پایان نامه رایگان با موضوع ارتکاب جرم، حسابداران، اهداف سود

دانلود پایان نامه ارشد

برنامه چهارم و اجراي سياستهاي کلي اصل چهل و چهارم قانون اساسي پيش بيني نمايد.

گفتار دوم : پيشگيري وضعي
الف) تعريف پيشگيري وضعي
اين پيشگيري در برگيرنده مجموعه تدابير و اقدامات غيرکيفري است که از طريق از بين بردن يا کاهش فرصت‌هاي مناسب براي وقوع جرم و نامناسب جلوه دادن شرايط و موقعيت پيش جنايي از ارتکاب بزه جلوگيري مي کنند. به ديگر سخن، تدابير و اقدامات موقعيت مدار با مداخله در اوضاع و احوال پيش از ارتکاب جرم، وقوع بزه را براي بزهکاران احتمالي نامناسب و زيان آور نشان مي دهند.
پيشگيري موقعيت مدار با تسلط برمحيط و شرايط پيرامون جرم (وضعيت مشرف بر جرم) درصدد آن است از طريق کاهش جذابيت آماج جرم و جاذبه زدايي از آن، فزوني خطر شناسايي، احتمال دستگيري بزهکار و به طور کلي نامناسب جلوه دادن وضعيت پيش جنايي آمار جرايم را مهار کند.
همه جرايم به طور مساوي و برابر نمي‌توانند از طريق پيشگيري و روش‌هاي مختلف پيشگيري در جرم‌شناسي كاهش يابند. بعضي از جرايم را صرفاً مي‌توان از طريق سركوبي و مجازات جلوي ارتكابشان را گرفت. جرايمي مثل تروريسم، آدمكشي يا جرم قتل دسته‌جمعي غالباً با مجازات شديد مي‌توان از وقوع آنها جلوگيري نمود. برعكس جرايمي وجود دارد كه با روش‌هاي پيشگيرانه مي‌توان جلوي ارتكاب آنها را گرفت لذا با توجه به تنوع جرايم پيشگيري‌ها به تنهايي كافي نيستند.
مجرمين بالقوه عده‌اي از انسانها نسبت به اقدامات پيشگيرانه حساسيت مثبت دارند، يعني پيشگيري نسبت به آنها كارساز است اما در مقابل واكنش بعضي از مردم نسبت به پيشگيري چه از لحاظ روحي يا شخصيتي ناچيز و اندك است. عده‌اي از افراد مصمم به ارتكاب جرم هستند در خصوص اين افراد اصطلاح “ابر بزهكار” به كار مي‌رود. در مقابل اين دو دسته افراد ديگري وجود دارند كه از نظر رواني و جسماني پيشگيري نسبت به آنها اثري ندارد.
همه روشهاي پيشگيري اعتبار مساوي ندارند، بعضي از روشها اگر موثر باشند هزينه سنگيني را به دنبال دارند به طوري كه هزينه‌هاي مصروف در اين روشها بيش از حد صرفه‌جويي جلوگيري از ارتكاب جرم است. بعضي از روشهاي پيشگيري تالي فاسد دارند. بعضي ديگر از اين روشهاي بزهكاران بالقوه را با تكنيك‌هايي آشنا مي‌كند كه بعداً پيشگيري را خنثي مي‌كند و بعضي از روشهاي پيشگيري احساس امنيت را خدشه‌دار مي‌كند.
بعضي از انواع پيشگيري منجر به پيشگيري از جرم نمي‌شود بلكه منجر به جا به جايي جرم مي‌شود و اين جا به جايي گاه در زمان و مكان و گاه در ماهيت جرم صورت مي‌گيرد.
بعضي از روشهاي پيشگيري از جرم منجر به ايجاد محدوديت‌هايي در آزادي رفت و آمد مي‌شو و به خلوت افراد و به بعضي از اصول حقوق بشر لطمه مي‌زند. مثلاً گشت‌هاي پليس با خلوت افراد منافات دارد و ممكن است به خلوت افراد تجاوز شود. (چاله چاله، اصول و مباني پيشگيري از جرم، ص46-47)

ب) استراتژي هاي پيشگيري وضعي
“کلارک” استراتژي را براي طراحان پيشگيري وضعي از جرم برشمرده است. هر استراتژي يکي از سه مورد انگيزشي را که تصور مي شود رفتار مجرمين بالقوه تحت تأثير آنهاست، مورد بررسي قرار مي دهد.

