پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات فارسی، ویژگی های سبکی، ویژگی های زبانی، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

نیروی درونی و نیرو بخش عاشقان که پیام عشق و دلدادگی را به هر دو سوی عشق می رساند . با همان آرایه ی مشهور استعاره که باد را موجودی زنده می پندارند و از او تقاضا دارند که پیام رسانی کند .
یا این ترانه ی زیبا :
کبوترا ، کبوترا ، کبوتر !
مرا برگیر ببور از خود بلندتر
چوبی خونه چاکونیم آهنین در
من و می یارکه بنشن کسن ور ( من و یارم را کنار هم بنشان )
در این ترانه از پرنده ای دوست داشتنی و نامه بر درخواست شده است . ولی چه خواسته است ؟ « مرا برگیر ببور از خود بلندتر » مگر کبوتری می تواند عاشقی را از زمین برگیرد و به مقامی برساند که جایگاه پرواز پرندگانی چون کبوتر است ؟ این ترانه ی عاشقانه در درون خود نوعی سوز و درد نهفته دارد . چون در مصرع سوم « چوبی خونه چاکونیم آهنین در » یعنی خانه ای بسازیم که بام آن از تخته چوب های جنگلی که به آن « لت پوشی خونه » می گویند ، و بام خانه های ییلاقی همین گونه است ، امّا درِ خانه آهنین باشد ، مراد شاعر این است که جلو مزاحمت ها را بگیریم و مانع از آن شویم که ما را از هم جدا کنند یا معشوق را به دیگری بسپارند . ظاهراً این ترانه بعدها مثل ترانه های دیگر دستخوش تغییر در برخی الفاظ شد و به صورت زیر تصحیح گردید :
کبوتر ، آی کبوتر ، آی کبوتر !
تو کی پرواز بئودی از مو بلندتر
یته خوانه بساتیم آهنین در
من و تو بنیشیم کس کسنه ور
یا این ترانه :
بشو یاره بگو یار آمدم من
لبان شیر و شکر کن آمدم من
شنیدم غصه ی بسیار خوردی
غم بیرون بکون که آمدم من
دوبیتی های گالشی بازتاب دهنده ی دردها ، احساسات و مکنونات درونی ، تفکّرات گویندگان و آواز خوانانی سخت کوش بوده است . لذا یکی از مضامین پرکاربرد ترانه های گالشی ، عشق عفیف و پاک ، بدور از هر گونه شائبه و کدورت و نیرنگ و فریب است و به دنبال آن ابراز وفاوداری به عشقی که عاشق پایبند آن است ، در این ترانه ها بسیار کاربرد دارد.
ترانه ای که می آید ، به نوعی ترانه ی کار است و به نوعی با مضامین عاشقانه آمیخته است. راوی و گوینده ی این ترانه معشوقی است که یار خود را به آواز می خواند و به نوعی خود را تبرئه می کند که دل به دلدار داده است و با تمام وجود او را می خواسته ، امّا چه کند که بزرگترها این اجازه را از او سلب کرده و خلاف علاقه ی قلبی دختر او را به عقد دیگری درآورده اند . بخوانیم :
جیراجورا شونی خود را دهی ناز
تی دسّه چی دره ؟ هرس کنی داز
تره قسم بدم ، حضرت عباس
بی وفایی نکون می دیل تره خواس
در کنار این ها با ترانه هایی که با مضامین خستگی ، دل زدگی ، یأس توأم با امید و انتظاری که رنگ دینی به خود گرفته ، واگویه های روستاییان است .
سادگی ، زیبایی ، بی پیرایگی ، تنوّع و رنگارنگی آداب و رسوم ، باورها ؛ باورداشت ها ، ضرب المثل ها ، متل ها ، تعابیر ، ترانه ها و اشعار محلی و چون آن ساده و کوتاه و بریده بریده است . اغلب در آن ها واژه ها و گاه افعال تکرار می شوند. تعبیرها دور از ذهن نیست . در همان حدّی است که مردم عادّی ، هنگام برخورد و گفت و گو به کار می برند .
نمونه سادگی زبان دوبیتی های گالشی :
اناره تو خوری یک دانه را مو
سیا زولف تو داری شانه را مو
سـیا زولف بیار شانه بکونم
درد دیل تی ور خالی بکونم
نمونه هایی از اشعار عاشقانه :
1. عمو دختر مو تی باغ خیارم
خیال کونی مو تی اوّل یارم
تو خیالی نکون خیال دیگر
موتی یاری هیسم صد سال دیگر
2. تی گولون گول نازه تره بمیرم
تی پیرهن یقه بازه تره بمیرم
تی پیرهن یقه مو نقره گیرم
زوتر خونه بیه مو تره بمیرم
همانطور که ملاحظه کردید ، دوبیتی های این بخش از سوز درون دل عاشقی حکایت می کند ، و چنان لطیف و دلنشین است که شنونده را هرچند بی ذوق باشد ، مفتون و شیفته می سازد . عشق و شعر در ادبیات فارسی چنان به هم آمیخته اند که از یکدیگر جداشدنی نیست و چون این اشعار از بن جان مایه گرفته اند ، سادگی و روانی و بی پیرایگی و لطافت و ظرافت در آن راه دارد ، عشق نیز چون معانی و مفاهیم آن از همین ویژگی ها برخوردار است . دوبیتی های عاشقانه ، گاه چنان با روحیه و عاطفه و احساس گوینده همراه است که گوینده را می شود پشت این اشعار زیبا و خودمانی حس کرد و به کنه مطالبش پی برد .
