پایان نامه رایگان با موضوع ادبیات عامیانه، گره گشایی

دانلود پایان نامه ارشد

. کسی که به خشم سیاه گالش دچار شود می گویند : « سیاه گالش اونه بزه » . کوه را مکان پاک و معبد خدای پاکی ها می دانند . با درختان سایه دار و میوه دار خاطرات شیرین و فراوان دارند . چشمه سارها و آبشارها و قطرات آن ها به هنگام جرعه نوشیدن ، تن به آب زدن و به اصطلاح محلّی « آب تنی گودن و جون شیر » ، خستگی از تن بدر کردن خاطرات عاطفی و احساسی دارند . جز به هنگام نیاز و به اندازه ی نیاز خود از طبیعت و جنگل درختی جدا نمی کنند . بریدن شاخ درختان را شکستن بال فرشتگان می دانند و بدان اعتقاد راسخ دارند که با آسیب رساندن به طبیعت مورد خشم خدای طبیعت قرار می گیرند . تا پایان چرای دام ها بسیاری از ترانه های بومی که به یاد دارند ، می خوانند و درون خود را خالی از هر همّ و غم می کنند . نی می نوازند و با این نوازندگی بهتر با خدای طبیعت ارتباط برقرار می کنند . دام ها با نی چوپان و شبان بهتر چرا می کنند ، می بلاند ؛ شیر می دهند ، زاد و ولد می کنند . آهنگ و ترانه های بومی و محلّی در آنان ایجاد شعف می کند . خیر و برکت به زندگیشان سرازیر می کند . زندگی شان را هدفمند می کند . آهنگ ها و ترانه ها باعث می شوند تا ازاد و رها شوند ؛ از زندان تکلّف بدر آیند و چون خود طبیعت ساده باشند . صفا و صمیمیّت را از طبیعت می گیرند و خود صافی می شوند . شعرهای کوه نشینان ، چون خود آن ها ، خلق و خوی آن ها ، ساده ، بی پیرایه ، بی آلایش ، صمیمی ، لطیف ، ظریف و زیباست . زبان ترانه های عامیانه ، دلنشین ، دلنواز ، شورانگیز و دلگشا است . سرایندگان این اشعار ، به یقین خود روستایی بوده اند ، کوه نشین و شبان و چوبدار بوده اند . عاشق پیشه و سرشار از احساس و عاطفه بوده اند . روحیّات و خلقیّات حساس داشته اند . طبیعی و ساده زیسته اند . عمری با همین حال و هوا سپری کرده اند . دوست داشتنی چون طبیعت اند . صورت بشّاش و خندانی دارند و دیگران هم با دیدن شان شادان و خندان می شوند . حضورشان گرمی بخش محفل شان است . گره گشایی و کارگشایی شان بسیار تأثیرگذار است . جمع پذیر و خلوت گریز و اهل کارند . همکاری شان ستودنی است . کاری از دستشان برآید انجام می دهند . به هنگام ضرورت ، دستگیری می کنند . خوش اند و خوشی را تبلیغ می کنند . غم کمرشان را خم نمی کند . مقاومت کوه و استواری و صلابت کوه در خلق و خوی شان اثر گذار بوده است . در برابر سختی ها مقاوم ، صبور و شکیبای اند . در شالیزارها ، باغ چای ، در پرورش کرم ابریشم ( = نوغان ) ، دامداری آستین بالا می زنند و به یاری همدیگر می شتابند . ترانه های کارشان پر از پویایی ، صمیمیّت و توسّل است . عاشق پیشه اند . شعرهای عامیانه ی عاشقانه شان بسیار شنیدنی است . عشق و صمیمیّت و زلالی در آن ها موج می زند . خود را بخواهند معرفی کنند ، از داشته هایشان ، از ابزار کارشان وام می گیرند :
« مو یته واج بومه دازم . »
یا ، سقف ساده ی سادهی خانه شان که « لت پوشی » است خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در ذهن شان تداعی می کند و زندگی زیر این سقف های چوبی را با زندگی در کاخ های مجلل معاوضه نمی کنند . در این محیط نفس می کشند و نفس کشیدن در جلگه و شهر را جزو زندگی خود محسوب نمی کنند .