1- افزايش اقدامات لازم براي ارتکاب جرم
قصد يک دسته از استراتژي ها تحت تأثير قرار دادن ميزان تلاشها و اقدامات لازم براي ارتکاب جرم توسط مجرم مي باشد. تکنيک‌ها حمايت و حفاظت از آماج‌ها، سعي دارد با ايجاد موانع فيزيکي سبب محدود شدن فعاليت مجرمين بالقوه گردد. قفل کردن دربها، استفاده از قفل فرمان در اتومبيلها، استفاده از گاوصندوقها و بهره گيري از شيشه هاي ضدگلوله نمونه هايي از حمايت و حفاظت از آماجهاي جرم به شمار مي روند.
اقدامات مربوط به “کنترل دسترسي” ورود مجرمين بالقوه را به محيطهاي فيزيکي يا مجازي مشکل‌تر مي‌سازد. از کنترل دسترسي در طراحي محيط‌هاي شهري به طور گسترده براي جلوگيري از ورود غريبه ها به محيطهاي خاص استفاده مي شود. براي مثال با مسدود کردن خيابانها از ورود اتومبيل‌هاي غريبه به يک محل خاص جلوگيري مي کنند) هم چنين از يک تکنيک مي توان در ساختمانها استفاده کرد (براي مثال با قرار دادن يک ميز پذيرش در اماکن عمومي يا خصوصي ورود و خروج افراد کنترل کنند). کلمات عبور و کدهاي بانکي الکترونيکي که موجب محدوديت دسترسي به پرونده ها در سيستمها الکترونيکي مي گردد نمونه هايي از کنترل دسترسي مي باشد.
برخي از روشهاي پيشگيري وضعي از جرم سعي دارند مجرمين را منحرف نمايند بدين نحو که از مواجه شدن بزهکاران بالقوه با موقعيت و فرصت ارتکاب جرم پيشگيري کنند. طراحي و ساخت استاديوم‌هاي فوتبال بدين نحو که تماشاچيان رقيب از هم جدا باشند تا بدين وسيله فرصت اعمال خشونت بار كمتر شود، نمونه اي از تکنيک مزبور مي باشد.

2- افزايش خطرات ارتکاب جرم
گروهي ديگر از تکنيك‌هاي تشريح شده توسط “کلارک” سعي در افزايش خطرات ارتكاب جرم براي مجرمين بالقوه دارند. کنترل ورود و خروج براي مشکل ساختن ورود يا خروج برخي اشياء به محلهاي خاص صورت مي گيرد. براي نمونه فلزياب‌هاي کار گذاشته شده در فرودگاه موجب افزايش خطر دستگيري کساني که قصد بردن سلاح يا مواد منفجره به داخل هواپيما را دارند، مي گردد. دستگاههاي دزدگير يا كشف سرقت در فروشگاههاي کتاب و غيره به منظور جلوگيري از سرقت کتاب يا اجناس نصب مي شود.
شايد مراقبت و نظارت رسمي معروف‌ترين تکنيک پيشگيري وضعي از جرم باشد. مراقبت رسمي شامل بهر‌ه‌گيري از افسران ملبس به لباس رسمي (يونيفرم) يا وسايل کنترل و مراقبت براي ترساندن مجرمين بالقوه است. دوربين‌هاي امنيتي و ساير ابزارآلات الکترونيکي امنيتي قابليتهاي مراقبت پليس را گسترش و افزايش مي دهد. پيشرفت و توسعه فن‌آوري موجب ادامه گسترش اشکال مراقبت موجود فعلي خواهد شد؛ براي مثال سيستم لوجک براي جلوگيري از سرقت اتومبيل روش موثري در افزايش خطر کشف مي باشد. اين وسيله در داخل موتور خودرو کار گذاشته مي‌شود و وقتي فعال گردد اين امکان را براي پليس فراهم مي‌سازد که بتواند محل دقيق خودرو را کشف کند.
کارمنداني که در فضاهاي مشرف به بيرون کار مي کنند مي توانند همين نقش را در بازدارندگي جرايم بالقوه از طريق مراقبت کارکنان داشته باشند، بليط فروشان ايستگاههاي مترو، نگهبانان هتلها يا سايرين مي توانند در محيطها يا محلهاي کار خودشان اقدام به افزايش مراقبت نموده و خطر وقوع جرم را افزايش دهند. “مراقبت طبيعي” مجموعه‌اي از روشهاي افزايش توانايي انسانها يا ماشين ها براي مراقبت از يك منطقه مي باشد. چراغاني خيابانها اين امکان را براي ساکنين يا عابرين فراهم مي کند تا بر فعاليت‌هايي که در خيابا‌ن‌ها رخ مي دهد، نظارت و ديد کافي داشته باشند. به همين طريق از بين بردن يا رفع موانع ديد از جلوي در منازل ممکن است موجب افزايش ميزان رويت‌پذيري سارقين بالقوه منازل شود و مراقبت طبيعي عابرين و رهگذران از اين طريق بيشتر گردد.

