پایان نامه رایگان با موضوع استقلال حسابرس، حق الزحمه، کیفیت حسابرسی، گزارشهای مالی

دانلود پایان نامه ارشد

ت قابل اتکا و جلب اعتماد آنها به این اطلاعات، تحت تاثیر قرار دهد.
جانسون و همکارانش33(2002) طی تحقیقی به این نتیجه رسیدند که رابطه کوتاه مدت حسابرس و صاحبکار با کاهش در کیفیت گزارش های مالی همراه است. لنوکس34(1998) درتحقیق خود به این نتیجه رسید که تغیر حسابرس دقت وصحت گزارشهای مالی را کاهش میدهد. این تحقیقات و تحقیقات مشابه نشان میدهند که کیفیت حسابرسی با تداوم انتخاب حسابرس افزایش مییابد.
با این وجود دیدگاه مخالف تداوم انتخاب حسابرس نیز وجود دارد. حاميان تغييرحسابرس باوردارنددرصورت تغيير اجباري،حسابرسان درموقعيتي قرار مي گيرندكه قادرخواهندبوددرمقابل فشارهاوخواستههاي مديران مقاومت كرده وقضاوت بيطرفانهتري را اعمال نمايندحضورطولاني مدت حسابرس دركناريك صاحبكار،موجب ايجاد تمايلاتي براي حفظ رعايت نقطه نظرات مديريت صاحبكارمي شود،وضعيتي كه استقلال و بیطرفی او را مخدوش میکند و این از قابلیت اتکای گزارشهای حسابرسی آنها میکاهد(رجبی، 1385).
همان طور كه گفته شد، دو ديدگاه در ارتباط با تداوم انتخاب حسابرس وجود دارد:
1-2-2) ديدگاه موافقان الزامي كردن تعويض ادواري حسابرس
موافقان الزامي كردن تعويض ادواري حسابرس اغلب از سه دليل زير براي توجيه ديدگاه خود استفاده مي كنند:
الف) نزديكي بيش از حد به مديريت
از آغاز حرفه ي حسابرسي، استقلال حسابرس يكي از دغدغه هاي اصلي حرفه به شمار مي رود. نزديك به نيم قرن پيش موتز35 و شرف36 (1961) معتقد بودند استقلال حسابرس نقشي مهم در كارامدي و موفقيت حرفه حسابرسي دارد….کاهش تدريجي استقلال حسابرسان، يك تهديد جدي به شمار مي رود….شركاي موسسه ي حسابرسي بايد پيوسته به همكاران خود اهميت و مفهوم عملياتي استقلال را ياداوري كنند.
قانون گذاران و افكار عمومي بر اين باور هستند كه رابطه ي طولاني حسابرس با صاحبكار باعث ايجاد سطحي از نزديكي بين اين دو مي شود كه اين موضوع استقلال حسابرس را خدشه دار كرده و كيفيت حسابرسي را كاهش مي دهد. در سال 1985 ريچارد شلبي37، نماينده ي كنگره ي آمريكا، اين سوال را مطرح كرد كه وقتي يك موسسه حسابرسي کارکنان خود را براي مدت زيادي مانند 10، 20 يا 30 سال در يك شركت مستقر مي كند، چگونه مي توان انتظار داشت كه اين موسسه، مستقل باقي بماند؟
ماهيت كار حسابرسي به صورتي است كه ارتباط روزانه ي حسابرس با مديريت شركت مورد رسيدگي را ايجاب مي كند. رابطه ي بلند مدت حسابرس – صاحبكار ممكن است باعث نزديكي بيش از حد حسابرس با مديريت صاحبكار شده و موجب به وجود آمدن يک رابطه صميمانه بين اين دو شود. اين رابطه ي صميمانه ممكن است به كوتاه آمدن حسابرس در اختلاف نظرهاي پيش آمده در حين كار حسابرسي يا حتي تباني بين حسابرس و مديريت صاحبکار شود.
