پایان نامه رایگان با موضوع استان کرمان، هنرمندان ایرانی، کتیبه نگاری

دانلود پایان نامه ارشد

پرداخته می شود.

2-2-4- نقشمایه های انسانی
از روزگاران کهن هنرمندان ایرانی در شناخت پیکر انسانی و تحقیق درباره آن و نقاشی آن و ساختن پیکره از روی آن بر اساس ذوق و تفکر خویش عمل کرده و از عملکرد هنرمند یونانی که در ترسیم تصاویر انسانی، رعایت تناسبات را می کرد فاصله گرفت. «بنیان نقشهای آدمی در ایران باستان و ترسیم جسم انسانی به صورت مجرد و اتخاذ آن به عنوان رمز و عنصری برای توضیح و تغییر و دلالت بر شکوه پادشاه وعظمت پروردگار بود.» (همان،241). ایرانیان پیش از سایر ملتهای اسلامی از نقشهای آدمی در تزئیناتشان استفاده می کردند اما این نقشها ویژگی معینی دارد و هنرمند از آنها تنها به قصد توضیح استفاده می کند، اگر چه نقشهای دوران اولیه اسلام در ایران را می توان برگرفته از شیوه ساسانی بصورت ساده تصور کرده اما با پیدایش و آغاز شعر فارسی و آفرینش فرهنگ ایرانی تحولی در استفاده از نقشمایه های انسانی بوجود آمد. هنرمندان خود را از پایبندی به احکام اسلامی در خصوص مکروه بودن نقاشی رها ساختند و داستانهای برجسته ایرانی را با خیال و رویای هنرمندانه خود درآمیختند و به تصویر درآوردند معماری نیز از این خلاقیت هنرمندانه دور نماند ودیوارها، طاقها،‌ ستونها،‌ مکانی شد برای اجرای اثر هنری و هنرمندان بیشتر نقشهای آدمی در تزئینات معماری ایرانی از سه موضوع تاثیر می گیرد داستان ها و روایات مذهبی، زندگی درباری پادشاهان و شاهزادگان و داستانهای اساطیری و برخی که برگرفته از شعرهای شاعران پارسی زبان است. محل استفاده از اینگونه نقشها نیز به کاربری بنا بر می گشت. در مساجد و تکایا هنرمند تصویری از امامان و یا پیامبران را می کشید، در حمامها و قهوه خانه ها داستانهای شاهنامه موضوع کار بود و در خانه های حکمرانان باغها و کاخها تصاویر پادشاهان و مجالس جشن و سرور آنها و یا تصاویر پادشاه به هنگام شکار با پیروانش، به هنگام جنگ یا در حال چوگان بازی و یا داستانهایی از خمسه نظامی همچون خسرو شیرین.