3- کاهش جاذبه آماج‌ها
هدف آخرين مجموعه از تکنيک‌هاي پيشگيري وضعي که “کلارک” آنها را مورد بحث و بررسي قرار داده است، کاهش سود حاصل از ارتکاب جرم مي باشد که با حذف آماج ها، منافع بالقوه ي حاصل از جرم را از دسترسي مجرمين بالقوه دور نگه مي دارد. نمونه هايي از قبيل ارائه بليط به جاي پول براي پرداخت به وسائط نقليه عمومي (به نحوي که رانندگان دسترسي به پول نداشته باشند) استفاده از صندوقهاي قفل شونده زماني در فروشگاههاي شبانه‌روزي که سبب کاهش مقدار موجودي پول نقد و کاهش احتمال سرقت به عنف از حسابداران مي شود، از جمله اقدامات مرتبط با روشهاي فوق الذکر مي باشد. همچنين با علامتگذاري اموالي که بيشتر، آماج سارقين اماکن واقع مي شوند، مي توان منافع بالقوه را کاهش داد و به اين طريق اموال مذکور را براي ديگران بلااستفاده نمود. برنامه‌هاي علامت‌گذاري اموال و نشانه‌گذاري دام‌ها و ثبت شماره شناسايي اتومبيل در ساير قسمتهاي اتومبيل نمونه هايي از تدابير شناسايي اموال به شمار مي‌روند. (چاله چاله، اصول و مباني پيشگيري از جرم، صص 47-46).

ج) ايرادات وارده بر پيشگيري وضعي
پيشگيري وضعي از ابعاد مختلفي نيز مورد انتقاد قرار گرفته که با توجه به اهميت و گستردگي بحث تصميم گرفته شد موضوع انتقادات را با شرح و بسط کافي در اين مقاله مطرح نماييم. اينک وقت آن رسيده تا به نقد و بررسي انتقادات بپردازيم. لذا دراين جا به تعريف و بيان مفهوم پيشگيري نمي پردازيم و بحث را به طور مستقيم از انتقادات وارده به پيشگيري وضعي شروع مي کنيم که تحت سه عنوان کلي تقديم خوانندگان محترم مي شود:
1-فرصت مدار بودن جرايم موضوع اين رهيافت از پيشگيري
2-ايراد جابجايي جرم
3-تغيير دادن سبک زندگي، کار افراد، تجاوز به حريم خصوصي افراد و محدود نمودن آزاديهاي فردي.
پيشگيري وضعي در واقع تغيير سبک زندگي، کار و حضور اجتماعي افراد، تغيير ساعات فعاليت روزانه، محلهاي رفت و آمد، صرف نظر کردن آنان از برخي علاقه ها و آرزوها (مثلاً داشتن خودروهاي گران قيمت يا استفاده از جواهرات توسط بانوان که براي سارقان حرفه اي وسوسه انگيزند) را مي طلب.

