پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات فارسی، پاداش و کیفر، ادبیات فارسی و عربی، شفیعی کدکنی

دانلود پایان نامه ارشد

در پاره‌ای از عبارات قرآنی نیز تأثیر بسزایی دارد. تضاد یکی از انواع آرایه‌های ادبی در سخن برای روشنگری، زیبایی و لطافت است. صنعت تضاد در ادبیات فارسی و عربی پر‌کاربرد است. هرگاه دو واژه بامعنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید می‌آید. تضاد، یکی از مواردی است، که در سوره مبارکه حج کثیرالاستعمال است و باعث ایجاد نوعی موسیقی معنوی در متن این سوره شده است. در زیر تلاش شده تا به‌طور کامل به بررسی انواع طباق به کار گرفته‌شده پرداخته شود:

3ـ2ـ2ـ4ـ1ـ1 تضاد ظرفی
به تضادی اطلاق می‌گردد که بر تقابل انواع کلمات با معانی ظرف دلالت کند، و فرقی ندارد که این ظرف، ظرف زمان باشد و یا مکان، درواقع هرگاه دو کلمه متضاد در جمله وجود داشته باشند و این دو کلمه ظرف باشند، ما شاهد تضاد ظرفی خواهیم بود مانند آنچه در سوره مبارکه حج به کار گرفته‌شده است:
﴿ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ﴾ (11) در این آیه دو واژه‌ی «دنیا» و «آخرة» به‌عنوان متضاد ظرفی در کنار هم قرارگرفته‌اند که علاوه بر خلق موسیقی معنوی که در نفس ایجاد می‌شود، نهایت بزرگی و غیر متصف بودن این خسران و ضرر و زیان را نشان می‌دهد. همچنین در آیه‌ی زیر: ﴿ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴾ (61) میان دو اسم «اللّیل» و «النّهار» که هرکدام دو بار تکرار شده‌اند، تضاد ظرفی وجود دارد. این تضادها که از چینش این الفاظ در کنار هم به وجود آمده‌اند ضمن ایجاد موسیقی فکری، قدرت و عظمت خداوند را در گردش شبانه‌روز به تصور می‌کشد، و علم از اعمال مردم در هرلحظه از شبانه‌روز نیز بر این قدرت می‌افزاید. علاوه بر موسیقی معنوی، وجود آرایه‌ی سجع متوازی، موسیقی بیرونی این آیه را نیز تقویت کرده است.
﴿ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴾ (64) در این آیه نیز چینش دو لفظ «السماوات» و «الأرض» باعث به وجود آمدن موسیقی معنوی خاصی شده است که تفکر انسان را به مالکیت بی‌چون‌وچرای خداوند نسبت به همه‌ی موجودات زمینی و آسمانی سوق می‌دهد و بی‌نیاز بودن خداوند را نسبت به بندگان نشان می‌دهد زیرا ذات تبارک‌وتعالی، خود مالک حقیقی همه‌چیز است.در آیه زیر نیز چنین هماهنگی و تناسبی را همچنان می‌توان مشاهده کرد: ﴿ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴾ (76) انتخاب دو ترکیب«مابین ایدیهم» و «ما خلفهم» حاکی از چیدمانی منظم با موسیقی فکری است که برای شنونده، اندیشه ناظر بودن خداوند ـ در همه حال ـ نسبت به همه‌ی بندگان را تحکیم می‌بخشد.