2-2-5- تزئینات نوشتاری
زبان عربی در میان ملتهای مسلمان در سده های میانه همان جایگاه زبان لاتین را در میان مسیحیان داشت. مسلمانان عرب در تحمیل زبان خود و برخی از سرزمینهای فتح شده موفق بودند و فقط در از میان بردن زبان فارسی در میان ایرانیان با ناکامی روبرو شدند و تنها ایرانیان نوشتن زبانشان را با حروف عربی دگرگون کردند.
در حقیقت نقوش خطی در هنرهای اسلامی جایگاه والائی در تزئینات دارد خط عربی همراه با رشد و گسترش اسلام رواج یافت و در مدتی کوتاه به چنان زیبایی تزئینی رسید که هیچ خط دیگری در سراسر تاریخ بشریت به آن دست نیافته است، این خط در نوشته های روی ساختمانها و آثار هنری تنها برای ثبت و ضبط نام صاحب اثر یا سازنده بنا و یا بیان تاریخ اثر یا تبریک به برخی آیات قرآن یا عبارات دعایی به کار نمی رفت بلکه هنرمندان ایرانی از کتاب نیز بعنوان عنصری تزئینی بهره می بردند ایرانیان در تزئینات بناهای خود دو نوع خط کوفی را ابداع نمودند و استفاده می کردند که عبارت بودند از: نوع تزئینی و نوع بنایی (معقلی)
«نوع تزئینی قاعده ندارد و قرائت آن مشکل است زیرا در آن ابداعات و تصرفات زیادی صورت می گیرد و برای نظم دادن، ردیف، قرینه سازی و پر کردن زمینه از رسم و نقاشی استفاده شده و شاخه و برگهای گیاهی (اسلیمی و ختایی) و تزئینات هندسی در بین خطوط قرار گرفته است. نوع بنایی (معقلی). فقط سطح دارد و دور ندارد و با آن خط مربع یا مستطیل نیز می گویند.»
هنرمندان ایرانی از خط های دایره شکل مانند نسخ و ثلث و خطهای دیگری را که خود پدید آورند استفاده می کردند آنها الفبای عربی را که جنبه تزئینی آن از همه خطوط بیشتر است توسعه داده و از آن شکل های گوناگون شگفت آوری بیرون آوردند که معماران استادانه آنها را در ترکیب هر قسمت از بناهایی که می ساختند خصوصاً مسجد بکار بردند. این هنر، کتیبه نگاری نام گرفت و استادان خاص خود را پیدا کرد.
کتیبه در تذکره نامه ها و فرهنگها به خطوط درشتی معنی شده که از روی کاغذ و از دست کاتب به صفحات کاشیها منتقل می شود و بر سردرها ومحرابهای مساجد و مکانهای مقدس و بناهای مهم دیگر قرار می گیرد در ایران نوشتن هر نوع خط از انواع خطوط اسلامی بصورت کتیبه رواج داشته و از این رو می توانیم کتیبه های کوفی،‌ ثلث محقق و نستعلیق را در بناهای باستانی بنگریم. خط ثلث و محقق در کتیبه ها بیشتر استفاده شده و این بدان جهت است که خط ثلث با کاشیکاری و طرحهای نقاشی و رنگ ها هم آهنگی خاص پیدا می کند که خطوط دیگر به پای آن نمی رسد. «چون خط ثلث درشت اندام و دارای حرکات گوناگون است از فاصله دورتر چشمگیرتر و باشکوه تر است. بدین علت اغلب کتیبه ها با این خط نوشته و دیده می شود.»(همان،172،1391).
کتیبه های ثلث در بناها و آثار باستانی ایران به فراوانی دیده می شود. بدون شک هیچ بنایی خصوصاً مسجدی را نمی توان یافت که در آن آیات قرآنی، احادیث نبوی، اشعار و یا عناوین از در و دیوار آن بنا جلوه گری نکند و در حقیقت امر ایمان و عقیده با هنر خط و نقاشی و کاشیکاری دست بهم داده و نمونه های ساکت اما گویا را بوجود آورده، در شهرهای مهم ایران کتیبه هایی از زمان سلجوقیان و تیموریان بجای مانده، هنر تزئینات نوشتاری در دوره صفویه نسبت به دورانهای پیشین برتری داشته و ترقی این هنر مشهود است. نمونه هایی از کتیبه نگاری بخط نستعلیق نیز از دوران صفویه شروع گشت که در دوران قاجار استفاده از این نوع خط رواج پیدا کرد. ویژگی خط نستعلیق که دارای حرکتهای ملایم،‌ ظرافت،‌ سبکی و سنگینی در نقاط مختلف جمله است موجب همخوانی بیشتر این خط با شعرهای فارسی گشته است بهمین دلیل در اکثر کتبیه های نوشته شده بخط نستعلیق شعر شاعران پارسی خصوصاً حافظ نگاشته شده است.