ايراد فرصت مدار بودن
قائلين به اين ايراد بحث خود را چنين مطرح مي کنند که رويکرد وضعي فقط جرايمي را مي پوشاند يا به بيان دقيق‌تر، در موارد جرايمي قابل اعمال است که فرصت مدار (Opportunistic) هستند؛ در حالي که بسياري از جرايم شديد و خشونت‌آميز بيش از آن كه “فرصت‌مدار” باشند تابع احساسات و کشش‌هاي دروني هستند. در اين جرايم مرتکب آنها در هر حال سعي خواهد کرد تا فرصت لازم را ايجاد کند و علاوه بر اين، مرتکب به دنبال يک هدف يا آماج خاصي است که شکار و زدن همان هدف مطلوب اوست فلذا حفاظت از آن آماج، وي را از ارتکاب جرم نسبت به آن هدف خاص منصرف نخواهد کرد.
فرصت مدار بودن به دو معنا قابل تصور است که در يکي از آنها همه جرايم فرصت مدار هستند، بنابراين ايراد مزبور حل شده خواهد بود. در اين مفهوم، فرصت مدار يعني اين که ارتکاب جرم در کنار ساير عناصر (وجود مرتکب عدم مانع) به وجود يک هدف يا آماج مناسب يا همان فرصت نيز نياز دارد و بنابراين همه جرايم فرصت مدار هستند، اما آن چه منظور نظر خدشه کنندگان به رويکرد پيشگيري وضعي است، فرصت مدار در معني ديگر آن به مفهوم کسب سود مالي است؛ يعني آن دسته از جرايمي که ارتکاب آنها نوعاً تابع به وجود آمدن فرصت مناسب به معني جذب سود (عموماً مادي) با ضرر و خطر کمتر براي مرتکب است. به بيان ديگر تا فرصت مناسب، قابل دسترس، سودمند و بي خطر براي مرتکب فراهم نگردد وي دست به ارتکاب جرم نمي زند و براي او فرقي ندارد که از بين اهداف سودمند موجود کدام را انتخاب کند.
آن چه مهم و مطلوب مرتکب است، سودمند بودن هدف، بي ضرر بودن يا کم ضرر بودن حمله به آن و همچنين سهل الوصول بودن سود مورد نظر است. به چنين جرايمي اصطلاحاً جرايم “سودمدار” يا “طريقي و ابزاري” گفته مي شود. بدين دليل که ارتکاب آنها ابزار و طريقي است براي رسيدن به سود که عمدتاً سود مادي است. اين درست برخلاف مواردي است که در آنها فرصت در مفهوم اول موردنظر است و مطلوب مرتکب چيزي است که فقط در يک فرد يا محل يا زمان خاص يافت مي شود و هدف از ارتکاب آنها نيز غالباً جلب منفعت مادي نيست. به اين گونه جرايم اصطلاحاً جرايم “غيرسودمدار” يا “موضوعي يا نمادين” اطلاق مي گردد، زيرا هدف از ارتکاب آنها غالباً يا ظاهراً کسب سود مادي نيست بلکه خود وقوع جرم يا عملي کردن نقشه مجرمانه در مورد مجني عليه معيني موضوعيت دارد. به عبارت ديگر، ارتکاب اين گونه جرايم عادي است از آن چه در مافي الضمير مرتکب مي گذرد. ذکر مثالي براي روشن تر شدن بحث بسيار مفيد خواهد بود. مثال بارز جرايم فرصت مدار در معني دوم جرم سرقت و مانند آن است و جرم قتل با سبق تصميم، جرايم غيرفرصت مدار در معني دوم فرصت است.
در جرم اول هدف نهايي مرتکب تحصيل سود مالي است که از ربودن هر هدف مادي حاصل مي شود و چنين اهدافي فراوانند و اگر يکي غيرقابل دسترس بود و يا دسترسي به آن داراي خطر و ضرر زيادتري نسبت به ديگري بود، مرتکب به سراغ هدف جايگزين خواهد رفت. اما در مثال قتل (در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره رسول خدا (ص)، امام صادق Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره شير، حيات، تطهير