3. کوچی لاکوی مو تی نامه ندونم
تی نامه مر بگو مو تره دوخونم
تی مانه مره بگو مشتی سکینه
هر کسی تر بره خیری نبینه
این شعر هم اگر چه در دو بیت سروده شده و بیت اول آن به صورت ترانه ای مشهور و زبانزد است ، با این وجود ، ترانه ی بالا « دوبیتی – مثنوی » است و در این ترانه ، گوینده از دختری کوتاه قامت و یا حتی کم سن و سال می خواهد که نامش را برای گوینده بگوید تا با آن نام دخترک را بخواند و با او از در سخن درآید . اما بلافاصله در بیت دوم به یادش می آید که نام او « مشتی سکینه » ( = مشهدی سکینه ) بوده و از قبل با نام او آشنایی داشته است . بد اخلاقی و بی احترامی او به گوینده چندان است که به گونه ای زبان به نفرین و یا توهین می گشاید و آینده نگری می کند که هر کس با این دخترک ازدواج کند ، رنگ خیر و خوشی را در زندگی و دنیا و عمر نخواهد دید .
4. هوا گرمه که میل سایه دارم
طمع بر دختر همسایه دارم
همسایه لاکو بردن چندی ثوابه
اگر اونه نبرم می دیل کبابه
این ترانه ی عاشقانه هم در دو بیت سروده شده اما مثل نمونه قبلی « دوبیتی – مثنوی » است و حال و هوای آن هم ، سوز درون دل عاشقی است که از خواسته ی قلبی خود با دختر همسایه در میان می گذارد . اما زمینه چینی آن بسیار زیباست . « هوا گرمه که میل سایه دارم » که بیگمان از گرمای درون و آتش عشق درونی عاشق گالش خبر می دهد ، و با رسیدن به دختر همسایه می خواهد خود را از روزگار هجران از یار برهاند و به سایه ی امن معشوق پناه برد . به همین دلیل در مصرع دوم آن چه در دل دارد واگویه می کند « طمع بر دختر همسایه دارم » طمع در زبان محلی به معنای منفی آن کاربرد ندارد . و معنای آن علاقه ی قلبی است . دوست دارد از عشق خود به دختر همسایه پرده بردارد . مصرع ثواب ، به لحن مذهبی و دینی متوسل می شود و ازدواج با دختر همسایه را ثواب می داند . ولی با مصرع چهارم چکش کلام خود را محکم می کوبد که با نرسیدن به یار که دختر همسایه است ، دل عاشق کباب می شود . وزن این شعر هم همچون دیگر اشعار دیگر ترانه محلی در همان وزن مشهور مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل است و با جناس افزایشی « سایه و همسایه » بر زیبایی زبانی و لفظی شعر افزوده است.
نظیره ای بر همین دوبیتی ، ترانه ای داریم که می گوید :
هوا گرمه که میل سایه دارم
طمع بر دختر همسایه دارم
اگر همسایه لاکو گیر بیارم
دنیا آتش زنم شرمی ندارم
اما نمونه های دیگر :
1. اوخونه کی شینی دروازه داره
او لاکو کی شینی پر غمزه داره
اونی قد با می قد اندازه داره
اونی راشون چقدر مزّه داره
در این ترانه ی محلی ، در هر چهار مصرع با موسیقی کناری روبه روییم . اما در نمونه های زیر با فراخوان ( = ندا ) عمو دختر برمی خوریم ، تعداد بی شماری از ترانه های محلی گفت و گو با دختر عمو است .
در میان روستائیان – خصوصاً گالش ها – رسم است که می گویند : پیوند پسر عمو و دختر عمو در آسمان ها بسته شده است . به همین دلیل برای قوام نام و یاد خانواده در روستاهای شرق گیلان ازدواج پسر عمو و دختر عمو بسیار اتفاق افتاده است .