2-3- کرمان
2-3-1- موقعیت جغرافیایی استان کرمان
از آنجا که هنر و معماری هر منطقه بستگی به شرایط اقلیمی،سیاسی ،اجتماعی و…آن می باشد، ضروری است قبل از پرداختن به مجموعه گنجعلیخان آشنایی مختصری با کرمان،شرایط اقلیمی وتاریخ آن داشته باشیم.استان کرمان داراي مساحتی حدود 179000 کیلومتر مربع است.حد شمالی استان کرمان به استانهای خراسان ،یزد،حد جنوبی آن به استان هرمزگان حد شرقی به استان سیستان وبلوچستان وحد غربی آن به استان فارس محدود است …استان کرمان با در بر گرفتن حدود 11 درصد از مساحت کل کشور ،بخش وسیعی از پیکره جنوب شرقی فلات مرکزی ایران را می پوشاند وبدان واسطه کلیه فعل وانفعالات پیچیده و خشن طبیعی مربوط به شرایط آب وهوای خشک و شدید کویری را دارد.
اما از آنجایی که دو سوم این سرزمین را کوهها می پوشانند وجود گستره وسیع ارتفاعات از نفوذ و تسلط کامل شرایط مرگبار کویری( چون کویر لوت )بر پهنه ی استان کرمان تا حد قلبل ملاحظه ای کاسته است(محمود خضرایی،1380،2).
عوامل طبیعی در دورانهای تاریخی گذشته و حال به هیچ وجه با مردم کرمان مساعد نبوده است و این خود عاملی بزرگ در کیفیت پیدایش اقتصاد اجتماعی و روحیات و خلقیات این مردم بوده است .در سال به طور متوسط 12تا16 سانتیمتر باران در کرمان می بارد ،این دشتهای وسیع و صاف و آفتاب فراوان،متاسفانه عامل اصلی زراعت یعنی آب را در اختیار نداشت .طبعا آبادی های کرمان با فواصل زیاد و آب بسیار کم پدید آمده اند،در کوهستانها که میزان بارندگی بیشتر است، آبادی ها هم بیشتر است ولی متاسفانه در آنجا زمین زراعتی کم است ودر کوهستان استفاده از آب به طور دلخواه ممکن نیست .علاوه بر آن در این نقاط ،هر گاه آسمان دامن بالا بکشد و یک سال باران و برف نیاید خشکسالی چنان سخت و پر مشقت است که اغلب چشمه ها و قنوات میخشکد.احمد علی خان وزیری به کوشش دکتر ابراهیم باستانی پاریزی ،تاریخ کرمان، بی جا، انتشارات علمی چاپ سوم،جلد اول ،صفحه 19 و20.