وقتی تی لت پوشه خونانه ینم
فسوس دسوس
به شغل و پیشه شان عشق می ورزند . دامداری که بخواهد ترانه سر دهد ، یا سخنی ساز کند ، یا درد دلی نماید ، و یا بخواهد زبان به شکوه و گلایه بگشاید ، زبان به نفرین بیالاید و … از خود و شغل خود وام می گیرد . ببینیم :
امو دوته براریم در بیجارکار
می ورزه لاغره نکونه مر کار
الهی جیت بشکهه گاجمه گومابون
می ورزه کوه بشون مو بغل یار
شعر عامیانه و ترانه های بومی از زندگی مردم حکایت می کند . بیانگر و توصیف کننده و تصویر گر زندگی واقعی مردم است .
دیلم دیوانه بو دیوانه تر شد
لباسم کهنه بو و کهنه تر شد
طبیب آورده اند دردم بدانند
طبیب از درد من دیوانه تر شد
ژوکوفسکی در مقدّمه ی کتاب ارزنده ی خود به نام اشعار عامیانه ایران می نویسد : « ادبیات عامیانه ی فارسی که از لحاظ زبان و شکل و محتوا جالب توجّه است ، تاکنون رشته ای کاملاً تحقیق ناشده و ناشناخته باقی مانده است . » ( ژوکوفسکی ، 1389: 15 )

فصل 4 ، بخش 1
ترانه های گالشی منطقه اتاقور

1 . عزیز جان ی تی گردن را علم کن
شب تاره سان پیرهن دنکون
سان پیرهن برای عاشقانه
می دیل با تو تی دیل با دیگرانه
2. عزیزا کوی بدی بوم سیب فروشی
ندونم مو که مستی یا بیهوشی
به مردم می دهی مثقال به مثقال
به نگار می رسی خواربار فروشی ( به صورتِ سیب با بار هینی خواربار فروشی هم می خوانند. )
3 . گول سورخ و گول سبز و گول زرد
سر راهان بنیشتم با دیل تنگ ( سر راهان : سر جاده ؛ چهار راه ، محل عبور اصلی )
همه گویند چرا دیل تنگی دیل تنگ
گونم دیل تنگ نیم ، یار بدم چنگ
4 . خروسه ونگ زنه وقت سحر نیست
مرا از خواب بیدار کردن هنر نیست ( به صورت ِ میان عاشقان از تو خبر نیست هم می خوانند )
الهی خروسه تو کر ببی لال
مرا از خواب شیرین کردی بیدار
5. شب شنبه بنیشتم مو تنهایی
لب دریا بدا بو روشنایی
الهی روشنایی پیش بیایی
کدوم کافر بکشه چشم به راهی ( این ترانه به صورت ِ ِ « لب تلار بنیشتم مو تنهایی // لب دریا بیم مو روشنایی * الهی روشنایی پیشم آیی // کدوم کافر نکشه چشم به راهی » هم خوانده می شود .