تجربه ي رابطه ي شركت انرون38 و موسسه حسابرسي آرتور اندرسون39 مثال خوبي براي نزديکي بيش از حد حسابرس به مديريت است. حسابرسان موسسه حسابرسي آرتور اندرسون و مشاوران شان يك دفتر ثابت در ساختمان مركزي شركت انرون داشتند. آنان مرتب و به صورت روزانه با مديريت و كاركنان شركت انرون در تماس بوده و حتي در فعاليت هاي تفريحي و خيريه نيز به صورت مشترك شركت مي كردند. در اين شرايط، براي حسابرس بسيار سخت خواهد بود كه بتواند كار حسابرسي را به صورتي انجام دهد كه سطح مناسبي از ترديد حرفه اي حفظ شده و به استقلال حسابرس لطمه وارد نشود. از سوي ديگر، مديريت هم در موارد اختلاف نظر با حسابرس مي تواند از طريق درخواست هاي دوستانه، امتياز به دست بياورد. طرفداران الزامي كردن تعويض ادواري حسابرس ادعا مي كنند كه تعويض ادواري حسابرس مي تواند باعث شود كه حسابرس جديد در فضايي پاك به كار حسابرسي بپردازد. اين فضاي پاك بين حسابرسان و صاحبكاران موجب دستيابي به اهداف حسابرسي خواهد شد.
نزديكي بيش از حد مديريت و حسابرس، افزون بر تاثير بر فرايند حسابرسي، مي تواند منجر به استخدام كارمندان موسسه حسابرسي توسط صاحبكار پيشين شود. زماني توجه ها به اين موضوع جلب شد كه مشخص گرديد بسياري از كاركنان انرون قبلا در موسسه حسابرسي آرتور اندرسون كار مي كردند. كاركنان فعلي صاحبكار ممكن است حسابرس قبلي شركت باشند يا اگر از زاويه ديگر به موضوع نگاه شود، بهتر است گفته شود حسابرسان فعلي ممكن است كاركنان آينده شركت باشند. اميد به استخدام در شركت مورد رسيدگي، ممكن است باعث خدشه دار شدن استقلال حسابرس شود (آرل و همکاران،2005).
ب) عدم توجه به جزئيات و ساده انگاري امور به دليل يكنواخت شدن كار
تداوم انتخاب حسابرس، ممكن است کار حسابرسي را براي حسابرسان به صورت يك كار يكنواخت و تكراري جلوه دهد. اين موضوع باعث كاهش صلاحيت حرفه اي حسابرس خواهد شد. شاكلي40 (1982) معتقد است تداوم انتخاب حسابرس مي تواند باعث اعتماد به نفس بيش از حد، عدم نوآوري و کاهش به كارگيري روش هاي دقيق و موشکافانه در بين حسابرسان شود. همچنين، او معتقد است كه مديريت و كاركنان صاحبكار نيز در اثر تعامل طولاني مدت با حسابرس، با خصوصيات شخصي و كاري وي آشنا شده و مي توانند با استفاده از اين آشنايي، دست به تخلف بزنند. آرل و همكاران (2005) نيز معتقدند حسابرسان در بازگشت به كار قبلي، براي اموري مانند برنامه ريزي حسابرسي، بودجه بندي و تهيه اطلاعات مورد نياز براي حسابرسي سال جاري، اغلب اوقات به كاربرگ هاي سال گذشته تكيه مي كنند. اين تكيه بيش از حد به مدارك سال گذشته و پيش بيني نتايج به جاي توجه به تغييرات كوچك اما مهم، ممكن است باعث عدم دست يابي به اهداف حسابرسي شود.
همچنين، يكنواختي در كار ممكن است بر مسئوليت حسابرس در قبال برآوردهاي مديريت نيز اثر بگذارد. وقتي رابطه ي حسابرس – صاحبكار طولاني شد، حسابرس ممكن است براي بررسي مطابقت برآوردهاي مديريت با اصول پذيرفته شده حسابداري، به قضاوت هاي قبلي خود تكيه كند. در صورت الزامي بودن تعويض ادواري حسابرس، حسابرسان جديد هر ساله برآوردهاي مديريت را با اصول پذيرفته شده حسابداري مطابقت داده و مديريت را مجبور به قبول روش هاي حسابداري محافظه كارانه تر مي كنند.
