و هم قیمت آن هم نسبت به دیگر برنج ها بالاتر است . برنج زمین های اربابی و اشرافی معمولاً این نوع برنج بوده است . )
امید برخانه ی کبلایی دارم
اگه کبلایی لاکو گیر بیارم
گمون کونم که دنیایه مو دارم
3. بیجارون و بیجارون و بیجارون
زرد تی تی کونه مرز کنارون
الهی بمیره جفته برارون
خلات بازی کونم مرز کنارون ( خلات بازی : بازی لی لی )
تکرار در الفاظ از ویژگی های بی چون و چرای ترانه های محلی است . مصرع نخست با تکرار « بیجارون » این موسیقی درونی را به خوبی به شنونده منتقل می کند . و از این راه باعث تأکید به تکرار می شود . و زیبایی « بیجار » ( = شالیزار ) و کار در آن را که در کنار توانفرسایی و سختی کار ، باعث خیر و برکت خانه می شود .
4. بیجاره واش دره بدار ببون چور ( چور : بایر )
خوراغه نامناسب ، ماهی شور ( خوراغ : خوراک ، خورشت )
خداوندا بدی می بالکه زور
بیجار آباد کونم دشمن ببون کور
5. بیجار سره دره یک بونه بی دار ( بی : به // بی دار : درخت به )
پسر عمو بکندن تی برم دار ( برم دار : درخت بخت )
نه تی سیب خئنم نه تی انار دار
تی میمان خوا ببوم فردای ناهار
6. لب دریا کنار می توم بیجاره
سفید پیرهن موجه مرز کناره
همه گونن سفید پیرهن تی یاره
کفر و ناسزا نگین اون می براره
همان طور که مشاهده شد ، اشعاری که از اهالی اتاقور که به کار شالی کاری و برنج مشغول اند ، از تنوع و غنای ادبیات عامیانه و ترانه های محلی حکایت دارد . مردان ، زنان ، دختران و پسران هر کدام سخنان مربوط به خود را بیان می کنند و از دردها و رنج ها و خواسته های خود که در طول زندگی به بهانه های مختلف با آن رو به رو هستند و رویدادهایی که با آن مواجه اند ، سخن می گویند .
7. بیجاره بج دره بج دره بیجار
دوای درد سر زانوی می یار
بوشو یار بگو تشریف بیاره
گول سورخ ناخوش چشم انتظاره
8. زیارت خم بشوم امام رضا ره
هار دو دس بگیتم قوفل طلا ره
خواسم بهار بوبوم زوار ایمام
بیجار کاری دارم فرصت ندارم
9. یه روزی مو بشوم عامو تی بیجار
می دسمال گوم ببو عامو تی بیجار
الاهی مو ببوم صاحیب بیجار
مره دسمال بهین دوره کیجیک دار ( کیجیک دار: قلاب بافی شده ، آن را کاربئوده دسمال می گویند .)
ترانه که می آید ، یکی از زیباترین ترانه هایی است که به هنگام کار ، بیجارکار با ورزای خود درد دل می کند ، از سختی روزگاران و قرض و قول خود به ارباب یاد می کند ، از سختی زندگی شکوه می کند و از او می خواهد که خوب کار کند تا بتواند قرض خود را به ارباب ادا کند .
10. بهار آلاله زاره جون ورزه
به دست چوب اناره جون ورزه
اربابون می گیرن از من غرامت
می قرضون بی شماره جون ورزه
ترانه ای آخری که می آید ، ترانه ای است عاشقانه که صاحب زمین به هنگام نشا ، با ناز و غمزه می خواند ، و در حین آن از کسانی که با او در این کار سهیم هستند و به او یاری می رسانند، تا کار زودتر پیش رود ، یاد می کند و به جان آن ها دعا :
11. جورا می تیم کن و جیرا نشاگر
میون جو ایسان او جان دیلبر
خدا قوت هده نشاگرونه
اول می جون ِ جون ، دوم شمره
12. خودا قوّت بده بیجارکارونه
اول می یارکه ، دوم زنونه
رفیقون مه گونن تی یار کدومه ؟
آبی دسمال بنه ، باریک میونه
4-5. . ترانه های عاشقانه
به این ترانه به دقت بنگریم :
بزن باد و ببور دسمال دستم
سلامم برسان به یار مستم
بگو عاشق سلامت می رساند
کوچیکی روزگار دیل با تو بستم
این ترانه یک ترانه ی عاشقانه است . بر همان وزن و آهنگ معمول و مشهور . در دو بیت با موسیقی کناری درخور توجه . با استعانت از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع ویژگی های سبکی، بی خانمانی، ژاندارمری Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع گیاهان دارویی، حرکات موزون، مصرف کننده، سرچشمه ها