6 . مسلمانان رسیدم دانه خانی ( دانه خانی ، نام محله ای است در طالقان بر سر راه الموت قزوین . عزیز وقتی به این ولایت می رسد که نزدیک سوهان است و محل استراحت مسافران و منظره ی بسیار زیبایی هم دارد ، دره کوهستانی این روستا و روستای سوهان بسیار زیبا و دیدنی است . )
یادم آمد که بانوی سوخانی ( سوهان : نام محله ای است در طالقان که بانویی در آنجا با دیدن عزیز ، دل به او می سپارد ، اما متوجه می شود که عزیز عاشق و دلباخته ی نگار است و هرگز به کسی دیگر جز نگار فکر نمی کند ، از دلبستگی خود دست برمی دارد و چشم می پوشد . )
الهی بانو جان تو در نمانی
مرا رسوا بگود این اردکانی ( این ترانه از ترانه های عزیز و نگاری است که عزیز سروده است . )
7. شب اوّل که قبرم می کنن تنگ
به بالینم نهند خشت و گل و سنگ
نه پا دارم گریزم کوچه ی تنگ
نه دست دارم که با موران کنم جنگ ( ترانه ای که خواندیم هر چهار مصرعش موسیقی کناری دارد . )
8 . گیاه سوخته را شبنم چه حاصل ؟
دیل پر سوخته را قلیان چه حاصل ؟
مرا بردن قبرستان خاک سپارن
بعد موردن مرا گریه چه حاصل ؟
9. راهم دور و درازه مرکبم لنگ
که بارم شیشه و هم صحبتم سنگ
من از عمر خودم خیری ندیدم
چرا بر شیشه ی مردم زنم سنگ
10 . ماری ماری مرا دادی به غربت ( این دوبیتی هم ، هر چهار مصرعش قافیه دارد )
مرا دادی به دست بی مروت
اگر زنده شدم آیم تی خدمت
اگر مرده شدم تی سر سلامت
11 . بوز ورا پوس کلاه چه خوبه مو بوز بچه پوس کلاه دارم
یار دور را چه خوبی مو می پره بون دارم
می دیل خواسّی هف شبان روز عروسی بدارم
می دسّ جیب ببورم بدیم دینار ندارم
( این شعر با معیار دوبیتی هایی که از آن سخن گفتیم ، همخوانی ندارم .اما به جهت مشهور بودن ترانه ای که در اتاقور خوانده می شود ، در این جا آوردیم .)
12 . هلاچی و هلاچی
هلاچ هلاچی کونه
نامزد بازی کونه
گردن درازی کونه
( یک ترانه ی با معیارهای دوبیتی ها تفاوتی فاحش دارد . بیشتر این ترانه را برای ناز کردن بچه ها می خوانند . گاه با لحنی تمسخر آمیز و کنایه آلود بیان می دارند و کسی را که زودتر از موعد ، بزرگی خود را به رخ می کشد و دور از چشم دیگران و بزرگان خانواده با دختر پیمان دوستی و عشق می بندد و نامزد بازی می کند . )
13 . مال گالش تی مالان هاگردانی تو
گوسوندانه بچرانی خودتا بگردانی تو
دوست دیلا شاد بگودی
دشمن دیله بترکانی تو
( وزن در این دوبیتی شکسته و با معیارهای عروضی همخوانی ندراد . وزن دارد ، به صورت تصنیف می توان خواند .
14. سو به سو ، سو به سو ، ستاره ی سو
امو هر دو دتاوسیم به یک کوه
نر نخورده کاوی وره داشتن چه دلیله
ماری به اون خوبی وره چر ذلیله
15 . سمند قاطر بچر در ملک ساری
خیلی وقته نکردم چاربداری
سمن قاطر بیا بارت کنم من
حنا بر کاکل یالت کنم من ( درد دل گویی چاربدار با قاطر ، این ترانه از جمله ترانه های دامداران است )
16 . سیا ابرا بگیت کلوان کوه را
پیش چشمم ببردن ماه نو را
من و کلوانیان با هم بجنگیم
شاید آبی ببندیم کهنه جوب را
( قافیه ها در هم می ریزد و معیارها می شکند ، موسیقی کناری با هم نمی خواند ، ولی نوعی سجمع در پایان بندی دو بیت برگزار شده است .)