نمونه های زیر را ببینیم :
2. عمو دختر بومم تی بوردنه ره
بگو الماس بهیم تی گردنه ره
تی پئره دوز ببو می گیتنه ره
تی ماره سگ ببو می خوردنه ره
بیت دوم ای ترانه به صورت زیر هم آمده است :
یه شو بومم تی ورجه نیشتنه ره
تی خاطرخوان بومن تی کوشتنه ره
که در ترانه ی بالا با لحن غیر مؤدبانه ای گوینده سعی می کند از مانع تراشی ها و پرخاشگری های پدر و مادر دختر یاد کند :
3. عمو دختر دو چشم زاغ داری
سبد در دس و میل باغ داری
سبد در دس که میل باغ ما کن
سرم بشکن ولی دردم دوا کن
4. عامو دختر مو تی میمانم امشب
( میمان : مهمان ؛ در میان آماردها ، بسیاری از اسامی افراد مثل بهنام ، بهرام ، مهران و مانند آن را بینام ، بیرام ، میران تلفظ می کنند . )
گدازاده بدم سلطانم امشب
الهی دونم تی بابا خونه بیا
میون آسمان غلتانم امشب ( میان رختخواب غلتانم امشب هم شنیده ام)

نیز نمونه هایی داریم که فراخوان ( = ندا ) و مورد خطاب پسر عمو است . ببینیم :
5. عمو پسر تی گردن شابلوره ( نیز : عامو پسر می گردنه ی بلوره )
خیال کردی مرا هیچ کس نبوره ؟
مره شاهان بورن تی چشم کوری
تی ببورده زن می سگ نبوره ( نیز : همه در وطنن مو در غریبی ؛ همچنین : تی ببورده یاره که می سگ نبوره )
6. ای را که شودره می عامو پسر
اونه دس چی دره سیگار نیم سر
سیگار را تو کشی دود را هوا کن
خراسون شو دری ما را دعا کن
7. ای را که شودری می عامو پسر
اینه دس چی دره یک دانه دفتر
تی دفتر مر هده تره بخونم
ساعته شیش ویریز تره دوخونم
8. دختر عامو بومم تی بوردنه ره
الماس بهیم تی گردنه ره
تی پئری دوزد ببو می گیتنه ره
تی ماره سگ ببو می خوردنه ره
اما نمونه های دیگر :
9. عزب لاکو بومم تی بوردنه ره
زر و زیور بیهیم تی گردنه ره
یه روزی مو بومم تی دیدنه ره
تی مار جون داز ویته می کوشتنه ره ( ویته : گرفته است ، برداشته است .)
10. جیرا جورا شونن یه جفت خاخور
یکی نومزد داره یکی زن خاخور
اون که می نومزد باریک بلنده
اونی که زن خاخور گیسو بلنده
11. هوا میل چی داره میل وارش
مره نیگا نکون ای خر گالش
مره نیگا نکون مو نومزد دارم
انگشتر طلا فیروزه دارم
در این شعر هم تکرار در مصرع دوم و سوم به عینه دیده می شود . این از جمله موسیقی درونی است که شعر محلی را دلنشین تر و به تأکید برگزار می کند . این نکته از ویژگی های سبکی ترانه های محلی است . اکثر اشعار محلی که به ترانه خوانده می شوند ، این تکرار به وضوح دیده می شود .
یکی دیگر از ویژگی های زبانی شعرهای محلی ، نفرین ، دعا ، فحش و ناسزا ، توهین است . در این ترانه « خر گالش » که دختر به کار می گیرد ، و به کسی که به او خیره شده ، او را مورد خطاب قرار می دهد ، نشان از همین استفاده بی پروا از واژه ها و الفاظ محلی است .
12. بول بول چپ چپ زنه تلیمباره گوشه
عجب عطری بومه عطری بنفشه
بوشو یاره بگو خود را نکوشه
اگر قسمت ببوم آیم تی کشه
13. بنال بول بول بنال بیچاره بول بول
دهان تنگه داری غومچه ی گول
اگر بول بول بدونه قیمت گول
شبان آمین کنان آید سر گول
14. کوچی لاکو مو تی خومی برنجم
شکم گورسنه چندی بموجم
شکم گورسنه ایمون نداره
شمی خونه سر و سامان نداره
ترانه – مثنوی ای که در زیر می آید جزو اشعار دوران نامزدی است . این دوران را به زبان محلی « نامزدبازی » می گویند . عاشق برای دیدار معشوق خود را به آب و آتش می زند تا از معشوق سراغی بگیرد و دور از چشم اغیار به وصال یار برسد . اما با مانع روبه رو می شود ، هر چند منتظر دیدار می ماند ، چشم به راهی اش به جایی نمی رسد ،س لذا زبان به شکوه می گشاید که برای دیدار دیوار خانه خود را به زحمت نینداخته است .
15. دوره را جی بومم مو نومزد بازی
نومم شمی خونه مو کج فرازی
دوره راجی بومم می یاره بینم
نومم شمی خونه دیواره بینم
16. شمی خونا پوشتا می بادوم باغه
شمی تلار اتاق می تختخوابه
زما ورس ورس دوخشن چراغه ( دوخشن : خاموش کن )
دور را جی بومم می وقت خوابه
17. چندی مو پوس با بکنم ای پرتقاله
چندی نیا با بکونم بلندی بالا ره
بلندی بالا نگوده بو می دیله کاره
امروز نشا با بکونیم فردا دوباره
این شعر مایه های نشاکاری در خود نهفته دارد . این ترانه از ترانه های مشهور شرق گیلان است که افراد بی شماری آن را به صورت ترانه اجرا کرده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع ویژگی های سبکی، بی خانمانی، ژاندارمری Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع گیاهان دارویی، حرکات موزون، مصرف کننده، سرچشمه ها