3ـ2ـ2ـ4ـ1ـ2 تضاد وصفی
به تقابل و تضاد بین دو فعل و یا دو صفت، که مفهوم عبارات را در مقابل هم قرار می‌دهد، تضاد وصفی گویند. تضاد در وصف از ارزش زیادی برخوردار است و می‌تواند حالات، روحیات، و عاقبت معکوس هر شخص را در ذهن مخاطب به تصویر بکشد؛ بدین ترتیب که با تلاوت حال و وصف وخیم مشرکان، ذهن قادر به ترسیم نعمت‌هایی می‌شود که برای مؤمنان مهیّا شده است و یا برعکس. این نوع از تضاد از بسامد بسیار بالایی در این سوره برخوردار است و به‌وضوح سبک این سوره را تحت تأثیر قرار داده است. ازجمله موارد آن، قول پروردگار در آیه (2) است که می‌فرماید: ﴿وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ﴾ (2) میان دو کلمه‌ی «سُكارى‏» و « وَ ما هُمْ بِسُكارى» تضاد وصفی وجود دارد. بدین معنا که از خود بی‌خود شدن ناشی از عذاب روز قیامت را به مستی نسبت می‌دهد که انسان از اختیار عقل خود خارج می‌شود و برای به اوج رساندن این بی‌هوشی و از خود بی‌خود شدن، مستی آن را از دایره مستی با شراب دنیوی خارج می‌کند؛ تا تصور بر این نباشد که مستی از روی شادباش و سرخوشی است بلکه این مستی از برای عذابی است که با دیدن وقایع قیامت ایجاد می‌شود.
﴿ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُم﴾ (5) بین دو ترکیب «مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ» و « وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ» تضاد وصفی وجود دارد. که ضمن ایجاد موسیقی فکری(معنوی)، اسباب تفکر در مورد قدرت خداوند را به نمایش می‌گذارد؛ بدین معنا که از همان ابتدای تولد(قبل از انعقاد نطفه) خلقت انسان در گروه اراده و مشیئت الهی است. اراده اوست که به تعبیر امام علی(ع): از آبی گندیده، انسانی بدین پیچیدگی به وجود می‌آید. همچنین در آیه زیر: ﴿ وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴾ (5) میان دو ترکیب «همود الارض» و «اهتزاز الارض»، تضاد وصفی وجود دارد؛ بدین معنا که بی‌آب‌وعلف بودن و سرسبز و با طراوت بودن زمین، در یک جمله جمع شده اند تا الطاف الهی بر ذهن انسان متبادر گردد؛ لطف و ربانیّت اوست که می‌رویاند و به بار می‌نشاند و زمین خشک و بی‌آب‌وعلف را سرسبز و معطر می‌نماید. همان‌طور که گفته شد، با نگاهی به آیات سوره مبارکه حج درمی بابیم که از این نوع آرایه ادبی برای خلق موسیقی معنوی(فکری) بسیار استفاده‌شده است تا ضمن ایجاد موسیقی مذکور، فهم ذهنی موضوعات و مفاهیم خود را سهولت بخشد. در ادامه بحث به برخی از آیاتی که تضاد وصفی در آن‌ها وجود دارد، اشاره می‌شود:
﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ﴾ (11) ﴿ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ﴾ (12) ﴿ يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى‏ وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ﴾ (13) و همچنین: ﴿ وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَنا… ﴾ (58) میان دو فعل «قتلوا» و «ماتوا» تضاد وصفی وجود دارد؛ از این نظر که افرادی که در جنگ شهید می شوند طبق دین اسلام مرده حساب نمی‌شوند ﴿ وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴾ (آل عمران/169) و ازاین‌جهت با ماتوا که مراد از آن مرگ طبیعی است، تضاد وصفی دارد.
﴿ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴾ (62) همانطورکه ملاحظه گردید، در این سوره با چینش کلماتی که ازنظر معناشناسی با یکدیگر ارتباط تقابل و تضاد دارند باعث خلق نوعی موسیقی معنوی(فکری) شده است. ﴿ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ ﴾ (17) در این آیه می‌توان از تضاد وصفی‌ای که میان «آمنوا» و «أشرکوا» ایجادشده است، به تضاد عمیق‌تری دست پیدا کرد و با توجه به لفظ«یفصل» در این آیه به دو لفظ دیگر«الجنّة» و « الجحیم» رسید. این دو لفظ نیز دارای آرایه‌ی تضاد هستند و با خلق آهنگ درونی و موسیقی فکری، بر پاداش و کیفر الهی که بیش از هر چیزی از عدالت او نشئت می گرد، نیز تأکید کرده است:

با توجه به آنچه بیان گردید می‌توان از آیه 62 که تضاد بین دو کلمه «حق» و «الباطل» را در بردارد، به تضاد میان دو کلمه «کفر» و «ایمان» که محور عمیق‌تری از تضاد میان دو لفظ حق و باطل است، اشاره کرد:

3ـ2ـ2ـ4ـ2 پارادوکس «ناسازواره»
واژه‌ی Paradox از کلمه‌ی ‌لاتینی‌ Paradoxum برگرفته‌شده ‌‌و Paradoxum خود مركب ‌از Para به ‌معنی ‌مخالف ‌و مقابل ‌و doxa به ‌معنی ‌رأی ‌و اندیشه ‌است‌. آنچه‌ در این ‌نوشته ‌موردنظر ماست‌ معنی ‌این ‌كلمه ‌در اصطلاح‌ علم ‌بلاغت ‌است ‌و در این ‌علم ‌آن ‌را بیش‌تر در معنی ‌سخنی ‌دانسته‌اند كه‌ با ظاهر متناقض ‌و مهمل‌ دارای ‌معنی‌ درست ‌و ارزش ‌زیبایی‌شناسی ‌باشدب.
تناقض‌ در لغت ‌به ‌معنی ‌باهم ‌ضد و نقیض بودن، ضد یكدیگر بودن‌، ناهمتایی ‌و ناسازی ‌است‌. تناقض‌ در لفظ‌ در صورتی ‌است که ‌یكی ‌از آن ‌دو امری‌ را اثبات کند و دیگری ‌نفی‌، مانند هست ‌و نیست‌. تناقض ‌ظاهری ‌در سخنی‌ مصداق دارد كه‌ به‌ظاهر متناقض ‌و ناساز آید، اما حقیقت ‌پنهان ‌در پس ‌این‌ ظاهر متناقض‌، سبب ‌سازگاری‌ میان‌ طرفین‌ ناسازگار شود. تناقض‌ ظاهری ‌یكی ‌از اسباب ‌برجستگی ‌كلام ‌است‌.(داد، 1383: ذیل واژهی تناقض) آوردن دو واژه یا دو معنی متناقض است در کلام؛ بهگونهای که آفرینندهی زیبایی باشد. زیبایی تناقض در این است که ترکیب سخن بهگونهای باشد که تناقض منطقی آن از قدرت اقناع ذهنی و زیبایی آن نکاهد. (هادی، 1391: 141) تناقض به معنای ناسازگاری و ضد یکدیگر بودن و در اصطلاح ادبی آوردن دو واژه یا دو معنی متناقض در کلام است. این‌گونه ترکیبات در مرحله نخست ممکن است پوچ و بی‌معنا به نظر آید اما در پشت معنای پوچ ظاهری آن، حقیقتی نهفته است و همان تناقض ظاهری جمله، باعث توجه شنونده یا خواننده و کشف مفهوم زیبای پنهان در آن می‌شود. (میر صادقی: 1373: 46)
پارادوکس چیزی نیست جز طرح مفاهیم و بیان اندیشهها به‌صورت نامتعارف و عادت زا که ذهن مخاطب را به اندیشهورزی، تأمل، جستار گرایی و پرسشگری وادار میسازد. ذهنی که به چنین مرحلهای دست‌یافت به یکی از متعالیترین مراحل رشد و خلاقیت رسیده است. (کریمی، 1381: 208) با ژرفنگری در عبارات متناقض نما و فراتر رفتن از تضادهای ظاهری، به لایههای دیگری از واقعیت پنهان در کلام پارادوکس میتوان دست‌ یافت. (درگاهی، لاتا: 48)
پارادوکس از شکستن حکم منطقی «اجتماع نقیضین محال است»، حاصل می‌شود و همین هنجارشکنی و آشنایی‌زدایی در کلام برجستگی ایجاد می‌کند؛ و به دلیل همین، برجسته‌سازی حتی در گفتار عوام هم کاربرد یافته است؛ و در تعبیرات عامه مردم ، هسته‌های این تصویر و تعبیر وجود دارد: «ارزانتر از مفت» ، «هیچ‌کس» و ضرب‌المثل «به مفت گران بودن». (شفیعی کدکنی، 1366، 57)
پارادوکس بدین معنی که شاعر تناقضی را در بین عناصر یک جمله یا در یک ترکیب می‌آورد. اگر ازنظر منطقی عیب است و پوچ و بی‌معنی به نظر می‌آید اما همین معنی پوچ ظاهری حقیقتی را در خود پنهان دارد و این تناقض ظاهری مفهوم جمله باعث تعمق خواننده و کشف مفهوم زیبای پنهان در آن می‌شود. در زیر به مواردی که از این فن زیبای بیانی در سوره مبارکه حج، استفاده‌شده است را موردبررسی قرارگرفته است:
﴿ كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْدِيهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعِيرِ﴾ (4)
این آیه در ظاهر متناقض نما یا پارادوکس دارد اما در حقیقت هدایت شیطان همان گمراه کردن بندگان است که شیطان این نقش را به‌گونه‌ای ایفاء می‌کند که انسان‌های گمراه شده گمان می‌کنند که بازیگر این دنیا هستند درحالی‌که بازیچه‌ای بیش نیستن و به گمان آن‌ها هدایت اصلی متعلق به آن‌هاست. و با اضافه شدن عذاب السعیر مشخص می‌شود که تا چه میزان در اشتباه هستند. و بدن شک گمراهان حقیقی خودشان‌اند.
﴿يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ﴾ (2) در ظاهر در این قسمت از آیه2 تناقض وجود دارد:

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع قرآن کریم، زیبایی شناسی، شفیعی کدکنی، تداعی معانی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع زبان عربی، اغراض بلاغی، فنون بلاغت