ج) تمايل براي حفظ صاحبكار
تمايل به داشتن درآمد سالانه ي بلند مدت از محل حق الزحمه ي حسابرسي، ممكن است باعث شود تا حسابرس براي ابقا در سمت خود، رضايت مندي صاحبكار را به عنوان يكي از عوامل موثر بر تصميم گيري هاي خود در نظر بگيرد. آيا در شرايطي كه گزارشگري بر خلاف ميل صاحبكار ممكن است به از دست دادن درآمدهاي احتمالي آينده منجر شود، حسابرس مي تواند مستقل باقي بماند؟ زماني كه تعويض ادواري حسابرس الزامي باشد، حسابرس، صاحبكار و ساير افراد ذينفع مي دانند كه تعويض حسابرس در موعد مقرر انجام خواهد شد و هرگونه انحراف از زمان بندي تعويض ادواري با واكنش منفي يكي از طرف هاي ذينفع روبرو خواهد شد. بنابراين، بخش بزرگي از فشارهاي وارده بر حسابرسان در طي مذاكره از بين خواهد رفت. دانستن اين كه در سال هاي بعد شركت صاحبكار توسط موسسه ديگري حسابرسي خواهد شد و آن موسسه ممكن برخي اشتباهات و تخلفات سال هاي قبل را كشف و گزارش كند، باعث خواهد شد تا حسابرس براي حفظ اعتبار و وجهه حرفه اي خود، تمايل بيشتري به كشف و گزارش اشتباهات و تخلفات داشته باشد. بنابراين، مي توان گفت كه تعويض ادواري حسابرس باعث خواهد شد تا منافع حسابرس و منافع صاحبكار در يك جهت نباشد، و اين تضاد منافع به افزايش كيفيت حسابرسي كمك خواهد كرد (آرل و همکاران، 2005).
تحقيق ها نشان داده است حسابرسان براي جلب مشتري جديد در سال اول حق الزحمه حسابرسي كمتري پيشنهاد مي دهند. اين در حالي است كه، حسابرسان معمولا در سال هاي اوليه رابطه ي خود با صاحبکار، به دليل نداشتن آشنايي با شرکت مورد رسيدگي و نوع فعاليت هاي آن، متحمل هزينه هاي بالايي مي شوند، در نتيجه، آنان تلاش مي كنند تا با ابقاي مجدد، اين زيان را در سال هاي بعدي رابطه ي خود با صاحبكار جبران كنند (فرانسيس41 و سيمون42، 1987).
دي آنجلو (1981) معتقد است که حسابرسان براي حفظ سرمايه گذاري انجام شده براي کسب دانش خاص مشتري که به تدريج و طي يک همکاري چند ساله با صاحبکار به دست مي آيد، براي ابقاي مجدد خود تلاش مي کنند، و از اين جهت ممکن است داراي انگيزه هاي اقتصادي براي عدم افشاي تخلف ها و اشتباه هاي اساسي باشند. در نتيجه، اين انگيزه ها ممکن است به کاهش استقلال حسابرس در طول زمان بيانجامد.