2-3-2- وجه تسمیه کرمان
در وجه تسمیه کرمان نظرات متفاوتی داده شده که در این بخش به مهمترین آنها اشاره شده است. احمدعلی خان وزیری در کتاب تاریخ کرمان بنابر تواریخ عرب و یهود و کلدانیان معتقد است که: «کرمان منسوب است به کرمان بن هیتال بن ارنخشد بن سام بن نوح (ع) در داستانهای اساطیری کرمان به کرمی (ابریشم) منسوب است که هفتواد نام داشته است.
حکایت کرم و پشم ریسی دختران هفتواد را فردوسی شاعر حماسه سرای ایران به نظم در آورده است:
یکی دژ بکردند بر تیغ کوه شد آن شهر با او همه همگروه
چو یک چند بگذشت بر هفتواد مر آن حصن را نام کرمان نهاد
چنانچه می دانیم در ناحیه گرمسیر ایالت کرمان (حدود میناب) در روزگار اشکانیان، بت پرستی یا به اصطلاح نوین، کیش بودایی که از سرزمین هند رسیده بود چنان نیرو گرفت که دولتی از خود پدید آورد که پایتخت این دولت در نزدیکیهای میناب کنونی بود و جنگ اردشیر بابکان با گرمسیری ها که ایران ملوک الطوایفی را یکرنگی و یگانگی سیاسی، دینی و فرهنگی می بخشید در واقع حنگ مذهبی بود. شاهنامه فردوسی درباره موقعیت و شرایط جغرافیایی این حادثه چنین گوید:
یکی شهر بد تنگ و مردم بس به یک روی نزدیک ابود کوه
به پیش اندورن شهر و به دریا به پشت دژی بر سر کوه و راهی درشت
پس پشت او بد یکی آبگیر چو دریای رنگارگون شد سیاه
زکشتی برآمد بر هفتواد برآوای آن کرم کرمان نهاد
بنابراین گویا کشتن مار و اژدها در زمان باستان به معنای پیروزی بر بی دینی و گمراهی و اشاعه کیش زرتشت بوده است. بنابراین در ناحیه کرمان، کرمی وجود داشته که مظهر بت پرستی و مارپرستی بوده است ولی نام کرمان از آن کرم نیست. «گذشته از این اگر این نام نمایانگر کرم پرستی و بی دینی بود آنرا عوض کرده و هرگز یکی از نواده های اردشیر (کرم کش) به (کرمان شاه) بودن خود نمی بالید.» (باستانی پاریزی،1،1355).
اما برای معنی نام کرمان می توان به سنگ نوشته داریوش توجه کنیم: کرمان ناحیه ای است که از آن چوب برای کاخهای هخامنشی آورده شد در نوشته های یونانی نیز آنرا کرمان خوانده اند و مردمش را تیره ای از پارسیان گفته اند. برای همین هم چون این تیره، آریایی است باید ریشه آن را در اوستا و سانسکریت بجوئیم. «در زبان سانسکریت چندین ریشه از کر در دست است. کرمن به معنی کار و کوشش و وظیفه، کارمن به معنی کارکن و کوشا، کرمینه به معنی ماهر و استاد، کرمان بندا به معنی کار بنده یا وظیفه شناس. با در نظر گرفتن تلفظ کرمان و توجه به نامهای آریایی باید آنرا همان کارکن و کوشا دانست، زیرا محیط طبیعی آن کار و کوشش را طلب می کند. «در فرهنگ آنندراج آمده : کریمان پدر نریمان آن شهر را بنام خود بنا نهاده، زیرا به اوستا و سانسکریت معنی نام نخست کوشا و معنی دیگر مردانه می شود.» (پور احمد، 61،1370).

2-3-3- دین ومذهب در کرمان
مردم کرمان قبل از اسلام دین زرتشتی داشته اند و به احتمال قریب به یقین یکی از بزرگترین معابد آناهیتا در کرمان در محل قلعه دختر فعلی بوده است. شرایط اقلیمی خاص و جغرافیای طبیعی این منطقه، کمبود آب و کمی نزولات جوی، خشکی محیط و تبخیر زیاد، توجه مردم را به (آناهیتا) خداوند آب و برکت به نحو خاص جلب نموده است و بهمین دلیل یکی از بزرگترین معابد آناهیتا، یعنی قلعه دختر در کرمان و راور وجود داشته است. «برخی از اعتقادات محلی مردم مسلمان دلیل بارز بقایای اعتقادات زرتشتی است که از نمونه آنها می توان توجه به جشن سده و جشن چهلم پس از نوروز که خود مصادف با یکی از گاهنبارهای زرتشتی است را ذکر نمود که علاوه بر توجه به آتش، گویای اعتقادات قدیم مردم این سرزمین است.»(باستانی پاریزی،293،1355).
پس از ورود اسلام به این منطقه نیز همین فرق اسلامی و غیراسلامی در حالیکه در سایر شهرها امکان حیات و آسایش نداشتند، در کرمان ادامه زیست برای آنانی باقی بود. چنانکه گروهها و مذاهب مختلفی چون خوارج، صوفیه، اسماعیلیه، شیعه و سایر فرق در کرمان ساکن بوده اند و حتی مشهور است که مزدک نیز از اهالی همین شهر بوده است. مجموعاً عوامل محیطی موجب شده بود که با وجود خشونت حکام و کارگزاران عرب مردم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع هنر اسلامی، دوران اسلامی، هنر ایران Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع کاروانسرا، هنر ایران، شاه عباس اول