17. بیجار سر کوتام چی نقشه داره
دوکان تو هیسه پور غمزه داره
اونی قد و می قد اندازه داره
اونا نیگاه گودن چی مزّه داره ( شعر بیجارکاری یا شالیزاری است . )
18. بیجار سر کوتام چندی بخوسم
احوال می یار از کی بپورسم
موکه میرزا نیم نامه نویسم
چار بدار کافر از کی بپورسم ( شعر بیجارکاری است )
19. نگار نازنین می ریزه دندون
تی واسر مو بنیشتم کنج زندان
از این قبله دو تا مأمور درآیه
یقین دارم این مأمور امایه
20 . مو قوچ …. گله گردن
اگر سر را ببورن بر نگردم
اگر سر را ببورن مثل گوسفند
خون آلود می شوم دورت بگردم
21 . عزیز جون نیشته بو کنج بخاری
قلین در دس داری فکر و خیالی
دو تا مأمور از این قبله درآمد
یقین دونم که مأمور امایی
22. نکش سورمه تو بی سورمه جوانی
نکن غمزه تو می یار نمونی
نه قد داری نه قامت نه جوانی
نه مثل یار من شیرین زبانی
23 . نگه کردم قبرستانان چه جایی
رفیقون می روند هرگز نیایی
جوانان می روند نوبت به نوبت
یقین دونم این نوبت امایی
24 . آفتاو شو دره پرّان پرّانه
می عزیز شو دره دیل ناگرانه ( عزیز من قصد رفتن دارد ، دل نگران و دل تنگ او هستم )
رفیقون بگیرین دور ماشینه
انتظام بدین امشو بمونه ( کاری بکنید ، التماس بکنید ، امشب را در همین جا بماند . به صورت دیگر هم شنیده ام : « می عزیز امشبه می ور بمونه » )
25 . شونی شونی کونم مو شو نتونم
می عزیز دور دره مو دِ نتونم ( این ترانه از جمله ترانه های غربتی است . مفهوم آن : عزیز من در دور دست ها زندگی می کند ، من دوری اش را نمی توانم تحمل کنم . )
گل باغونه همه گول کاری کونم
می عزیز جون میان گل بدارم
26 . مسلمانان بیایین دیدن من
می عزیز جون بیارین وطن من
عزیز جون بیارین آسه به آسّه ( آسّه به آسّه : آهسته به آهسته )
ماری جون ما درم دیلم شکسّه ( مادرم : دارم می ایم )
27 . گولی بودم که باغون غمچه کردم ( غمچه : غنچه )
زرج بودم بیابون بچه کردم ( زرج : کبک )
کدوم نامرد می جفته تاک بگود تاک ( تاک : تک )
می دیل تا قیامت داغ بگود داغ
28 . گیلانون … تون خیلی رایه
همه چوب و سوفال و روز کوتایه
امیر مایه شبان چه منگتابه ( مهتابه )
تی چشمون چی مونن چینی بوشقابه ( تشبیه به کار ر فته در این بیت برایم تازگی دارد . نخستین بار است که چشم های یار را به بشقاب چینی مانند کرده اند .
عزیز جونیِ بخوس وقته تی خوابه ( این شعر به ظاهر به هنگام خواباندن بچه به صورت لالایی خوانده می شده است .
29 . عزیز جون چه شبان تار بگذشت
عزیز برخیز تی قول و قرار بگذشت
مره وعده بنه ماهان درآمد
ماهان آمد سر تلار بگذشت ( شعر عزیز و نگاری است )
30 . وراورا بشوم زرگر لاته
خوجیر لاکو بدیم دونه هپاته
دماغه قلمه مچّه نباته
قربون خدا بشوم نازنین چی بساته
31 . گول بوته مو مذهب دین دارم
بر محمد صلوات نسیمی دارم
رنگ علی یم و عطر محمدی دارم
خوبی حسین و خلق حسن دارم
32 . روخونه آب بومه تا پای گردن
رفیقون بگیرین می بال گردن
رفیقون جمع ببین لب روخونه
ضمونت بکونین می یار بومونه
33. کوچه وچی تی خونه تاج سر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع آداب و رسوم، قهوه خانه ها، اثر ادبی و هنری، اجتماعی و سیاسی Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع اقتصاد کشاورزی، اقتصاد دامداری، ادبیات عامیانه، وزن و آهنگ