2-2-2) ديدگاه مخالفان الزامي كردن تعويض ادواري حسابرس
مخالفان الزامي كردن تعويض ادواري حسابرس نيز اغلب از چهار دليل زير براي توجيه ديدگاه خود استفاده مي كنند:
الف) از دست رفتن دانش خاص مشتري
آشنايي حسابرس با شركت مورد رسيدگي باعث مي شود تا وي درك بهتري از موضوعات و تغييرات ايجاد شده داشته باشد. پيچيدگي هاي زيادي كه در قرن اخير در محيط كسب و كار شركت ها پديد آمده است، موجب شده كه حسابرس نتواند در مدت زمان كوتاه با فعاليت هاي شركت مورد رسيدگي آشنايي كامل پيدا كند. در حالي كه حسابرس مسئول كار، از اثر منحني يادگيري خود مي تواند براي كشف اشتباهات و تخلفات اساسي استفاده كند، حسابرس جديد ممكن است به دليل عدم شناخت كافي از شركت صاحبكار، مجبور باشد بيشتر به اظهارات و برآوردهاي مديريت تكيه كند. بنابراين، اين موضوع موجب افزايش ريسك حسابرسي مي شود. تحقيق هاي فراواني از قبيل استايس43 (1991) و والکر44 و همكاران (2001) هم به اين نتيجه رسيده اند كه اغلب قصورهاي حسابرسي در سال هاي اوليه رابطه ي حسابرس – صاحبكار كه حسابرس هنوز دانش كافي در ارتباط با صاحبكار خود ندارد، روي مي دهد. سينت45 (2004) هم در تحقيق خود به اين نكته اشاره مي كند كه حدود 79 درصد موسسه هاي حسابرسي مستقل و شركت هاي سهامي عام در آمريكا معتقدند به دليل عدم آشنايي حسابرس با شركت مورد رسيدگي در سال هاي ابتدايي رابطه ي حسابرس – صاحبكار، ريسك حسابرسي افزايش مي يابد.
از سوي ديگر، مخالفان الزامي كردن تعويض ادواري حسابرس معتقدند حتي اگر بپذيريم كه نزديكي بيش از حد به مديريت يك مشكل باشد، نمي توان تعويض ادواري حسابرس را راه حل اين مشكل دانست. تعامل روزانه ي حسابرسان با مديريت در زمان انجام كار حسابرسي موجب ايجاد يک رابطه نزديك بين آنان مي شود. در واقع، يك صاحبكار بايد در مقابل حسابرس خود احساس راحتي كند تا در مواقع بروز مشكل، تمايل داشته باشد تا اطلاعات را در اختيار حسابرس گذاشته و براي حل مشكل با وي به بحث و گفتگو بنشيند. در حقيقت، تداوم انتخاب حسابرس موجب افزايش شناخت و اعتماد صاحبكار نسبت به حسابرس خود مي شود. از سوي ديگر، حسابرس بايد بتواند تشخيص دهد در چه مواقعي مديريت در حال پنهان كاري است، و اين توانايي جز با شناخت دقيق حسابرسان از مديريت به دست نمي آيد. اين شناخت دقيق هم تنها در طول يك دوره ي همكاري بلند مدت حاصل مي شود. در حقيقت، اگر حسابرسان بتوانند در طول فرآيند حسابرسي سطح مناسبي از ترديد حرفه اي را حفظ كنند و در قبال صورت هاي مالي صاحبكار يك اظهار نظر قابل اتكا ارائه كنند، آن گاه مي توان گفت كه رابطه ي نزديك حسابرس و مديريت ديگر يك مشكل به حساب نمي آيد (آرل و همکاران، 2005).
تيلور46 و همكاران (2003) به اين نكته اشاره مي كنند كه براي حرفه ي حسابداري قابل اعتماد بودن حسابرس اهميت بسيار دارد. زيرا، هدف نهايي حسابرسي اظهار نظر درباره ي قابليت اتكاي صورت هاي مالي است. آنان معتقدند استقلال، درستكاري و تخصص حسابرس جزء شرايط لازم به شمار مي روند، اما شرط كافي براي دستيابي به قابل اعتماد بودن حسابرس نيستند. نزديكي و ارتباط دوستانه ي حسابرس با مديريت به شرط دارا بودن تخصص و درستكاري، حتي اگر استقلال ظاهري حسابرس را به خطر بيندازد، مي تواند به ارائه يك اظهار نظر قابل اتكا و بي طرفانه درباره صورت هاي مالي كمك كند.
ب) افزايش هزينه هاي حسابرسي
الزام تعويض ادواري حسابرس موجب افزايش هزينه هاي مستقيم و غيرمستقيم حسابرسي خواهد شد. سينت (2004) به اين نکته اشاره مي کند كه همه ي موسسه هاي حسابرسي مستقل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع سهم بازار، کیفیت حسابرسی، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع ثروت سهامداران، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام، بازده مورد انتظار